ساخت ایران ۲

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ساخت ایران ۲
(Made in Iran 2)
Sakht-iran-2.jpg
گونهطنز، اجتماعی
نویسندهامیر عربی
کارگردانبرزو نیک‌نژاد
بازیگرانامین حیایی
محمدرضا گلزار
محسن کیایی
سحر دولتشاهی
مهران احمدی
سارا بهرامی
امیرحسین رستمی
حسین امیدی
محمد فرح بخش
بهنام تشکر
آن شی ژن
آرش استیلاف
مهدی جمشیدی
پاملا الکیک
موسیقی متنآرمان موسی پور
آهنگ شروعمحمدرضا علیمردانی (قسمت‌های ۹ به بعد)
اشکان کیانی و سعید شریعت (قسمت‌های ۱ تا ۸)
آهنگ پایانمحمدرضا گلزار
سینا سرلک
کشور سازندهایران
زبان‌(های) اصلیفارسی
تعداد قسمت‌ها۲۲
تولید
تهیه‌کنندهسید امیر پروین حسینی
منصور سهراب پور
تدوین‌گرآرش معیریان
نیما جعفری جوزانی
فیلم‌برداریابراهیم غفوری
انتشار
فرمت صداساخت ایران زمین
اولین نمایش درشبکه نمایش خانگی
انتشار اولیه۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ – ۲ آبان ۱۳۹۷

ساخت ایران ۲ نام فصل دوم مجموعه‌سازی ساخت ایران زمین است و در سال ۱۳۹۷–۱۳۹۶ تولید شده‌است. این سریال از ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ تا ۲ آبان ۱۳۹۷، توسط شبکه نمایش خانگی پخش شد. کارگردانی این فصل بر عهده برزو نیک‌نژاد است.

دربارهٔ فیلم[ویرایش]

ساخت ایران جزء اولین سریال‌های شبکه نمایش خانگی به حساب می‌آید که بسیار مورد استقبال مردم قرار گرفت.

فصل دوم این سریال نیز سعی شده تا با جذابیتی بیشتر برای مردم نمایش داده شود.

این فیلم در کشورهای ایران، لبنان و چین فیلمبرداری شده‌است.

این فصل در ادامه فصل اول و شش سال پس از رویدادهای فصل اول است.

داستان فیلم[ویرایش]

قسمت دوم(تعقیب)[ویرایش]

غلام متوجه می‌شود که توتونچی در حال تعقیب وی است. غلام به اصرار فرهاد راضی می‌شود تا با توتونچی ملاقات کند. توتونچی به غلام می‌گوید که ژاکلین به تازگی مرده و و یک بچه دارد که وارث تمام اموال خانواده لوریان هست و غلام پدر این بچه است…

قسمت سوم(بر سر دو راهی)[ویرایش]

غلام شوکه از خبری که شنیده‌است بر سر دوراهی قرار گرفته‌است. از طرفی دوست دارد در ایران بماند و با بیتا ازدواج کند و از طرف دیگر بچه‌ای در چین دارد که منتظر اوست. در این میان فرهاد و جمشید به دنبال آن هستند تا غلام را راضی کنند به شانگهای برود…

قسمت چهارم(سفر به شانگهای)[ویرایش]

درحالی‌که غلام و فرهاد خودشان را برای سفر به شانگهای آماده می‌کنند، توتونچی به دیدار غلام می‌رود و می‌گوید اشتباهی انجام شده و غلام پدر آن بچه نیست. جمشید که به شانگهای رفته و منتظر آمدن غلام است، با شنیدن این خبر به دنبال آن می‌رود که ببیند توتونچی واقعاً راست گفته‌است یا نه…

قسمت پنجم(موافقت)[ویرایش]

غلام خودش را برای سفر به چین آماده می‌کند که بیتا با پیشنهاد ازدواجی که غلام قبلاً به او داده بود، موافقت می‌کند. حالا غلام بر سر دوراهی می‌ماند که به چین برود یا در ایران بماند و با بیتا ازدواج کند…

قسمت ششم(مافیا)[ویرایش]

غلام، فرهاد و جمشید از طرف یک مافیای چینی – هنگ کنگی به گروگان گرفته شده‌اند؛ و می‌فهمند فنگ ژاکلین را کشته‌است! آن‌ها باید پول زیادی بپردازند. اما جور کردن این پول بر خلاف آنچه غلام و جمشید فکر می‌کنند، آسان نیست…

قسمت هفتم(ثروت)[ویرایش]

بچه غلام توسط فنگ به گروگان گرفته شده‌است. جمشید به غلام و فرهاد می‌گوید لوریان ثروتی دارد که جایی پنهان است. حالا آن‌ها باید به دنبال ثروت لوریان بگردند تا با پیدا کردن آن بتوانند بچه غلام را آزاد کنند…

قسمت هشتم(جواهرات)[ویرایش]

غلام به همراه فرهاد و جمشید، شیااوجی را پیدا می‌کنند و متوجه می‌شوند لوریان قبل از مرگش جواهرات بسیار باارزشی را خریداری کرده‌است. حالا آن‌ها به دنبال این هستند که بفهمند لوریان جواهرات را کجا پنهان کرده‌است…

قسمت نهم(ایمیل)[ویرایش]

فرهاد از دریچه ای دیگر وارد زیرزمین می‌شود و هر سه نفر به همراه لپ‌تاپ خارج می‌شوند. سیاوش رمز لپ‌تاپ را به دست آورده و متوجه می‌شوند لوریان قبل از مرگش به ژاکلین ایمیل زده و وصیت نامه خود را نوشته‌است…

قسمت دهم(صندوق امانات)[ویرایش]

جیمی و غلام آدرس محل صندوق امانات معبد را پیدا می‌کنند و در تلاشند از هر طریق ممکن به صندوقی که وصیتنامه ملکه لوریان درون آن نگهداری می‌شود دسترسی پیدا کنند و برای این کار از سیاوش کمک می‌گیرند…

قسمت یازدهم (مخفی)[ویرایش]

در حالی که توتونچی قصد دارد از دست کسانی که تعقیبش می‌کنند مخفی شود، غلام و فرهاد و جمشید مشغول غواصی هستند تا به محل صندوق گنج هخامنشیان دسترسی پیدا کنند…

قسمت دوازدهم(زوج اصلی)[ویرایش]

همه به دنبال جواهرات هستند و از یک سو زوج اصلی داستان تنها یک روز برای پیدا کردن این گنج وقت دارند. آن‌ها از هر راهی برای حل ماجرا استفاده می‌کنند و در این بین با پژوهش و سؤال از همه در پی این خواهند بود که این مسئله ریاضی را حل کنند…

قسمت سیزدهم(بازگشت به ایران)[ویرایش]

غلام، بیتا، فرهاد و جمشید به ایران بازمی‌گردند و به همراه سیاوش قصد دارند جواهرات را از دست توتونچی در بیاورند و موقع انجام کار ناگهان اتفاقی می‌افتد…

قسمت چهاردهم(نقشه)[ویرایش]

جمشید و غلام یواشکی وارد باغ توتونچی می‌شوند و دنبال جواهرات می‌گردند و از آن طرف هم توتونچی برای آن‌ها نقشه ای ریخته که باعث دردسری برای غلام و جمشید می‌شود…

قسمت پانزدهم(ناپدید)[ویرایش]

توتونچی ناپدید شده‌است. غلام و دوستانش برای یافتن ردی از توتونچی، ابتدا باید پریسا را پیدا کنند…

قسمت شانزدهم(تاجر)[ویرایش]

توتونچی قصد فروش جواهرات را به یک تاجر خارجی دارد، غلام و دوستانش با همکاری پریسا برای بدست آوردن جواهرات تلاش می‌کنند…

قسمت هفدهم(کیف)[ویرایش]

توتونچی دارد جواهرات را می‌فروشد. غلامحسین و بقیه از این فرصت استفاده کرده و کیف توتونچی را می‌دزدند اما غافل اینکه پریسا کیف را از توتونچی گرفته‌است…

قسمت هجدهم(دزد)[ویرایش]

هلاکویی جواهرات را دزدیده‌است و غلام و بقیه دنبال آن هستند. از طرفی توتونچی فکر می‌کند جواهرات دست غلام است جمشید و غلام به دنبال محسنند که توتونچی فیلمی برای غلام می‌فرستد که بچه اش دست اوست…

قسمت نوزدهم(تیر)[ویرایش]

مرادی غلام و فرهاد را به خانه توتونچی می‌آورد زیرا توتونچی پای مرادی را با تیر می‌زند. سیاوش، مرادی را درمان می‌کند. بیتا و غلام می‌فهمند پروژه آلفا و تحقیقات سری آن را دکتر افشارجم می‌داند. کوروش به آنها اطلاعات می‌دهد و بیتا نتیجه می‌گیرد تحقیقات سری در جعبهٔ جواهرات است…

قسمت بیستم(آلفا)[ویرایش]

غلام و فرهاد پروژهٔ آلفا را پیدا می‌کنند. آن را به دکتر افشارجم می‌دهند تا بفهمند پروژه واقعی است. پس از مدتی، دکتر افشارجم، غلام و بیتا را به خانه خود دعوت می‌کند و به آنها می‌گوید که پروژه واقعی است. غلام تصمیم می‌گیرد که تا دو سه روز صبر کنند که اگر جواهرات را پیدا کردند آن را توتونچی بدهند. اما توتونچی می‌فهمد غلام چه تصمیمی دارد و تهدید می‌کند که اگر جواهرات را ندهد بچه اش را نخواهد دید…

قسمت بیست و یکم(چک)[ویرایش]

غلام به فرهاد شک می‌کند که او آنها را لو داده‌است؛ زیرا چک او پاس شده‌است اما مشخص می‌شود این‌کار مرادی است؛ زیرا تیر خوردن پای او نقشهٔ توتونچی بوده‌است. از یک نظر دیگر جمشید جواهرات را پیدا کرده و آن را به توتونچی می‌دهند و غلام بچه اش را پس می‌گیرد…

قسمت بیست و دوم (قسمت آخر)(چتر نجات)[ویرایش]

حالا که هیچ خطری نیست، جمشید به کشتی که توتونچی سوارش است می‌رود و جواهرات را بالاخره دست او می‌افتد؛ اما غافل از افراد پریسا چتر نجات جمشید را دستکاری کرده‌اند و جواهرات دوباره دست پریسا می‌افتد اما او سرانجام در مرز باکو به دست پلیس دستگیر می‌شود از یک طرف دیگر تمام دخترهایی که فرهاد آنها را گول‌زده بود به خانه اش می‌آیند و …

بازیگران[ویرایش]

بازیگر نقش
امین حیایی غلامحسین جعفرزاده
محمدرضا گلزار جمشید (جیمی) قلعه حسن خانی
محسن کیایی فرهاد فری ذغالچی
سحر دولتشاهی بیتا (بیتی)
مهران احمدی سعید توتونچی
سارا بهرامی پریسا
بهنام تشکر دکتر کوروش افشارجم
امیرحسین رستمی محسن هلاکویی
حسین امیدی سیاوش
محمد فرح بخش مرادی
پاملا ال کیک ژاکلین لوریان
آرش استیلاف آرش
مهدی جمشیدی تراب
آن شی ژن میچا
فراز اخوان غلامحسن جعفرزاده (بازیگر خردسال)

برنامه پخش[ویرایش]

پخش این سریال در رسانه خانگی در روزهای چهارشنبه می‌باشد.


قسمت تاریخ
اول ۱۳۹۷/۰۲/۰۵
دوم ۱۳۹۷/۰۲/۱۹
سوم ۱۳۹۷/۰۲/۲۶
چهارم ۱۳۹۷/۰۳/۰۲
پنجم ۱۳۹۷/۰۳/۰۹
ششم ۱۳۹۷/۰۳/۲۳
هفتم ۱۳۹۷/۰۳/۳۰
هشتم ۱۳۹۷/۰۴/۱۳
نهم ۱۳۹۷/۰۴/۲۷
دهم ۱۳۹۷/۰۵/۰۳
یازدهم ۱۳۹۷/۰۵/۱۰
دوازدهم ۱۳۹۷/۰۵/۱۷
سیزدهم ۱۳۹۷/۰۵/۲۴
چهاردهم ۱۳۹۷/۰۵/۳۰
پانزدهم ۱۳۹۷/۰۶/۰۷
شانزدهم ۱۳۹۷/۰۶/۱۴
هفدهم ۱۳۹۷/۰۶/۲۱
هجدهم ۱۳۹۷/۰۷/۰۴
نوزدهم ۱۳۹۷/۰۷/۱۱
بیستم ۱۳۹۷/۰۷/۱۸
بیست و یکم ۱۳۹۷/۰۷/۲۵
بیست و دوم (آخرین قسمت) ۱۳۹۷/۰۸/۰۲

منابع[ویرایش]

فیلمبرداری «ساخت ایران ۲» به پردیس شهرک رسید خبرگزاری مهر