مالیات غیر مستقیم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مالیات به مثابه یک نوع هزینه اجتماعی است که آحاد یک ملت در راستای بهره وری از امکانات و منابع یک کشور موظفند آنرا پرداخت نمایند تا توانائی‌های جایگزینی این امکانات و منابع فراهم شود.

مالیات در واقع انتقال بخشی از درآمدهای جامعه به دولت و یا بخشی از سود فعالیت‌های اقتصادی است که نصیب دولت می‌گردد زیرا ابزار و امکانات دست یابی به درآمد و سودها را دولت فراهم ساخته‌است. [۱]

تقسيم بندي ماليات ها[ویرایش]

ماليات ها در ايران به دو دسته ي ماليات مستقيم و غير مستقيم تبدیل مي شوند.

مالیات غیر مستقیم[ویرایش]

ماليات‌هائى که پرداخت‌کننده آن مشخص و معين نبوده و تحقق ماليات بستگى به يک قسمت از فعاليت‌هاى اقتصادى و عمليات افراد داشته و قابليت انتقال آنها بسيار زياد باشد، ماليات‌هاى غيرمستقيم ناميده مى‌شود. به‌عبارت ديگر، ماليات‌هائى که به‌طور غيرمستقيم بر کالاهاى مصرفى اشخاص وضع شده و از مصرف‌کنندگان وصول مى‌شود. نقش ماليات‌هاى غيرمستقيم در جوامع و اقتصادهاى کمتر توسعه‌يافته در مقايسه با کشورهاى بيشتر توسعه‌يافته مهم‌تر استو هدف تامین مخارج دولت را به اسنی محقق می کند.،اين ماليات‌ها، نرخ سرمايه‌گذارى را از راه تقليل مصرف، بالا مى‌برند و ضريب افزاينده پس‌انداز را رشد مى‌دهند. به هر حال، روى‌آورى به ماليات‌هاى غيرمستقيم در اين کشورها زیاد است. [۲]

انواع مالیات غیر مستقیم[ویرایش]

الف : مالیات بر واردات

شامل: ۱ - حقوق گمرکی

۲ -سود بازرگانی

۳ - ۳۰ ٪ از مبلغ اتومبیل‌های وارداتی

۴ - ۱۵٪حق ثبت

ب : مالیات بر مصرف و فروش

شامل: ۱- مالیات بر فرآورده‌های نفتی

۲ - مالیات تولید الکل طبی و صنعتی

۳ - مالیات نوشابه‌های غیر الکلی

۴ - مالیات فروش سیگار

۵ - مالیات اتومبیل

۶ - ۱۵٪مالیات اتومبیل‌های داخلی

۷ - مالیات فروش خاویار

۸ - مالیات حق اشتراک تلفن خودکار و خدمات بین الملل

۹ - مالیات ضبط صوت و تصویر [۳]


مهم‌ترین مالیات‌های غیر مستقیم معمول در اغلب کشورها[ویرایش]

1)مالیات بر مصرف و فروش:

مالیات برمصرف که نوعی مالیات غیر مستقیم است، روی قیمت کالاهای مورد مصرف عمومی کشیده می‌شود و از تولید کننده‌ی کالاها و خدمات مزبور وصول می‌شود. بنابراین مالیات برمصرف جزئی از قیمت کالا را تشکیل می‌دهد به نحوی که معمولاً مصرف کننده نمی‌تواند تشخیص دهد چه مقدار از قیمت کالا بابت مالیاتی است که تولید کننده و یا فروشنده به دولت می‌پردازد. مالیات برمصرف اغلب به کالاها و خدماتی تعلق می‌گیرد که درمقابل تغییرات قیمت حساسیت کمی دارند و به همین جهت این نوع مالیات یکی از منابع مهم درآمد دولت را تشکیل می‌دهد. کالاها و خدماتی که دراغلب کشورها مشمول مالیات برمصرف قرارمی‌گیرند عبارتند از: دخانیات، بنزین، قند و شکر و بعضی دیگر از کالاهای تجملاتی و ضروری، چون اگراین مالیات برکالاهای ضروری وضع ‌شود، سنگینی آن را طبقات کم بضاعت بیشتر احساس می‌کنند. مالیات برفروش به کالاهایی تعلق می‌گیرد که درمرحله خرده‌فروشی به دست مصرف کننده می‌رسد. دراین نوع مالیات فروشگاه‌ها موظف هستند که مبلغ مالیات را مجزا از قیمت کالا حساب نموده و در یک رقم جداگانه به نحوی که مصرف‌کننده از مبلغ آن اطلاع حاصل کند، دریافت دارند. غرض از این نوع محاسبه آن است که مصرف کننده مالیات را بپردازد. در ایران این نوع مالیات وجود ندارد. [۴]

2)مفهوم ماليات بر ارزش افزوده:

در طبقه بندي مالياتها ، ماليات بر ارزش افزوده نوعي ماليات غير مستقيم بر مصرف و فروش داخلي كالاها و خدمات است ، اين نوع ماليات ، چند مرحله اي و درهر يك از مراحل توليد و تكميل تا مصرف نهايي ، بر حسب ارزش افزوده ايجاد مي شود. به عبارت ديگر ، ماليات بر ارزش افزوده ، نوعي ماليات بر فروش چند مرحله اي است كه خريد كالاها و خدمات واسطه اي را از پرداخت ماليات معاف مي كند . [۵]

ارزش افزوده يك بنگاه از تفاوت عايدات فروش كالا يا خدمات و كل هزينه هايي كه صرف خريد كالاها و خدمات واسطه اي شده است ، ناشي مي شود. در مقياس اقتصاد ملي ، توليد ناخالص ملي در واقع حاصل جمع ارزش افزوده كليه بنگاه هاست ، زيرا كل معاملات واسطه اي مساوي با ارزش فروش نهايي است. به همين دليل ، فروش نهايي برابر با ارزش كل دستمزد ، نرخ بهره ، سود ، اجاره ، استهلاك و ساير پرداختها به عوامل توليد در سطح ملي و مساوي توليد ناخالص ملي است .

معادله زير نشان مي دهد كه در مقياس ملي ، ارزش افزوده روي ديگر سكه توليد ناخالص ملي است.

GNP =پرداختي به عوامل توليد-فروش نهايي = (معاملات واسطه اي-كل معاملات) = ارزش افزوده . بر اين اساس ، مي توان گفت كه مجموع ارزش افزوده تمام بنگاه هاي بازرگاني در هر مرحله از توليد ، نوع ديگري از تعريف توليد ناخالص ملي است . لذا ماليات بر ارزش افزوده ، برابر ماليات بر توليد ملي است . بر اين اساس ، پايه مالياتي ماليات بر ارزش افزوده برابر با كل درآمد حاصل از فروش منهاي هزينه خريد عوامل توليد از ساير بنگاهها است كه با خارج كردن خريد از ساير بنگاه هاي ماليات دهنده ، از ماليات گيري چندگانه اجتناب مي شود. به عبارت ديگر ، ماليات بر كل فروش بنگاه اعمال و همزمان ، اعتبار مالياتي براي خريد از ساير بنگاه ها به بنگاه جديد اعطا مي شود . بدين معنا كه ماليات پرداخت شده توليد كنندگان قبلي ، از مالیات بر فروش بنگاه كسر مي گردد . بنابراين ، اعمال ماليات بر ارزش افزوده نيازمند فهرست كردن كل صورتحسابها در بنگاه است ، زيرا هر بنگاه براي دريافت اعتبار مالياتي بايد بتواند شرح ماليات پرداخت شده فروشنده قبلي را ارائه دهد . اين نياز ، خريدار را تشويق مي كند كه پرداخت ماليات توسط فروشنده قبلي را مورد توجه قرار دهد . [۶]

دو ديدگاه رايج درمورد طیقه بندی ماليات ها[ویرایش]

دو واژگان مالیات مستقیم و غیر مستقیم را میتوان از دو دیدگاه مورد نظر قرار داد :

یک، دیدگاه دیدگاهی که به روش تشکیلاتی و ادراره مالیات بستگی پیدا می کند و پرداخت کننده مالیات بر در آمد ،مالیات مورد نظر را به طور مستقیم به اداره مالیات می پردازد در حالی که در زمان خرید کالاهای مشمول مالیات به طور غیر مستقیم مالیات منظور شده را پرداخت می کند. این مثال که شاید روش تشکیلاتی یا اداری پرداخت مالیات را با توجه به مستقیم و غیر مستقیم بودن ان توضیح می دهد، به الزام منطبق بر تقسیم بندی پرداخت کننده واقعی مالیات نمی باشد . چنین برداشتی از تقسیم بندی مالیات ها ، دارای سابقه ی طولانی وهمچنین موضوع بحث و مجادله ی علمی سابقه داری است . بسیاری از اقتصاد دانان بخش عمومی ، معتقد هستند که : (هیچ دلیلی وجود ندارد که چنین طبقه بندی تشکیلاتی از پرداخت مالیات ، مفهومی مناسب از نظر اقتصادی نیز داشته باشد. ) برای مثال پرداخت کننده ی مالیات به اداره ی دارایی چه تفاوتی دارد که کار فرما باشد یا کارگر، و یا بنا به فرض مالیات نصف به نصف بر انها واقع شود.

دیدگاه دوم:در طبقه بندی مالیات ها ؛ اثرات مالیاتی ، انواع مختلف مالیات ها از نظر وقوع نهایی مالیات و پرداخت کنندگان نهایی ان را مورد توجه قرار می دهند. برحسب نظر (دیو)و (فرید لندر)مالیات هایی را معمولا مستقیم می خوانند که درآمد حقیقی پرداخت کننده مالیات به دولت را کاهش می دهد .مالیاتهای دیگر که ممکن است از یک نفر به نفر دیگری منتقل شود ،مالیات های غیر مستقیم می باشند . هر چند که دیدگاه فوق دارای مفهوم اقتصادی است، اما از نظر تشخیص، دشواری هایی را به همراه دارد. مثلا به طور عمده انتقال مالیات ها به مقدار صفر یا 100%نبوده بلکه درصدی از مالیات منتقل می شود . در این صورت نیاز به معیار دیگری برحسب درصد انتقال می باشد تا مستقیم یا غیر مستقیم بودن مالیات را معیین کند. از سوی دیگر اصولا تمیز و اندازه گیری مقدار انتقال مالیات کار ساده ای نیست . در نتیجهد تقسیم بندی مالیات های مستقیم وغیر مستقیم بر این اساس شاید بی معنی تلقی شود به عبارت دیگر،تشخیص آنکه چه کسی مالیات را می دهد ، نکته ایست که ما باید با توجه به نظریه های اقتصادی مربوط به ان دست یابیم . نه آنکه از قبل بر آن آگاه باشیم . اگر قرار باشد که تقسیم بندی مالیات ها به صورت مالیات مستقیم و غیر مستقیم مطرح باشد،بهتر است مالیات های مستقیم به مالیات هایی تلقی شوند که بر اساس مشخصه های اقتصادی افراد برقرار شوند . در حالی که در مالیات ها ی غیر مستقیم تمیز و اعمال نرخ های مالیاتی بر اساس چنین مشخصه های غیر علمی یا مد نظر نباشد ، بهتر است که واژگان مالیات مستقیم و غیر مستقیم به مالیات بر اشخاص و مالیات بر غیر اشخاص تبدیل شود. در ادبیات مالیات ها ، به دو و شاید سه نظر در ارجح بودن مالیات های مستقیم و غیرمستقیم می توان اشاره کرد . در یک قطب از این نظریه ها ، گروهی قرار دارند که مالیات های مستقیم را از جمیع جهات مناسب تر از مالیات غیر مستقیم می دانند و اصولا اعتقاد دارند که مالیات های غیر مستقیم به علت عدم توانایی نظام ، به تشخیص درامد های واقعی به اجبار بر بازار ها بر قرار میشوند. تاکید بر هزینه و دشواری اعمال مالیات های مستقیم را در گزارش کمیته ای که در سال 1927مامور بررسی بدهی و مالیات ها در انگلستان شد می توان مشاهده کرد و توجیه اقتصاد برتری مالیات های مستقیم از دیدگاه برابری و توضیع در امد در مطالعه (فرام وتامباو)در سال 1973دیده می شود . محور اساسی طرفداران دمالیات های مستقیم بر هدف توزیع درآمد قرار دارد و از دیدگاه آنان مالیات ها ابزار اولیه جهت نیل به برابری و توزیع مناسب درامد هستند. اقتصاد دانان دیگری که کاربرد مالیات ها هم از دیدگاه توزیع و برابری و هم تخصیص مورد توجه قرار می دهند ، عمدتا ترکیب مناسبی از این دو نوع مالیات را پیشنهاد می کنند. این گروه معتقد هستند که مالیات های مستقیم به منظور ایجاد برابری برقرار می شوند ،در حالی که مالیات های غیر مستقیم یک روش کسب درامد برای دولت می باشد . در مورد عبارت بالا اگر در مورد غیر قابل انتقال بودن مالیات های مستقیم تردیدی باشد به طور قطع کارامد بودن مالیات غیر مستقیم ،نیز مورد پرسش است . به هر صورت بسیاری از اقتصاد دانان پیشنهاد یک ترکیب بهینه از مالیات مستقیم و غیر مستقیم را ارائه می کنند .

[۷]


منابع[ویرایش]

http://www.iran-eng.com/showthread.php/275224

http://www.form2online.com/printthread.php?tid=13831

http://www.aftabir.com/articles/view/economy_marketing_business/financial_economy/c2c1218279954_tax_p1.php/

http://www.agroeco.ir/Forum/agroeco13/topic-t547.html

http://www.agroeco.ir/Forum/agroeco13/topic-t547.html

- صوفي مجيد پور ، مسعود : " ماليات بر ارزش افزوده: تاريخچه ، مفهوم ، روش محاسبه " ، گزارش مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي ، شماره مسلسل 6546.

http://www.vat.ir/ConceptEconomic_htm_f.htm

کتاب اقتصاد بخش عمومی (مالیات ها) جمشيد پژويان نشر جنگل صفحات116 تا 118

مجله اقتصاد ايران ، شماره 21 ، آبان 1379