آتوسا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
آتوسا
Atossa in Old Persian cuneiform.svg
نام اوتئوسه به شکل فارسی باستان
نام کامل Utauθa
زادروز ۵۵۰ (پیش از میلاد)
زادگاه پاسارگاد
مرگ ۴۷۵ (پیش از میلاد)
محل مرگ پارسه
آرامگاه نقش رستم در کنار داریوش بزرگ
دودمان هخامنشی
پدر کورش بزرگ
مادر کاساندان
فرزندان خشایارشا
ویشتاسپ
ماسیشته
هخامنش
سردیس سنگی دوران هخامنشی مشهور به «سردیس آتوسا»، کشف شده در اطراف تخت جمشید

آتوسا (فارسی باستان: اوتَئوثَه Utauθa؛ اوستایی: هئوتسه Hutaosā؛ پهلوی: Hudōs؛ عربی: خطوس؛ پارتی: xwdws؛ ایلامی: ú-du-sa؛ حدود ۵۵۰ پ م – ۴۷۵ پ م) دختر کوروش بزرگ، ملکه پادشاه هخامنشی داریوش یکم، و مادر خشایارشا بود. به گواهی مورخین یونانی، او بانفوذترین همسر داریوش بزرگ بود.

نام[ویرایش]

آتوسا، صورت یونانی Utauθa فارسی باستان و Hutaosā اوستایی است، احتمالاً به معنی «حیله‌گر خوب» یا «هدیه خوب» است. ظاهراً آتوسا نامی رایج در دودمان هخامنشی بود. به استناد «شجره‌نامه شاه‌های کاپادوکیه»، علاوه بر نام خواهر کمبوجیه اول، خواهر و همسر اردشیر دوم هم آتوسا نادم داشت.[۱]

هینتس هوتوسا (در پهلوی هوتوس، در پارتی xwdws، در ایلامی ú-du-sa، در تاریخ طبری خطوس) آمده است را «خوش‌فَربه‌ران» ترجمه می‌کند؛ که به عقیده او، taosā به معنی «فربه‌ران» است. یوستی ارتباط میان هوتوسای اوستا و آتوسای یونانی را مخالف قوانین آواشناسی دانسته، اما واکرناگل و آندره‌آس و بارتولمه نظر او را رد کردند.[۲]

زندگی نامه[ویرایش]

مشهورترین شخصیت تاریخی که آتوسا نام داشت، دختر کوروش بزرگ (احتمالاً بزرگترین فرزندش) بود. مادرش کاساندان بود. آتوسا بین سالهای ۵۵۰ تا ۴۷۵ پ م زیست. آتوسا همسر برادرش کمبوجیه دوم بود و بعد از مرگش، به طریقی به حرم‌سرای گئومات (بردیای دروغین) درآمد. سرانجام، داریوش بزرگ مالکیت حرم‌سرا را به دست گرفت و با آتوسا ازدواج کرد و او را همسر اصلی و ملکه کرد. این حرکت برجسته داریوش، به او مشروعیت جانشینی تضمینی خاندان هخامنشی به وسیله پیوستن به خانواده کوروش مسیر ساخت. بنابر گزارش هرودوت، او داریوش را تشویق ساخت تا با یونان وارد جنگ شود، چرا که او می‌خواست اَتیک، اَرگیو و کورینثیان را تابع کند.[۱] به علاوه، آتوسا از همسرش، کنیزهایی از سرزمین لکونی، اَرگیو، اَتیک و کورنیثیان طلب می‌کند.[۳]

به روایت هرودوت، دِمُکدِس پزشک یونانی که پس از معالجه داریوش، پزشک خصوصی اش شد، می‌توانست از شاه تقاضای هر چیزی به جز بازگشت به وطن داشته باشد. کمی بعد، غده‌ای بدخیم در سینه آتوسا پدیدار شد. او بیماریش را با دمکدس در میان می‌گذارد، و دمکدس که شوق دیدار میهن داشت، محرمانه از او می‌خواهد تا در صورت موفقیت در معالجه، تقاضای او را به شرطی که زیانی برایش نداشته باشد، بپذیرد. آتوسا می‌پذیرد و درمان می‌شود. دمکدس از او می‌خواهد که شاه را با این یادآوری که جوان، ثروتمند و نیرومند است برای حمله به یونان ترغیب کند. آتوسا به داریوش می‌گوید جنگ با یونان از یک سو بر آوازه و قدرت او نزد ایرانیان می‌افزاید و از سوی دیگر، چون آنان را سرگرم می‌سازد، از فرصت ایجاد مزاحمت می‌کاهد. داریوش جواب می‌دهد که قصد جنگ با سکاها را دارد، اما آتوسا جواب می‌دهد که چیره شدن بر سکاها هر لحظه ممکن است ولی او آرزوی تصرف یونان را در سر دارد. به ویژه که راه‌آشنایی مثل دمکدس در دسترس است. داریوش می‌پذیرد و دموکدس همراه با جاسوسان ایرانی برای به دست آوردن اطلاعات به سواحل یونان می‌فرستد. ایرانی‌ها وظیفه داشتند از فرار پزشک یونانی جلوگیری کنند.[۲] بر اثر تحریک او، لشکر پارسی سواحل یونان را شناسایی کردند و نیروی دریایی یونان را بررسی کردند و توسط راهنمایی دموکدس کروتونی، پزشک خصوصی او و داریوش هدایت شدند. گرچه لشکرکشی موفقیت آمیز بود، دموکدس موفق شد فرار کند.[۱] رجبی گرچه در صحت کل روایت هرودوت شک دارد، اما جزئی از روایت را می‌پذیرد، چرا که آن را حامل برداشت معاصرین هرودوت از دربار ایران، اعتبار ملکه و علت یکی از بزرگترین جنگ‌ها میان پارس و یونان می‌داند.[۲]

فرزندان و جانشینی[ویرایش]

تندیس خشایارشا، پسر آتوسا. به روایت هرودوت، به خاطر نفوذ مادرش بر داریوش بزرگ، او توانست تخت سلطنت را از برادرش بگیرد

آتوسا چهار پسر از داریوش داشت: خشایارشا که بزرگترین فرزندش بود، دیگری ویشتاسپ، فرماندار نیروهای خشایارشا در باکتریا و سکاها، ماسیشته، یکی از فرماندهان خشایارشا و هخامنش، دریاسالار ناوگان مصر بود. به خاطر دودمان و زیرکی‌اش، آتوسا تأثیر بزرگی بر شوهرش و قصر داشت. در سال ۴۸۷ پ. م در دعوای حرم‌سرا، او حمایت داریوش را با جانشینی خشایارشا به‌دست‌آورد. خشایارشا اولین پسرش بود ولی اولین فرزند داریوش نبود. داریوش ۳ پسر دیگر از اولین زنش، دختر گوبریاس داشت. انتصاب خشایارشا به عنوان فرمانده کل ارتش پارسی به او قدرتی برای جانشینی در آینده را داد. جابه‌جایی قدرت بعد از داریوش به خشایارشا، باید به سبب اقتدار بزرگ آتوسا باشد. در مدت حکومت پسرش، او جایگاه والای ملکه مادر را به دست آورد.[۱] هنگام درگیری میان پسر آرتوبازان Artobazane (همسر داریوش بزرگ) و خشایارشا، به سبب اینکه در هنگام پادشاهی پدرش به دنیا آمده بود، تخت پادشاهی را از آن خود کرد. هرودوت اظهار می‌دارد که حتی بدون این دلیل هم، پادشاهی از آن خشایارشا بود، چرا که «تمام قدرت در دست‌های آتوسا بود».[۴]

مذهب[ویرایش]

فیلیپ کیپر مدت‌ها پیش اظهار داشت که نام‌های هیشتاسپ (پدر و همچنین نوادگان داریوش بزرگ)، آتوسا (هوتَوسا، دختر ارشد کوروش بزرگ و شاهدخت‌های متعدد پارسی)، پیسَوتنس (Pišišyaoθana، شاهزاده پارسی، پسر ویشتاسب)، داماسپ (فرم فارسی باستان جاماسب، شاهزاده هخامنشی) و سپنددات (Spəntōδāta، نام شاهزاده پارسی که کتسیاس، بر بردیای دروغین گذاشته بود) نشان می‌دهند که هخامنشیان به دین زرتشت آشنایی داشته و سنت زرتشت را گرامی می‌داشتند. با کشف کتیبه‌های ایلامی پرسپولیس، و دیدن نام‌های چندگانه اوستایی، این فرضیه برای پژوهشگران مستند شد.[۵]

مرگ[ویرایش]

آیسخولوس در نمایشنامه ایرانیان حکایت کرده که زمانی که خشایارشا به یونان تاخت، او زنده بود. در حقیقت نام هم در لوح‌های استحکامات پرسپولیس دیده نشده است، ولی ثابت نمی‌کند (آنگونه والتر هینتس ادعا می‌کند) که در آن موقع مرده است.[۱]

از پایان عمر آتوسا اطلاعی در دست نیست. ژوستین می‌گوید خشایارشا در حال خشم او را به قتل رسانده است. ظاهراً تابوت او و خواهرش، آرتستونا در آرامگاه داریوش و کنار تابوتش قرار گرفته بود. احتمالاً بنایی که امروزه کعبه زرتشت خوانده می‌شود، به دستور آتوسا که می‌خواسته همانند مادرش آرامگاهی باشکوه داشته باشد ساخته شده است، اما چون بعداً داریوش آرامگاهش را به وسعتی ساخت که همه بلندپایگان خانواده‌اش در آن جای گیرند، کعبه زرتشت به ملکه‌های کهتر و شاهزادگان اختصاص یافت.[۲]

آتوسا در تراژدی پارسیان[ویرایش]

شبح داریوش در پیشگاه آتوسا، نقاشی جرج رامنی

ظاهراً آتوسا در بیرون از مرزهای ایران باستان نیز زنی پرآوازه بوده است. او یکی از سه شخصیت اصلی نمایشنامه ایرانیان آیسخولوس بوده که خود در جنگ ماراتن و سالامیس شرکت کرده بود. در سراسر این نمایشنامه آتوسا در مقام زنی میهن پرست، مدبر و مسئوب و هوشیار و همچنین مادری دلسوز و مهربان روی صحنه می‌آید.[۲] و شخصیت باوقارش قلب بازی نمایش است.[۱] بررسی دیالوگ‌های آتوسا، هر چند افسانه‌ای است، برای بررسی مقام زن در ایران باستان و یا برداشت غیرایرانیان از زن پارسی جالب توجه است. آشیل که خود در جبهه دشمن قرار داشته است، از آتوسا به استثنای چند مورد چهره‌ای قهرمان می‌سازد.[۲]

آتوسا در متون زرتشتی و اساطیری ساسانی[ویرایش]

آتوسا یکی از شخصیت‌های کلیدی در رمان گور ویدال، آفرینش است.

Hudōs یا Hutaosā (در زبان پهلوی Hudōs، در روایات سنتی متاخر، خواهر و همسر ویشتاسب) یکی از افرادی است که نامش در لیست یشت ۱۳٫۱۳۹، در بین افراد مرتبط احتمالی با زرتشت، قرار دارد. در اوستا، فروهر «هوتَوسا (هوتوس، آتوسا) ی پاکدین» را ستوده است. در حالی که زرتشت، در گاهان، بارها از حامی خود ویشتاسب، نام برده، ولی کوچکترین اشاره‌ای به هوتَوسا نکرده است. آموزگار و تفضلی (به استناد «گوش‌یشت») بر این باورند که هوتَوسا پیش از همه به دین زرتشت گرویده، و احتمالاً به توصیه او، شوهرش کی‌گشتاسب نیز پیرو این دین شده است.[۲]

در گوش‌یشت، زرتشت، تنها نیایش می‌کند تا هوتوسای نیک و شریف، به آئین او برگود و سبب شهرت نیکی برای او شود. در روایات پهلوی (قصل ۴۷، بند ۲۲–۲۸) چنین روایت شده که روان گشتاسب در پی بی‌هوشی به بهشت رفته و ارجمندی پذیرفتن دین را، به او می‌نمایند. پس آنگاه وقتی که گشتاسب به هوش آمد، به هوتوس بانگ می‌زند که زرتشت کجاست تا به دین او درآییم. زرتشت بانگ را می‌شوند، پیش می‌رود و گشتاب ایمان می‌آورد. در دینکرد (کتاب هفتم، فصل ۴، بند ۸۶) و زراتشت‌نامه، هوتوس پیش از شاه آئین زرتشت را می‌پذیرد. در هر حال، گرچه در گاهان زرتشت نامی از هوتَوسا نیامده، اما برای پیروان زرتشت اسطوره هوتَوسا به مرور ایجاد گشته و جان گرفته است. او در مقام یکی از نخستین کسانی که به زرتشت ایمان آورده، از منزلتی خاص برخوردار است. در گزیده‌های زادسپرم (فصل ۳۵، بند ۱۱) هوتوس بزرگترین یاور زرتشت است.[۲]

در اوستا، مادر اسفندیار، Hutaosā (در متون تفسیری پهلوی: Hutōs، بنگرید به یشت ۵۳٫۵ و آیادگار، طبری نام وی را کُتوس و بلعمی، «خطوس» ثبت کردند) از خاندان نوذر است. در آیادگار، گشتاب سخن از «هُتوس، خواهر و همسرم، که از من ۳۰ پسر به دنیا آورده است» می‌کند. با این وجود، حقیقی، نام مادر اسفندیار را ناهید، دختر سزار (قیصر) «که گشتاسب‌شاه او را کتایون می‌نامد» ثبت کرده است. فردوسی و ثعالبی نام او را فقط کتایون می‌دانند. بنابر گزارش این دو، او دختر پادشاه روم بود و با گشتاسب ازدواج کرد، در حالی که گشتاسب از سرزمینش به «سرزمین سزار» تبعید شده بود.[۶]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

مطالعه بیشتر[ویرایش]

  • Conacher , D.J. 1996. “Persae (The Persians),” in Aeschylus: The Earlier Plays and Related Studies. Toronto: University of Toronto Press: 3 – 32.
  • Hall , E. (ed.). 1996. Aeschylus :Persians. Warminster: Aris & Phillips.
  • Podlecki , A.J. 1983. “ Women in Aeschylus. ”Helios 10: 23 – 47