آلبوس دامبلدور

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
شخصیت‌های هری پاتر
Dumbledoregambon.jpg
مایکل گامبون در نقش آلبوس دامبلدور
آلبوس پرسیوال والفریک برایان دامبلدور
جنسیت: مذکر
رنگ مو: نقرهای، قبلاً قهوه‌ای مایل به قرمز
رنگ چشم: آبی
محل اقامت: دفتر مدیریت هاگوارتز
گروه: گریفندور
نژاد: نیمه اصیل
قدرت‌های ویژه: قدرت جادویی بالا - آشنایی با طلسم‌های مدرن
عضویت در: رییس دیوان عالی قضایی جادوگران (ویزنگاموت) - محفل ققنوس
بازیگر فیلم‌ها: ریچارد هریس - مایکل گامبون
اولین حضور در: هری پاتر و سنگ جادو

آلبوس پرسیوال والفریک برایان دامبلدور (به انگلیسی: Albus Percival Wulfric Brian Dumbledore) شخصیتی تخیلی از سری داستان‌های هری پاتر به قلم جی کی رولینگ و رئیس مدرسهٔ علوم و فنون جادوگری هاگوارتز است و نقش بسیار پررنگی درکتاب‌های هری پاتر دارد. در کتاب‌های هری پاتر همواره از او به‌عنوان بهترین جادوگر دنیا یاد می‌شود. او نقش پدر معنوی هری را بازی می‌کند و او را در مشکلات پشتیبانی می‌کند. او همچنین پدید آورنده محفل ققنوس است.

زندگی[ویرایش]

دامبلدور در دره گودریک زندگی کرد که محل زندگی گودریک گریفندور بود. در زمان کودکی، پرسیوال دامبلدور، پدرش به دلیل حمله وحشیانه به سه مشنگ جوان دستگیر و محکوم به حبس ابد در آزکابان شد. در یازده سالگی وارد مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز شد. در اوایل به دلیل پدرش سوء شهرت را بر دوش می‌کشید، ولی پس از چند ماه شهرت خود او از سوء شهرت پدرش پیشی گرفت. او بهترین دانش آموزی بود که مدرسه هاگوارتز به خودش دیده بود. به‌طوری که زمانی که به هجدهمین سالگرد تولدش نزدیک می‌شد درهاله‌ای از افتخار و سربلندی هاگوارتز را ترک گفت. سرپرست دانش آموزان، دانش‌آموز ارشد، برنده جایزه بارنابس فینکلی برای طلسم‌اندازی استثنایی، نمایندهٔ جوانان بریتانیایی در وینزنگاموت، برنده مدال طلای مقاله ابتکارآمیز همایش بین‌المللی کیمیاگری در قاهره از افتخارات اوست. زمانی که دامبلدور می‌خواست به یونان برود، ناگهان کندرا مادر دامبلدور مرد و او نتوانست به یونان برود. درمراسم خاکسپاری کندرا، ابرفوت برادر دامبلدور که او را مقصر می‌دانست بینی دامبلدور را شکست. چندی بعد، او با گریند والد دوست شد و رابطه عشقی برقرار کرد، جادوگری که بعدها پلیدترین جادوگر نسل خودش شد. در درگیری‌ای که بین آلبوس گریندوالد و ابرفوت رخ داد، تصادفاً طلسمی به اریانا خواهر دامبلدور برخورد کرد و او مرد. در نتیجه این مرگ، ضربه روحی سختی به خانواده دامبلدور وارد شد. اما او از تلاش دست بر نداشت و توانست دوازده خاصیت خون اژدها را کشف کند که بسیار باارزش بود. در چند سال بعد دامبلدور با گریندوالد، سیاه‌ترین جادوگر جهان در آن زمان به مبارزه تن به تن پرداخت و توانست او را دستگیر کند. این کار بسیار مهم بود زیرا در تمام اعصار تا آن زمان جادوگری مثل گریندل والد ظهور نکرده بود. پس از آن دامبلدور به شهرت زیادی رسید و استاد درس تغییر شکل هاگوارتز شد. همچنین مقاله‌های مهمی همچون معجون‌ساز واقعی و نام تغییر شکل امروز در پیام امروز نوشت. دامبلدور چند سال بعد به مقام مدیریت هاگوارتز رسید. به‌دلیل مهارت‌های فوق العاده او، سه باربه او مقام وزارت سحر و جادو پیشنهاد شد اما او نپذیرفت. حدود سه سال بعد تام ریدل نام لرد ولدمورت را برای خود انتخاب و دوستانش در هاگوارتز را جمع کرد به استفاده از جادوی سیاه پرداخت و به سیاه‌ترین جادو گر هزاره اخیر بدل شد. در آن زمان از معدود جاهای امن هاگوارتز بود و تنها کسی که ولدمورت از او می‌ترسید دامبلدور بود. پس از سقوط ولدمورت، دامبلدور هری پاتر را جلوی خانه دورسلی‌ها (خاله و شوهر خاله هری) گذاشت. یازده سال بعد که هری پاتر به هاگوارتز آمد دامبلدور هنوز مدیر هاگوارتز بود.

بعدها جی. کی. رولینگ اعلام کرد که دامبلدور همجنسگرا بوده است.

هری پاتر و سنگ جادو[ویرایش]

اولین بار هری او را در کارت یک شکلات می‌بیند و می‌فهمد که او بهترین جادوگر دنیا و مدیر مدرسهٔ هاگوارتز است. وقتی دامبلدور را در سرسرای هاگوارتز می‌بیند، هری متوجه این موضوع می‌شود که دامبلدور بسیار به او علاقه دارد. دامبلدور حتی برای تشویق او به جایگاه تماشاچی‌ها در کوییدیچ (نوعی فوتبال جادوگرها ولی با جاروی پرنده) می‌آید. درآخر داستان نیز ۵۰ امتیاز به رون ۵۰ امتیاز به هرمیون و به هری ۶۰امتیاز و به نویل لانگ باتم ۱۰ امتیاز اهدا می‌کند. و به این ترتیب گریفندور قهرمان جام گروه‌ها می‌شود.

هری پاتر و حفره اسرارآمیز[ویرایش]

در هری پاتر و حفره اسرارآمیز زمانی که پروفسور اسنیپ می‌خواهد رون و هری را اخراج کند دامبلدور مانع می‌شود. زمانی نوشته‌هایی با خون روی دیوار نوشته می‌شود و افرادی بدنشان خشک می‌شود، و خیلی‌ها هری را مقصر می‌دانند اگر دامبلدور نبود احتمالاً هری مانند هاگرید اخراج می‌شد. چندی بعد دامبلدور به دلیل بازشدن حفره اسرار از مدیریت مدرسه عزل می‌شود اما پس این که جینی ویزلی در حفره اسرار اسیر می‌شود او برمی گردد و همین طور در تالار اسرار فوکس، ققنوسش را (برای کور کردن باسلیسک و التیام زخم هری - که از توانایی ققنوس هاست) و کلاه گروه بندی (درواقع شمشیر گودریگ گیریفندور برای کشتن باسیلیسک) را برای کمک به هری می‌فرستد.

هری پاتر و زندانی آزکابان[ویرایش]

دامبلدور در هری پاتر و زندانی آزکابان نقش زیادی نداشت تنها در اول سال درباره دیوانه سازها و فرار سیریوس بلک برای دانش آموزان توضیح داد و لوپین را به عنوان معلم دفاع در برابر جادوی سیاه به دانش آموزان معرفی کرد و به هرمیون گرنجر و هری کمک کرد تا سیریوس بلک را نجات بدهند (دامبلدور معتقد بود که سیریوس بی گناه است) همچنین درپایان سال در سرسرای بزرگ هاگوارتز حضور یافت.

هری پاتر و جام آتش[ویرایش]

دامبلدور در سرسرای بزرگ در آغاز سال تحصیلی اعلام می‌کند که مسابقه قهرمانی سه جادوگر امسال در هاگوارتز برگزار می‌شود و شرط سنی برای شرکت در آن هفده سال است. هری با وجود هفده ساله نبودنش به عنوان چهارمین جادوگر نامش در می‌آید و در مسابقات شرکت می‌کند. دامبلدور هری را ترغیب به تلاش برای برنده شدن در مسابقه می‌کند در مرحله دوم که آزاد کردن زندانیان از زیر آب بود چون هری یک زندانی دیگر را نیز آزاد کرده بود به هری امتیاز می‌دهد پس از این که مراحل تمام می‌شود از هری می‌خواهد که بگوید در آن قبرستان چه آتفاقی افتاده است همین طور با محلول راستی (محلولی که اگر کسی آن را بخورد نمی‌تواند دروغ بگوید) اطلاعاتی را از بارتی کراوچ (یکی از مرگ خواران لرد ولدمورت که خود را جای مودی چشم باباغوری استاد درس دفاع در برابر جادوی سیاه جا زده بود و غیر مستقیم به هری کمک می کرده تا برنده شود و پس از لمس جام به آن قبرستان منتقل شود که ولدمورت از خون او برای بازگشت استفاده کند و هری را بکشد) بیرون کشید.

هری پاتر و محفل ققنوس[ویرایش]

در این داستان نقش دامبلدور بسیار پر رنگ است. دامبلدور در این داستان دوباره محفل ققنوس را فعال می‌کند. این محفل برای مبارزه با لرد ولدمورت ساخته شده است و جیمز پاتر و لی لی پاتر (پدر و مادر هری پاتر) عضو آن بوده‌اند و توسط ولدمورت کشته شده‌اند. دامبلدور ریاست آن را بر عهده می‌گیرد. او همچنین درتلاش است وزارت سحر وجادو را قانع کند که لرد ولدمورت باز گشته است اما وزارت سحر وجادو قبول نمی‌کند. در آن با سازمان اسرار اشنا می‌شود و نبرد اعجاب انگیزی بین لرد ولدمورت وآلبوس دامبلدور درمی گیرد. سیریوس بلک به دست بلاتریکس لسترنج (یکی از یاران ولدمورت و یک مرگخوار) به قتل می‌رسد و وزارت سحر و جادو پی می‌برد که لرد ولدمورت باز گشته است. اما او در این سال اشتباه بزرگی مرتکب شدد و انگشتر مورولو (پدر بزرگ ولدمورت) را در دست کرد.

هری پاتر و شاهزاده دورگه[ویرایش]

در این کتاب دامبلدور نقشی پررنگ و آخرین نقش خود را ایفا می‌کند. در این کتاب هری و دامبلدور با هم به تحقیق در باره جان پیچ‌ها (به انگلیسی: Horcrux) می‌پردازند و به نتایج مهمی دست می‌یابند :جان پیچ‌ها وسیله‌هایی هستند که برای رسیدن به بی مرگی اند اگر جادوگری روح خود را با ارتکاب قتل به دو پاره تبدیل کند و یک تکه را در شیءی و یک تکه را در بدن خود قرار دهد آن شیء جان پیچ او می‌شود اگر آن فرد کشته شود به طور کامل نمی‌میرد زیرا روحش از بین نرفته است. ولدمورت دراقدامی که هیچ کس انجام نداده روح خود را به هفت پاره کرده و شش جان پیچ ساخته است. دامبلدور انگشتر پدر بزرگ ولدمورت را که جان پیچ بوده نابود می‌کند و همچنین معلوم می‌شود دفتر چه خاطرات تام ریدل یک جان پیچ بوده که هری آن را نابود کرد. هری با گرفتن خاطره پروفسور اسلاگهورون می‌فهمد که ولدمورت در زمان دانش‌آموزی درباره جان پیچ‌ها از اسلاگهورون پرسیده دامبلدور و هری پس از تلاش زیاد می‌فهمند که چهار جان پیچ لرد ولدمورت عبارتند از :جام هافلهاپ، قاب اویز اسلیترین، نیم تاج ریونکلا، و نیجنی، مار لرد ولدمورت. مدتی بعد که دامبلدور و هری برای یافتن جان پیچ‌ها از هاگوارتز خارج شده بودند با دیدن علامت شوم (نشان مرگخواران) بازگشتند و به یکی از سالن‌های هاگوارتز رفتند. وقتی هری در زیر شنل نامریی بود. ناگهان دراکو مالفوی از در بیرون آمد و دامبلدور را خلع سلاح کرد (با طلسم اکسپلیوموس) و هری همان لحظه با طلسم دامبلدور در زیر شنل نامریی خشک شد. و عاقبت سیوروس اسنیپ دامبلدور را با طلسم کشندهٔ آواداکداورا او به قتل رساند. پس از آن اسنیپ و مرگخواران فرار کردند. چند روز بعد دامبلدور را طی مراسم با شکوهی به خاک سپردند نام فصل آخر هری پاتر و شاهزاده دورگه، مقبره سفید است.

بعد از مرگ[ویرایش]

در هری پاتر و یادگاران مرگ، هری سوگنامه الفی یس دوج را در روزنامه پیام امروز که درباره زندگی دامبلدوراست، می‌بیند. اما می‌فهمد که ریتا اسکیتر خبر نگار بدنام کتابی به نام نام زندگی و نیرنگ‌های البوس دامبلدور تالیف کرده که همه‌اش بد گویی از دامبلدور است و حتی او به جادوی سیاه متهم شده است. در این سال هری به همراه رون و هرمیون از مدرسهٔ هاگوارتز می‌روند و سعی در نابودی جان پیچ‌ها می‌کنند. دراواخر جلد دوم سیوروس اسنیپ زمان مرگ خاطراتش را به هری منتقل می‌کند و او می‌فهمد که مرگ دامبلدور در اصل نقشه اسنیپ و دامبلدور و عمدی بوده است که می‌خواستند اولاً لرد ولدمورت به اسنیپ اعتماد کند و ثانیاً ابر چوبدستی به دست ولدمورت نیفتد (قوی ترین چوب دستی جهان از درخت اقطی یاس کبود که اخرین صاحبش خود دامبلدور بوده که به چوبدستی مرگ یا چوبدستی سرنوشت معروف است)

هری نام دومین پسرش را آلبوس-سیوروس نام می‌گذارد.

منابع[ویرایش]

هری پاتر ومحفل ققنوس فیلم‌های هری پاتر هری پاتر—ویکی‌پدیا

هری پاتر ویادگاران مرگ وهری پاتر وشاهزادهٔ دورگه

جستارهای وابسته[ویرایش]