ویتاس
| ویتاس | |
|---|---|
| نام اصلی | ویتالی ولاداویچ گراچیو |
| نام مستعار | ویتاس |
| اهل کشور | جمهوری سوسیالیستی لتونی شوروی |
| سبکها | پاپ، تکنو، موسیقی آوازی، موسیقی کلاسیک، آلترناتیو راک، تکنوپاپ، موسیقی عصر نو |
| کار(ها) | خواننده، آهنگساز، ترانهسرا، طراح مد و بازیگر |
| مدت کار | از سال ۲۰۰۰ تاکنون |
| وبگاه | vitas.com.ru |
ویتالی ولاداویچ گراچیو (ویتاس) (به روسی: Виталий Владасович Грачёв, Vitalij Vladasovič Gračëv) خواننده و ترانهسرای روس است. او بخاطر صدای تنور تیزش[۱] شهرت دارد و همین صدا لقب پرنس صدا دلفینی را در چین برایش به ارمغان آوردهاست.
پانویس [ویرایش]
- ↑ flasetto voice
منابع [ویرایش]
- مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «Vitas»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد.
| این یک نوشتار خُرد پیرامون افراد است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
این خواننده جوان خوانندگی را از 22 سالگی شروع کرده و با تلفیق موسیقی جاز - کلاسیک و تکنو سبک جدیدی را در موسیقی روسیه بوجود اورده است. ترانه هایی که او می خواند بیشتر مضامین عرفانی و عاشقانه دارد. جالب این است که بسیاری از این ترانه ها و اشعار برگرفته از اشعار مولانا و خیام می باشند.
// نقل از رادیو زمانه//
ویتاس صدایی دارد که بسیار اپرایی ست و گاهی لطیف و دل نشین و گاهی مردانه و سرد است. طرفدارانش به او فرشته لقب دادهاند.
این بخشی از شعر ترانهای است که او را به شهرت جهانی رساند: خانه ام آباد شد
اما در آن تنهایم
در پشت سرم بسته شد
باد پاییزی بر پنجره ناخن میزند
و به حال من میگرید
شبها توفانی و سحرگاهان مهآلود
آفتاب سرد شده است
و همه غمهای کهن همه دنبال هم جمع میشود
بگذار همه با هم به سرم بریزند
باد در کوچه میچرخد
صدای ویتاس، لوچیا دالا آهنگساز و نوازنده ایتالیایی را وقتی با هم در تالار قصر کرملین اجرای دونفره داشتند به حیرت انداخت. ویتاس جوانترین خواننده اپراست که تاکنون در تالار قصر کرملین هنرنمایی کرده است.
ویتاس با آلبوم "ترانههایی که مادرم میخواند" موسیقی پاپ امروز روسیه را از میدان به در برد و ترانههای سالهای قدیم را دوباره به شهرت رساند. در سال 2004 و تا سال 2006 این آلبوم راه او را باز کرد که سفرهای هنری به کشورهای گوناگون جهان داشته باشد.
ترانه گرامافون قدیم از البوم "ترانههایی که مادرم میخواند" بازخوانی ترانه سالهای 60 روسیه است که ویتاس آنرا با مهارت اجرا کرده است. با وجود این که احتمال ناموفق شدن او در بین جوانان روسیه وجود داشت، اما ویتاس با اعتماد به نفس عمیقی با این آلبوم و دیگر ترانههای سالهای جوانی مادرش به روی صحنه آمد و موفق شد.
ویتاس رابطه هنری با مادر خود دارد و در واقع مادرش استاد موسیقی اوست. به همین خاطر او آلبوم دوم خود را هم با عنوان "مادرم" به بازار داد و باز با همان صدا و سبک اپرایی خود با ترانههای جدید به اضافه لبخند سرد و باوقار به صحنه آمد. ترانه مادر از البوم "مادر" در اجرای ویتاس:
سخت است با کلمه خودرا بیان کنم
با چه زبانی بگویم که مرا ببخش مادر
ببخش مادر این همه دوری جستنهایم را
و به خاطر نامه هایم که دیر میرسند
در اندیشههایم دستانت را میبوسم
لبانت را میبوسم
مادر از گناهم بگذر
ویتاس را به خاطر بیان بدون کلماتش دوست دارند. به خاطر شباهت صدایش به هیچ کس. به خاطر دوباره به میدان آوردن آهنگ و موسیقی مذهبی در روسیه غیر مذهبی. در ترانه "پریلیود" و یا پیش درآمد به روشنی سبک ترانههای مسیحی را میتوان شنید.
ویتاس در اجرا و صدای خود از زندگانی و عشق با سردی حرف میزند و اما از مرگ بدون ترس و حتا با آمادگی شادمانه میسراید. در حالی که در هیچ کدام از ترانههایش معنای سیاسی وجود ندارد در صدای مرزشکن او چیزی هست که مردم را به فکر و مبارزه دعوت میکند.
در ترانه "زادروز مرگ من" میگوید:
من در این دنیا تنهایم
آینده خشک و خالی در پیش دارم
زیر پایم سقف خانههاست
و یا خطهای تیره و بی معنا
انگار همپای خدایم
اما برتر از شاهم!
من قادرم پای بر گوشه زمین بگذارم
و بگویم: سلام، ای زمین!