نظریه اتریشی چرخه کسب و کار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

نظریه اتریشی چرخه کسب و کار (به انگلیسی: Austrian business cycle theory) (یا ABCT) نظریه‌ای اقتصادی است که در مکتب اتریشی اقتصاد توسعه یافته در این خصوص که چرخه‌های کسب و کار چگونه رخ می‌دهند. این نظریه چرخه‌های کسب و کار را نتیجه اجتناب ناپذیر رشد عظیم اعتبار بانکی می داند که سیاستهای ذاتاً آسیب زننده و ناکارمد بانک مرکزی، که موجب می‌شوند نرخهای بهره به مدت طولانی بسیار کم بمانند، منجر به خلق اعتبار مالی عظیم، حباب اقتصادی احتکارامیز و کاهش پس اندازها می‌شوند.[۱] نظریه اتریشی چرخه کسب و کار از کار اقتصاددان مکتب اتریش لودویگ فن میزس و فریدریش هایک نشأت می‌گیرد. هایک در ۱۹۷۴ جایزه نوبل در اقتصاد را به دلیل کارش در این تئوری دریافت کرد.[۲][۳]

مدافعین آن معتقدند که یک دوره نرخ های بهره کم نگه داشته شده و خلق عظیم پول منجر به عدم تعادلی شکننده و ناپایدار بین پس انداز و سرمایه گذاری می شود.[۴] بنا بر این نظریه چرخه کسب و کار به این شیوه خود را اشکار می کند: نرخهای بهره پایین منجر به برانگیختن قرض از سیستم بانکی می شود. این گسترش اعتبار منجر به بسط عرضه پول از طریق فرایند خلق پول در یک نظام بانکداری قرضه کسری می شود. استدلال می شود که این منجر به یک توسعه عظیم ناپایدار ناشی از اعتبار می شود که طی آن قرض به طور مصنوعی برانگیخته شده خواهان نابودی فرصتهای سرمایه گذاری می شود. مدافعین معتقدند که این توسعه عظیم ناشی از اعتبار منجر به سرمایگذاری های غلط گسترده می شود.

توضیح اتریشی چرخه کسب و کار با فهم جریان اصلی چرخه کسب و کار تفاوت شایانی دارد و اقتصاددانان جریان اصلی عموماً آن را رد می کنند چرا که معتقدند با شواهد تجربی سازگار نیست. نظریه اتریشی چرخه کسب و کار در تضاد با بیشتر نظریه های جریان اصلی بر چرخه اعتبار به عنوان منشأ اصلی بیشتر چرخه های کسب و کار تمرکز می کند.

اقتصاددانانی چون گوتفرید فن هابرلر، میلتون فریدمن،[۵][۶] گوردون تالک،[۷] براین کپلن,[۸] و پل کروگمن[۹] استدلال کرده اند که این نظریه نادرست است.

بنا بر موری راتبارد اقتصاددان اتریشی، نظریه اتریشی چرخه کسب و کار سعی می کند به این سؤالات درباره چیزهایی که اتریشیها معتقدند در جریان یک چرخه کسب و کار رخ می دهد پاسخ دهد:[۱۰]

  • چرا دسته ای از اشتباهات ناگهانی کلی کسب و کار رخ می دهد؟
  • چرا صنایع کالاهای سرمایه ای و قیمتهای بازار منبع بیشتر از قیمت صنایع و کالاهای مصرفی نوسان می کند؟
  • چرا در حجم پول در اقتصاد در جریان هر توسعه شدید افزایش رخ می دهد و چرا عموماً گرچه نه به طور جهانی، در عرضه پول در جریان رکود کاهش رخ می دهد؟

منابع[ویرایش]

  1. Manipulating the Interest Rate: a Recipe for Disaster, Thorsten Polleit, 13 December 2007.
  2. Woods, Jr., Thomas (2007). "22:Did Capitalism Cause the Great Depression?". 33 Questions about American History You're Not Supposed to Ask. New York: Crown Forum. pp. 174–179. ISBN 978-0-307-34668-1. 
  3. Economics Prize For Works In Economic Theory And Inter-Disciplinary Research
  4. "The weeds of destruction". Economist. 2006-05-04. Retrieved 2008-10-08. 
  5. Friedman, Milton. "The Monetary Studies of the National Bureau, 44th Annual Report". The Optimal Quantity of Money and Other Essays. Chicago: Aldine. pp. 261–284. 
  6. Friedman, Milton. "The 'Plucking Model' of Business Fluctuations Revisited". Economic Inquiry: 171–177. 
  7. Gordon Tullock (1988). "Why the Austrians are wrong about depressions" (PDF). The Review of Austrian Economics 2 (1): 73–78. doi:10.1007/BF01539299. Retrieved 2009-06-24. 
  8. Caplan, Bryan (2008-01-02). "What's Wrong With Austrian Business Cycle Theory". Library of Economics and Liberty. Retrieved 2008-07-28. 
  9. Krugman, Paul (1998-12-04). "The Hangover Theory". Slate. Archived from the original on 6 July 2008. Retrieved 2008-06-20. 
  10. America's Great Depression, Murray Rothbard