پرش به محتوا

من

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از من (ضمیر))

در زبان فارسی، من ضمیر شخصی منفصل برای اول شخص مفرد است و به معنی «گوینده» یا «خودِ شخص» به‌کار می‌رود.

در اصل، شکل کهن این واژه در مسیر تاریخی زبان فارسی می‌توانست به صورت اَز یا اَژ باقی بماند، اما بر پایهٔ دگرگونی‌های تاریخی و زبان‌شناختی، در فارسی نو به شکل من درآمده است. این دگرگونی از زبان پارتی (یا پهلوی اشکانی) آغاز شد و به فارسی میانه (یا پهلوی ساسانی) منتقل گردید؛ زبانی که میان سده‌های نخست میلادی جایگزین پارتی به‌عنوان زبان رسمی شد و بسیاری از واژگان و ساخت‌های دستوری آن را به ارث برد.

در فارسی میانه، برای ضمیر مفرد اول‌شخص دو صورت an/az و man وجود داشت. an/az معمولاً در نقش فاعلی به‌کار می‌رفت، اما در دوره‌های متأخر جای خود را به man داد که در نقش‌های مفعولی یا ملکی نیز به کار می‌رفت. این تحول از میراث زبان پارتی به فارسی میانه رسید و باعث شد شکل غیرفاعلی «من» در جایگاه فاعلی نیز رواج یابد.

وجه تسمیه

[ویرایش]

واژهٔ من از ریشهٔ بسیار کهن هندواروپایی *me-* (به معنی «من، خود») گرفته شده است که در بیشتر زبان‌های خانوادهٔ هندواروپایی بازتاب‌هایی مشابه دارد.[۱] در فارسی باستان، صورت فاعلی ضمیر اول‌شخص مفرد adam (𐎠𐎭𐎶) بوده است که در سنگ‌نوشته بیستون به‌کار رفته («adam Dārayavauš xšāyaθiya» = «من، داریوش، شاه»).[۲] در اوستایی، صورت azəm دیده می‌شود و در فارسی میانه به an یا man تبدیل شده است؛ از همین مسیر در فارسی نو به صورت امروزی من درآمده است.

ریشهٔ هندواروپایی *me-* در بسیاری از زبان‌های خویشاوند بازتاب دارد:

این ریشه در شاخه‌های ایرانی و هندواروپایی به دو صورت بازسازی می‌شود: *me-* (غیرفاعلی) و *eg-* (فاعلی). در فارسی نیز ردّ هر دو ساخت دیده می‌شود: «من» (از *me-*) و «اَز» (از *eg-*).

در زبان ترکی، ضمیر اول‌شخص مفرد ben (به معنی «من») به‌احتمال در اثر تماس تاریخی با زبان‌های ایرانی، به‌ویژه فارسی میانه، پدید آمده است.

از دیدگاه عرفان فارسی و تصوف، «من» در برابر «او» (خداوند یا حقیقت مطلق) معنا می‌یابد و نماد فردیت، خودآگاهی و نفس انسانی است؛ چنان‌که در متون صوفیانه، رهایی از «من» شرط رسیدن به «او» دانسته شده است.

کاربردهای ضمیر من

[ویرایش]

من برای اشاره در حالت‌های فاعلی، مفعولی و اضافی به کار می‌رود:

  • من در حالت فاعلی: من رفتم.
  • من در حالت مفعولی (غالباً به جای مرا، و مرا): دانی چه گفت مرا آن بلبل سحری / تو خود چه آدمی‌ای کز عشق بی‌خبری؟ (از غزلیات سعدی)
  • من در حالت اضافی: کتاب من.

ضمیرها فعل فاعل است هستند

سلام من پارسا هستم و

رفیق دارم اسمش کور ممده

ضمیر «من» در گویش‌های ایرانی

[ویرایش]
  • اوستا: منه (mana)؛
  • پارسی باستان: منا (manâ)؛
  • پارسی میانه یا پهلوی: مِن (men)؛
  • طبری: مِن (men)؛
  • کردی: مین (min)؛
  • خوانساری: مُن (mon)؛
  • تاتی: اَ (a)

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  • دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامهٔ دهخدا - جلد سیزدهم (مضعف-نواخانه)، چاپ اول از دوره جدید (۱۴ جلدی). تهران: مؤسسهٔ انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۷۹. شابک ‎۹۶۴-۰۳-۹۹۱۳-۲
  • محمد، معین. فرهنگ فارسی (متوسط) - جلد چهارم (معلی-ییلاق)، چاپ هفتم. تهران: مؤسسهٔ انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۴.
  • اشمیت، رودیگر. راهنمای زبان‌های ایرانی. انتشارات ققنوس. چاپ اول. ۱۳۸۳

جستارهای وابسته

[ویرایش]