فریبا وفی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فریبا وفی
زادروز بهمن ۱۳۴۱
تبریز
ملیت ایرانی
پیشه نویسنده، منتقد ادبی

فریبا وَفی[۱] ‏ (زادهٔ بهمن ۱۳۴۱ در تبریز) نویسنده ایرانی. دو رمان او یکی «پرنده من» و دیگری «رویای تبت» برندهٔ چند جایزهٔ ادبی معتبر در ایران شده‌است.

زندگی[ویرایش]

فریبا وفی در بهمن سال ۱۳۴۱ در تبریز[۲] به دنیا آمد. از نوجوانی به داستان‌نویسی علاقه‌مند بود و چند داستان کوتاه‌اش در گاه‌نامه‌های ادبی، آدینه، دنیای سخن، چیستا، مجله زنان منتشر شد.[۳]

اولین داستان جدی خود را با نام «راحت شدی پدر» در سال ۱۳۶۷ در مجله آدینه چاپ کرد. به گفته خود وی، هنوز جرئت نکرده بود نام کامل خود را در پای داستانش بنویسد. وفی این داستان را «خودجوش‌ترین» داستانش می‌داند.[۴]

نخستین مجموعهٔ داستان‌های کوتاه او به نام «در عمق صحنه» در سال ۱۳۷۵ منتشر شد و دومین مجموعه، با نام «حتی وقتی می‌خندیم» در سال ۱۳۷۸ چاپ شد.[۵]

نخستین رمان او «پرنده من» در سال ۱۳۸۱ منتشر شد که مورد استقبال منتقدین قرار گرفت. این کتاب برنده جایزه بهترین رمان سال ۱۳۸۱، جایزه سومین دوره جایزه هوشنگ گلشیری و جایزه دومین دوره جایزه ادبی یلدا شده‌است و از سوی بنیاد جایزه ادبی مهرگان و جایزه ادبی اصفهان مورد تقدیر واقع گشته‌است.[۶] همچنین این کتاب به زبان های انگلیسی [۷]، ایتالیایی [۸]، آلمانی [۹]و کردی سورانی [۱۰] ترجمه شده است .

رمان سوم او «رویای تبت» که در سال ۱۳۸۴ منتشر شد و چندین جایزه از جمله جایزه بهترین رمان هوشنگ گلشیری و مهرگان ادب را دریافت کرد و تا سال ۱۳۸۶ به چاپ چهارم رسید. وفی هم‌اکنون با همسر و دختر و پسرش در تهران زندگی می‌کند.

از فریبا وفی همچنین رمان «ماه کامل می‌شود» ،≪ رازی در کوچه ها ≫ ، ≪ ترلان ≫ در نشر مرکز منتشر شده‌است. و مجموعه داستان «همهٔ افق» و «در راه ویلا» عنواین دیگری از وفی است که در نشر چشمه منتشر شده‌است. همچنین رمان "رازی در کوچه ها" به زبان فرانسه ترجمه شده است [۱۱] همچنین فریبا وفی دیوان اشعار پروین اعتصامی را به نثر برای نوجوانان بازنویسی کرده است [۱۲] داستان هایی از او به زبان های روسی ، سوئدی ، عربی ، ترکی ، ژاپنی ، انگلیسی ترجمه شده است .

آثار[ویرایش]

مجموعه داستان[ویرایش]

نمونهٔ داستان‌های کوتاه[ویرایش]

در راه ویلا . در راه ویلا

«قدم از قدم بر نداشتم ، حاضر بودم به جای مامان زمین می خوردم ، و در این موقعیت قرار نمی گرفتم ، چیزی مانع شد بطرفش بروم ، چیزی که اسم نداشت ، ولی قلبم را سوراخ کرد ، رویم را برگرداندم و راه افتادم ،داشتم پاهایم را می کشیدم ، عرق از پشت گردنم رفت زیر لباسم ، بعد صدایی شنیدم ، صدا خفه و ناآشنا بود مثل صدای حیوانی که توی تله گیر افتاده ، از گلوی من می آمد ، نمی توانستم برگردم ، فکر می کنم همین ناتوانی از مهربان بودن یا چیزی شبیه آن بود که دچار خفگی بشوم و حتی نتوانم مثل آدم گریه کنم .»[۱۳]

رمان[ویرایش]

جوایز[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. تلفظ نام خانوادگی Vafi است.
  2. ««بیرون از گور» ـ فریبا وفی». رادیو زمانه، ۲۵ بهمن ۱۳۸۵. بازبینی‌شده در ۳ اکتبر ۲۰۰۸. 
  3. فرخ‌زاد ۸۸۲
  4. فرش‌باف، «فصل نو»
  5. وفی، فریبا. رؤیای تبت. چاپ اول. تهران: نشر مرکز، ۱۳۸۴. ISBN 964-305-824-7. 
  6. فرش‌باف، «فصل نو»
  7. My bird , Syracuseuniversitypress.syr.edu ,
  8. Come Un Uccello In Volo , ponte33.it
  9. Kellr VOGEL , rotbuch.de
  10. بالنده که ی من ، mukiryani.com
  11. Un secret de rue , zulma.fr
  12. دیوان پروین اعتصامی به روایت فریبا وفی ، parsehbook.com
  13. وفی 17
  14. بنیاد گلشیری
  15. فرش‌باف، «فصل نو»

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

جستجو در ویکی‌گفتاورد مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به فریبا وفی در ویکی‌گفتاورد موجود است.