پرش به محتوا

گئورگ ویلهلم، انتخابگر براندنبورگ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
گئورگ ویلهلم
پرتره گئورگ ویلهلم اثر ماتیاس کزیچک , سال ۱۶۳۵ میلادی
انتخابگر براندنبورگ
دوک پروس
سلطنت۲۳ دسامبر ۱۶۱۹ – ۱ دسامبر ۱۶۴۰
پیشینژان زیگیسموند
جانشینفریدریش ویلهلم
زاده۱۳ نوامبر ۱۵۹۵
درگذشته۱ دسامبر ۱۶۴۰ (۴۵ سال)
کونیگسبرگ
آرامگاه
همسر(ان)Elizabeth Charlotte of the Palatinate
فرزند(ان)Louise Charlotte, Duchess of Courland
فریدریش ویلهلم، انتخابگر براندنبورگ
Hedwig Sophia, Landgravine of Hesse-Kassel
خانداندودمان هوهن‌تسولرن
پدریوهان زیگیسموند، انتخابگر براندنبورگ
مادرAnna of Prussia
امضاءامضاء گئورگ ویلهلم

گئورگ ویلهلم (آلمانی: Georg Wilhelm; ۱۳ نوامبر ۱۵۹۵۱ دسامبر ۱۶۴۰) مارگراف و انتخابگر براندنبورگ و دوک پروس از دودمان هوهن‌تسولرن بود که دوران فرمانروایی او با یکی از ویرانگرترین ادوار تاریخ اروپا، یعنی جنگ‌های سی‌ساله، همزمان گشت. او که در سال ۱۶۱۹ میلادی جانشین پدرش شد، میراث‌دار قلمرویی پراکنده بود که میان قدرت‌های بزرگ کاتولیک و پروتستان محصور شده بود. گئورگ ویلهلم به دلیل ضعف بنیه نظامی و تردیدهای سیاسی، در طول حاکمیت خود همواره میان وفاداری به امپراتوری مقدس روم و اتحاد با قدرت‌های پروتستان مانند سوئد در نوسان بود که این سیاست ناتوان، منجر به اشغال و ویرانی گسترده سرزمین‌های تحت حاکمیت او توسط ارتش‌های بیگانه گردید[۱].

فرمانروایی او بر دوک‌نشین پروس نیز با چالش‌های دیپلماتیک فراوانی همراه بود، چرا که او باید به عنوان دست‌نشانده پادشاهی لهستان در این منطقه عمل می‌کرد. گئورگ ویلهلم تلاش کرد تا از درگیری‌های مستقیم نظامی دوری جوید، اما موقعیت جغرافیایی براندنبورگ به عنوان گذرگاه ارتش‌های متخاصم، این اجازه را به او نداد و پایتختش برلین بارها مورد تهدید و غارت قرار گرفت. وی در نهایت در سال ۱۶۴۰ در کونیگزبرگ درگذشت و قلمرویی در آستانه فروپاشی را برای پسرش، فریدریش ویلهلم معروف به انتخابگر بزرگ، بر جای گذاشت که بعدها با درس گرفتن از اشتباهات پدر، پروس را به یک قدرت نظامی تبدیل کرد[۲].

بحران جنگ‌های سی‌ساله و فروپاشی اقتصادی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

دوران حاکمیت گئورگ ویلهلم با اوج درگیری‌های مذهبی و سیاسی در آلمان همزمان بود که باعث شد براندنبورگ به یکی از اصلی‌ترین میدان‌های نبرد تبدیل شود. او تحت نفوذ مشاور کاتولیک خود، آدام فون شوارتسنبرگ [de]، تلاش کرد تا سیاستی مصلحت‌آمیز در قبال امپراتور مقدس روم در پیش بگیرد، اما این اقدام باعث خشم ارتش سوئد به رهبری گوستاو آدولف شد که از بستگان او نیز بود. در نتیجه، سرزمین‌های او توسط هر دو جناح درگیر مورد تاخت و تاز قرار گرفت و قحطی و بیماری طاعون جمعیت براندنبورگ را به شدت کاهش داد. عدم توانایی او در تشکیل یک ارتش دفاعی مقتدر باعث شد که منابع مالی و کشاورزی کشور به کلی نابود شود و شهرها به ویرانه‌هایی خالی از سکنه تبدیل گردند که بازسازی آن‌ها دهه‌ها به طول انجامید[۳].

دیپلماسی لرزان و انتقال قدرت به کونیگزبرگ

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

فشار ناشی از اشغال نظامی براندنبورگ و بی‌اعتمادی شاهزادگان آلمانی به سیاست‌های متناقض گئورگ ویلهلم، او را ناچار کرد تا در سال‌های پایانی عمر خود پایتخت را ترک کرده و به کونیگزبرگ در دوک‌نشین پروس پناه ببرد. در این منطقه که از جبهه‌های اصلی جنگ فاصله بیشتری داشت، او تلاش کرد تا حاکمیت خاندان هوهن‌تسولرن را از نابودی مطلق نجات دهد. حضور او در پروس اگرچه از نظر شخصی امنیت بیشتری فراهم کرد، اما باعث گسست اداری میان بخش‌های مختلف قلمرو او گشت. میراث او برای تاریخ پروس، درس عبرتی بزرگ از پیامد‌های فقدان قدرت نظامی و دیپلماسی منسجم بود که باعث شد جانشینان او به دنبال ایجاد یک دولت متمرکز و ارتشی نیرومند باشند تا هرگز دوباره سرنوشت کشورشان به دست بیگانگان نیفتد[۴].

  1. Clark, Christopher (2006). Iron Kingdom: The Rise and Downfall of Prussia, 1600-1947. Harvard University Press. p. 35. ISBN 978-0674023857.
  2. Wilson, Peter H. (2009). The Thirty Years War: Europe's Tragedy. Harvard University Press. p. 462. ISBN 978-0674036345.
  3. Whaley, Joachim (2012). Germany and the Holy Roman Empire: Volume I. Oxford University Press. p. 580. ISBN 978-0198731849.
  4. Brose, Eric Dorn (2013). German History, 1789-1871: From the Holy Roman Empire to the Bismarckian Reich. Berghahn Books. p. 18. ISBN 978-1782380443.

پیوند به بیرون

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]