سائورون
| شخصیتی از رشتهافسانههای جی.آر.آر. تالکین | |
| نامهای دیگر | مایرون، آناتار، نکرومنسر |
|---|---|
| نژاد | مایار |
| تولد | پیش از موسیقی آینور |
| کتاب(ها) | ارباب حلقهها، سیلماریلیون، هابیت |
سائورون (به انگلیسی: Sauron) شخصیتی خیالی در رشتهافسانهٔ تالکین است که صاحب و سازندهٔ حلقهٔ یگانه میباشد.
او فرماندهٔ ارشد مورگوت بود، او خود پس از سقوط مورگوت به ارباب تاریکی دیگری تبدیل شد و بر پی او از همان جادهٔ تباه به سوی پوچی فروغلتید. سائورون دشمن اصلی مردمان آزاد در طی دورانهای دوم و سوم بود.
محتویات |
تاریخچه[ویرایش]
دوران اول[ویرایش]
سائورون در ابتدا مایایی بود به نام مایرون و در خدمت آئوله. ولی بزودی توسط ملکور بدام افتاد و به خادمی وفادار تبدیل شد به طوری که هنگامی که ملکور در پشت دیوارهای آردا سرگردان بود، او مردمان نومهنور را تشویق کرد که مورگوت را همچون خدا بپرستند. اگرچه ملکور قصد چیرگی و نابودی اکثر قسمتهای آردا را داشت، سائورون دوست داشت که بر مردمان و اعمال آنها کنترل داشته باشد.
در طی دوران اول، الفهای نولدور، والینور، سرزمین مقدس والار در آمان را (برخلاف حکم والار) ترک کردند تا با مورگوت که سیلماریلهای ارزشمند را دزدیده بود جنگ کنند. در آن جنگ سائورون به عنوان سروان ارشد مورگوت فرماندهی سپاه را برعهده داشت و از تمام دیگر خادمان مورگوت منزلت بیشتری داشت. در آن هنگام او را گورتائور ظالم مینامیدند و او ارباب توهمزایی و تغییر شکل بود و گرگینهها در خدمت او بودند، سردستهٔ آنها گرگینهای بزرگ به نام درائگلوین بود و سردستهٔ خونآشامانش تورینگوتیل نام داشت. هنگامی که مورگوت از آنگباند خارج شد تا انسانهای تازه از خواب بیدار شده را اغفال کند، سائورون جنگ را به سمت جزیرهٔ الفی تولسیریون هدایت کرد، از آن پس نام آنجا به تول-این-گائوروت (جزیرهٔ گرگخویان) تغییر کرد.
ده سال بعد فینرود فلاگوند، پادشاه نورگوتروند و ارباب قبلی تولسیریون، در هنگام محافظت از برن که به اسارت سائورون درآمده بودند کشته شد. چندی پس از آن لوتین و هوآن تازی سائورون را شکست و برن را از سیاهچال نجات دادند. پس از شکست او بدست لوتین، سائورون نقش کمی در اتفاقات دوران اول ایفا کرد (احتمالاً از ترس مورگوت در خفا بسر میبرده). پس از شکست اربابش ملکور و فرستادن او به خارج از آردا، سائورون درخواست عفو کرد ولی از آمدن به آمان و پیشگاه والار خودداری کرد، در نتیجه فرار کرد و پنهان شد.
دوران دوم[ویرایش]
پس از حدود هزار سال زندگی در خفا سائورون بار دیگر خود را به جهان نشان داد. این بار او با نام آناتار، ارباب هدیهها، خود را معرفی کرد و با الفهای ارهگیون دوست شد و به آنها هنر و جادو آموخت. البته همهٔ الفها به او اعتماد نکردند، همچون بانو گالادریل و گیل-گالاد پادشاه بزرگ الفها ولی افراد کمی به آنها گوش دادند. الفها حلقههای قدرت را ساختند ولی در پنهان سائورون حلقهٔ یگانه را در کوه هلاکت ساخت و قسمت اعظم نیروی خود را هنگام ساختنش درون آن قرار داد.
در این هنگام سائورون ارباب تاریکی موردور شناخته شد، او باراد-دور، برج تاریک، را در نزدیکی کوه هلاکت ساخت. همچنین دروازه سیاه را ساخت تا جلوی مهاجمین به موردور را بگیرد. توسط حلقههای قدرت ۹ انسان فانی را اغوا کرد و آنها را به نزگول (اشباح حلقه) تبدیل کرد، خادمان اصلیاش. او سپاه عظیمی از اورکها، ترولها و انسانها (به طور عمده ایسترلینگها و جنوبیها) برپا کرد.
قدرت سائورون ۷۰۰ سال پس از ایجاد موردور به اوج خود رسید. در قرن ۱۷ دوران دوم به محض این که سائورون حلقه خود را ساخت، کلبریمور و دیگر الفها از خیانت او آگاه شدند و به سرعت جنگی علیه او برپا کردند. جنگ الفها و سائورون جنگی خونین بود که منجر به نابودی ارهگیون و بخش اعظم اریادور شد. کلبریمور کشته شد و بدنش را بر سر نیزه در جلوی سپاه سائورون حمل میکردند. الفها تا کوهستان آبی مجبور به عقبنشینی شدند و متحدان دورفشان نیز در پشت درهای بستهٔ موریا مخفی شدند، جایی که سائورون توانایی حمله به آن را نداشت. سائورون تقریباً بر کل سرزمین میانه حکمرانی میکرد تا اینکه مردمان نومهنور به درخواست کمک الفها پاسخ دادند و ارتشی به سرزمین میانه فرستادند. ارتش توام الفها و نومهنوریها نیروهای سائورون را پس از درگیریهای شدید مجبور به عقبنشینی از اریادور کردند و سائورون مجبور شد به موردور بازگردد.
اگرچه قدرت سائورون دیگر هیچگاه به هنگام جنگش با الفها نرسید ولی خانه و کاشانهٔ بسیاری از دشمنان اصلیاش نابود شده بود و برخلاف دشمنانش امپراطوری او بیش از پیش قدرتمند بود. قدرت امپراطوری او در حال گسترش بین مردمان وحشی جنوب و جنوب شرقی بود. با اینحال سائورون به متحد قدیمیاش وفادار بود و معابدی برای ستایش و پرستش مورگوت برپا کرد، جایی که انسانها را برای او قربانی میکردند. به همین دلیل در اواخر دوران دوم سائورون لقب ارباب زمین و پادشاه انسانها را کسب کرد.
این مطلب باعث رنجش نومهنوریها شد. انسانهای قدرتمند از نسل برن و لوتین که در جزیرهٔ نومهنور واقع در دریای بزرگ بین سرزمین میانه و والینور زندگی میکردند. نومهنوریهای مغرور با ارتشی عظیم به سرزمین میانه رفتند و نیروهای سائورون از جلوی آنها گریختند. سائورون متوجه شد که با زور ارتشش نمیتواند نومهنوریها را شکست دهد پس ترتیبی داد که شاه آر-فارازون و نومهنوریها او را به عنوان گروگان به نومهنور ببرند. او در آنجا به سرعت از یک زندانی به عنوان مشاور شاه تبدیل شد و به تار-مایرون معروف گشت. او بسیاری از نومهنوریها را به پرستش مورگوت تشویق کرد و معبد عظیمی برای او ساخت که در آنجا انسانها را قربانی میکردند. سرانجام او شاه را برای حمله به خود والینور و والار متقاعد ساخت. بالاخره خود ارو دخالت کرد، نومهنور زیر آب رفت و همه نیروی ارتش نومهنور در دریا غرق شد. سائورون گرفتار سیل شد و بدنش را برای همیشه از دست داد و به موردور گریخت و آنجا آرام آرام قدرت خود را در سالهایی که به سالهای تاریک مشهور است، بازیافت.
از این نظر که او بدن مادی نداشت مجبور بود توسط نیرو و ترس فرمانروایی کند. در اینهنگان تعداد کمی از نومهنوریهای معتقد به ارو و والار از سیل جان سالم به در بردند و به سرزمین میانه رسیدند و سرزمینهای گاندور و آرنور را برپا کردند. این نومهنوریها که توسط الندیل و پسرانش رهبری میشدند با شاه الفها، گیل-گالاد متحد شدند و جنگی (آخرین اتحاد الفها و آدمها) علیه سائورون راه انداختند که سرانجام سائورون شکست خورد ولی در این جنگ هم گیل-گالاد و هم الندیل و پسر بزرگش، آناریون، کشته شدند. ایسیلدور پسر دیگر الندیل انگشت سائورون را با شمشیر شکستهٔ پدرش قطع کرد و حلقه از دست سائورون درآمد و سائورون تقریباً نابود شد. ولی بعداً حلقه به ایسیلدور خیانت کرد و برای ۲۰۰۰ سال در روخانهٔ بزرگ آندوین گم شد.
دوران سوم[ویرایش]
در دوران سوم، سائورون بار دیگر شروع به بازسازی قدرت خویش کرد. ابتدا در قلعهای نفرین شده به نام دول-گولدور بر روی تپهٔ جادوگر در جنوب میرکوود. در آنجا او به نام سایهٔ سیاه (Necromancer) معروف گشت و الفها در ابتدا او را نشناختند. گندالف جادوگر به درون قلعه نفوذ کرد و از حقیقت امر مطلع شد. در نهایت شورای سفید جادوگران و الفها با نیروی متحد شدهٔ هم سائورون را از آنجا فراری دادند. ولی شورای سفید توسط سارومان رهبری میشد که حلقهٔ یگانه را برای خود میخواست و به همین دلیل او نمیخواست که به دول-گولدور حمله شود. وقتی که گندالف بار دیگر بر حمله اصرار کرد، شورای سفید تصمیم به حمله گرفت. متأسفانه این بار سائورون از پیش برای حمله آماده بود و به موردور فرار کرد و برج تاریک باراد-دور را دوباره برپا کرد. او دوباره موردور را مقر خود کرد و برای جنگ علیه گاندور و الفها آماده شد و از متحد جدید خود، سارومان، برای نابودی روهان استفاده کرد.
سائورون ارتش عظیمی از اورکها و مردمان وحشی جنوب و شرق سرزمین میانه فراهم کرد و علامت چشم بیپلک را برای خود برگزید و در همان زمان بود که او توانست قدرت خود را در سرزمین میانه گسترش دهد و از چشم سائورون به عنوان نمادی از قدرت و ترس استفاده کند.
پس از شکنجه دادن گالوم، او متوجه شد که حلقهٔ یگانه توسط بیلبو بگینز پیدا شدهاست. او خطرناکترین خادمانش، نازگولها را به شایر فرستاد تا حلقه را برای او بیابند. نزگولها در شایر متوجه شدند که بیلبو و برادرزادهاش [فرودو] هر دو شایر را ترک کردهاند. دور از دانستههای سائورون، فرودو از گندالف دستور داشت که به ریوندل برود و از حلقه محافظت کند. فرودو در ریوندل به یاران حلقه پیوست تا با هدف نابودی حلقه به سمت کوه هلاکت حرکت کنند. سائورون ارتش عظیمش را برای نابودی میناستریت قلعهٔ بزرگ گاندور گسیل کرد و نزگولها را برای پیدا کردن و کشتن فرودو فرستاد. در این زمان سائورون فهمید که آراگورن، آخرین بازمانده از نسل ایسیلدور به یاران حلقه پیوستهاست.
وقتی که ارتش سارومان در آیزنگارد شکست خورد، آراگورن از پلانتیر اورتانک استفاده کرد و خود را به سائورون نشان داد و این باعث شد که سائورون گمراه شود و فکر کند که حلقه در دست آراگورن است و تصمیمی عجولانه بگیرد. او ارتشش را برای نابودی گاندور و به فرماندهی قویترین خادمش، پادشاه جادوپیشه آنگمار، ویچکینگ، به سمت میناستریت فرستاد. این جنگ به نام جنگ دشتهای پلهنور معروف گشت.
اگرچه سائورون در این جنگ شکست خورد ولی نیروهای مردمان آزاد غرب به شدت تضعیف گشت و برعکس، سائورون همچنان میزان قابل توجهی از اورکها را در ارتش خود داشت تا در جنگ پیروز شود. با استراتژی گندالف، مردمان آزاد سرزمین میانه پیشدستی کرده و با نیروی اندک خود به سمت مقر سائورون، موردور، لشکرکشی کردند. سائورون تمام حواسش به سمت ارتشی که به موردور میآمدند معطوف گشت و تمام سپاهش را برای مقابله با آنها از موردور خارج کرد تا یک بار برای همیشه نیروهای آزاد را شکست دهد. با این کار حقهٔ گندالف گرفت و راه برای فرودو از میان موردور و به سمت کوه هلاکت بدون نگهبان برای نابود کردن حلقه فراهم شد.
فرودو در آخرین لحظههای ماموریتش شکست خورد و حلقه بر او چیره گشت و حلقه را در انگشت کرد ولی گالوم سهواً بر روی فرودو پرید، حلقه را از انگشت او درآورد و برای خود تصاحب کرد ولی در همان موقع تعادلش بهم خورد و همراه حلقه به درون آتش کوه سقوط کرد. قدرت سائورون در آنجا نابود گشت و تمام نیرویش تحلیل رفت. روح او همچون ابری سیاه بر فراز موردور سایه انداخت ولی بادی از غرب وزید و او را عقب راند. سائورون برای همیشه از کار افتاد و دیگر توانایی بازپروری خود را ندارد. سارومان نیز از سرانجامی همچون سائورون رنج میبرد.
ریشهیابی نامها[ویرایش]
در بعضی از نوشتههای تالکین آمدهاست که نام اصلی سائورون، «مایرون» بوده به معنای «ستودنی» ولی این نام پس از اینکه ملکور او را اغوا کرد دیگر به کار گرفته نشد ولی او همچنان به نامیدن خود با نام مایرون یا «تار-مایرون» تا قبل از نابودی نومهنور ادامه داد.
«سائورون» کلمهای کوئنیایی است به معنی «نفرت» یا «پلیدی». در زبان سینداری به او «گورتائور» میگفتند و همچنین با نام «نکرومنسر» یا «ترس پلید» یاد میکردند او را همچنین «دشمن بینام» میخواندند. دونهداین اورا «سائورون فریبدهنده» مینامیدند چرا که نقش او در ویرانی نومهنور و ارهگیون را دیده بودند. معمولترین نامهای او، «ارباب موردور» و «ارباب حلقهها» دفعات کمی در کتاب استفاده شدهاند.
منابع[ویرایش]
- «مدخل سائورون». مشارکتکنندگانِ دانشنامهٔ تخصصی تالکین، والیمار. بایگانیشده از نسخهٔ اصلی در ۲۶ ژوئیه ۲۰۱۰.
|
|||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||