طبقات ناصری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

طبقات ناصری نام کتابی است از منهاج الدین سراج جوزجانی که درباره تاریخ سلسله‌های اسلامی و درباره سلسله غوریان، نخستین سلاطین هند و جانشینان آنان و دوره استیلای مغول در سرزمین ایران در ۶۵۷ هجری تألیف شده است.[۱]

معرفی اجمالی[ویرایش]

طبقات ناصری از مهمترین و مشهورترین کتب تاریخی این عصر است که در زمان مؤلف به شهرت و اعتبار رسید و قاضی منهاج سراج نیز یکی از نویسندگان معروف و مورخان مشهور است که کتاب خود را به سلامت و روانی انشا نموده است. او علاوه بر اینکه از کتب تاریخی دیگر بهره‌های فراوان برده، از مشاهدات و تجربیات خود نیز در تألیف کتاب سود جسته است زیرا او یکی از رجال معروف عصر خود است که به دربار سلاطین غور و آل شنسب محشور بوده و بسیاری از حوادث تاریخی را در اوایل فتنه مغول به چشم دیده یا از اشخاص مطلع و خبیر آن عصر کسب اطلاع نموده است. پس از اینکه بر اثر فتنه مغول این مرد فاضل به هند رفت در آنجا به مناصب بزرگ درباری و قضائی رسید و در دربار پادشاهان دهلی به جاه و مقام دست یافت و در این زمان بود که مشاهدات خود را با نثری شیوا و دلچسب به رشته تحریر کشید و کتاب طبقات ناصری را به نام ناصر الدین و الدین ابو المظفر محمود بن سلطان التتمش تألیف کرد. قاضی منهاج سراج در نوشتن کتاب خود از کتب گذشتگان و معاصران خود سوده برده و تاریخ خود را از زمان حضرت آدم ابو البشر و سپس طبقه انبیا شروع کرده و همین روش بیست سال پس از او مورد استفاده قاضی بیضاوی در نوشتن کتاب نظام التواریخ قرار گرفته. کتاب نظام التواریخ که کتابی بسیار مختصر است عیناً نمونه برداری از طبقات ناصری منهاج سراج است. البته این سخن نفی دانش و کمالات و ارزش ادبی و تاریخی قاضی بیضاوی نمی‌کند اما آنچه مسلم است بیضاوی در هنگام نوشتن کتاب خود، کتاب طبقات ناصری را در پیش روی داشته است.[۲]

اهمیت طبقات ناصری[ویرایش]

کتاب طبقات ناصری اثر منهاج سراج جوزجانی از منابع مهم تاریخ ایران و بخشی از جهان اسلام و یکی از مهم ترین و مشهور ترین کتب تاریخی که از لحاظ تاریخی و ادبی میراث مشترک ایران، افغانستان، حتی پاکستان و هندوستان است؛ زیرا حاوی قسمت مهمی از تاریخ گذشته این کشورها است و مهم ترین منبع درباره ی تاریخ اوایل دوره اسلامی هند نیز محسوب می شود.[۳] درواقع اهمیت کتاب طبقات ناصری نیز بیشتر از لحاظ تاریخ غوریان، ملوک هند، چگونگی هجوم مغول و ویرانگری های آنان است که غالباً مؤلف شاهد عینی بوده ویا از قول منابع معتبر تاریخی و افراد موثق و معتبر آن را نقل کرده است. طبقات ناصری حاوی اخبار انبیاء و پادشاهان و خلفای اسلام و سلاطین عرب و عجم تا زمان مؤلف است.

نثر و سبک‌نگارش طبقات ناصری[ویرایش]

این کتاب با انشایی ساده و روان، به دور از ابهام، بی تکلف و حاوی تمام صفات ادبی زبان فارسی است. جوزجانی ظاهراً به فارسی وعربی نیز شعر می سرود و چند قطعه و قصیده از وی در طبقات ناصری آمده است. بااینکه مؤلف به زبان عربی و علوم شرعی کاملاً تسلط داشت، ولی در نگارش این اثر از نثر و روش پیچیده و متکلف سایر نویسندگان عصر خویش پیروی نکرده است. زبان کتاب بسیار درست و استوار است؛ همچنین فعلهای قدیمی در آن بسیار کم مورد استفاده قرارگرفته و دارای جملات مجزا است. در این کتاب لغات مغولی برا اولین بار داخل زبان فارسی شده است و لفظ مغول نیز شنیده می شود. کلمات عربی جز در سرفصل کتاب که ستایش خداوند است، در کتاب کمتر دیده می شود. آیات قرآن و احادیث تقریباً کمیاب و نادر است شعر عربی در جلد اول دیده نمی شود و در جلد دوم، اشعار عربی گاهی از خود منهاج سراج و گاهی از دیگران دیده می شود. اشعار فارسی بصورت رباعی در همه جای کتاب پراکنده است، مخصوصاًدر جلد دوم که غالباً از خود قاضی منهاج سراج است.

تصحیح کتاب[ویرایش]

متن کامل کتاب طبقات ناصری توسط آقای عبدالحی حبیبی از محققین کشور افغانستان در دو جلد تصحیح شده‌است. جلد اول در کویتیه و کابل در سا۱۹۴۶م/۱۳۲۸ش؛ و جلد دوم در لاهور درسال ۱۹۵۴م/۱۳۳۳ش. به طبع رسید؛ سپس هردو جلد آن در کابل منتشر شد. درایران هر دو جلد کتاب یکجا در سال۱۳۶۳ش. توسط انتشترات دنیای کتاب به چاپ رسید ودر اختیار علاقه مندان قرار گرفت. مصحح محترم در تصحیح اثر ۶طبقه از طبیات ۲۳گانه کتاب از یک نسخه خطی یافت شده در قندهار را به عنوان منبع اصلی استفاده کرده و چون نسخه دیگری بدست نیاورده، از طبقه ۷به بعد را با ترجمه انگلیسی سرگرد راورتی مقابله و به اختلاف نسخ در ذیل صفحات اشاره کرده‌است. کتاب راورتی خاورشناس انگلیسی، در ۲ جلد در سال ۱۸۸۱م. منتشر شده‌است. جلد اول با مقدمه ای در ۱۴ صفحه و به همراه شرح حال مؤلف در ۳۰ صفحه شرح داده‌است. وی ۶طبقه اول کتاب رادر ۸ صفحه تلخیص کرده وازصفحه ۹ ترجمه مفصل طبقه ۸ یعنی ملوک اسلامی و طاهریان آغاز می‌گردد. جلد اول آن پس از نیمی از ترجمه طبقه ۲۲ خاتمه می‌یابد. جلد دوم نیز بقیّه طبقه ۲۲ شمسیان هند و طبقه ۲۳ خروج مغول و ۴ ضمیمه را دربر می‌گیرد. راورتی درآخر این جلد فهرست مفصل اعلام تاریخی و جغرافیایی را در ۲۷۳ صفحه آورده و ترجمه طبقات ناصری را به پایان برده‌است. او از ۱۲ نسخه خطی برای ترجمه انگلیسی خود استفاده کرده بود که مصحح کتاب به آن دسترسی نیافته‌است.[۴] مصحح اصلی کتاب حبیبی شخصاً اعتراف کرده‌است که درطول پنج سالی که به تصحیح اثر مشغول بودا است، بارها به سبب نیافتن کتب و مراجع لازم در کابل، قصد آن داسته تا کار را رها کند؛ مخصوصاً که درگیر مسئولیت‌های اداری و دفتری نیز بوده‌است و هفته‌ها و ماه‌ها کار به تعویق افتاده‌است با این حال کار خودرا با وجودیکه ناقص خواهد بود دوام دادم. از اشکالات کتاب این است که مصحح کتاب، کلمات را مثل نسخه خطی متصل به هم نوشته و این قضیه گاه موجب بدخوانی متن می‌شود. از ویژگی‌های چاپ کنونی، داشتن بیش از دویست صفحه تعلیقات ارزشمند درمورد شرح حال نویسنده و توضیح در مورد برخی مسائل تاریخی و بعضی لغات و اماکن جغرافیایی است که در آخر کتاب آورده شده‌است. بااین حال برخی اشکالات درداخل متن کتاب وجود دارد که برای نمونه به برخی از اشکالات تاریخی یا جغرافیایی بخش غوریان اشاره می‌کنیم.

طبقه‌بندی کتاب[ویرایش]

پس ازذکر خداوند، نعت پیامبر و سبب تألیف کتاب، کتاب به بیست و سه طبقه تقسیم شده است. طبقه اول، طبقه انبیاست (از ابوالبشر آدم تا سال دهم هجری که به آن الحج الوداع می گویند). دوم، خلفای راشدین (از ابوبکرتا علی، از علی تا عشره مبشره). سوم، از بنی امیه تا پایان مروان حکم. چهارم، بنی عباس تا پایان المستعصم بلله. پنجم، ملوک باستانی (کیانی-اشکانی-ساسانی و طبقه اکاسره (اکاسره همان سلسله سامانی است). ششم، ملوکیمن. هفتم، طاهریان. هشتم، صفاریون. نهم، سامانیان. دهم، دیالمه. یازدهم، سبکتکینه. دوازدهم، سلجوقیه. سیزدهم، سنجریه. چهاردهم، ملوک‌نیمروزوسیستان. پانزدهم، ملوک‌کرد. شانزدهم، خوارزمیه. هفدهم، سلاطین شنسبانیه و ملوک غور. هجدهم، سلاطین شنسبیه و طهارستان و بامیان. نوزدهم، ذکر سلاطین غزنین ازشنسبانیه. بییتم، سلاطین هند در مغرب. بیست و یکم، سلاطین شمسیه هند، مقدمه جلد دوم. بیست و دوم، ملوک‌شمسیه در ممالک هند و طبقه بیست و سوم، وقایع اسلام و خروج کفار. بیست و یک طبقه در جلد اول و دو طبقه در جلد دوم قرار دارد.

جنبه های تاریخ‌نگاری کتاب[ویرایش]

از لحاظ جنبه های تاریخ‌نگاری، جوزجانی برعکس ابوالفضل بیهقی که شجاع و نترس است و از اظهار حقایق باکی ندارد، او احتیاط و میانه روی را رعایت کرده است و صراحت و شهامت کلامی که بیهقی داشت را قاضی نداشته است. از نوشته های منهاج سراج بر می آید که در مقابل هر مدحی طمعی داشته و حمد و ثنای ملوک را براساس منافع شخصی خود نوشته است. قاضی در بعضی موارد در مقابل ثنا و ستایش، انعام دریافت می‌کرده است، که این روش مورخین درباری و رسمی شاهان است. از لحاظ روش تاریخ‌نویسی، هرچند که بیهقی بر قاضی منهاج برتری دارد، اما در طرز تحریر و سبک انشای روان، قاضی بر آن مورخ برتری دارد. کتاب دارای نثری بسیار شیرین و استوار است و مزایای فراوان در سبک و اسلوب دارد که مورد اقتباس و تقلید بیشتر مورخان بعداز او قرار گرفته است.[۵] منهاج سراج در تألیف طبقات ناصری از کتب تاریخی دیگر نیز بهره برده است: تاریخ بیهقی، تاریخ ناصری بخش از بین رفته تاریخ بیهقی، قانون مسعودی اثر ابوریحان بیرونی، قصص الثانی اثر ابن هیثم نابی، تاریخ یمیینی اثر ابونصر عتبی، نسب نامه اثر مرورودی.[۶]

گوشه‌ای از کتاب[ویرایش]

قاضی منهاج‌السراج که خود شخصا در جنگ با مغول‌ها شرکت داشته است، از قول یکی از بزرگان خراسان، وحیدالدین پوشنچی، داستان ملاقات او را با چنگیزخان نقل کرده است. روزی چنگیزخان به قاضی وحیدالدین می‌گوید از من به دلیل کینه‌جویی از محمد اُغری، نام بلندی در تاریخ خواهد ماند. اُغری به زبان مغولی یعنی دزد.
قاضی منهاج السراج می‌نویسد:
اگر خان مرا به جان امان دهد، یک کلمه عرضه دارم. فرمود که تو را امان دادم. گفتم نام جایی باقی مانَد که خلق باشد. چون بندگان خان جمله‌ی خلایق را بکُشند، نام چگونه باقی ماند و این حکایت که گوید؟ چون من این کلمه تمام کردم تیروکمان که در دست داشت بینداخت و به غایت در غضب شد و روی از طرف من بگردانید و پشت به طرف من کرد. چون آثار غضب در ناصیه‌ی نامبارک او مشاهده کردم، دست از جان بشستم و امید از حیات منتقطع گردانیدم و با خود یقین کردم که هنگام رحلت آمد و از دنیا به زخم تیغ این ملعون خواهم رفت.[۷]

پانویس[ویرایش]

  1. مقاله پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه (انگیزه نگارش). 
  2. http://wikifeqh.ir/طبقات_ناصری_(کتاب)
  3. مقاله پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه (انگیزه نگارش). 
  4. منهاج سراج، طبقات ناصری یا تاریخ ایران واسلام، به تصحیح عبدالحی حبیبی، دنیای کتاب، جلد۲، ص۳۶۸ص۷۰ ۳. همان، جلد ۱، ص۳. 
  5. منهاج سراج، طبقات ناصری ج۲، ۱–۲۲۲.
  6. منهاج سراج، طبقات ناصری، ۲۳۹.
  7. موحد، ضیاء. سعدی. تهران: انتشارات نیلوفر، ۱۳۹۲. ۴۸و۴۹. شابک ‎۷-۵۸۱-۴۴۸-۹۶۴-۹۷۸. 

منابع[ویرایش]

نرم افزارتاریخ اسلامی ایران، مرکز تحقیقات کامپیوتری، علوم اسلامی/طبقات ناصری، ویکی فقه

مقاله گنجینه معارف /طبقات ناصری یا تاریخ ایران و اسلام، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه

کتاب طبقات ناصری یا تاریخ ایران در اسلام، به تصحیح عبدالحی حبیبی، دنیای کتاب، ۱۳۶۳