بدبیاری‌ها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو


بدبیاری‌ها (A Series of Unfortunate Events) یا ماجراهای بچه‌های بدشانس یک سری داستان کودکان نوشته شده توسط دنیل هندلر با نام مستعار لمونی اسنیکت و برت هلکوئیست تصویرگر آنهاست. ماجراهای بچه‌های بدشانس در رده داستان‌های طنز قرن ۲۰ میلادی طبقه بندی شده‌است.

فهرست مندرجات

[ویرایش] کتاب ها

  1. شروع ناگوار
  2. سالن خزندگان
  3. پنجره بزرگ
  4. کارگاه مصیبت‌بار
  5. مدرسه سخت‌گیر
  6. آسانسور قلابی
  7. دهکده شوم
  8. بیمارستان خطرناک
  9. سیرک مرگبار
  10. آبشار یخ زده
  11. غار غم انگیز
  12. خطر ماقبل آخر
  13. پایان

[ویرایش] شخصیت‌ها

  1. ویولت بودلر
  2. کلاوس بودلر
  3. سانی بودلر
  4. کنت الاف
  5. مونتگمری مونتگمری
  6. عمه جوزفین
  7. فلیپ
  8. جک اسنیکت
  9. کیت اسنیکت
  10. ازمی اسکوالر
  11. جروم اسکوالر
  12. دانکن کواگمایر
  13. ایزادورا کواگمایر

[ویرایش] داستان

عددی که در هر پرانتز می‌بینید نشان پایان داستان است.

ویولت و کلاوس و سانی بودلر سه خواهر و برادر از یک پدر و مادر ماجراجو و ثروتمند بودند که در ساحل برینی بریچ می‌فهمند که پدر و مادرشان در آتش سوزی بزرگی از بین رفتند و آنها باید از این به بعد در خانه کـُنت اُلاف که یکی از فامیل‌های دورشان است زندگی کنند. کنت الاف با نقشه‌ای با استفاده از قانون ازدواج آنها را مجبور می‌کند که ویولت به عقد کنت الاف در آید تا کنت وارث وی شود و بتواند از ثروت آنها استفاده کند که با فداکاری ویولت نقشه‌اش ناکام می‌ماند و فرار می‌کند(۱) بچه‌ها سپس به خانه دایی مونتی (مونتگمری مونتگمری)، خزنده‌شناس مشهور می‌روند که آنها را بسیار دوست دارد و به خوبی از آنها مراقبت می‌کند ولی چند روز بعد توسط کنت الاف که با هویت جعلی استفانو دستیار وی شده بوده‌است کشته می‌شود. باز با همکاری سه خواهر و برادر نقشه کنت درباره خودشان ناکام می‌ماند و کنت فرار می‌کند(۲) سپس بچه‌ها به خانه عمه جوزفین فرستاده می‌شوند. عمه جوزفین که روزگاری بسیار شجاع بوده پس از حوادثی عجیب که به مرگ پدر و مادر بچه‌ها نیز ربط دارد، اکنون از همه چیز وحشت دارد و در مورد گرامر بسیار سخت گیر است. باز کنت الاف با نقشه‌ای او را نیز از بین می‌برد و بچه‌ها را از غار کردلیل به بیرون می‌کشد ولی باز نقشه‌اش ناکام می‌ماند (۳) سپس کارگاه چوب بری لاکی اسملز می‌روند و به طور سخت کار می‌کنند و با فلیپ یک مرد خوشبین و جک یک مرد مهربان آشنا می‌شوند اما رییس کارگاه از انها بیگاری می‌کشد و سرپرست کارگران نیز همدست کنت الاف است که با نقشه‌ای از طریق هیپنوتیزم می‌خواهند که ثروت آنها به دست آورد اما باز فرار می‌کند(۴) سپس به مدرسهٔ شبانه روزی پروفراک فرستاده می‌شوند که با عقید و اخلاق عجیب ناظم روبه رو می‌شود و معلم ورزش هم که معرف حضورتان بود با روش‌هایی عجیب سعی می‌کند تا آنها را از مدرسه اخراج کنند تا بتواند ثروت آنها و بچه‌هایی سه قلو را به دست آورد که باز فقط می‌تواند دو قلوها را بدزدد(۵) سپس به خانه قیم جدیدشان که یک فرد ثروتمند است می‌روند و ازمی اسکولار به گروه کنت الاف می‌پیوندد تا ثروت انها را به چنگ بیاورد که باز ناکام می‌ماند(۶) این در طرحی که یک دهکده سرپرستی یک فرد یتیم را می‌گیرد می‌روند (دهکده دوستداران پرنده) و در آن دهکده با قوانینی عجیب و غریب دست و پنجه نرم می‌کند و یک نفر هم که به کنت الاف نسبت می‌دهند می‌کشند که این فرد جک اسنیکت است نه کنت و پلیس دهکده هم ازمی اسکولار است(۷) و آنها به عنوان فراری مجرم شناخته شده همیشه در فرارند ولی این بار به بیمارستانی می‌روند که می‌خواهد با عملی عجیب سر ویولت را قطع کند تا کنت الاف بتواند بر آنها مسلط شود که با کمک کلاوس و سانی نمی‌تواند. بچه‌ها با مدارکی حاکی از اینکه پدر یا مادر آنها زنده‌است رو به رو می‌شوند(۸) اکنون آنها در هیبت یک ناقص الخلقه و یک سنجاب به سیرک کالیاری می‌روندو مجبور می‌شوند پس از آتش زدن سیرک فرار کنند و سانی از آنها جدا شده به دست کنت الاف می‌افتد(۹) در کوهستانی با سومین قـُل از دو قلوهایی که در مدرسه دیدند روبه رو می‌شوند و سانی را نجات می‌دهند(۱۰) سپس توسط یک زیردریایی که یکی از خدمهٔ آن فلیپ است نجات پیدا می‌کنند و باید دنبال یک شکردان بگردند که می‌فهمند باز پیدا شده و باز سانی نزدیک به مرگ است ولی توسط خواهر و برادر خود نجات پیدا می‌کند تا در پنج شنبه همان هفته در هتل دینومان مدارک خود را نشان دهند(۱۱)....

[ویرایش] جستارهای وابسته

[ویرایش] منبع

سری ماجراهای بچه‌های بدشانس نوشته لمونی اسنیکت

این نوشتار دربارهٔ ادبیات خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.