جنگ استقلال بولیوی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جنگ استقلال بولیوی
بخشی از جنگ اسپانیا در آمریکای لاتین
Sucre1.jpg
تاریخ ۱۸۰۹–۱۸۲۵
(۱۶ سال)
مکان پرو علیا (بولیوی کنونی)
نتیجه پیروزی شورشیان، استقلال بولیوی
طرفین درگیر
Flag of Argentina (alternative).svg استانهای متحد ریو دلا پلاتا
استقلال طلب‌ها
 اسپانیا
  • سلطنت طلب‌ها

جنگ استقلال بولیوی (انگلیسی: Bolivian War of Independence) در سال ۱۸۰۹ با تأسیس مجامع دولتی در سوکره و لا پاز، پس از اولین جنگ استقلال در چوویچاکا و لاپاز آغاز شد. این مجامع پس از مدت کوتاهی شکست خوردند، و دوباره به تصرف اسپانیا درآمدند.

تاریخچه[ویرایش]

در دورانی که بولیوی مستعمره اسپانیا بود، این کشور «پروی علیا» یا «کارکاس» نامیده می‌شد و تحت حاکمیت نایب‌السلطنه لیما بود. لاپلاتا که هم اکنون به آن سوکره می‌گویند دارای معادن نقره زیادی بود و منبع ثروت امپراتوری اسپانیا بحساب می‌آمد. در این منابع بردگان به‌عنوان نیروی کار، بکار گرفته شده بودند. جنگ‌های ناپلئون، در کشورهای آمریکای لاتین باعث شد که امپراتوری اسپانیا تضعیف شود و اعتراضات مردمی علیه استعمارگران اسپانیایی افزایش یابد.

تاریخچه قیام[ویرایش]

انقلاب ماه مه سال ۱۸۱۰ یا شورش‌های چند روزه در بوئنوس آیرس بعنوان مستعمره اسپانیا که خود مختار شده بود در هم شکست. بوئنوس آیرس سه بار در کارکاس (بولیوی کنونی) دست به عملیات نظامی زد. فرماندهان عملیات خوان خوزه کاستلی، مانوئل بلگرانو و خوزه روندو بودند، اما سلطنت طلبها این سه حمله را دفع کردند. با این حال، درگیری به یک جنگ چریکی بالغ شد و مانع آن شد که سلطنت طلب‌ها بتوانند حضورشان را در سرزمین‌های خود تثبیت کنند.

پس از اینکه سیمون بولیوار و آنتونیو خوزه د سوکره سلطنت طلب‌ها را در شمال آمریکای جنوبی شکست دادند، سوکره در عملیات دیگری سلطنت طلب‌ها را در کارکاس شکست داد و استقلال بولیوی در تاریخ ۶ اوت ۱۸۲۵ اعلام شد.

استعمار حاکم[ویرایش]

کارکاس (بولیوی امروز) گاهی اوقات به عنوان پرو علیا نیز شناخته شده است. این منطقه در قرن شانزدهم توسط حکومت استعماری اسپانیا تصرف شد. این کشور در اساس تحت کنترل حکومت دست نشانده پرو قرار داشت. حاکمیت در این کشور از تعدادی قاضی و یک فرماندار با عنوان رئیس جمهور تشکیل شده بود.

زمینه جنگ استقلال[ویرایش]

از ۱۸۱۰ تا ۱۸۲۴[ویرایش]

از سال ۱۸۱۰ تا ۱۸۲۴، ایده استقلال توسط شش گروه چریکی در کارکاس دنبال می‌شد. مناطقی که این گروه‌ها در آن تسلط داشتند رپپبلیکوتاس یا جمهوری‌های کوچک نام داشت. این مناطق در اطراف سوکره یعنی سرزمین‌های جنوبی در مرز «آرژانتین» کنونی و «سانتا کروز دو له سیه را» قرار داشتند. بومی‌های مستقر در این مناطق قدرت آنرا نداشتند که استقلال خود را بدست بیاورند اما به جای آن، با سلطنت طلب‌ها قرار دادی را داشتند که با هم در مقابل آرژانتین از خود دفاع کنند.

در همین حال، سیمون بولیوار، که توسط برخی به عنوان ناپلئون آمریکای جنوبی شناخته می‌شود همراه با خوزه سن مارتین تلاش کردند سرزمین‌های تحت اشغال آمریکای لاتین را آزاد کنند. سن مارتین، که در اصل آرژانتینی بود شیلی را آزاد کرد و بعد از آن به پرو رفته بود. مارتین معتقد بودند که برای از بین بردن اسپانیا در آمریکای لاتین می‌بایست سلطنت طلب‌های پرو شکست داده شوند. در آن زمان کارکاس تحت حاکمیت نیابتی لیما بود و به این دلیل آزاد سازی پرو به آزادی کارکاس منجر می‌شد؛ و تا زمانی که اسپانیا کنترل راه‌های دریایی را در دست داشت می‌توانست جای پایی را هم در آمریکای جنوبی داشته باشد. او یک ناوگان با فرماندهی لرد کوکران را تشکیل داد که در سال ۱۸۱۹ به ارتش شیلی پیوسته بود.

مارتین در ژوئیه ۱۸۲۱ لیما را تصرف کرد و استقلال پرو را اعلام کرد. نیروهای مارتین با مقاومت زیادی توسط سلطنت طلب‌های باقی مانده روبرو شد. در آن زمان، ارتش او به دلیل بیماری و نیز فرار سربازانش تضعیف شد. به این خاطر مجبور شد که از سیمون بولیوار کمک بخواهد. اگرچه سیمون بولیوار و مارتین با هم دیدار کردند ولی بر سر شکل حاکمیت در سرزمین‌های آزاد شده به توافق نرسیدند. مارتین به پرو بازگشت، تا با انقلابی که در لیما آغاز شده بود مقابله کند چرا که مردانش قادر نبودند که بر کشور حاکمیت کنند. او تنها چاره‌ای که داشت کمک خواستن از سیمون بولیوار بود.

برخلاف اینکه این دو با هم دیدار کردند ولی بر سر شکل حکومتی که می‌بایست در سرزمین‌های آزاد شده ایجاد شود به توافق نرسیدند و در نتیجه هر کدام از آنها به راه خود رفتند. مارتین به پرو بازگشت تا با انقلابی که در لیما شروع شده بود مقابله کند چرا که مردان او توان اداره کشور را نداشتند. او از سمت خود استعفا داد و بولیوار به لیما آمد تا کنترل امور را بدست بگیرد. در اول سپتامبر سال ۱۸۲۳ وقتی که وارد لیما شد حاکمیت را در دست خود گرفت.

بعد از دسامبر ۱۸۲۴[ویرایش]

جنگ استقلال بعد از دسامبر ۱۸۲۴ اوج تازه‌ای گرفت. در جنگ ایاکو چو ۵۷۰۰ سرباز پرو و کلمبیای بزرگ توانستند نیروهای سلطنت طلب را شکست دهند و فرمانده آنها یعنی خوزه دو لا سرنا را دستگیر کنند با این وجود سربازان سلطنت طلب که در ال کالااو مواضع خوبی داشتند توانستند باقی بمانند. ارتش ال کالااو براحتی شکست خورد ولی نیروهای ژنرال اولانتا در چارکاس مقاومت کردند. بولیوار و سن مارتین علاقه داشتند که با اولانتا توافقنامه‌ای را امضا کنند چون که او در جنگ آیا کوچو به آنها کمک کرده بود. سوکره موفق‌ترین ژنرال بولیوار به اولانه تا اعتماد نداشت و بر خلاف طرح‌های او برای صلح اشغال کارکاس را شروع کرد. اولانه تا این طرح را داشت که به کارکاس یک تهاجم ناگهانی دیگر انجام دهد. سوکره از مردان کارکاس دعوت کرد که به او بپیوندند. در ژانویه ۱۸۲۵ تعداد زیادی از سربازان اولانه تا ارتش او را ترک کردند و به سوکره پیوستند. در ۹ مارس سوکره توانسته بود تمامی ژنرال‌های سلطنت طلب غیر از افسران اولانه تا را دستگیر کند. در ۱۳ آوریل بخشی از نیروهای اولانه تا به میهن پرستان پیوستند. اولانه تا در جنگی که میان میهن پرستان و نیروهای اسپانیایی درگرفت بسختی مجروح شد. سرانجام اسپانیا در آمریکای جنوبی شکست خورد و آخرین درگیری میان نیروهای اسپانیایی و میهن پرستان پرو در منطقه کارکاس صورت گرفت.

استقلال[ویرایش]

سوکره کارکاس را مهد استقلال آمریکا نامید. دلیل او این بود که لا پز اولین محلی بود که ساکنانش برای استقلال جان خود را فدا کردند و دهه‌ها بعد نیز سلطنت طلب‌ها در آن شکست می‌خوردند. در ۲۵ آوریل ۱۸۲۵ سوکره وارد چوکویساکا جایی که مرکز قلمرو اسپانیا بود شد. تمامی قشرهای مردم در این شهر به استقبال او آمدند. مردم حتی تا آنجا پیش رفتند که ارابه‌ای درست کردند که توسط ۱۲ دختر با لباس‌های آبی و سفید حمل می‌شد و او را به مرکز شهر بردند.

تعیین سرنوشت[ویرایش]

سوکره در دهم ژوئیه همان سال دستور یک گرد همایی را داد تا برای تعیین سرنوشت کارکاس گفتگو شود. سه عقیده وجود داشت. یکی اینکه کارکاس با آرژانتین متحد شود، با پرو متحد شود یا مستقل شود. بولیوار دوست داشت که کارکاس با پرو متحد شود ولی با این همه شورا به این رای داد که بولیوی مستقل باشد. اگرچه همه به این خواسته رای ندادند ولی اعلامیه استقلال بولیوی را امضا کردند. در اوت ۱۸۲۵ اگر چه هیچ‌کس حرفی نداشت که بولیوی بنام بولیوار نامگذاری شود ولی اختلاف نظرهایی نیز در این زمینه وجود دارد. بعضی مورخین می‌گویند مردم می‌ترسیدند که بولیوار علیه رای آنها یعنی استقلال بولیوی عمل کند چونکه او می‌خواست تا بولیوی با پرو متحد شود به همین دلیل بود که بولیوی را به نام او کردند. با این وجود مردم بولیوی هنوز روز تولد بولیوار را برای بزرگداشت او جشن می‌گیرند.

سیمون بولیوار برای پنج ماه رئیس جمهور بولیوی بود. در این دوره او مالیات‌ها را کم کرد و برای کمک به بومی‌ها دست به اصلاحات ارضی زد. بعد از اینکه به شمال رفت سوکره رئیس جمهور بولیوی شد. او نیز مالیات‌هایی که به بومی‌ها تحمیل شده بود را کاهش داد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]