گرگ (فیلم)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
گرگ
Wolf movie poster.jpg
کارگردان مایک نیکولز
بازیگران جک نیکلسون
میشل فایفر
موسیقی انیو موریکونه
فیلم‌برداری جوزپه روتونو
توزیع‌کننده کلمبیا پیکچرز
تاریخ‌های انتشار
  • ۱۷ ژوئن ۱۹۹۴ (۱۹۹۴-06-۱۷)
مدت زمان
۱۲۵ دقیقه
هزینهٔ فیلم ۷۰ میلیون دلار
فروش گیشه ۱۳۱,۰۰۲,۵۹۷ دلار

گرگ (به انگلیسی: Wolf) فیلمی محصول سال ۱۹۹۴ به کارگردانی مایک نیکولز است . در این فیلم جک نیکلسون، میشل فایفر ، جیمز اسپادر ، ریچارد جنکینز ، کریستوفر پلامر بازی کردند.

خلاصه داستان[ویرایش]

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!

ویل راندل( جک نیکلسون) در راه بازگشت به خانه توسط یک گرگ گاز گرفته میشوداو مدیر یک انتشارات است وهمزمان در چند روزبعد توسط رئیس جدید ریموند آلدن(کریستوفر پلامر)از شغل خود برکنار میشود واستوارت سوینتون (جیمز اسپادر) جایگزین او میشود کم کم ویژگی ها وخصوصیات ویل دچار تغییر میشود وبیشتر به یک گرگ شبیه میشود .

او همزمان متوجه میشود که زنش به اوخیانت کرده وبا استوارت سوینتون رابطه دارد او حالا سعی دارد تا با کمک لورا آلدن ( میشل فایفر)که دختر رئیس اوست خود را به خصوصیات جدیدش وفق دهد اما در خانه لورا وقتی ماه کامل میشود وبه یک گرگ تبدیل میشود ووقتی صبح از خواب بلند میشود خود را با دستان وصورت خون آلود میبیند وبلافاصله محل را ترک میکند.

او سپس به ملاقات کسی میرود که تخصص او کسانی است که دچار حالت هایی مانند او شدند و گرگینه میباشند واو راهنمایی هایی به او میکند او به هتل باز میگردد وشب دوباره وقتی ماه کامل شد به یک گرگ تبدیل شده وبه باغ وحش میرود ودرآن جا با چند دزد درگیر میشود او صبح از خواب بیدار میشود درحالی که چیزی ازشب گذشته به یاد ندارد.

او روز بعد موفق میشود کار خود را از آلدن پس بگیرد واین به لطف تهدید ترک موسسه توسط جمعی از نویسندگان بوده است سپس او چند انگشت قطع شده در جیب خود پیدا میکند و وحشت زده میشود .او هنگامی که به هتل بر میگردد با همسرش که حالا جدا ازهم زندگی میکنند روبه رو میشود و ویل از همسرش میخواهد تا از او دوری کند زیرا برای او خطرناک است.

او سپس به اتاق خود در طبقه بالا میرود وبا لورا آلدن مواجه میشود وشب را درکنار او میگذراند.روزبعد یک کارآگاه به اتاق او درهتل مراجعه میکند و از مرگ وحشتناک شارلوت (همسر ویل ) به او خبر میدهد واز او سوالاتی میکند.سپس لورا متوجه شواهدی میشود که اورا مطمئن میکند قتل کار ویل بوده است ازجمله کفش های گل آلود ویل وهمین طور این نکته که DNAجسد با DNA یک سگ یا گرگسان مخلوط شده است بنابر این ویل را به صورت داوطلبانه به اصطبل میبرد وزنجیر میکند.اما وقتی لورا به اداره پلیس مراجعه میکند با استوارت مواجه میشود که چشمانش حالت عجیبی پیدا کرده و رفتارش شبیه یک گرگ شده استورات قبل توسط ویل گاز گرفته شده بود. پس متوجه بیگناهی ویل میشود وتصمیم میگیرد تا اورا ازکشور خارج کند وبه سرعت اداره پلیس را ترک میکند.

استوارت لورا را تعقیب میکند وبه منزل پدر او میرود ودونگهبان را میکشد.استوارت سعی میکند تا به لورا حمله کند اما با کامل شدن ماه ویل گردنبند خود را که مانعش میباشد را پاره میکند و با استوارت درگیر میشود.در نهایت استوارت سعی میکند ویل را بکشد اما لورا او را با اسلحه یکی از نگهبانان میکشد و ویل را که حالا کاملاً شبیه گرگ شده را نجات میدهد.سپس ویل به جنگل می گریزد.بعد از آن پلیس به محل مراجعه میکند واز لورا سوالاتی میکند اما لورا میگوید وقتی صداها را شنیده از ترس به محل مراجعه نکرده ودر صحنه پایانی چشمان لورا شبیه گرگ شده است و او هم درحال تبدیل به یک گرگینه است.

پایان خطر لوث‌شدن

بازیگران[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Wolf»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۲).

پیوند به بیرون[ویرایش]