ازمی اسکوالر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

ازمی اسکوالر همسر جروم اسکوالر در کتاب آسانسور قلابی بود که خود را ششمین مشاور مالی شهر می‌دانست. خانهٔ ان‌ها در خیابان تاریک قرار داشت. در کتاب از او زنی قد بلند و باریک و بسیار مغرور یاد شده. ازمی هنگامی که بچه‌ها را به خانهٔ بسیار بزرگ خود می اورد با آن‌ها بسیار بد رفتاری می‌کند و به ان‌ها کت و شلوارهای بسیار بلندی می‌دهد. ازمی همیشه دنبال مد روز است به همین دلیل هر چیزی که مد شد می‌گوید که توئه یا بیرونه از اصطلاحات مد روز استفاده می‌کند. مثلا زمانی که بچه‌ها را به خانهٔ خود می اورد. به آن‌ها می‌گوید که فقط و فقط برای این که بچه‌ها توئن(مد هستند)شما را به خانهٔ خود اورده ام. بعدها معلوم می‌شود که ازمی اسک.الر در اصل نامزد"کنت الاف"است.او بچه‌ها را به خاطر دزدیدن ارثی که از پدر و مادرشان گرفته اند حاضر به قبول کردنش هستند.

محتویات

حضور در کتاب ششم[ویرایش]

کتاب ششم:آسانسور قلابی

فیم‌های بودلرهای یتیم در کتاب ششم از طرف آقای پو خانواده اسکوالر یعنی جروم اسکوالر و ازمی اسکوالر بودند. ازمی رفتاری تند با بچه‌ها میکرد.

از متن کتاب

...و ازمی را هم که بفهمی نفهمی اصلا نممی دیدند.آنها میدانستند که او از صبح سرکار میرود و عصر ها به خانه برمیگردد. اما وفتی او در خانه بود هم به ندرت چشمشان به ششمین معاون مالی مهم شهر می افتاد.انگار اعضای جدید خانواده را پاک از یاد برده بود و ترجیح میداد این ود آن ور خانه لم دهد تا وقتش را با آنها بگذراند.اما برای بچه‌ها مهم نبود ازمی در چه حال باشد آنها نمی خواستند دربارهٔ اینکه چه چیز تو بود و چه چیز بیرون با او گفتگو کنند. در پایان کتاب شش در می یابیم ازمی با کنت الاف همدست بوده است و در آخر وقتی هویت او مشخص می‌شود همراه کنت الاف فرار میکند.

حضور در کتاب هفتم[ویرایش]

کتاب هفتم:دهکده شوم

کتاب هفتم کلانتری را آشنا میشویم که بی درنگ ما را به یاد رفتار سرد و خود خواهانه ازمی می اندازد و در کتاب هفتم در می یابیم که کلانتر لوسنیا خود ازمی بوده است. ازمی دوباره با کنت الاف فرار میکند.جنایت ازمی در این کتاب پرتاب نیزه به قصد کشت از یک اسلحه نیزه انداز میباشد.

حضور در کتاب هشتم[ویرایش]

کتاب هشتم:بیمارستان خطرناک

در کتاب هشتم ازمی خود را به شکل یک دکتر کرده و وارد عمل جراحی خطرناکی برای ویولت بودلر میشود. او در این کتاب هویت کلاوس و سانی را در می یابد.

حضور در کتاب نهم[ویرایش]

کتاب نهم:سیرک مرگبار

در کتاب نهم ازمی به همراه کنت الاف به سیرک کالیاری میرود تا در آنجا پیشگویی به نام مادام لولو را ببیند.لولو در گذشته دوست کنت الاف بوده و ازمی نسبت به او حسادت میورزد. او کولت، هوگو و کوین را مجبور می‌کند تا مادام لولو را به کشتن دهند و در آخر به خواسته خود میرسد.

حضور در کتاب دهم[ویرایش]

کتاب دهم:آبشار یخ زده

در کتاب دهم از ازمی مورد خاصی دیده نمیشود بجز لباس عجیبش.لباسی از شعله‌های رنگارنگ که خود با افتخار می گوید که دزدی ست.حرف مشکوک B ما را به فکر می اندازد که این لباس از بئاتریس دزدیده شده باشد. کار دیگر او در این کتاب قبولی کارملیتا اسپاتس به عنوان بچه خود می باشئ.

حضور در کتاب یازدهم[ویرایش]

کتاب یازده:غار غم انگیز

در کتاب یازدهم ازمی کارملیتا را لوس تر از همیشه بار می آورد.او همچنین تعداد زیادی بچه میدزدد.

حضور در کتاب دوازدهم[ویرایش]

کتاب دوازده:خطر ماقبل آخر

در گیر و دار کتاب دوازدهم ازمی به دنبال شخصی به نام(j.s) میگردد و در مصاحبه ای با جرالدین جولین خود را لو میدهد که چرا به هتل آمده.هر چند که بعداً اشتباهش را درست می‌کند و قول یک مهمانی بزرگ را میدهد.تمام این رازها جلوی چشم ویولت مو به مو تعریف میشوند. این کتاب آخرین کتابی ست که ازمی اسکوالر و دخترش کارملیتا اسپاتس در آن حضور دارند.زیرا به جدایی بین کنت الاف و ازمی ختم میشود.با این حال سوال مهم ما درباره ازمی این جا مطرح میشود:آیا ازمی و کارملیتا توانستند از دست آتش سوزی دینومان نجات یابند؟

منابع[ویرایش]

کتابهای:

آسانسور قلابی

بیمارستان خطرناک

سیرک مرگبار

آبشار یخ زده

خطر ماقبل آخر