جانی اینگلیش دوباره متولد می‌شود

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جانی اینگلیش دوباره متولد می‌شود
Johnny English Reborn Poster.jpg
پوستر فیلم در انگلستان
کارگردان الیور پارکر
تهیه‌کننده تیم بوان اریک فلنر
فیلم‌نامه‌نویس همیش مک‌کول
داستان ویلیام دیویس
بازیگران روآن اتکینسون
رزمند پایک
جیلین اندرسون
دومینیک وست
دنیل کالویا
ریچارد شیف
تیم مک‌اینرنی
بورن گورمن
روپرت وانسیتارت
استفن کامپل مور
توگو ایگاوا
مارک ایوانیر
لوبو چان
الن تامس
ژوزفین دو لا بوم
مایلز جاپ
موسیقی ایلان اشکری
فیلم‌برداری دنی کوهن
تدوین گوی بنزلی
شرکت
تولید
استدیو کنل
رلاتیویتی مدیا
ورکینگ تایتل فیلمز
توزیع‌کننده یونیورسال استودیوز
تاریخ (های) انتشار
  • ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۱ (۲۰۱۱-09-۱۵) (بین‌المللی)
  • ۷ اکتبر ۲۰۱۱ (۲۰۱۱-10-۰۷) (بریتانیا)
  • ۲۷ اکتبر ۲۰۱۱ (۲۰۱۱-10-۲۷) (آمریکای شمالی)
مدت
۱۰۱ دقیقه
کشور  بریتانیا
 فرانسه
زبان انگلیسی
بودجه $۴۵ میلیون
گیشه $۱۶۰٬۰۷۸٬۵۸۶ (۲۰۱۱)

مستربین پلیس می‌شود ۲ یا نام اصلی آن جانی اینگلیش دوباره متولد می‌شود[۱][۲] (به انگلیسی: Johnny English Reborn) که در برخی کشورها با نام جانی اینگلیش بازمی‌گردد اکران شد، یک فیلم جاسوسی کمدی است که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد.

این فیلم دنباله‌ای بر جانی اینگلیش (۲۰۰۳) و نقیضه‌ای بر فیلم‌های جیمز باند به‌شمار می‌رود.

داستان[ویرایش]

«جانی اینگلیش» که پس از کوتاهی‌کردن در مأموریتی در موزامبیک از «ام‌آی‌سون»[پانویس ۱] اخراج شده و درجه شوالیه او خلع شده، برای فراموشی و التیام ناکامی این مأموریت در یک معبد بودایی در کوه‌های تبت به یادگیری فنون رزمی مشغول می‌شود.

پس از چندی رئیس جدید ام‌آی‌سون، با اسم مستعار «پگاسوس»[پانویس ۲] از او دعوت می‌کند تا دوباره با این سازمان همکاری کند. اینگلیش به لندن بازمی‌گردد و با همکاران سابق خود «سایمون امبروز»[پانویس ۳] و «پچ کوارترمین»[پانویس ۴] که یک مخترع فلج است، و «کیت سامنر»[پانویس ۵] متخصص روانشناسی جدید سازمان دیدار می‌کند. به او مأموریت داده می‌شود تا به همراه مأمور تازه‌کاری به نام «کالین تاکر»[پانویس ۶] به هنگ‌کنگ سفر کند و با «تایتوس فیشر»[پانویس ۷] –مأمور سازمان سیا که خبر از طرح ترور «ژانگ‌پنگ»، نخست‌وزیر چین در ملاقات برنامه‌ریزی‌شده با نخست‌وزیر بریتانیا داده‌است– دیدار کند. فیشر در دیدار با اینگلیش به او می‌گوید که عضو یک گروه مخفی تروریست به نام «ورتکس»[پانویس ۸] است و این گروه قصد انجام این ترور را دارد. ورتکس یک سلاح مخفی دارد که با کنار هم قراردادن ۳ کلید می‌توان به آن دست‌یافت و او یکی از ۳ کلید را در اختیار دارد. فیشر در حین افشای این اطلاعات، توسط یک پیرزن تحت پوشش «نظافتچی»[پانویس ۹] ترور می‌شود و کلیدش توسط یکی از اعضای ورتکس سرت می‌شود. اینگلیش و تاکر پس از تعقیب و گریز با عضو ورتکس، موفق می‌شوند کلید را از او بگیرند. اما هنگامی که در هواپیما در حال بازگشت به لندن هستند، چمدان حاوی کلید توسط یکی دیگر از اعضای ورتکس –مردی که خود را جای مهماندار زنی به نام «سوزان» جازده و اینگلیش فکر کرده نام او «شوشان» است– با چمدان مشابهی عوض می‌شود. اینگلیش پس از بازگشت از سفر در جلسه‌ای با حضور پگاسوس و وزیر خارجه، متوجه می‌شود که «شوشان» کلید را از او دزدیده‌است. در جشنی که خانه پگاسوس برگزار می‌شود، اینگلیش توسط پیرزن نظافتچی مورد هجوم قرار می‌گیرد اما پس از تعقیب او، به اشتباه مادر پیر پگاسوس را دستگیر می‌کند.

در این میان ام‌آی‌سون متوجه می‌شود دلیل شکست مأموریت اینگلیش در موزامبیک عملیاتی بوده که گروه ورتکس اجرا کرده‌است. کیت سامنر با هیپنوتیزم اینگلیش، به او کمک می‌کند تا به خاطر آورد که در این مأموریت رئیس تیم حفاظت رئیس‌جمهور موزامبیک بوده‌است، پست خود را به دنبال زنی که او را صدا می‌کند ترک می‌کند و در این حین رئیس‌جمهور توسط یکی از محافظان به ضرب گلوله کشته می‌شود. اینگلیش به یاد می‌آورد که ۳ نفر را در حال صحبت با هم دیده‌است که یکی از آن‌ها فیشر و دیگری «سرگی پودوفکین»[پانویس ۱۰] بوده‌است. پودوفکین که قبلاً جاسوس دوجانبه ام‌آی‌سون و کاگ‌ب بوده‌است اکنون بازنشسته شده و در یک باشگاه گلف خصوصی ویژه عضویت دارد. اینگلیش مأموریت می‌یابد تا تحت هویتی جعلی با او مسابقه گلف برگزار کند و از او اطلاعات بگیرد. در میان صحبت‌ها، پودوفکین به اینگلیش مشکوک می‌شود و قصد کشتن او را می‌کند اما پیش از این که او را بکشد، توسط پیزن نظافتچی شدیداً زخمی می‌شود. اینگلیش سعی می‌کند با بالگرد پودوفکین را نجات دهد اما پیش از رسیدن به بیمارستان پودوفکین جان می‌بازد. پودوفکین قبل از مرگ کلید دوم را او به می‌دهد و می‌گوید که کلید سوم ورتکس در اختیار یک عضو خائن ام‌آی‌سون است.

اینگلیش در جلسه‌ای با حضور پگاسوس و نخست‌وزیر شرکت می‌کند و اطلاعاتی که به‌دست آورده را ارائه می‌دهد. در این جلسه تصمیم‌گرفته می‌شود که برای برقراری امنیت حداکثری، دیدار نخست‌وزیر دو کشور در قلعه‌ای در کوه‌های آلپ سوئیس به نام لاباستیون[پانویس ۱۱] برگزار شود. شب در هنگام شام اینگلیش همراه تاکر با امبروز دیدار می‌کند و به او در مورد نفر سوم هشدار می‌دهد. امبروز، اینگلیش را متقاعد می‌کند که کوارترمین خائن است و دو کلید را از او می‌گیرد اما تاکر معتقد است که امبروز خائن است. امبروز که خود خائن واقعی است، با دراختیار گرفتن هر سه کلید راه دستیابی به سلاح مخفی ورتکس را پیدا می‌کند و اینگلیش را به عنوان خائن به سازمان معرفی می‌کند.

اینگلیش تحت تعقیب قرار می‌گیرد و پس از فرار با ویلچر کوارترمین، به خانه سامنر پناه می‌برد. سامنر و اینگلیش متوجه می‌شوند که سلاح مخفی ورتکس، یک داروی شیمیایی به نام «تیموکسیلین باربوبوتانول»[پانویس ۱۲] است که هر کس آن را بیاشامد کنترل بدن خود را از دست می‌دهد، دستورپذیر می‌شود و سپس می‌میرد.

اینگلیش پس از فرار از سوءقصد دیگری از سوی پیرزن، با تاکر (که از خدمت انفصال شده‌است) شبانه راهی سوئیس می‌شود تا از ترور جلوگیری کند. او با کمک تاکر وارد قلعه می‌شود و خیانت امبروز را برای پگاسوس افشا می‌کند، اما به اشتباه نوشیدنی مسموم به داروی کنترل ذهن را –که قرار بوده پگاسوس بنوشد– می‌خورد. پس از این که تحت کنترل امبروز درمی‌آید، دستور ترور نخست‌وزیر چین را دریافت می‌کند اما با به‌یاد آوردن آموزه‌های استاد خود در تبت، در برابر دستور مقاومت می‌کند. اینگلیش می‌میرد ولی با بوسه کیت سامنر دوباره زنده می‌شود و پس از تعقیب و گریز، امبروز را می‌کشد.

در پایان، هنگامی که اینگلیش در کاخ باکینگهام در حال دریافت دوباره لقب شوالیه است با شمشیر توسط پیرزن نظافتچی که خود را به شکل ملکه بریتانیا درآورده مورد حمله قرار می‌گیرد. او جاخالی می‌دهد و پیرزن فرار می‌کند. پس از تعقیب، اینگلیش فکر می‌کند که او را دستگیر کرده‌است، اما بلافاصله متوجه می‌شود که باز هم پیرزن از چنگ او گریخته‌است و در دستگیری اشتباه کرده‌است. پیرزن اشتباهی، کسی نیست جز ملکه.

بازیگران[ویرایش]

در ایران[ویرایش]

صدا و سیما[ویرایش]

سازمان صدا و سیما این فیلم را به زبان فارسی دوبله کرده و چندین بار با نام «مستربین پلیس می‌شود» پخش کرده‌است. این فیلم در تاریخ‌های ۲ فروردین ۱۳۹۱،‏[۳] ۳ تیر ۱۳۹۲‏[۴] و ۵ دی ۱۳۹۳‏[۵] در شبکه تهران نمایش داده‌شده‌است. در نسخه پخش‌شده در صدا و سیما، تغییرات بسیار زیادی در فیلم اصلی داده شده‌است. علاوه بر تغییر دیالوگ‌ها و داستان، نام بسیاری از شخصیت‌ها تغییر یافته، مانند تغییر شخصیت اصلی فیلم (جانی اینگلیش) به مستر بین (که آن هم توسط روآن اتکینسون ایفای نقش شده). سازمان‌های جاسوسی به نام‌هایی مانند اداره پلیس و پلیس بین‌الملل تغییر کرده‌اند. در صحنه پایانی فیلم که شخصیت اصلی به اشتباه ملکه را دستگیر می‌کند و کتک می‌زند، صدایی پخش می‌شود که می‌گوید:

«نخیر، اشتباهی در کار نیست. چون همهٔ تقصیرها زیر سر ملکه انگلیس است. خداحافظ تا فیلم بعدی!»[۱][۲][۶]

غلامرضا دادخواه در سرمقاله روزنامه اطلاعات ضمن «تحریف» خواندن تغییرات این فیلم، دست‌اندرکاران را از طرفداران تئوری «هدف وسیله را توجیه می‌کند» نیکولو ماکیاولی دانست. او یادآور شد «ما که داعیه مسلمانی و پیروی از پیامبری را داریم که برای کامل کردن مکارم اخلاق مبعوث شده‌است، نباید… [این] شیوه غلط را دنبال کنیم».[۱]

شهاب حسینی، بازیگر ایرانی ضمن انتقاد از دوبله فیلم، آن را «موجب وهن مخاطب» دانست و نوشت «مگر مخاطب اصلی این فیلم‌ها و سایر برنامه‌های سرگرم‌کننده جوان‌ها نیستند؟ نمی‌دانید که جوان امروزی باهوش است و توسط انواع وسایل ارتباطی با دنیا در ارتباط است و هر حرکتی از شما به سرعت دنبال می‌شود؟ این فیلم، فیلم خاصی نبود. هیچ ارزش هنری نداشت، ولی نکات بسیاری را برایمان آشکار کرد».[۶]

شبکه خانگی[ویرایش]

این فیلم با نام «جانی اینگلیش ۲» توسط مؤسسه فرهنگی هنری عصر جدید دوبله شد و در شبکه نمایش خانگی عرضه شد. در خلاصه داستان آن آمده‌است: «جانی اینگلیش، مأمور سرویس مخفی برای جلوگیری از ترور نخست‌وزیر تایلند بار دیگر به مأموریت اعزام می‌شود، که در این بین متوجه فساد مأمورین داخلی سازمان می‌شود».[۷]

پانویس و منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ غلامرضا دادخواه. «یادداشت: تحریف، رندانه دروغ گفتن است». روزنامه اطلاعات، ش. ۲۵۸۳۱ (۲۰ اسفند ۱۳۹۲). 
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ «جدیدترین نمونه از جرح و تعدیل فیلم‌های سینمایی خارجی در شبکه‌های سیما: وقتی «مستربین پلیس می‌شود» !». سینمانگار، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۲۹ بهمن ۱۳۹۳. 
  3. «اسامی کامل فیلم‌های شبکه تهران در نوروز ۹۱». فارس، ۲۰ اسفند ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در ۲۹ بهمن ۱۳۹۳. 
  4. «جشن نیمه شعبان در رادیو و تلویزیون/ «مستربین پلیس می‌شود»». ایسنا، ۲ تیر ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۲۹ بهمن ۱۳۹۳. 
  5. غلامرضا دادخواه. «مستر بین آخر هفته در نقش پلیس». روزنامه جام جم، ش. ۴۱۵۲ (۴ دی ۱۳۹۳): ۳. 
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ شهاب حسینی. «دوبله عجیب یک فیلم سینمایی». انتخاب، ۱۳ فروردین ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۲۹ بهمن ۱۳۹۳. 
  7. «جانی اینگیلیش ۲». مؤسسه فرهنگی هنری عصر جدید. بازبینی‌شده در ۲۹ بهمن ۱۳۹۳. 

پیوند به بیرون[ویرایش]


خطای یادکرد: خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «پانویس» وجود دارد، اما برچسب <references group="پانویس"/> متناظر پیدا نشد. ().