زهرا (روستا)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ۳۹°۰۲′۴۵″ شمالی ۴۸°۱۷′۳۹″ شرقی / ۳۹.۰۴۵۸۴° شمالی ۴۸.۲۹۴۰۳° شرقی / 39.04584; 48.29403[۱]

روستای زهرا یا زاهرا در ۳۰ کیلومتری شرق شهرستان گرمی واقع شده و از سال ۱۳۸۰ مرکز بخش موران شده‌است.

روستای زاهرا روستای کوچکی با ۴۰ خانوار ساکن می‌باشد لاکن اولین مدرسه دولتی موران در تابستان سال ۱۳۲۵ هجری شمسی در زمان حاکمیت فرقه دموکرات آذربایجان به رهبری سید جعفر پیشه وری در این روستا دایر گردید.

ساختمان مدرسه که در وسط ده و توسط دموکراتها ساخته شده بود بعد از سقوط دولت خودمختار پیشه وری در ۲۳ آذر ماه سال ۱۳۲۵ توسط عوامل حکومتی محمد رضا شاه، ویران گردید و مردم اهالی روستاهای زهرا، سیدلر، تزه کند، کوردلر، کالانسورا و سالالا با یاری و همکاری یکدیگر و با هزینه خود، ساختمان چهار اتاقه خشتی را در جنوب غربی ده در کنار راه ارتباطی وان-کوردلر بنا نهادند که در سال ۱۳۲۷ از طرف دولت میز و نیمکت و معلم هم فراهم گردید و اولین مدرسهٔ دولتی با نام «دبستان بیرونی زهرا» شروع به آموزش فرزندان منطقه کرد.

هم اکنون روستای «زهراً دارای دبیرستان پسرانه و دخترانه و درمانگاه است که در آموزش و بهداشت منطقه نقش مهم و اساسی دارد و از سال ۱۳۸۰ هم به مرکز»بخش موران" تبدیل شده‌است.

از سال ۱۳۲۵ به این سو افراد زیادی در مدرسه روستای زهرا تحصیل کرده و به مدارج بالای کشوری و لشکری و سیاسی رسیده‌اند.

منابع[ویرایش]


در ولادت حضرت فاطمه الزهرا_ دخت رسول الله _فاطمه مرضیه:---البشارت که عيان مهر فروزان آمد ظاهر از پرده ي عصمت رخ جانان آمد

سر زد ازبرج نبوت مه رخشنده ي دين روشن از نور رخش عالم امکان آمد

دختر ختم رسل هادي کل ،شاه سبل از پسرده عيان چون مه کنعان آمد

دسته دسته ملک از عالم بالا بزمين بهر ديدار رخش خرم وخندان آمد

عزت وفضل وشرافت بنگر زامر خدا سوي زهرا زجنان حوري وغلمان آمد

ساره وآسيه ومريم وکلثوم زبهشت از پي خدمت آن زهره ي تابان آمد

آنچنان نور رخ دخت نبي جلوه نمود که قصور همه ي مکه نمايان آمد

نه همين مکه منور شده از طلعت او زسما ـابسمک يکسره رخشان آمد

شده از مکه همان نور نمايان که بطور سالهادر طلبش موسي عمران آمد

بهر اين نور که در صلب خليل الله بود نارنمرود به يک لحظهگلستان آمد

گر نبردي بزبان نوح نبي نامش را کي نجات از يم وگرداب وزطوفان آمد

يوسف مصر گراين نام نخواندي بزبان کينجاتش زچه وگوشه ي زندان آمد

چون نيايد زازل تابه ابد همتايش همسرش شير خدا حامي قر آن امد

زين دودرياي فضيلت که بهم شد واصل خارخ از ايندو نکو لولوء و مرجان آمد

نه همين ام ابيها نبي اش خوانده زحق ام فضل ،ام کتاب ، ام امامان آمد

شب مولود مهين دخت نبي فاطمه شد عرش پرنور شد وفرش چراغان آمد

تاکه تبريگ بگويد بجهان شيعه {کربلايي} زسوي نوحه سرايان آمد


اثر طبع شاد روان نادعلي کربلايي-پدر سه شهيد -به نقل ازارمغان کربلا کتاب سوم -ص63-64--انتشارات خزر -بوذرجمهري سابق (15خردادفعلي)-محمد حسن اسایش