سائول باس
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
سائول باس (به انگلیسی: Saul Bass) (۸ مه ۱۹۲۰ – ۲۵ آوریل ۱۹۹۶) از نخستین طراحانی است که همزمان در سه حوزه تیتراژ، نشانه و پوستر سینما فعال بوده و آثار فراوانی آفریدهاست. تاثیر باس در گرافیک سینمای جهان انکار ناپذیر است.
سائول باس [۱] هشتم مه ۱۹۲۰ در نیویورک متولد شد. وقتی ۱۶ سال داشت، به کلاس نقاشی در مدرسه جامعه هنر منهتن رفت. پس از پایان تحصیلات در سال ۱۹۳۸ به عنوان دستیار در اداره هنر نیویورک زیر نظر وارنر براس استخدام شد. او در سال ۱۹۴۴ برای ادامه تحصیل در دانشکده بروکلین نیویورک نام نویسی کرد و همزمان در شرکت تبلیغاتی تامپسون مشغول به کار شد. باس زیر نظر جرج کیپس [۲] زیباییشناسی مدرن برخاسته از تعلیمات مدرسه باوهاوس را آموخت و تجربه کرد. او تا ۱۹۴۵ در بروکلین بود و پس از آن با یک آژانس تبلیغاتی همکاری کرد که وظیفه طراحی بیلبورد تبلیغاتی این آژانس را بر عهده داشت، اما راضی نبود. در سال ۱۹۴۶ به لس آنجلس رفت و در آژانس تبلیغاتی باچانن به عنوان مدیر هنری استخدام شد.
پس از مدتی فعالیت، تصمیم گرفت استودیوی شخصی اش را راه اندازی کند. او در سال ۱۹۵۲ استودیواش را با همکاری دیگران به راه انداخت و آن را استودیو سائول باس و شرکا نامگذاری کرد. باس هنگامی که به لس آنجلس رفت، تحت تاثیر آثار خلاقه پل راند [۳] قرار گرفت. آثار باس پیچیدگیهای رایج در گرافیک آن زمان آمریکا را حذف کرد و بیشتر با یک فرم خلاصه شده آثارش را جلوه میداد. او از جمله طراحانی است که در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ به همراه هرب لوبالین [۴]، میلتون گلیزر [۵]، هنری ولف [۶]، ویلیام گلدن [۷] و... شیوههای نوینی را در طراحی پدید آوردند.
در ۱۹۵۴ اتو پرمینجر [۸] پوستر فیلم کارمن جونز [۹] را به سائول باس سفارش داد. پرمینجر از حاصل کار شگفت زده شد و تصمیم گرفت طراحی تیتراژ فیلم را هم به باس یسپارد.
باس برای فیلم اتو پرمینجر از تلفیق فرم گل سرخ و آتش روی زمینه سیاه استفاده کرد تا بیانگر مفاهیم و گزارههای تصویر موجود در فیلم باشند: موسیقی، عشق، سیاه پوست و....نتیجه این تیتراژ و پوستری که باس طراحی کرد، برای پرمینجر تحسین برانگیز بود و به همین دلیل فیلم بعدی اش را هم به وی سفارش داد.
فیلم بعدی پرمینجر، مرد بازو طلایی بود که در سال ۱۹۵۵ ساخته شد و در همین سال سائول باس برایش تیتراژ ساخت. باس درباره تیتراژ مرد بازو طلایی میگوید: «اعتیاد، بن مایه اصلی فیلم بود و من میخواستم با خطوط شکسته و نا منظم، دست معتادی را نشان دهم که از آستین بیرون میآید و با این کار فضای فیلم را به طور دقیق بیان کنم». تیتراژ مرد بازو طلایی نخستین بازتاب آموختههای باوهاوسی باس بود. علیرغم نظر باس در این باره، تیتراژ به شدت فرم گرایانهاست. او به صورت آزادانه از لی اوت [۱۰] خطوط زمخت و نوشتهها بهره برده که با موسیقی جاز هماهنگ شدهاند. این تیتراژ سرآغاز شیوه باس بود و او را به شهرت جهانی رساند. باس پس از مرد بازو طلایی باز هم برای پرمینجر تیتراژ طراحی کرد. او در فاصله سالهای ۱۹۵۴ تا ۱۹۷۲ برای دوازده فیلم پرمینجر تیتراژ ساخت. سائول باس در سال ۱۹۵۸ برای نخستین بار به همکاری آلفرد هیچکاک [۱۱] دعوت شد. او برای فیلم سرگیجه تیتراژ طراحی کرد که آن هم جزو بهترین آثار باس به حساب میآید. باس به همراه جان ونتی صحنههای روانشناسانه این فیلم را هم طراحی کرد.
در فاصله سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ تقریباً هر تیتراژی که ساخته شد، به گونهای از شیوه باس پیروی کرده بود.
در ۱۹۶۲ او یک فیلم کوتاه به نام apple and oranges ساخت که فیلم بعدی اش شد. باس در ۱۹۶۸ فیلم کوتاه چرا آدم خلق میکند [۱۲] را ساخت که برای این فیلم جایزه اسکار نیز دریاف کرد. همچنین در ۱۹۷۳ فیلم فاز چهار [۱۳] را کارگردانی کرد. در دهه ۱۹۶۰ همکاری باس با کارگردانان دیگر مانند استنلی کوبریک نیز آغاز شد. او طراحی صحنه فیلم اسپارتاکوس ساخته کوبریک را هم بر عهده داشت.
سائول باس بنیانگذار شیوه نوینی در طراحی تیتراژ سینمایی است که آثارش تاثیرات فراوانی در سطح جهانی بر جا گذاشت.
سائول باس پس از یک مدت وقفه طولانی بار دیگر به دعوت «جیمز ال بروکز» به طراحی تیتراژ پرداخت. بروکز از وی خواست تا برای broadcast news تیتراژ بسازد. وی به همراه همسرش در دهه ۱۹۹۰ چهار تیتراژ برای فیلمهای مارتین اسکورسیزی طراحی کرد.
نخستین تیتراژهای باس، ترکیبی بود از نقاشی و گرافیک، اما به مرور به تلفیقی از عکس و سینما رسید. به همین دلیل نخستین تیتراژهای باس، کمتر دارای حس حرکت (از نوع سینمایی) هستند.
سائول باس سرانجام در ۲۵ آوریل ۱۹۹۶ بر اثر نارسایی کلیه در گذشت.
سبک کاری[ویرایش]
سائول باس در تیتراژهایش، شخصیت و سبک ویژهای داشت:
۱- تقریباً همه تیتراژهای باس، دارای یک ایده سینمایی متناسب با فیلم است و به همین دلیل است که تیتراژهایش از جنس خود فیلم تلقی میگردد.
۲- نمیتوان پیش بینی کرد که در نمای بعدی تیتراژ چه اتفاقی رخ خواهد داد. نمونه اش حرکت گربه در تیتراژ فیلم «پیاده روی در ویلد ساید» است، همچنین فرمها به شکل غیر منتظرهای تغییر و تبدیل میشود. در تیتراژ «روز به خیر تریست(سلام بر غم)» برگهای گل به شکل قطرههای اشک تبدیل میشود. نیز در تیتراژ سرگیجه، از داخل کره چشم گرداب پدید میآید.
۳- به خاطر جذابیت تیتراژ، آخر داستان را لو نمیدهد. اگر چه فضای فیلم را مصور میکند، اما هدفش ایجاد انگیزه برای تماشای فیلم است.
۴- معمولاً زمان تیتراژ را به نسبت فیلم تنظیم میکند. اساساً بسیاری از اصولی که درباره تیتراژ فیلم مدون شدهاست، بر پایه آثار باس شکل گرفتهاست.
۵- صدا عنصر زائد نیست. باس از بیان نمایشی صدا، تقریباً به همان میزان تصویر بهره میبرد. همین است که تیتراژ باس، بدون صدا گویی چیزی کم دارند. نقش موسیقی در تیتراژ سرگیجه، بسیار شاخص به نظر میرسد. همین طور افکتها و دیالوگها در تیتراژ «دنیای دیوانه دیوانه دیوانه».
۶- پیوند تیتراژ و فیلم، ناگسستنی است. نه فقط به لحاظ محتوا بلکه در متصل شدن آخرین نمای تیتراژ به نخستین نمای فیلم نیز مشهود است. نمونه آن را در تیتراژ فیلم سرگیجه و فیلم دومیها قابل بررسی است.
۷- تنوع اندازههای نوشتاری در تیتراژ، برای باس ارزشمند است، همچون ریتمهای موسیقایی که بهترین شکل آنها را به کار میگیرد.
۸- فرمها را تا حد امکان خلاصه میکرد و بیشتر با تکنیک کلاژ به سراغ ایدههایش میرفت.
پانویس[ویرایش]
منبع[ویرایش]
- گرافیک و سینما. مهدی صادقی. میردشتی. ۱۳۸۷