شیخ صنعان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

شیخ صنعان یا سمعان[۱] عنوان داستانی از عطار نیشابوری است. «شیخ صنعان» طولانی‌ترین حکایت کتاب منطق الطیر است.[۲]

نگاره‌ای از داستان شیخ صنعان

داستان شیخ صنعان[ویرایش]

شیخ صنعان پیری صاحب کمال و پیشوای مردم زمانه خویش بود. او قریب پنجاه سال در کعبه اقامت داشت و هرکس به حلقهٔ ارادت او درمی‌آمد از ریاضت و عبادت نمی‌آسود. شیخ خود نیز هیچ سنّتی را فرونمی‌گذاشت و نماز و روزه بی‌حد به‌جا می‌آورد.

شیخ حدود پنجاه بار حج کرده و در کشف اسرار معنوی به مقام کرامت رسیده بود.[۳] شیخ چند شب پیاپی خواب می‌بیند که مقیم روم شده و بر یک بت سجده می‌کند. شیخ با مریدانش به روم سفر می‌کند و در آنجا دختری ترسایی (نوعی مذهب مسیحی) را می‌بیند و عاشق او می‌شود. شیخ بیش از یک ماه برای وصال دختر عجز و لابه می‌کند. دختر برای شیخ چهار شرط می‌گذارد:

سجده کردن بر بت، سوختن قرآن، نوشیدن خمر و دست شستن از ایمان[۴]

شیخ علاوه بر اجرای این شروط، یکسال نیز به جای کابین دختر برای او خوکبانی می‌کند. مریدان از بازگشت شیخ ناامید می‌شوند و به دیار خود بازمی‌گردند. یکی از مریدان که در سفر با شیخ نبوده به امید بازگشت شیخ به روم سفر می‌کند و در آنجا ۴۰ روز برای شیخ به دعا و تضرع می‌نشیند. سرانجام پیامبر اسلام را در خواب می‌بیند و مژده بازگشت شیخ را می‌گیرد.

شیخ سرانجام از قید عشق دختر آزاد می‌شود و این بار با خوابی که دختر می‌بیند؛ دختر عاشق شیخ می‌شود و با او به دیار شیخ می‌رود و مسلمان می‌شود. دختر در خواب می‌بیند که آفتاب به کنارش افتاده و به او می‌گوید با شیخ روان شو.[۴]

دربارهٔ شعر[ویرایش]

عطار این داستان را در قالب نظم و در409بیت سروده است.

نمونه‌ای از شعر[ویرایش]

مطلع شعر اینگونه است:

هر مریدی کان او بود ای عجب می‌نیاسود از ریاضت روز و شبهم عمل هم علم با هم یار داشتهم عیان کشف هم اسرار داشت قرب پنجه حج بجای آورده بودعمره عمری بود تا می‌کرده بود خود صلوة وصوم بی‌حد داشت اوهیچ سنت را فرونگذاشت او پیشوایانی که در عشق آمدندپیش او از خویش بی‌خویش آمدند ....

منابع[ویرایش]