جنگ ترموپیل

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: ‏۰″ ۳۲′ ۲۲°شرقی ‏۰″ ۴۸′ ۳۸°شمالی / ۲۲٫۵۳۳۳۳۳غرب ۳۸٫۸جنوب / -۲۲٫۵۳۳۳۳۳;-۳۸٫۸

جنگ ترموپیل
بخشی از جنگ‌های ایران و یونان
Thermopylae ancient coastline large.jpg
ترموپیل
زمان ۷ اوت یا ۸ تا ۱۰ سپتامبر سال ۴۸۰ پیش از میلاد
مکان تنگه ترموپیل، یونان
نتیجه پیروزی شاهنشاه ایران
تغییرات سرزمینی یونان به شاهنشاهی ایران ضمیمه شد.
فرماندهان و رهبران
خشایارشا
مردونیه
هایدرانوس
تمیستوکل
لئونیداس
کشته در نبرد
واحدهای درگیر
۲،۶۰۰،۰۰۰ (هرودوت)
تقریباً ۸۰۰،۰۰۰ (کتزیاس)
۷۰،۰۰۰ تا ۳۰۰،۰۰۰ (تخمین‌های معاصر)
بیش از ۵،۲۰۰ (هرودوت)
۷،۴۰۰ (دیودور سیسیلی)
۱۱،۲۰۰ (پوسانیاس)
نیروها
۲،۶۰۰،۰۰۰ (هرودوت)
تقریباً ۸۰۰،۰۰۰ (کتزیاس)
۷۰،۰۰۰ تا ۳۰۰،۰۰۰ (تخمین‌های معاصر)
بیش از ۵،۲۰۰ (هرودوت)
۷،۴۰۰ (دیودور سیسیلی)
۱۱،۲۰۰ (پوسانیاس)
تلفات
تقریباً ۲۰،۰۰۰ (هرودوت) ۱،۰۰۰ تا ۴،۰۰۰ (هرودوت)

جنگ ترموپیل (۴۸۰ پ. م.) یکی از معروف‌ترین جنگ‌های پس قراول در تاریخ جنگ‌های جهان است و لئونیداس سردار سپاه یونان توانست با این جنگ اسم بزرگی در تاریخ به جای بگذارد.[۱]

محتویات

دلایل لشکرکشی شاهنشاهی ایران به یونان [ویرایش]

خَشایارشا از پادشاهان هخامنشی است. پدرش داریوش بزرگ و مادرش آتوسا دختر کوروش بزرگ بود. داریوش بزرگ پسران بسیاری داشت که بزرگ‌ترین آن‌ها آرتابرزن بود که از دختر گئوبروو، همسر نخست داریوش بود، ولی خشایارشا را که بزرگترین فرزند آتوسا دختر کورش بود به جانشینی برگزید.

نام خشایارشا از دو جزء خشای (شاه) و آرشا (مرد) تشکیل شده و به معنی «شاه مردان» است. خشایارشا در سن ۳۶ سالگی به پادشاهی رسید و در آغاز سلطنت شورشی را که در مصر برپا شده بود فرونشاند و بعد به بابل رفت و شورش‌های آنجا را نیز سرکوب کرد. در این جنگ قسمت اعظم بابل ویران گشت.

خشایارشا در صدد استفاده از اختلافات داخلی یونانیان نبود و نمی‌خواست به این کشور حمله کند. اما اطرافیان وی از جمله مردونیه داماد داریوش، شکست در نبرد ماراتن (۴۹۰ ق. م.) را مایه سرشکستگی ایران می‌دانست و خشایارشا را به انتقام فرامی‌خواند. یونانیان مقیم دربار ایران نیز که از حکومت این کشور ناراضی بودند از خشایارشا درخواست می‌کردند که به یونان یورش برد. در آن زمان در یونان حکومت‌های مستقلی با عنوان «دولت شهر» بر هر یک از سرزمین‌های این کشور حکمرانی می‌کرد و حکومت واحدی وجود نداشت.

قبل از حمله و تدارکات جنگ [ویرایش]

سرانجام خشایارشا به قصد حمله به یونان به کاپادوکیه واقع در آسیای صغیر رفت و این شهر را مرکز ستاد فرماندهی خود قرار داد.

چنان که هرودوت می‌گوید، تدارکات این جنگ در مدت سه سال دیده شد و سپاهی بزرگ، متشکل از ۴۶ گونه نژاد و قوم مختلف تشکیل شد و در بهار سال ۴۸۰ قبل از میلاد به سوی یونان حرکت کرد. عربها، هندیها، پارسها، مادها، سکاها، فنیقیها، مصریها و حتی ساکنان جزایر خلیج فارس نیز در این لشکرکشی حضور داشتند.

مورخان یونانی از جمله هرودوت، تعداد افراد لشکر ایران که شامل جنگ‌جویان، ملوانان، کنیزها، آشپزها و... می‌شد را بیش از ۱ میلیون و گاه تا ۵ میلیون نفر نیز ذکر کرده‌اند. اما بنا به نوشته سایر مورخان، تعداد افراد سپاه ایران بین ۸۰۰۰۰ هزار تا ۱۰۰۰۰۰ هزار بوده که به عقیدهٔ برخی احتمال دارد که ۳۵۰ هزار نفر بوده باشند. زیرا با وسایل دنیای آن زمان، امکان تدارک آذوقهٔ سپاه بیش‌تر ۵۰۰ هزار نفر ممکن نبود.

همچنین ۱،۲۰۰ کشتی جنگی و ۳،۰۰۰ کشتی حمل و نقل از سمت دریا سپاه پیادهٔ ایران را پشتیبانی می‌کردند. این کشتی‌ها را مصری‌ها، فینیقی‌ها و اهالی جزیرهٔ قبرس و مستعمرات یونانی در آسیای صغیر آماده کرده بودند.

نبرد بزرگ ترموپیل و تصرف آتن [ویرایش]

حرکت سپاه ایران به سمت یونان [ویرایش]

تنگهٔ داردانل بر ترکیه واقع شده‌است
تنگهٔ داردانل
زمان و مکان جنگ بین سپاه خشایارشا و یونانیان. برای بهتر دیدن تصویر بر روی آن کلیک کنید.

سپاهیان ایران از تنگهٔ داردانل که در آن زمان به هِلس‌پونت معروف بود، از روی پلی که به دستور شاه از کشتی‌ها ساخته شد در مدت هفت شبانه‌روز به طرف اروپا گذشت. پیاده‌نظام به چند لشکر و سواره‌نظام به سه قسمت تقسیم شده بود. فرماندهان اردوها همگی پارسی بودند و خود شاه با تمام اعضای خانوادهٔ هخامنشی همراه سپاه حرکت می‌کرد.[۱]

هر اردو به قسمت‌های کوچک‌تر تقسیم شده بود و برای هر قسمت رئیسی انتخاب شد. تاریخ نویسان حرکت یک همچنین سپاهی را از آسیای صغیر به یونان مستلزم داشتن تشکیلات منظم و محکمی می‌دانستند و گرنه پیمودن این راه دور ممکن نبود.

در طول راه علاوه بر پل‌هایی که در چند جا ساخته بودند در سمت کوه اَتُس (Athos) کانالی حفر شد تا مانند لشکرکشی اول ایران به یونان، کشتی‌های ایرانی دچار توفان نگردند. (در سال ۱۸۳۹ میلادی در این کانال ۳۰۰ دَریک یافت شد.)

لشکر ایران از راه خشکی پیش می‌آمد و تمام طایفه‌ها و مردمی که در سر راه سپاه واقع شده بودند آب و خاک تقدیم می‌کردند.

وضعیت یونان قبل از رسیدن سپاه ایران [ویرایش]

در همین حال که سپاه ایران در راه یونان بود، بیشتر شهرهای یونان جنگ با ایران را امری بی‌نتیجه می‌دانستند و هرکدام نظر خاصی داشتند و هیچ اتحاد و اتفاق‌نظری در آن‌ها دیده نمی‌شد. چنان که در خود آتنی‌ها هم تردید داشتند. در همین اوضاع، تِمیستوکل (Themistocle) که اهل آتن بود مردم را به جنگ و تهیهٔ لوازم آن تحریک کرد و موفق هم شد. آتنی‌ها آمدهٔ جنگ شدند و سفیرهایی به شهرهای دیگر یونان فرستادند تا بین خودشان اتحادی شکل بگیرد. در نتیجه، ۳۱ شهر متحد شدند که اسپارتها اولین آن‌ها بودند. سپاه یونان متشکل از ۷،۰۰۰ نفر (شامل ۳۰۰ سپارتی) بود که به سمت تنگه ترموپیل رفتند و آن را گرفتند. فرماندهی سپاه یونان به عهدهٔ لئونیداس و فرماندهی نیروی دریایی متشکل از ۲۷۱ کشتی بر عهدهٔ اوری‌بیاد (Euribyades) بود که هر دویشان از پادشاهان اسپارت بودند.

شرح تنگهٔ ترموپیل [ویرایش]

تنگه ترموپیل بین کوه بلند و دریا (باتلاق‌ها) واقع بود و عرض آن به قدری بود که تنها یک عرابه می‌توانست از آن بگذرد.

شرح نبرد [ویرایش]

آتنيها پس از بازگشت از تسالي با عده كمي از ديگر نقاط يونان از جمله اسپارتيها تصميم گرفتند تنگه ترموپيل را براي دفاع انتخاب كنند زيرا اين تنگه باريكترين معبري بود كه به آتن منتهي ميشد.يونانيها تنگه را اشغال كردند و قشون پارس در شمال آن اردو زد. ترموپیل محلی است میان کوهی بلند‌‌ از طرف مغرب و د‌‌ریا و باتلاق از طرف شرق. این معبر حد‌‌ود‌‌ 50 پا عرض د‌‌اشت، اما د‌‌ر قسمت عقب و جلو این معبر چنان تنگ می‌شد‌‌ که تنها یک ارابه می‌توانست از آن عبور کند‌‌. یونانی‌ها معتقد‌‌ بود‌‌ند‌‌ که به د‌‌لیل تنگی این محل، ایرانی‌ها نخواهند‌‌ توانست تمام پیاد‌‌ه و سواره‌نظام خود‌‌ را به‌سرعت از این محل عبور د‌‌هند‌‌ به‌خلاف آن‌چه د‌‌ر اذهان عمومی شایع است که نیروهای اسپارتی از ابتد‌‌ای نبرد‌‌ تنها همان 300 نفر اهالی اسپارت بود‌‌ه‌اند‌‌، هرد‌‌وت نوشته است که: نیروهای مستقر د‌‌ر ترموپیل عبارت بود‌‌ند‌‌ از: 300 نفر اسپارتی سنگین اسلحه، هزار نفر تژآتی و مان‌تی‌نیانی، 120 نفر از ارُخ‌من و هزار نفر از قسمت‌های مختلف آرکاد‌‌ی، چهارصد‌‌ نفر از کرنت، د‌‌ویست نفر از فلی‌یونت، هشتاد‌‌ نفر از می‌سین، هفتصد‌‌ نفر از تسپیانی و 400 نفر از اهالی تب. اما آنچه مشخص است زبده ترين اين لشكر همان سيصد نفر اسپارتي سنگين اسلحه به فرماندهي لئونيداس بودند طبق نوشته های هرودوت، خشايارشا چهار روز نبرد را به تاخير انداخت تا شايد يوناني ها عقب بنشينند ولي سرانجام درروز پنجم فرمان حمله را صادر كرده ابتدا مادي ها و كيسي هااعزام شدند و نبرد سهمگين بين دو سپاه در گرفت سوارهای مادی و تیراندازان کیس‌سی که زبان‌زد خاص و عام بودند مهارت‌های خود را نشان دادند اما بدلیل آن که صحنهٔ جنگ بین کوه و دریا واقع بود، سواره‌نظام ایران که در تمام جنگ‌های ایران حرف اول را می‌زدنند نتوانستند کاری از پیش ببرند و تلاش‌های تیراندازان ماهر سپاه ایران نیز بی‌فایده بود زیرا سپاهیان یونان به هومپلیت (به معنای: سنگین اسلحه) موسوم بودند و تیرها را دفع می‌کردند.از طرفي يونانيها با تمام قوا در برابر حملات قشون ایران مقاومت مي كردند و به لحاظ تنگي معبر عده تلفات ايرانيها زياد بود ولي با وجود تلفات عقب نمي نشستند اسپارتی ها چهار روز مانع پیشروی ایرانیان شدند و حملات مداوم سربازان مادی، کیسی ها را دفع کردند. بالاخره مادي ها نتوانستند تنگ را بشكافند و شاه جاويدانها را كه زبده ترين سپاه پارس بودند به سرداري هي دارنس اعزام كرد اما آنها نيز نتوانستند كاري از پيش ببرند چرا كه در جاي تنگ مي جنگيدند و نمي توانستند از كثرت خود نتيجه بگيرند دو روز جنگ به همين منوال گذشت و خشايارشا در اين فكر بود كه چه كند كه در این میان یک یونانی به نام افیالت به طمع پاداش نزد خشایارشا رفت و گفت راهی را می شناسد که از آن طریق می توان تنگه ی کوه ترموپیل را دور زد. خشایارشا پیشنهاد افیالت را پذیرفت و گروهی را مامور کرد تا شب هنگام از آن راه بگذرند و از پشت سر به اسپارتی ها حمله کنند. پارسی ها تمام شب را در کوره راه حرکت کردند و در طلیعه صبح به قله کوه رسیدند. در بالای کوه، هزار تن از سربازان یونانی در حال محافظت بودند وچون ایرانیان به آنها رسیدند، در اثر بارش تيرهاي پارسيان فرار را بر قرار ترجیح دادند. و خبر به قشوني كه داخل تنگ بود رساندند در اين حال يونانيها وحشت زده متفرق شدند و فقط عده كمي با لئونيداس ماندند آنها مي خواستند تا افتخار دفاع از يونان را نصيب خود كنند چرا كه اين عادت اسپاريتهابود كه بسيار در كسب افتخار متهور و شجاع بودند گفته مي شود كه مادران آنها وقتي فرزندانشان را براي جنگ مشايعت مي كردند مي گفتند فرزند بر سپر يا باسپر يعني يا پيروز شو و با سپر برگرد يا كشته شود و جنازه ات را بر سپر برگردانند . چون روز شد با امر شاه قشون حمله كرد واسپارتيها شروع به دفاع كردند اين بار آنها دو قسمت شده عده اي جلوي تنگ را محافظت مي كردندو مابقي از پشت سر نبرد مي كردند كشتار مهيبي در گرفت و بالخره زماني رسيد كه نيزه هاي يونانيها شكست و لئونيداس و قشونش تماما كشته شدند در اين نبرد از قشون پارس بزرگاني همچون دو پسر داريوش آبراكوم و هي پرانت دو برادر خشايارشا به زمين افتادند بدينسان نبرد ترموپيل با پيروزي سپاه پارس پايان يافت و قشون از اين تنگ گذشته راه خود را بسمت آتن ادامه داد[۲]

هایدرانوس [ویرایش]

هایدرانوس فرمانده گارد جاویدان در این نبرد نقش بسیاری داشته‌است. همچنین در ملاقاتش با لئونیداس به او گفته بود:
تیرهای ما جلوی نور خورشید را می‌گیرند
لئونیداس هم در جواب گفت:
ما هم در سایه می‌جنگیم.

جستارهای وابسته [ویرایش]

پانویس [ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ پیرنیا, حسن. «فصل اول از باب دوم». در تاریخ ایران: قبل از اسلام. تهران: انتشارات نگاه, ۱۳۸۸. ۱۰۱ - ۱۰۳. 
  2. كتاب تاريخ ايران باستان نوشته حسن پيرنيا جلو يكم

منابع [ویرایش]

  • تاریخ ده هزار ساله ایران نوشته عبدالعظیم رضایی
  • کوروش بزرگ اثر ژرار اسرائل ترجمه مرتضی ثاقب
  • از کوروش تا پهلوی اثر دکتر حکیم اللهی