گلبستان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

موقعیت جغرافیایی:

روستای گلبستان یکی ازبزرگ ترین و پرجمعیت ترین روستاهای شهرستان نکا واقع در استان مازندران می باشد.از نظر جغرافیایی د رجنوب شهرستان واقع شده است. از شرق به رودخانه ی نکا و روستای آبلو، از غرب به تپه هاو جلگه های زراعتی اهالی و زمین های زراعی قلعه سر و از جنوب به روستای زرندین متصل است. گلبستان به منزله ی نوار متصل کننده ی بخش هزار جریب به شهر نکا می باشد.

علت نام گذاری:

در اظهار علت نام گذاری این روستا نظرات متفاوتی وجود دارد.قبل از انقلاب نام آن "کلبستان" بوده است. در زیر به بیان اظهارات متفاوت می پردازیم.

1- "کلبستان" از لغت "کلبست" آمده که به معنای نی زار است و به الف و نون جا و مکان اضافه شده است.

2- "کلب" لغت عربی به معنای سگ است که به پسوند مکان (ستان) اضافه شده است. کلب + ستان: مکانی که در آن سگ پرورش می دادند.

3- در زبان عربی به مرد خوش اندام و خوش هیکل، کلبست می گویند که با الف و نون پسوندی مکان همراه شده است و به معنای جایی است که مردان خوش هیکل دارد.

4- درویشی در این محل زندگی می کرده که روی سنگ خانقاه او نوشته بود : کلب آستان توام یا علی مدد.

همچنین در فرهنگ لغت دهخدا آمده است:

کلبستان ، دهی از دهستان میانرود است که در بخش مرکزی شهرستان ساری واقع است و 390 تن سکنه دارد.

محلات روستا:

در حالت کلی آن را به چهار محل تقسیم کرده اند.

پایین محله:

به شرق روستا که در دست راست جاده می باشند به خصوص جنوب و جنوب شرقی روستا اطلاق می شود.این نام بیشتر برای منازل مسکونی داخلی اطلاق شده است.

بالا محله:

متضاد محلات بالایی برای منازل مسکونی در دست چپ جاده که غرب وشمال غربی روستا را شامل می شود لفظ بالا محله را به کار می برند.

پایین صحرا:

مناطق زراعی شمال روستا که در مجاورت شهرنکا و در سمت چپ جاده در کنار مزار واقع شده‌اند (شمال غربی) را با این نام می شناسند.

بالا صحرا:

در سمت راست جاده در شمال شرقی روستا اطلاق می شود.

اگر دقیق تر به نام محلات بنگریم به نام هایی می رسیم که در زیر به توصیف هریک از آنها می پردازیم.

قره کوه:

دلیل نام گذاری این است که درگذشته ی دور،گبری ها در اینجا سکونت داشته اند. نقل است که همان گبری کوه بوده که به قره کوه تبدیل شده است. در جنب مزار و آبندان است.

آب بندان:

یا همان آ ون دان، شالیزار هایی است که آب عامل اصلی رشد و رونق در این محل است. عمده شالیزار روستا در این قسمت قرار دارد.

پیردرویش سر:

ظاهراً دلیل نام گذاری این بوده که پیرمرد درویشی در آن نقطه زندگی می کرده است و دارای خانقاهی بوده است.در این نقطه کوره آجرها ی فراوانی و نیز زمین های زراعی وجود دارد.البته امروزه بخشی از ان مسکونی هم شده است.

ممیج تپه:

تپه ای که انگور (ممیج:کشمش) در آن روییده بود.

اسطلی:

لغت اسطل به معنای چاله و آبگیر است.

سنگ چکلی:

سنگ های صخره ای را به زبان مازنی "چکل"می نامند و این نام جدای معنی اصلی آن یعنی صخره نمی‌باشد.تپه های صخره ای که کوره های آجرپزی و مزارع در آن وجود دارد.

موزی باغ:

محله ای است که درقدیم انبوهی از درختان موزی (بلوط) بوده است و به همین علت به نام موزی باغ شناخته شده است.امروزه این درختان به صورت محدود وپراکنده وجود دارند.به دلیل تپه ای بودن در این منطقه برنج کشت نمی‌شود.

قریه:

به معنای روستا یا ابادی است. این جلگه به دلیل نام آن جنبه ی تاریخی نیز باید داشته باشد.گفته می شود در این زمین های در قدیم روستایی وجود داشته ولی حال اثری از ان نیست.

تق بن:

به معنای زیر درخت تق، محلی که ازنام ان می توان فهمید به جایی گفته می شود که زیر درختان تق قرار دارد.

چاه سر:

به معنای سر چاه آب، محلی است که در قدیم چاه هایی به صورت قنات در ان وجود داشته است که پس از گذشت زمان تخریب شده است.حال نیز چند چاه پر آب بدون اتصال قنات وجود دارد که مشرب زمین های زراعی است.

مرزی:

درخت ممرز را به زبان محلی مرز می نامند.به دلیل اینکه این ناحیه در قدیم دارای درختان ممرز بی شماری بوده است ، به این نام مشهورگشته است.این نام را همچنان اطلاق می کنند ولی در حال حاضر در روستا کمتر درخت ممرز دیده می شود.

تات دره:

در قسمت انتهایی جاده گلبستان، نرسیده به حد مرزی روستا زرندین با نام تات دره شناخته می شود.که دارای مرغداری هاو کوره های آجرپزی متعدد می باشد.

گل قرزم سر:

در زبان مازنی به جای عمیق "قرزم" گفته می شود که به این حساب وجه تسمیه ی ان بدست می آید. به دلیل وجود رود در کنار ان و ظاهراً عمیق بودن این نقطه از رود به آن گل(آب + خاک) قرزم سر می گویند.

تپه سر:

همان بالا تپه می باشد که در جنوب روستا و انتهای جنوبی روستا در کنار تکیه محل قرار دارد.

میانرو:

یا میان دورود، محله ای که به دلیل وجود رود نکا به این نام خوانده می شود که در کناره ی جنوبی ان کارخانه ی سیمان قرار دارد.

مرس دکتی:

در قسمت جنوب شرقی روستا در قسمتی از میانرو که مرز روستا با روستای آبلو است مرس دکه تی (جایی که مس افتاده) اطلاق کرده اند.گفته می شود به دلیل این که در قدیم مردی که با باری از مس سوار بر اسب در حال عبور از رودخانه بود در اثر خالی شدن زیر پایش به داخل رودخانه سقوط کرد و همین دلیل نام گذاری این منطقه به نام مرس دکتی شده است.

گرد آوری:علی رحمان پرست