اول آمدند ...

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
حکاکی اعتراف در قالب شعر در یادبود هولوکاست نیو انگلند در بوستون، ماساچوست

اول آمدند … (انگلیسی: First they came ...‎) نوعی نثر اعتراف‌گونه پساجنگی نوشته کشیش لوتریان آلمانی، مارتین نیمولر (۱۸۹۲–۱۹۸۴) است. این نثر دربارهٔ بزدلی اینتلیجنتسیا و برخی از روحانیون آلمانی—شامل نیمولر، بنا به اعتراف خود او—به دنبال به قدرت رسیدن نازی‌ها و پاکسازی فزاینده اهداف انتخابی‌شان پس از در دست گرفتن قدرت است. تا کنون نسخه‌ها و اقتباس‌های متعددی از اصل این نثر به زبان انگلیسی منتشر شده‌است. مضامین اصلی این اثر شامل آزار و شکنجه، احساس گناه، توبه و مسئولیت‌پذیری شخصی است.

متن[ویرایش]

مشهورترین نسخه‌های این اعتراف به زبان انگلیسی، نسخه‌های ویرایش‌شده‌ای هستند که در دهه ۱۹۵۰ میلادی و در قالب شعر منتشر شدند.[۱] موزه یادبود هولوکاست متن زیر را به عنوان یکی از نسخه‌های متعدد منتشرشده در قالب شعر از این سخنرانی، نقل کرده‌است:[۲][۳]

اول آمدند دنبال سوسیالیست‌ها، و من اعتراض نکردم—

     چون من یک سوسیالیست نبودم.

سپس آمدند دنبال سندیکایی‌ها، و من اعتراض نکردم—

     چون من یک سندیکایی نبودم.

سپس آمدند دنبال یهودیان، من و اعتراض نکردم—

     چون من یک یهودی نبودم.

سپس آمدند دنبال من—و کسی نمانده بود تا در مورد من حرف بزند.

First they came for the socialists, and I did not speak out—

     Because I was not a socialist.

Then they came for the trade unionists, and I did not speak out—

     Because I was not a trade unionist.

Then they came for the Jews, and I did not speak out—

     Because I was not a Jew.

Then they came for me—and there was no one left to speak for me.

نسخه طولانی‌تری که توسط مؤسسه روز یادبود هولوکاست، یک خیریه تأسیس‌شده توسط دولت بریتانیا، منتشر شده، در زیر آمده‌است:[۴]

اول آمدند دنبال کمونیست‌ها

و من اعتراض نکردم

چون یک کمونیست نبودم

سپس آمدند دنبال سوسیالیست‌ها

و من اعتراض نکردم

چون یک سوسیالیست نبودم

سپس آمدند دنبال سندیکایی‌ها

و من اعتراض نکردم

چون یک سندیکایی نبودم

سپس آمدند دنبال یهودیان

و من اعتراض نکردم

چون یک یهودی نبودم

سپس آمدند دنبال من

و کسی نمانده بود

تا اعتراض کند

First they came for the Communists

And I did not speak out

Because I was not a Communist

Then they came for the Socialists

And I did not speak out

Because I was not a Socialist

Then they came for the trade unionists

And I did not speak out

Because I was not a trade unionist

Then they came for the Jews

And I did not speak out

Because I was not a Jew

Then they came for me

And there was no one left

To speak out for me

نویسنده[ویرایش]

مارتین نیمولر یک کشیش لوتریان آلمانی متولد لیپ‌اشتات، آلمان، در سال ۱۸۹۲ بود. نیمولر در ابتدا یک ضد کمونیست و پشتیبان به قدرت رسیدن آدولف هیتلر بود. با این حال، پس از کسب قدرت، هیتلر بر برتری دولت بر دین تمرکز کرد و همین باعث سرخوردگی نیمولر شد. او سپس به رهبر گروهی از روحانیون آلمانی که مخالف هیتلر بودند، تبدیل شد. در سال ۱۹۳۷، او بازداشت و برای کار اجباری به زاخسنهاوزن و داخائو فرستاده شد. در سال ۱۹۴۵، نیمولر توسط متفقین آزاد شد. او به کارش به عنوان یک روحانی در آلمان ادامه داد و پس از جنگ جهانی دوم، به یکی از چهره‌های پیشرو در طلب توبه و اصلاح برای مردم آلمان تبدیل شد.

خاستگاه[ویرایش]

نیمولر در جریان سخنرانی‌اش برای کلیسای اعتراف در فرانکفورت در ۶ ژانویه ۱۹۴۶، اعتراف کرد. بخشی از ترجمه اعتراف او در زیر آمده‌است:[۱]

... کسانی که در آن زمان در اردوگاه‌ها به کار گرفته می‌شدند، کمونیست بودند. چه کسی بهشان اهمیت می‌داد؟ ما می‌دانستیم، در روزنامه‌ها چاپ شده بود. چه کسی صدایش درآمد؟ احیاناً کلیسای اعتراف چیزی گفت؟ ما فکر کردیم: کمونیست‌ها، آن مخالفان دین، آن دشمنان مسیحیت— «آیا من باید حافظ برادرم باشم؟»

آن‌ها سپس از شر بیماران خلاص شدند، همان‌ها که بهشان لاعلاج می‌گفتند. من مکالمه‌ای را که با یکی از افرادی که ادعا می‌کرد مسیحی باشد داشتم، به یاد می‌آورم. او گفت: شاید کار درست همین است، این بیماران لاعلاج فقط برای دولت هزینه می‌تراشند، آن‌ها فقط باری بر دوش خودشان و دیگران هستند. آیا بهترین راه برای همه این نیست که از میان [جامعه] حذف شوند؟ فقط در این زمان بود که توجه کلیسا جلب شد.

سپس شروع به صحبت کردیم، تا زمانی که صدایمان دوباره در میان عموم جامعه خاموش شد. آیا می‌توانیم بگوییم، ما گناه‌کار/مسئول نیستیم؟

شکنجه یهودیان، شیوه رفتارمان با کشورهای اشغال‌شده، یا کارهایی که در یونان، در لهستان، در چکسلواکی یا در هلند [انجام شد]، که در روزنامه‌ها نوشته شدند. … من باور دارم که ما مسیحیان عضو کلیسای اعتراف کاملاً حق داریم که بگوییم: میا کولپا، میا کولپا![الف] ما می‌توانیم خودمان را با این بهانه که اگر حرف می‌زدم، با سَرَم بهایش را می‌پرداختم، قانع کنیم.

ما ترجیح دادیم ساکت بمانیم. ما قطعاً بی‌گناه نیستیم، و من دوباره و دوباره از خودم می‌پرسم، چه اتفاقی می‌افتاد اگر در سال ۱۹۳۳ یا ۱۹۳۴—باید احتمالی وجود داشته باشد—۱۴٬۰۰۰ کشیش پروتستان و تمام اجتماع‌های پروتستان در آلمان تا پای مرگ از حقیقت دفاع می‌کردند؟ اگر در آن زمان می‌گفتیم که این که هرمان گورینگ خیلی راحت ۱۰۰٬۰۰۰ کمونیست را در اردوگاه‌های کار اجباری به کار می‌گیرد تا بگذارد بمیرند درست نیست. من می‌توانم تصور کنم که احتمالاً ۳۰٬۰۰۰ تا ۴۰٬۰۰۰ مسیحی پروتستان جانشان را از دست می‌دادند، اما همچنین می‌توانم تصور کنم که می‌توانستیم ۳۰–۴۰٬۰۰۰ میلیون انسان را نجات بدهیم، چرا که این بهایی است که هم‌اکنون می‌پردازیم.

جستارهای وابسته[ویرایش]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. "mea culpa"، عبارتی لاتین که بر تأیید انجام عملی اشتباه دلالت می‌کند.

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ Marcuse, Harold. "Martin Niemöller's famous confession: "First they came for the Communists … "". University of California at Santa Barbara.
  2. "Martin Niemöller: "First they came for the Socialists..."". Holocaust Encyclopedia. United States Holocaust Memorial Museum. Retrieved 25 July 2018.
  3. "Martin Niemöller: "First they came for the Socialists..."". Holocaust Encyclopedia. United States Holocaust Memorial Museum. Archived from the original on 23 July 2018. Retrieved 25 July 2018. این یک مقاله متفاوت و قدیمی‌تر است که حاوی تصاویر کامل‌تری از نسخه جدید است
  4. First they came - By Pastor Martin Niemoller, Holocaust Memorial Day Trust

پیوند به بیرون[ویرایش]