گنجفه
گنجفه یا گنجیفه (به فتح گ و ف) (Ganjifa) نوعی بازی ورق میباشد که به احتمال زیاد در قرن شانزدهم در دربار صفویان بوجود آمدهاست. کلمه گنجفه هم به خود بازی و هم به دسته ورق آن اطلاق میگردد.
محتویات |
[ویرایش] تاریخچه
به نظر میرسد که گنجفه قبل ازعصر صفویه بازی معمول و متداول نبودهاست. با توجه به تقدم اقسام گوناگون بازی ورق در جهان به عصر صفویه، بی گمان گنجفه از بازی کهن تری اقتباس شدهاست. هر چند که گنجفه در شکل و جزِییات منحصر به فرد میباشد.
صادق مینای اصفهانی (متوفی ۱۰۶۱ هجری) مولف شاهد صادق که فصل شصت و چهارم کتاب خود را به گنجفه اختصاص داده مینویسد: «از مخترعات میر غیاث الدین منصور شیرازی است و گمان آن است که از گنجفه فرنگیان استخراج کرده و نام آن گنج فهم است به کثرت استعمال به گنجفه مشهور شده و آن بر چند قسم است و برخی از آن را این حقیر اختراع کرده» [۱]. همین مؤلف اثر مفصلتری در باب بازیهای قمار به نام «رساله در علم ملاعب» تدوین کرده که در دست نیست.
تاورنیه مینویسد: در میان اقسام قمارهای ایرانی یک قسم بازی ورق دارند که گنجفه مینامند، ورقهای ما چهار نشان دارد، اما اوراق ایرانی دارای هشت نشان است».[۲]
گنجفه بازی در اوایل عصر صفویه و به خصوص در دربار شاه عباس اول (بزرگ) بسیار مرسوم و محبوب بودهاست. در دورههای بعدی مقبولیت گنجفه بازی در دربار فراز و نشیب پیدا میکند و با تعصب و دیانت شاهان و وزرای زمانه نسبت عکس دارد. گنجفه از ایران به هندوستان رفت و در میان گورکانیان هند مقبولیت یافت.
[ویرایش] ترتیب ورقها و خالها
اوراق گنجفه بر خلاف ورقهای امروزی که مستطیل هستند، گرد و مدور بودهاند. این اوراق با چوب، برگ نخل و یا مقوا ساخته میشدند. گنجفه نود و شش ورق در هشت دسته دوازده برگی داشتهاست (هشت خال، دوازده برگ از هر خال). نام این خالهای هشتگانه به این ترتیب است : غلام، تاج، شمشیر، اشرفی (زر سرخ)، چنگ، برات، سکه (زر سفید)، قماش. هر دسته ۱۲ برگ داشت : دو تا به نام شاه و وزیر و بقیه به شماره یک تا ده شناخته میگردید.
[ویرایش] گنجفه در ادبیات فارسی
گنجفه و گنجفه بازی در ادبیات فارسی عصر صفوی و پس از آن به کرّات به کار رفتهاست. چند نمونه در پی میآید:
مانند آن ورق که ز سر وا کند کسی
حسنت به چرخ گنجفه داد آفتاب را [۳]
اسماعیل قشنگ آن گنجفهساز
میگفت همیشه با حریف و انباز
پیوسته کلک میزن و پا زخم مباز
شاید که بدست آوری یکدوسه غاز [۴]
گنجفه بازی است کار پلید
کس ازو خیر در زمانه ندید [۵]
پس گنجفه را از بغل خویش به درکن
از باده دماغ همه را تازه و ترکن [۶]
همچنین اهلی شیرازی متوفی به سال ۹۴۲ هجری قمری مجموعه شعری به نام رباعیات گنجفه سرودهاست.
[ویرایش] پانویس
[ویرایش] منابع
- بازیهای برد و باختی قرن سیزدهم - احمد گلچین معانی
- مجله یغما شهریور ۱۳۳۹ - شماره ۱۴۶ (۵ صفحه - از ۲۹۶ تا ۳۰۰) مقاله گنجفه به قلم بهروز تقی خانی
- سفرنامه تاورنیه- ترجمه ابوتراب نوری
- فرهنگ دهخدا
- فرهنگ معین
- ویکیپدیای انگلیسی