بلع

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

بلع به عمل فروبردن غذا از دهان به معده گفته می‌شود. عمل بلع با پیشرفت لقمهٔ جویده‌شده به داخل حلق دهانی خَلْفی توسط زبان آغاز می‌شود. نرم‌کام، عضلات حنجره، اپیگلوت و حلق و اسفنکتر فوقانی مری همه باید هماهنگ عمل کنند تا غذا بدون آسپیراسیون وارد مری شود.

همچنین اوباریدن در فارسی دری و پهلوی به‌معنای بلعیدن است که هم‌اکنون نیز در برخی گویش‌ها رایج است.

اختلال بلع[ویرایش]

فردی که در بلع مایعات و جامدات یا هر دو دچار نا توانی می شود، مبتلا به دیسفاژی یا اختلال بلع می باشد. این ناتوانی ممکن است به صورت کامل یا نسبی بروز کند .

عمل بلع به طور طبیعی شامل مراحل زیر است:

۱)مرحله دهانی: طی این مرحله غذا جویده می شود و با بزاق ترکیب می شود و جهت ورود به حلق آماده خواهد شد.

۲)مرحله حلقی : در این مرحله غذا توسط عضلات زبان و عقب دهان، به دهانه حلق وارد می شود.

۳)مرحله مروی: در این مرحله غذا به دریچه مری منتقل می شود. وقتی فردی دچار دیسفاژی می شود، توسط متخصصین گوناگون از قبیل : متخصص گوارش ، متخصص مغز و اعصاب ، رادیولوژیست و آسیب شناس گفتار و زبان مورد معاینه قرار می گیرد

علائم بروز اختلال بلع

بیمار اولین کسی است، که اختلال بلع را تشخیص داده و وجود مشکل را اعلام می کند. در مورد کودکان مبتلا به اختلال بلع، مشکلات جویدن و بلعیدن از جانب والدین گزارش می شوند.

کاهش یا ازبین رفتن رفلکس سرفه یکی از علائم است. از آنجا که سرفه زدن. پاسخ دفاعی حنجره به جلوگیری از ورود غذا به ریه هاست، لذا فقدان این رفلکس بیمار را در بروز آسپیراسیون( ورود مواد غذایی به ریه ها) قرار میدهد.

یکی دیگر از علائم، باقی ماندن غذا در دهان یا حلق بعد از بلع است.بعضی از بیماران از کاهش ترشحات بزاق شکایت دارند که در این صورت ذرات خشک غذا بدون تغییر در لایه های دهانی گیر می کنند به جای اینکه با بزاق ترکیب شوند.


منابع[ویرایش]