ویکی‌پدیا:میز مرجع

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
اگر پرسشی دربارهٔ اطلاعات عمومی یا تخصصی دارید، سایر کاربران در ویکی‌پدیای فارسی داوطلب خواهند شد که به شما کمک کنند.

لطفاً قبل از پرسش فراموش نکنید که:

  • پرسش‌های فنی مربوط به ویکی‌پدیا را در میز کمک مطرح کنید: مشکلات فنی (دربارهٔ نرم‌افزار، نحوهٔ ویرایش یا همکاری با ویکی‌پدیا) در میز کمک مطرح شود.
  • جستجو کنید: ویکی‌پدیای فارسی در حال رشد است، به احتمال زیاد، جواب سؤال خود را در جایی خواهید یافت.
  • دربارهٔ یک مقالهٔ خاص نباشد: نظرها یا سؤالات دربارهٔ یک مقالهٔ خاص در صفحهٔ بحث همان مقاله مطرح شود.
  • تحقیق یا پروژهٔ خود را اینجا نپرسید. اینجا برای پرسیدن و حل‌کردن تکالیف مدرسه یا دانشگاه یا محلی برای پیداکردن منابع برای تحقیق یا پروژهٔ شما نیست.
  • آدرس تماس خود را ذکر نکنید: از گذاشتن آدرس ایمیل یا شمارهٔ تلفن خود در این صفحه بپرهیزید.

لطفاً پرسش خود را با این شرایط مطرح کنید:

  • پرسش را در یک بخش جدید بپرسید: برای این کار اینجا کلیک کنید.
  • عنوان مناسبی برای پرسش خود انتخاب کنید: توصیه می‌شود که عنوان سؤالتان به گونه‌ای طرح شود که سایر کاربران بدون خواندن شرح سؤال بدانند که سؤالتان دربارهٔ چه موضوعی است.
  • سؤال خود را با توضیح کامل بیان کنید هر کجا که لازم است پیوندهای لازم را نیز در متن ایجاد کنید.
  • امضا کنید: فراموش نکنید جلوی پرسش خود با چهار علامت مدک، ~~~~، امضا کنید. با این کار اگر عضو باشید، نام شما و تاریخ به عنوان امضا درج خواهد شد. (اگر می‌خواهید عضو شوید و از مزایای عضویت استفاده کنید، برای خودتان حساب و نام کاربری ایجاد کنید.)
  • صبور باشید: ممکن است چند روزی طول بکشد تا کاربری که جواب سؤال شما را می‌داند به این صفحه سر بزند.

لطفاً برای پاسخ‌دادن به سؤالات:

  • جواب کامل بدهید: در حد امکان، به گونه‌ای پاسخ دهید که نیازی به دوباره پرسیدن یا تکرار قسمتی از سؤال نباشد.
  • دقیق باشید: اطلاعات لازم و کافی را در پاسخی گویا و قابل فهمیدن بیان کنید.
  • پیوند‌های لازم را فراهم کنید: اگر ممکن است به مقاله‌ای یا بحثی در ویکی‌پدیا یا سایر وب‌گاه‌ها ارجاع دهید.
  • نوشته‌های دیگران را ویرایش نکنید، مگر برای بهبود چیدمان.
  • از ارائهٔ توصیه‌های پزشکی یا حقوقی بپرهیزید: ویکی‌پدیا جای مناسبی برای ارائهٔ توصیه‌های تخصصی نیست.
  • ادب را رعایت کنید: بی‌نزاکتی، غیرمنطقی یا بدجنس بودن باعث می‌شود تا دیگر کاربران سرخورده شوند. بکوشید تا حتی ناآگاهانه نیز به دیگران توهین نکنید.


بایگانی‌ها:۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۹، ۱۰


bluetooh[ویرایش]

salam.man dar morde goshim(htc dream ya tmobile-g1) az u soaldashtam az rahnamaee u mamnoon misham ghesmat bluetooh zamane conect be mobilhai digar shenasaee 2tarafeh anjam mishe vali akharin lahze disconect mishe montazere pasokheton mimonam tashakor

پاراگلایدر و سطوح آن[ویرایش]

بحث:پاراگلایدر از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

درود بر اندیشمندان فعال. باتوجه به بهترین ترجمه مراحل آموزش پاراگلایدر وسطوح این ورزش جهانی در وبلاگ یزد پاراگلایدر چه راهی بنظرتان میرسد که با اشاره به منبع http://yazdparaglider.blogfa.com/post-19.aspx دچار عدم رعایت قوانین پیوند تبلیغی و دست نویس نگردیم ، منتظر راهکارتان هستیم. البته در پانویس بنده موضوع را رعایت کردم لیکن تناسب بهتر به نظرتان میرسد.? و آیا منابع زیر را میتوان به عنوان منابع معتبر در رفرانس آورد؟ http://appifly.org/?APPI-certification-cards یا http://www.pilots.ir/ یا http://www.farsairsport.ir/ مطلب زیر در هر سه منبع موجود است بنظر دوستان اهل فن به کدام به عنوان منبع اشاره کنم.مطلب=

الگو پتوپ[ویرایش]

آیا طبیعی است کسی مقاله‌ای بنگارد و خود نیز برآن الگوی پتوپ بیافزاید آنهم از نوع اهمیت بسیاربالایش؟ ملاک اهمیت پایین و بالای هر مقاله را نویسنده تشخیص می‌دهد؟RE.OV (بحث) ‏۲۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۲:۳۴ (UTC)

این اولویت‌ها بر پایهٔ سیاست ویکی‌پروژه‌ها مشخص می‌شوند و شخصی نیست (هر مقاله‌ای در هر ویکی‌پروژه‌ای یک اولویت دارد)، یک راه این هست که اولویت‌ها از روی نسخهٔ انگلیسی مقاله مشخص بشن. -- bkouhi (بحث) ‏۲۸ سپتامبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۲:۴۸ (UTC)

بسیاری اولویت‌هارا دیده‌ام. پرسش این بود که کاربری خود یک مقاله ایجاد نموده و در صفحه بحثش هم الگوی اولویت بالا گذاشته. Reza Luke(پیام:שיחת) ‏۱۴ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۶:۴۱ (UTC)

تفاوت دادستان با مدعی العموم[ویرایش]

دادستان (Prosecutor) چه فرقی با مُدَعی‌العُموم (Attorney General) دارد؟ --1234 (بحث) ‏۳ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۷:۰۸ (UTC)

مدعی العموم شخصی است که این حق را دارد که وقتی شاکی خصوصی وجود ندارد به نمایندگی از جامعه علیه افراد اعلام جرم کند. مثلا وقتی شخصی مرتکب قتل شده و توسط ولی دم عفو می‌شود مدعی‌العموم از جنبه عمومی برای شخص اعلام جرم می‌کند. تا جایی که من می‌دانم در حقوق ایران فقط دادستان می‌تواند چنین کاری را انجام دهد یعنی مدعی العمومی یکی از وظایف یا اختیارات دادستان‌ها است. در حالی که خیلی از حقوقدان‌ها معتقدند این از نظر منطقی اشتباه است و مدعی العموم باید شخصی خارج از نظام قضایی باشد تا بتواند این کار را به درستی انجام دهد. در نظام‌های حقوقی دیگر وضعیت متفاوت است. Attorney General و Prosecutor دو شغل متفاوت در کامن لا هستند و نمی‌توان برای آنها در حقوق ایران یا اروپای قاره‌ای معادل دقیق پیدا کرد.--همان (بحث) ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۰۴ (UTC)

معادل فارسی «انسان» و «آدم»[ویرایش]

این را تنها از سر کنجکاوی می‌پرسم. سعی کردم با گوگل جستجو کنم، اما نتایج غیرمرتبط گرفتم. این کلمه‌ها الان دیگر فارسی هستند و بیگانه به حساب نمی‌آیند، ولی در یک دوره‌ای از زبان‌های دیگر وارد فارسی شدند، بنابراین سوالی که پیش می‌آید این هست که قبل از وارد شدن این کلمات به فارسی، از چه کلماتی برای نامیدن این موجود خردمند استفاده می‌شده؟ آیا این حدس من درست هست که این موجود در فارسی بی‌نام بوده و نام خاصی نداشته؟ در بقیه زبان‌ها و لهجه‌های ایرانی به این موجود چه می‌گویند؟ مرسی. -- bkouhi (بحث) ‏۱۱ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۱۲ (UTC)

تا آنجا که من می‌دانم واژۀ مردم که در زبان فارسی به معنای people است، در زبان پهلوی علاوه بر people به معنای human هم بوده (به شکل mardōm) و مثلاً به humanity مردُمی (به شکل mardōmīh) و به آدمیزاد، مردُمزاده (به شکل mardōm-zadag) گفته می‌شده. در زبان کردی (سورانی و کرمانجی) هم هنوز به انسان مرۆ یان مرۆڤ گفتە می‌شود کە همان شکل mardōm پهلوی است و در زازاکی هم Merdum یعنی انسان.--چالاک بحث ‏۱۱ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۲:۳۰ (UTC)

اتفاقی بسیار عجیب در حین خواب[ویرایش]

من خیلی عادی، به تنهایی در جایی گرم و نرم خوابیده بودم، یادم نیست خوابی دیدم یا نه، اما ناگهان یک درد شدید توی پام احساس کردم و وقتی بیدار شدم، یک خراش ۲ سانتی سوزناک توی حوالی انگشت شصت پا پیدا کردم. انگار با یک میلهٔ کوچولوی داغ شکنجه کرده باشند. اتاق رو برای پیدا کردن هر نوع موجودی که بتونه چنین زخمی ایجاد کنه جستجو کردم، اما حتی یک مگس هم به غیر از من توی اتاق نبود. در واقع جای این خراش جاییست که ممکن نیست خودم تونسته باشم توی خواب به صورت ناخوآگاه اون رو ایجاد کرده باشم (درست در بالای انگشت شصت پا). در واقع اولین باری است که چنین چیزی می‌بینم و آیا واقعأ ممکن هست توی خواب، خودبه‌خود چنین خراش‌هایی بوجود بیاد؟ چه دلیل قانع‌کننده‌ای برای اون وجود داره؟ من جستجو کردم و افراد دیگه‌ای رو هم با داستان‌های مشابه پیدا کردم. [۱] و الان بعد از چند دقیقه به نظر می‌رسه خراش کمی بهبود پیدا کرده. -- bkouhi (بحث) ‏۱۲ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۲:۳۳ (UTC)

درود. اگر خراش سطحی و بصورت خطی است به احتمال زیاد کار ناخن شست پای دیگرتان است D: ارژنگ ‏۱۲ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۲:۵۵ (UTC)
مرسی بابت پاسخ، خیلی عجیبه، اما من اصلاً ناخن ندارم و خراش هم جایی هست که انجام کار این اگه نه غیر ممکن، خیلی سخت هست. الان بعد از حدود نیم ساعت خراش تقریباً خوب شده و فقط یک کوچولو قرمز هست، اما توی اینترنت که بیشتر جستجو کردم، یک جواب نسبتاً قانع‌کننده، اما نه با تأیید علمی براش پیدا کردم: بدن انسان می‌تونه به شکل واقعی به خواب‌هایی که می‌بینیم واکنش نشون بده، ممکنه خوابی دیده باشم و اینجوری بدن به اون پاسخ داده باشه. هرچند نصف شبی از خواب بی‌خواب شدیم، اما خیلی تجربهٔ جالبی بود! -- bkouhi (بحث) ‏۱۲ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۳:۰۸ (UTC)
شاید بی‌ربط باشد، ولی آیا برای دوستان پدید آمده که خوابی را ببینند و آن خواب در واقعیت به وقوع بپیوندد؟ من چندین سال پیش خوابی دیدم که بنا به دلایلی پس از بیدار شدن از خواب آن را به خوبی به یاد داشتم و در مترو و سر کار و غیره در ذهن تکرارش می‌کردم. نزدیک به یک هفته پس از آن خواب همان چیزی که دیده بودم با اندکی جزئیات متفاوت در جهان عادی برایم روی داد. اگرچه روان‌شناسان عزیز اصرار دارند که من «تصور» می‌کنم که چنین چیزی روی داده و در واقع داستان برعکس است؛ اینکه من نخست رویداد برایم پدید آمده و سپس تصور کرده‌ام که آن را در خوابی دیده‌ام، اما چون هیچ راهی برای منتقل کردن تجربه‌های فراطبیعی وجود ندارد قاعدتن انتظار بیشتری از روان‌شناسان عزیز برای توضیح این پدیده با زبان طبیعی نمی‌رود. آیا برای دوستان دیگر نیز چنین چیزی رخ داده است؟ -- نوژن (بحث) ‏۱۲ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۳:۳۳ (UTC)
من عموماً حواس‌پرتم و خواب‌هایم را همان لحظه فراموش می‌کنم، اما تا به حال بارها و بارها موارد مشابهی برایم پیش آمده و احساس کردم اتفاقی که در جهان واقعی و در بیداری برایم پیش آمده را قبلاً در خواب دیده‌ام و بعد آن خواب که قبلاً فراموشش کرده بودم را دوباره بیاد آورده‌ام. بسیار عجیب. -- bkouhi (بحث) ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۰:۰۷ (UTC)
برای من معمولا پیش می‌آید و اتفاقا با جزئیات کامل. تا یادآوری بوها و جریان هوا و اوضاع روانی آن لحظه. در فرانسوی (و انگلیسی البته) شبیه چنین احساساتی را دژاوُو (Déjàvu) می‌گویند. ارژنگ ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۰:۲۶ (UTC)
در مورد سوال User:bkouhi ممکن است پرزهای پتو این خراش را ایجاد کنند. ناخنها هم هرچقدر کوتاه باشند باز هم می‌توانند با فشار زیاد ایجاد خراش کنند. خود بدن هم به خوابهای ترسناک به دلیل استرس زیادی واکنش‌هایی مثل ایجاد زگیل و کورک نشان می‌دهد. تازه خراشی که نیم ساعت بعد رفع شود که چیزی نیست. مادربزگ من زخمی روی دستش دارد (شبیه جای دندان دراکولا) که می‌گوید در بچگی هنگام خواب ایجاد شده بدون اینکه هیچ دلیلی برایش سراغ داشته باشد. در مورد سوال کاربر:نوژن این اتفاق آنقدر برایم اتفاق افتاده که اگر الان خواب ببینم شخصی مرده و فردا آن شخص بمیرد اصلا تعجب نمی‌کنم. مثلا شبی که صدام حسین اعدام شد من خواب دیدم که حاکم یک کشور همسایه عراق اعدام شده است در حالیکه صدام بدون هیچ اعلام قبلی اعدام شده بود. یعنی همان شبی که آمریکاییها صدام را تحویل مقامات عراق دادند آنها بعد از اذان صبح اعدامش کردند. یا وقتی بچه بودم خواب دیدم پدربزرگم (که اصلا او را ندیده بودم و هیچ اطلاعی از او نداشتیم) مرده و چند روز بعد خبر رسید که ایشان از دنیا رفته. یا مهرماه سال ۸۷ به شکل بسیار واضحی خواب دیدم میرحسین موسوی کاندیدای ریاست‌جمهوری شده و اغتشاش به پا کرده و قبل از انتخابات کشته می‌شود و بعد عیالشان به جای ایشان کاندیدای ریاست‌جمهوری شده و اغتشاشات را ادامه می‌دهد و همان روز اعلام شد که موسوی در یک جلسه خصوصی گفته یا خاتمی یا من کاندیدا می‌شویم. من این خواب را همان روزها برای افرادی متعددی تعریف کردم پس نمی‌توان گفت ذهنم بعد از خرداد ۸۸ تصور کرده که در مهر ۸۷ چنین خوابی دیده. یا نمونه‌های کم‌اهمیت‌تری مثلا اینکه شخصی سوالی را از من بپرسد و چند روز بعد شخص دیگری همان سوال را بپرسد. --همان (بحث) ‏۱۳ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۰۹:۴۲ (UTC)
از آنجا که اینجا دانشنامه است، نمی‌توان بحث را با استدلال‌های فراطبیعی پیش برد. اما مساله این است که چنین موضوعی با اصل causality – که بنیان همه سامانه‌های real-time است – در تناقض است! در واقع ورودی سامانه بخشی از آینده است! و این چیزی نیست که بتوان به سادگی توضیح داد. در بسیاری نگره‌های مربوط به خواب، خواب را آینه اندیشه‌ها و تجربه‌های شخص می‌انگارند که در هنگام استراحت مغز پدید می‌آید و باعث می‌شود آنچه که در لایه‌های گوناگون ذهن نهفته مانده بیرون بیاید. من بسیاری خواب‌های بی ربط که در نهایت آینهٔ آن چیزهایی بوده‌اند که در روز یا هفته‌های گذشته انجام داده‌ام، دیده‌ام. اما برای خواب‌هایی که توضیح دادم و جناب همان نیز گفتند تاکنون(حداقل تا جایی که می‌دانم) توضیح چندان قانع‌کننده‌ای عنوان نشده است. -- نوژن (بحث) ‏۱۴ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۳۵ (UTC)

ناخن پا ندارید ناخن دست هم ندارید؟ شاید در خواب خارانده باشید و زخم کردید شاید قبل از خواب آسیب دیده و چون سرتان گرم بوده متوجه نشده‌اید و حالا که آرامش پیدا کرده‌اید متوجه شده‌اید به هر حال اگر از این عادت‌های خودزنی دارید باید قبل از انتخابات مدیریت اطلاع دهید :دی شوخی کردم ناراحت نشید--- Rmashhadi ♪♫ ‏۱۴ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۲:۳۶ (UTC)

شاید ساس دارد خانه تان 1234 (بحث) ‏۱۴ اکتبر ۲۰۱۴، ساعت ۲۲:۴۶ (UTC)