پرش به محتوا

اقتدار کاریزماتیک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از کاریزماتیک)

اقتدار کاریزماتیک (به انگلیسی: Charismatic Authority)، در جامعه‌شناسی، به شاخصه حکومت مبتنی بر فرمانبرداری بی‌چون‌وچرا از یک رهبر به دلیل جاذبه ذاتی و خصوصیات استثنایی وی می‌گویند.[۱][۲][۳][۴]

تاریخچه

[ویرایش]

در دوران پس از رنسانس، نظریات گوناگونی دربارهٔ شناخت طبیعت و سرشت انسان ارائه شد. گروهی از اندیشمندان معتقد بودند انسان دارای جنبه‌ای منطقی، عقلانی و استدلالی است. در مقابل، گروه دیگری بر این باور بودند که انسان‌ها دارای مجموعه‌ای از احساسات، عواطف و هیجانات هستند که موجب بروز رفتار می‌شود. تا پیش از ماکس وبر نظریات مختلفی دربارهٔ رفتار انسان وجود داشت، امّا او با ارائهٔ نظریهٔ کنش اجتماعی، تحلیل جامع‌تری ارائه داد که ترکیبی از عقلانیت، احساسات و عوامل فرهنگی را در نظر می‌گرفت.

ماکس وبر نخستین پژوهنده‌ای است که مفهوم کاریزما را به صورتی نظام‌مند در چهارچوب نظریه انواع اقتدار بررسی کرد. او این مفهوم را به عنوان یکی از سه گونه مشروعیت قدرت، در کنار گونه‌های عقلانی-قانونی و سنتی، طرح نمود. پیش از وبر، اندیشمندانی چون نیچه در نظریه ابرمرد و روسو در بحث رهبری برآمده از اراده همگانی، به گونه‌ای غیرمستقیم به موضوع اقتدار کاریزماتیک رهبران پرداخته بودند. از دید وبر، دیوان‌سالاری در جنبه عقلانی، ساختاری بر اساس قواعد بی‌طرف و غیرشخصی بود. از سوی دیگر، او اقتدار کاریزماتیک را گونه‌ای از اقتدار می‌دانست که بر خصوصیات استثنایی و شخصی رهبر، مانند قهرمانی، تقدس یا گیرایی انقلابی استوار است و فراتر از خرد ناب یا سنت‌های رایج عمل می‌کند. این گفته که همهٔ اندیشمندان پس از رنسانس به مسئلهٔ رهبری فراسوی عرف توجه داشته‌اند، درست نمی‌نماید؛ زیرا اندیشمندانی مانند هابز و لاک بیشتر بر مفاهیمی چون قرارداد اجتماعی و خردورزی سودمحور تمرکز داشتند، نه بر پدیده اقتدار کاریزماتیک.

تعریف و معنای کاریزما

[ویرایش]

واژهٔ کاریزما ریشهٔ یونانی دارد و به معنی موهبت است.[۵] در زبان انگلیسی چند معنا برای charisma نوشته شده، که در حوزه جامعه‌شناسی و علوم سیاسی دو معنا کاربرد دارند: الف) قدرتی معنوی یا ویژگی‌ای که به شخص، نفوذ یا اقتدار بر شمار زیادی از مردم می‌بخشد.[۶] ب) خصوصیتی استثنایی که به یک منصب، عملکرد یا جهت‌گیری نسبت داده می‌شود و دارندهٔ آن را شایستهٔ رهبری، تکریم یا امتیازات مشابه می‌کند یا تنها این‌گونه تصور می‌شود که او شایستهٔ آن‌هاست.[۶] این واژه در کتاب عهد جدید مسیحیان نیز به کار رفته است تا مواهب روح‌القدس را توصیف کند.[۷][۸]

رهبری کاریزماتیک به گونه‌ای از رهبری گفته می‌شود که قدرت و توانایی الهام‌بخشی به پیروان را دارد، در حالی که این توانایی‌ها تنها از نیروی شخصیت و تعهد فرد سرچشمه می‌گیرند. در این نوع رهبری، رابطه‌ای بدون استفاده از پاداش مالی یا اعمال زور با پیروان برقرار می‌شود.[۹]

عوامل شکل‌گیری اقتدار کاریزماتیک

[ویرایش]

در بررسی عوامل شکل‌گیری اقتدار کاریزماتیک، دو دیدگاه اساسی قابل تشخیص است: شرایط اجتماعی و تاریخی، و پویایی‌های حاکم بر رابطه رهبر و پیرو. صاحب‌نظران مدیریت معتقدند بسترهای اجتماعی و تاریخی نقشی محوری در ظهور رهبران کاریزماتیک ایفا می‌کنند. ماکس وبر این نوع رهبری را پدیده‌ای می‌داند که عموماً در شرایط استثنایی و نادر ظهور می‌یابد. این افراد پیش از مواجهه با بحران‌های قدرت‌ساز، معمولاً چهره‌هایی عادی، کم‌جذبه و گاه فاقد شایستگی‌های بارز به‌شمار می‌رفتند. پیوند عاطفی عمیق پیروان با رهبران کاریزماتیک احتمالاً ریشه در شرایط ویژهٔ سازمانی دارد.

اوج ظهور رهبران کاریزماتیک معمولاً همزمان با دوره‌های بی‌ثباتی و ناخرسندی اجتماعی، به‌ویژه در محیط‌های سازمانی است. در چنین شرایطی، ناکارآمدی‌های مدیریتی و ارزش‌های نامناسب سازمانی موجب می‌شود که پیروان به تبعیت از رهبران روی آورند و واکنش‌های روان‌شناختی متفاوتی از خود نشان دهند. بحران‌ها محرک اصلی رفتارهایی هستند که شخصیت رهبر کاریزماتیک را به عنوان کانون اصلی شکل می‌دهند.

در تحلیل روابط رهبر و پیرو، سه نوع ارتباط عاطفی شناسایی شده است که در شکل‌گیری رهبری کاریزماتیک در سازمان‌ها و جوامع مؤثر است. نوع اوّل، روابط انعکاسی نام دارد که مبتنی بر سازوکارهای روان‌شناختی فرافکنانه است. فرافکنی بازتاب‌دهنده فرایندهای ناخودآگاهی است که در روابط مختلف رخ می‌دهند. روابط رهبری قابل مقایسه با روابط عاشقانه هستند. در این رابطه میان پیروان و رهبر، پیروان رفتاری مشابه عاشق از خود نشان می‌دهند، از جمله مبالغه در توصیف رهبر یا اغماض در خطاهای او. زیگموند فروید نیز مناسبات با رهبران را در چارچوب فرافکنی تصویر پدری تفسیر می‌کند. به باور او، ویژگی‌هایی مانند صلابت، عزم راسخ و پویایی رهبران، بخشی از تصویر آرمانی پدر محسوب می‌شوند. در این نگرش، رهبر لزوماً شخصیتی عینی نیست، بلکه برساخته‌ای از تمایلات ناخودآگاه پیروان است. جذب انبوه مردم به چهره‌ای خاص، نمونه‌ای از فرافکنی خودشیفتگی به‌شمار می‌رود. افرادی که در زندگی از دریافت سهم کافی خودشیفتگی محروم بوده‌اند، ممکن است برای جبران این کمبود به سوی رهبران گرایش یابند.

نوع دوم، روابط نمادین است که برخلاف روابط انعکاسی با تکیه بر فرایندهای ناخودآگاه، بر مبانی مفهومی، پیام‌ها، ایدئولوژی‌ها و ارزش‌های بنیادینی استوار است که پیروان از رهبر انتظار دارند. در روابط نمادین، رهبران بر خودپنداره پیروان اثر گذاشته و آنان را به ابراز وجود ترغیب می‌کنند. برخی رهبران ممکن است اهداف مشخصی در راستای هویت‌بخشی به پیروان خود داشته باشند و به عنوان ابزاری روان‌شناختی برای ارتقای ارزش‌های آنان عمل کنند.

در روابط نمادین، رهبر در نقش روایت‌گر ظاهر می‌شود و هنگامی که مردم به او می‌پیوندند، در واقع به داستانی مشترک ملحق می‌شوند که خود را در آن بازمی‌یابند. جنبه عاطفی روابط نمادین از طریق ایدئولوژی و تأکید رهبر بر هویت جمعی شکل می‌گیرد، مانند ارتباط با پیشینه تاریخی مشترک یا نمادهای گروهی.

نوع سوم، روابط توسعه‌ای نام دارد. در حالی که تبیین‌های انعکاسی و نمادین عمدتاً دربارهٔ رهبران سیاسی و اجتماعی در شرایط پرتلاطم مصداق دارد، پدیده اقتدار کاریزماتیک در سطوح مختلف رهبری از جمله در سازمان‌ها، تیم‌های ورزشی و مربیان نیز مشاهده می‌شود. رابطه توسعه‌ای بدین صورت تعریف شده است: تأثیر عاطفی‌ای که به استحکام پیوند افراد با رهبر، بروز رفتارهای اخلاق‌مدارانه و عملکرد فراتر از چارچوب‌های متعارف مانند ابداعات منجر می‌شود. رهبرانی که احساس امنیت ایجاد می‌کنند، انرژی بالقوه پیروان را آزاد ساخته و به رشد فردی و پاسخ به نیازهای عقلانی جامعه کمک می‌کنند.

ویژگی‌های رفتاری رهبر کاریزماتیک

[ویرایش]

پیروان، رهبران کاریزماتیک را بر اساس کنش‌های متقابل می‌شناسند و به آن‌ها هویت می‌بخشند. کاریزماتیک بودن را باید ویژگی‌ای دانست که توسط پیروان شکل می‌گیرد، یعنی افرادی که مجموعه‌ای از رفتارهای مشخص را در محیط سازمانی از رهبر خود مشاهده می‌کنند.

رفتار رهبر در سازمان را می‌توان با توجه به ویژگی‌های کاریزماتیک پیروانش تحلیل کرد. کاریزماتیک بودن، صفتی فردی که حاصل جایگاه فرد در سازمان باشد، نیست، بلکه ویژگ خاصی است که از رفتارهای رهبر منتج می‌شود.

مؤلفه‌های رفتاری رهبری کاریزماتیک با هم در تعامل بوده و مجموعه‌ای یکپارچه را تشکیل می‌دهند. رهبران زمانی کاریزماتیک محسوب می‌شوند که چشم‌اندازهایشان به‌طور محسوسی با وضعیت موجود تفاوت داشته باشد. با این حال، پیروان باید آزادی انتخاب برای پذیرش یا رد آن را داشته باشند. رهبران کاریزماتیک ممکن است خطرات شخصی قابل توجهی را بپذیرند، هزینه‌های سنگینی متحمل شوند و از خودگذشتگی نشان دهند تا به اهداف جمعی دست یابند. آن‌ها توانایی خود در عبور از ساختارهای موجود را با به‌کارگیری روش‌های غیرمتعارف و ویژه به نمایش می‌گذارند.

این رهبران از رفتارهای بدیع و نامتعارف استفاده می‌کنند و خطراتی را متحمل می‌شوند که احتمالاً به زیان منافع شخصی آن‌ها تمام می‌شود. آن‌ها ارزیابی دقیقی از منابع محیطی خود دارند و درک می‌کنند که محدودیت‌ها چگونه بر تعریف یا درک آنان از چشم‌اندازها تأثیر می‌گذارد. هنگامی که محدودیت‌ها و فشارهای محیطی برای رهبران کاریزماتیک مثبت ارزیابی می‌شود، از راهکارهای نوآورانهٔ خود بهره می‌برند. رهبر کاریزماتیک وضعیت موجود را منفی و طاقت‌فرسا توصیف می‌کند و اهداف آینده را جایگزینی جذاب‌تر و دست‌یافتنی‌تر ترسیم می‌نماید. این رهبران انگیزه‌های خود را به روشنی بیان می‌کنند تا از طریق رفتارهای جسورانه، نشان‌دادن اعتماد به نفس، تخصص، روش‌های غیرمتعارف و توجه به نیازهای پیروان، رهبری مؤثری داشته باشند.

رهبری کاریزماتیک یک ویژگی ذاتی نیست که همگان آن را داشته باشند. این ویژگی به‌صورت دائمی همراه فرد نیست و همهٔ افراد نمی‌توانند هر شخصی را به عنوان رهبر کاریزماتیک بپذیرند. در مرحلهٔ نخست، عواملی وجود دارند که باعث شکل‌گیری و بروز اقتدار کاریزماتیک می‌شوند. در مرحلهٔ بعد، عواملی هستند که در ثبات، شدّت و ضعف این ویژگی در رهبر تأثیر گذارند. نکتهٔ اساسی این است که در واقع کاریزماتیک بودن، ویژگی‌ای است که پیروان به رهبران نسبت می‌دهند. کاریزماتیک بودن به رفتارهای قابل مشاهده از سوی رهبر وابسته است. مجموعه‌ای از مؤلفه‌های رفتاری در رهبر وجود دارد که موجب بروز صفات کاریزماتیک در وی می‌شود. با توجه به این یافته‌ها می‌توان این صفات را شناسایی کرد و حتی در افرادی که از استعدادهای ذاتی برخوردارند، پرورش داد.[۱۰][۱۱][۱۲]

نمونه‌هایی از شخصیت‌های کاریزماتیک

[ویرایش]

از میان اشخاص کاریزماتیک می‌توان به جرج واشینگتن، ناپلئون، آدولف هیتلر، ماهاتما گاندی، وینستون چرچیل، مائو، استالین، چگوارا و استیو جابز اشاره کرد.[۱۳]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. Joosse, Paul. 2014. "Becoming a God: Max Weber and the Social Construction of Charisma". Journal of Classical Sociology 14(3) 266–283. http://journals.sagepub.com/doi/abs/10.1177/1468795X14536652
  2. کتاب اصطلاحات سیاسی، به کوشش عبدالرحمان میاح
  3. Power, Domination, Legitimation, and Authority Sociology 250 Retrieved October 2006
  4. Adair-Toteff, Christopher, "Max Weber's Charisma", Journal of Classical Sociology, Vol. 5, No. 2, 189–204 (2005)
  5. «charismatic» [کاریزما]. دیکشنری‌دات‌کام.
  6. 1 2 «charisma» [کاریزماتیک]. دیکشنری‌دات‌کام.
  7. BASS, BERNARD M.; AVOLIO, BRUCE J. (1993). "Transformational Leadership and Organizational Culture". Public Administration Quarterly. 17 (1): 112–121. ISSN 0734-9149. JSTOR 40862298.
  8. MacKenzie, Scott B. (2003-06-01). "The dangers of poor construct conceptualization". Journal of the Academy of Marketing Science (به انگلیسی). 31 (3): 323–326. doi:10.1177/0092070303031003011. ISSN 1552-7824. S2CID 5930358.
  9. Oakes, Len: Prophetic Charisma: The Psychology of Revolutionary Religious Personalities, 1997, شابک ۰۸۱۵۶۰۳۹۸۳
  10. Antonakis, John; Bastardoz, Nicolas; Jacquart, Philippe; Shamir, Boas (2016-03-21). "Charisma: An Ill-Defined and Ill-Measured Gift". Annual Review of Organizational Psychology and Organizational Behavior. 3 (1): 293–319. doi:10.1146/annurev-orgpsych-041015-062305. ISSN 2327-0608.
  11. Ernst, Brittany A.; Banks, George C.; Loignon, Andrew C.; Frear, Katherine A.; Williams, Courtney E.; Arciniega, Luis M.; Gupta, Roopak K.; Kodydek, Georg; Subramanian, Dilip (2021-07-01). "Virtual charismatic leadership and signaling theory: A prospective meta-analysis in five countries". The Leadership Quarterly (به انگلیسی). 33 (5): 101541. doi:10.1016/j.leaqua.2021.101541. ISSN 1048-9843. S2CID 237810120.
  12. Meslec, Nicoleta; Curseu, Petru L.; Fodor, Oana C.; Kenda, Renata (2020-12-01). "Effects of charismatic leadership and rewards on individual performance". The Leadership Quarterly (به انگلیسی). 31 (6): 101423. doi:10.1016/j.leaqua.2020.101423. ISSN 1048-9843. S2CID 219745203.
  13. «CESNUR 2001 - Charisma and NRMs Leaders (Chryssides)». www.cesnur.org. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۳-۰۳.
  • رابینز، استیفن پی (۱۳۸۳)، رفتار سازمانی، ترجمه علی پارسائیان و سید محمد اعرابی، دفتر پژوهش‌های فرهنگی
  • رضائیان، علی (۱۳۸۲)، مبانی مدیریت رفتار سازمانی، تهران: سمت
  • Conger, Jay.A & Kanungo, Rabindra.N; Toward a Behavioral Theory of Chrismatic Leadership in Organizational Settings; Academy of Management Review Vol. 12, No. 4 (1987), PP. 637–647.
  • Dulewizcz.V & Higgs, M, J (2003). Design of a New Instrument to Assessleadership Dimensions and Styles. Henley Working Paper Series HWP 0311. Henley- ON- Thames, UK: Henley Management College.