شاندور مارائی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
شاندور مارائی
Márai-socha2.jpg
شاندور مارائی، مجسمه ای از او در زادگاهش کوشیتسه
نام اصلی شاندور کارولی هنریک گروشمید دی مارا
زادروز ۱۱ آوریل ۱۹۰۰(۱۹۰۰-04-۱۱)
کاسسا، اتریش-مجارستان، (کوشیتسه، اکنون جزئی از اسلوواکی)
مرگ ۲۲ فوریه ۱۹۸۹ میلادی (۸۸ سال)
سن دیه گو، کالیفرنیا، ایالات متحده
ملیت مجارستانی
علت مرگ خودکشی با شلیک گلوله‌ای به مغز سر خویش
پیشه نویسنده و روزنامه نگار
همسر(ها) Lola Matzner(۱۹۸۶-۱۹۲۳)
فرزندان یک فرزند
صفحه در دادگان فیلم‌ها

شاندور رامائی (به مجاری: Sándor Márai) با نام اصلی شاندور کارولی هنریک گروشمید دی مارا (به مجاری: Sándor Károly Henrik Grosschmied de Mára) (زاده ۱۱ آوریل ۱۹۰۰ در کاسسا واقع در اتریش-مجارستان - درگذشته ۲۲ فوریه سال ۱۹۸۹ در سن دیه گو، کالیفرنیا، ایالات متحده)، نویسنده و روزنامه نگار مجارستانی بود.

زندگینامه[ویرایش]

شاندور مارائی در ۱۱ آوریل ۱۹۰۰ میلادی در شهر کاسسا که در آن زمان از شهرهای اتریش-مجارستان بود و امروزه با عنوان کوشیتسه جزئی از اسلواکی می‌باشد، به دنیا آمد. وی به به خانواده‌ای قدیمی با منشاء ساکسون تعلق داشت که در طی قرنها با مگیارها مخلوط شده بودند. مارائی در سال‌های اولیه فعالیت خود، ضمن سفر و اقامت‌های نه چندان طولانی خود در فرانکفورت، برلین و پاریس نوشتن به زبان آلمانی را در نظر داشت، اما در نهایت زبان مادری خود، مجاری را برای خلق نوشته‌هایش برگزید. او در کرایسزتیناواروس Krisztinaváros واقع در بوداپست، به سال ۱۹۲۸ ساکن شد. در سال ۱۹۳۰، وی از طریق سبک رئالیستی دقیق و روشنی که در نوشته‌هایش اتخاذ کرده بود، بعنوان یک نویسنده برجسته مطرح گردید. او اولین کسی بود که در نوشتن آثارش نسبت به کارهای کافکا موضع انتقادی گرفت.

او در نوشته‌هایش با شوق و ذوق خیلی زیاد در مورد جوایز وین سخن گفته بود، که طی آن آلمان، چکسلواکی و رومانی را وادار به پس دادن بخشهایی از سرزمین‌های از دست رفته مجارستان مطابق پیمان تریانون نمود. با این وجود، مارائی به شدت نسبت به نازی‌ها انتقاد داشت و به گونه‌ای عمیق موضع ضدفاشیستی را که موضعی خطرناک در زمان جنگ مجارستان بود، اتخاذ کرده بود.

مارائی که نویسنده ۴۶ عنوان کتاب بود، و عمده کتابهای او را رمان‌های او تشکیل می‌دادند، از طرف منتقدان ادبی، بعنوان یکی از تأثیرگذارترین نمایندگان ادبیات طبقه متوسط در مجارستان، در فاصله بین دو جنگ جهانی تلقی گردید. او در سال ۱۹۴۲ کتاب Embers (با عنوان مجارستانی: A gyertyák csonkig égnek، به معنای «شمع‌ها تا بیخ و بن راسوزانیدند») [که در فارسی با عنوان «خاکستر گرم» یا «خاکستر داغ» ترجمه شده‌است] را نوشت که مشتمل بر ابراز دلتنگی برای گذشته چند قومی و چند فرهنگی جامعه‌ای بود که در زمان امپراتوری اتریش و مجارستان در زادگاهش وجود داشت، اثری که یادآور آثار جوزف راث بود. در سال ۲۰۰۶ اقتباسی از این رمان به منظور اجرای صحنه‌ای آن، توسط کریستوفر همپتون نوشته شد، که در لندن به اجرا درآمد.

وی همچنین از رژیم کمونیستی که پس از جنگ جهانی دوم قدرت را در کشورش بدست گرفته بودند، متنفر بود و همین باعث شد که در سال ۱۹۴۸ کشورش را ترک کند و یا از کشورش رانده شود.مارائی پس از مدتی زندگی در ایتالیا، در شهر سن دیه گو، واقع در کالیفرنیا، ایالات متحده سکنی گزید.

وی نوشتن به زبان مادری خود را ادامه داد، اما تا اواسط سال ۱۹۹۰ این آثار را به زبان انگلیسی منتشر نکرد. کتاب خاطرات مارائی از مجارستان (در فاصله سالهای ۱۹۴۴ تا ۱۹۴۸) با عنوان انگلیسی Márai's Memoir of Hungary (۱۹۴۴-۱۹۴۸) حاوی نگاهی اجمالی به اوضاع مجارستان در طی جنگ جهانی دوم و زمانیکه این کشور تحت اشغال شوروی بود، می‌باشد و به طرز جالب توجهی به این مقوله پرداخته‌است. خاطرات شاندور رامائی نیز، همانند خاطرات دیگر نویسندگان و دولتمردان اهل مجارستان، برای اولین بار در غرب منتشر شد، چرا که امکان انتشار چنین نوشتجاتی، در مجارستان بعد از سال ۱۹۵۶ و در دوران معروف به دوران کادار Kádár وجود نداشت. البته نسخه انگلیسی خاطرات شاندور مارائی، پس از مرگ این نویسنده و در سال ۱۹۹۶ منتشر شد.

مارائی بعد از درگذشت همسرش، روزبه روز بیشتر و بیشتر به سمت منزوی شدن پیش رفت. وی سرانجام در روز ۲۲ فوریه سال ۱۹۸۹، با شلیک گلوله‌ای به مغز سر خویش، در سن دیگو اقدام به خودکشی نمود.

آثار شاندور مارائی (شامل شعرها، رمان‌ها و یادداشت‌های روزانه او)در خارج از مجارستان، تا حد زیادی به فراموشی سپرده شده بود، امّا تنها در طی سالهای اخیر، بسیاری از این آثار، دوباره کشف و دوباره تحت انتشار قرار گرفت. از جمله زبانهایی که آثار شاندور مارائی، اخیراً در آنها طبع و منتشر شده‌است، می‌توان به زبانهای فرانسوی (شروع انتشار به این زبان در سال ۱۹۹۲)، لهستانی، کاتالان، ایتالیایی، انگلیسی، آلمانی، اسپانیایی، پرتغالی، چک، دانمارکی، ایسلندی، کره‌ای، هلندی، [فارسی]، و زبان‌های دیگر اشاره نمود. آثار وی در حال حاضر به عنوان بخشی از معیارهای ادبی اروپا در قرن بیستم مورد توجه قرار گرفته‌اند.[۱]

درباره او[ویرایش]

شاندور رامائی، نویسنده مجارستانی قرن بیستم، در دهه ۱۹۳۰ همچون یکی از خلاق‌ترین رمان نویسان در جریان ادبی کشورش بلندآوازه شد. مارائی عمیقاً ضد فاشیست بود و پس از جنگ جهانی دوم و بدلیل سلطه کمونیست‌ها و شرایط حاکم در کشورش که اجازهٔ انتشار آثارش را میسر نمی‌کرد، مجارستان را در سال ۱۹۴۸ ترک گفت و نخست کوتاه مدت به ایتالیا و سپس بلندمدت و تا پایان عمر به ایالات متحده امریکا رفت و هرگز به کشورش بازنگشت.

مارائی چندین دهه در تبعید خودخواسته‌اش گمنام ماند و حجم آثارش که شامل شعر، ده‌ها رمان و چندین کتاب خاطرات می‌شود، ناشناخته باقی‌مانده بود. ترجمه از زبان مجار معمول و متداول نبود و هنوز هم [چندان] معمول نیست.

سرانجام در سال ۲۰۰۱ رمان Embers، [که در فارسی به خاکستر گرم یا خاکستر داغ ترجمه شده‌است]، به انگلیسی ترجمه و منتشر شد و در کوتاه مدت توجه منتقدان صاحب نام انگلیسی زبان را به خود جلب کرد و در میان ده اثر پرفروش جهان ادبیات انگلیسی زبان جا گرفت. این رمان برای بار اول در سال ۱۹۴۲ در بوداپست به انتشار رسیده بود، امّا استقبال چندانی از آن بعمل نیامده بود.

منتقد ادبی بانفوذ روزنامه تایمز، چاپ لندن، رمان «خاکستر گرم» را «رمانی باشکوه با داستانی مسحورکننده و پرشور» توصیف کرد. دیلی تلگراف آن را «عالی، شگفت آور و بی اندازه تأثیرگذار» خواند. روزنامه آبزرور لندن، آن را «خارق العاده، مرثیه مانند، تاریک، آهنگین و جذاب» نامید.

قبل از شاندور مارائی، دو نویسنده مهم مجارستانی با ترجمه آثارشان به فارسی، در ایران شناخته شده‌اند که این دو عبارتند از: جرج لوکاچ(زاده: ۱۸۸۵ - درگذشت: ۱۹۷۱) و آرتور کوستلر(زاده: ۱۹۰۵ - درگذشت: ۱۹۸۳)، که دومی بویژه با رمان معروف تاریکی در نیمروز (۱۹۴۰) محبوبیت فراوانی در ایران کسب نموده‌است.[۲]

پانویس[ویرایش]

  1. مشارکت کنندگان ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی در ۲۵ اوت ۲۰۱۰
  2. مجله بخارا، شماره ۷۵، فروردین تا تیر ۱۳۸۹، صفحات: ۳۷۰ تا ۳۷۲

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Sándor Márai»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲۵ اوت ۲۰۱۰).‎
  • مجله بخارا، شماره ۷۵، فروردین-تیر ۱۳۸۹، نوشته خانم مینو مشیری (مترجم رمان خاکستر داغ به فارسی)، [با اندکی تغییر و تصرف در نوشته ایشان]