ناصر رستگارنژاد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ناصر رستگارنژاد
نام اصلی ناصر رستگارنژاد
تولد ۳ اردیبهشت ۱۳۱۸
رشت
ملیت ایران
مرگ ۲۲ آذر ۱۳۹۷
کالیفرنیا
سبک‌(ها) موسیقی پاپ
موسیقی کلاسیک ایرانی
استاد(ها) کریم سرخوش
ابراهیم سرخوش
ساز(ها) سنتور
همکاری(‌های) مشترک احمد ابراهیمی٬ویگن، پوران، دلکش، الهه، جبلی، عباس مهرپویا...
اعضای پیشین رادیو ایران
سازهای برجسته
سنتور
علت معروف‌شدن ترانه‌های «شانه»، «مهتاب»٬ «رقیب» ...

ناصر رستگارنژاد (زادهٔ ۳ اردیبهشت ۱۳۱۸ در رشت - درگذشتهٔ ۲۲ آذر ۱۳۹۷ در کالیفرنیا) ترانه سرا و آهنگساز ایرانی بود.

نام او با ترانه‌های «شانه»، «مهتاب» و «رقیب» پیوند خورده است.

زندگی‌ هنری[ویرایش]

ناصر رستگارنژاد در سوم اردیبهشت سال ۱۳۱۸ در شهر رشت متولد شد. او فراگیری موسیقی را از سال‌های کودکی آغاز می‌کند. از ۱۴ سالگی نزد کریم سرخوش و پس از او نزد پسرش ابراهیم سرخوش٬ أموزش موسیقی را پی می گیرد.

در ۱۷ سالگی اولین ترانه خود را برای احمد ابراهیمی از خوانندگان آن زمان رادیو می‌سازد. پس از آن با تشویق استادش آهنگ شب‌های میگون را برای خانم لیلی قوانلو با نام هنری غزال ساخت. سپس به ساخت ترانه‌های بیشتری در رادیو نیرو هوایی و رادیو ایران ادامه داد و عضو شورای نویسندگان رادیو ایران شد. او طی مدت کوتاه فعالیت هنری خود در حدود ۳۸۰ ترانه تصنیف کرد که توسط بسیاری از خوانندگان مشهور آن دوران مانند: ویگن، پوران، دلکش، الهه، جبلی، عباس مهرپویا، شمس و ... اجرا شد.

رستگارنژاد دوست صمیمی مرحوم پوران و همسر اول او عباس شاپوری، آهنگ ساز و سازنده چند ترانه مشهور مانند نیلوفر بود و به واسطه همین دوستی چندین ترانه مشهور پوران از ساخته‌های او است. ترانه‌هایی مانند: خزر، طلیعه، افسونگر، شانه و شب بود، بیابان بود و ... ترانهٔ مهتاب، رقیب، شانه، به خاط تو، گلی به جمالت و ... با صدای ویگن نیز از کارهای رستگارنژاد است.

در اوایل دهه ۶۰ میلادی فستیوال موسیقی ملل در ایران و در تالار رودکی برگزار شد. از جمله مدعوین، پروفسور هنری کاول رئیس بخش موسیقی دانشگاه کلمبیا بود. ناصر رستگارنژاد به خاطر آشنایی با زبان انگلیسی عهده‌دار میزبانی او می‌شود. هنری کاول شیفته کارهای رستگارنژاد و اطلاعات او در زمینه موسیقی می‌شود. از او درخواست می‌کند تا برای تدریس و سخنرانی به آمریکا بیاید. مدتی بعد وی به علت درگیری با یکی از مقامات آن روزگار جلای وطن می‌کند و به اتریش و نزد لوریس چکناوریان می‌آید.

پس از آن در دسامبر سال ۱۹۶۳ به آمریکا و دانشگاه کلمبیا رفته و برای مدت شش ماه میهمان آن دانشگاه بوده‌است. او کنسرتی نیز در کارنگی هال نیویورک اجرا کرد که بلافاصله از طرف محمود فروغی، سفیر وقت ایران در آمریکا مورد قدردانی قرار می‌گیرد و روزنامه نیویورک تایمز نیز با انتشار مطلبی از وی تمجید می‌کند.

رستگار نژاد از آن تاریخ تا پایان عمر ساکن آمریکا بود و طی این مدت در دانشگاه‌های کلمبیا، نیویورک و پرینستون به تدریس ادبیات و موسیقی ایرانی اشتغال داشت و تقدیرنامه‌های زیادی از دانشگاه‌ها و روزنامه‌ها و مجلات معتبر دریافت کرد.

رستگار نژاد در سال های پایانی زندگی٬ روزهای آرامی را در شهر کوچکی در شمال کالیفرنیا گذراند. پس از مهاجرت اش با آن که بارها از او خواسته شد و به او اصرار کردند دیگر آهنگ نساخت. به جز آلبومی به نام چشمان سیاه که آن را به علت خواهش یک دوست قدیمی ساخت و از دنیای موسیقی کناره گرفت. او در سال های آخر زندگی بیشتر وقت اش را صرف کلاس‌ها و جلسات تفسیر شعر بزرگان ادبیات ایران کرد.

ناصر رستگارنژاد علاوه بر آنکه سنتور می نواخت، به غزل سرایی نیز می پرداخت و با نام «رستی» تخلص می‌کرد. از جمله شعری که در جواب شعر سیمین بهبهانی دربارهٔ صفحه قدیمی گرامافون سرود و باعث شد خانم بهبهانی در جواب اش بگوید: ... شعرت را خواندم و حیرت کردم که چرا با این قدرت و با این ذوق سرشار آنقدر کم‌کار می‌کنی و کم منتشر می‌کنی ...

قاصدک بگوی به سیمین شعرهای تازه بگویدببینمش که رخش سخن را می‌رود به قله رساند
بوسه زن به رویش و برگیر از دلش غبار زمانهباز هم ز صفحه لاکی التماس کن که بخواند
صفحه شکسته لاکی جان من فدای صدایتبی‌تو هرچه هست سکوت است این فقط صداست که ماند
ذوق نیمه خامش (رستی) از تو جان تازه گرفته استتا مگر سخن به درستی در مقام شعر نشاند

شب بود، بیابان بود

اکثر ترانه‌های ناصر رستگار نژاد تجسمی و تصویری است و به راحتی می‌توان آن‌ها را مجسم کرد. یکی از بارزترین مثال‌ها برای این‌گونه آهنگ‌ها ترانه «شب بود، بیابان بود» است که از ترانه‌های مشهور آن روزگار بود و استقبال زیادی از آن شد. او در مورد حال و هوای سروده شدن این ترانه چنین گفته است: شبی با خانمی در بیرون از شهر بودیم و باران سختی می‌بارید. کتم را از تن در آوردم و او را که احساس سرما می‌کرد پوشاندم.

او ادامه می‌دهد: حالتی که آن شب بر ما گذشت باعث ساخته شدن این ترانه شد که با صدای پوران اجرا شد و بعدها فریدون فرخزاد ـ بدون اجازه من ـ آن را بازخوانی کرد. این ترانه اجراهای متفاوتی توسط خانوم پوران در متن ترانه داشته که به نظر می‌رسد برای جلوگیری از برداشت‌های احتمالی اعمال شده‌است.

شب بو، بیابان بو، زمستان بو

بوران بو، درنده فراوان بو

من بوم و می دلبر جانان بو

از سردی می دوش رو بی جان بو

...

اجرای رادیو ملی ایران:

شب بود و تاریک و بیابان بود

باران است، سرمای زمستان بود

یارم در آغوشم هراسان بود

از سردی افسرده و بی جان بود

در فکر آن سیمین بر خوشگل

...

نسخه ضبط شده روی صفحه:

شب بود بیابان بود زمستان بودبوران بود سرمای فراوان بود
یارم در آغوشم هراسان بوداز سردی افسرده و بی‌جان بود
در فکر آن سیمین‌بر خوشگلاز جسم و جان خود بودم غافل
می‌کوشیدم بهرش از جان و دلمی‌بردمش با خود سوی منزل
گیسویش از باد و باران گشته آشفتهدر مویش گویی مروارید غلتان سفته
طی شد راه دشوار، آخر بر من و یاربا بوسه‌ای گرمی به او دادم
با لب‌های چون قند، بر رویم زد لبخندبرد آن همه رنج و غم از یادم

ترانه‌شناسی[ویرایش]

ترانه خواننده ترانه‌سرا آهنگ تنظیم
مهتاب ویگن ناصر رستگارنژاد ویگن آندرانیک
رقیب ویگن و دلکش ناصر رستگارنژاد عطاالله خرم عطاالله خرم
پیام رقیب ویگن ناصر رستگارنژاد عطاالله خرم عطاالله خرم
شانه ناصر رستگارنژاد
حکایت شمع[۱] قاسم جبلی ناصر رستگارنژاد سلمکی
هوس ویگن ناصر رستگارنژاد عطاالله خرم
بخاطر تو ویگن ناصر رستگارنژاد عطاالله خرم
سلام برغم ویگن ناصر رستگارنژاد
مادر منیره ویگن ناصر رستگارنژاد عطاالله خرم
صدای پا عباس مهرپویا ناصر رستگارنژاد مهرپویا
شانه قاسم جبلی ناصر رستگارنژاد سلمکی
شب بود، بیابان بود پوران ناصر رستگارنژاد
خزر پوران ناصر رستگارنژاد
طلیعه پوران ناصر رستگارنژاد
افسونگر پوران ناصر رستگارنژاد
گلی به جمالت ویگن ناصر رستگارنژاد

درگذشت[ویرایش]

ناصر رستگارنژاد روز پنج شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۷ در سن ۷۹ سالگی در کالیفرنیا درگذشت.[۲][۳]

پانویس[ویرایش]

  1. https://www.youtube.com/watch?v=PFoYMnClkAI
  2. امیر نوژن. «خبر درگذشت». اینستاگرام. 
  3. «ترانه سرای «مهتاب» درگذشت». روزنامه اطلاعات. شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷. 

منابع[ویرایش]

. http://www.oirvm.com/Royal/Royal45s.htm.