هری پاتر و یادگاران مرگ
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| هری پاتر و یادگاران مرگ | |
|---|---|
|
طرح جلد انگلیسی هری پاتر و یادگاران مرگ |
|
| نویسنده | جی کی رولینگ |
| سبک | فانتزی |
| ناشر | بلومزبری |
| تاریخ انتشار | ۲۱ ژوئیه ۲۰۰۷ |
| قسمت | هفتم (آخر) |
| تعداد فصلها | ۳۶ فصل بعلاوه یک موخره |
| صفحات | ۶۰۷ صفحه (انگلستان)
۸۶۸ صفحه (ایران) ۷۵۹ صفحه (آمریکا) |
| کتاب قبلی | هری پاتر و شاهزاده دورگه |
هری پاتر و یادگاران مرگ (به انگلیسی: Harry Potter and the Deathly Hallows) نام هفتمین و آخرین کتاب از مجموعهٔ کتابهای داستانی هری پاتر است. این کتاب در ۲۱ ژوئیه۲۰۰۷ به بازار عرضه شد.
کتاب هفتم به ويژه از اين نظر هيجان انگيز است که سرنوشت نهايی قهرمانان مجموعه داستانهای هری پاتر را روايت میکند.
نسخه انگلیسی کتاب هری پاتر و یادگاران مرگ در ساعت ۰۰:۰۱ روز ۲۱ ژوئیه ۲۰۰۷ به وقت محلی کشورهای مختلف جهان در کتابفروشیهای بیش از ۹۳ کشور جهان از جمله ایران پخش شد. [۱]
[ویرایش] داستان کتاب
| خطر لوثشدن: آنچه در زیر میآید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد! |
داستان از خانه لوسیوس مالفوی آغاز میشود. جایی که لرد ولدمورت و مرگخواران نقشه به قتل رساندن هری پاتر را به دلیل بی اثر شدن جادوی باستانی مادرش در هفدهمین سالروز تولد او میکشند.
در همین حال هری بهمراه رون و هرمیون به دنبال جان پیچ های ولدمورت (گنجینههایی که ولدمورت تکههایی از روح خود را در آن ها برای رسیدن به جاودانگی گذاشته است) ماجراهایی را دنبال میکنند که به کشته شدن بعضی از شخصیتهای اصلی داستان می انجامد و در این راه هری به راز وسیلههای مرگباری که صاحبش را به قدرت ارباب مرگ بودن می رساند پی میبرد که آن ها از ۳ چیز تشکیل شده اند:
- ابرچوبدستی که به نام های چوب مرگ و چوبدستی سرنوشت نیز معروف است (چوب دستی از چوب درخت اقطی-یاس کبود- که آخرین صاحبش دامبلدور بوده است)
- سنگ زندگی مجدد (سنگ انگشتر پدریزرگ ولدمورت که توسط دامبلدور در کتاب ششم، جان پیچ درون آن نابود شد)
- شنل نامرئی اصلی(شنلی که از پدر هری به او ارث رسیده است)
در این کتاب درباره گذشته دامبلدور به این حقیقت پی می بریم که پدر دامبلدور، «پرسیوال»، جنون مشنگ آزاری نداشته و در «آزکابان» (زندان جادوگرها) مرده است. همچنین مشخص میشود اسنیپ شخصیت منفوری نیست، بلکه در واقع طرفدار دامبلدور بوده که خود را در میان طرفداران لرد سیاه جازده بوده تا محفل ققنوس را از نقشهها با خبر کنند. اسنیپ به دست لرد ولدمورت برای بدست آوردن مالکیت ابرچوبدستی کشته میشود و به هنگام مرگ خاطرات خود را به هری منتقل میکند و در اینجاست که هری می فهمد اسنیپ علاوه بر اینکه همواره طرفدار او بوده ، مادر هری را هم از صمیم قلب دوست داشته و در واقع عاشقش بوده است وبعلت عشق به مادر هری سپرمدافع او نیز همشکل با مادر هری یک گوزن ماده بوده است. غیر از اسنیپ تعداد زیادی هم در این قسمت کشته میشوند از جمله «هدویگ» جغد هری، الستور مودی، دابی جن خانگی، فرد ویزلی، ریموس لوپین، نیمفادورا تانکس و ... فصل آخر به رودررویی هری و دشمن اصلیش، لرد ولدمورت، میپردازد .
در پایان ۱۹ سال بعد هری و جینی ویزلی ازدواج کرده و سه فرزند با نامهای جیمز، آلبوس-سوروس و لیلی دارند و در کنار آنها هم رون ویزلی و هرمیون گرنجر هم با هم ازدواج کرده و دو فرزند دارند و هری پدر خوانده فرزند لوپین، «تد لوپین» شده است.
و کتاب با این جمله تمام میشود: «۱۹ سال بود که جای زخم هری درد نگرفته بود.همه چیز عالی بود.»
| پایان خطر لوثشدن |
[ویرایش] منبع
|
||||||||||||||||||||