مگالاپلیس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

مگالاپلیس که گاهی مگاپلیس نیز نامیده می‌شود (به انگلیسی: Megalopolis)؛ همچنین ابرمنطقه یا ابرشهر)[۱] به زنجیره‌ای از چند منطقه کلان‌شهری (متروپلیتن) که تقریباً همجوارند گفته می‌شود. اگرچه این مجتمع‌ها به‌طور سنتی به مثابه مناطق شهری جدا از هم بنیان نهاده شدند، به‌خصوص در قرن بیست و یکم، ابرمناطق در جهان پیشرفته درحال‌شکل‌دهی به مجتمع‌های متراکم هستند که از طریق آن تمایز میان یک منطقهٔ مرکزی واحد با یک ابرمنطقه در حال محوشدن است، یا حتی یک ابرمنطقه فی‌النفسه در حال تبدیل شدن به منطقهٔ مرکزی یک کلان‌شهراست. چنین مناطقی که در آن‌ها یک منطقهٔ مرکزی به سرعت در حال شکل‌گیری است هرچند صرفاً به این نواحی محدود نمی‌شود مانند دلتای رودخانه Pearl که از زمان شکل‌گیری قسمت مرکزی ابرمنطقه ساحلی جنوب چین را به‌وجود آورد، یا منطقهٔ مرکزی اتحادیه جاکارتا- باندونگ که ابرمنطقه شمال جاوا را شکل می‌دهد، همانند مرکزیت دلتای رود زرد که بخشی از ابرمنطقه ساحلی مرکزی چین است. اصطلاح مطلوب در این باره برحسب کشورها متفاوت است.

تاریخچه اصطلاح[ویرایش]

اصطلاح مگالاپلیس توسط پاتریک گدس در کتابش «شهرها در تکامل» در سال ۱۹۱۵، توسط اسوالد اشپنگلر در کتاب «افول غرب» در ۱۹۱۸، و توسط لوئیس مامفورد در کتاب «فرهنگ شهرها» در ۱۹۳۸ که آن را به عنوان نخستین مرحله از بیش شهری‌شدگی و تنزل اجتماعی توصیف کرد. بعدها توسط ژان گوتمن در مطالعه درخشان وی در سال ۱۹۶۱ تحت عنوان «مگالاپلیس: منطقه ساحلی شهری شده در شمال ایالات متحده» برای توصیف زنجیره‌ای از مناطق کلان‌شهری «ساحل شرقی آمریکا» استفاده شد که از بوستون و ماساچوست آغاز شده، در ادامه تا نیویورک، فیلادلفیا و بالتیمور امتداد پیدا کرده و در نهایت به واشینگتن و ویرجینیای شمالی ختم می‌شود. این مفهوم گاهی تحت‌عنوان «بوس واش» شناخته می‌شود.

تعاریف[ویرایش]

واژه «مگالاپلیس» صورت تغییرشکل‌یافته غربی از واژه‌ای یونانی است که از دو بخش مگالو: μέγας به معنی بزرگ و پولیس: πόλις به معنی شهر در زبان یونانی مشتق شده‌است، که در نتیجه به لحاظ دستوری به معنی شهر بزرگ است. این اصطلاح در معنی به مفهوم ابرشهر نزدیک‌تر است. به دلیل مؤنث بودن واژه پولیس در زبان یونانی، صورت درست این اصطلاح مگالاپلیس است. مگالاپلیس که ابرمنطقه هم نامیده می‌شود، شبکهٔ خوشه‌ای از شهرها است. گوتمن جمعیت آن‌ها را ۲۵ میلیون نفر مشخص کرد. دوکسایدیس یک مگالاپلیس کوچک را خوشه‌ای مشابه با جمعیت ۱۰ میلیون نفر تعیین می‌کند. آمریکا ۲۰۵۰، برنامه انجمن برنامه منطقه‌ای، ۱۱ ابرمنطقه در ایالات متحده آمریکا و کانادا را فهرست‌بندی می‌کند. از نظر لفظی، مگالاپلیس در زبان یونانی به معنای شهری با اندازهٔ اغراق شده‌است از آنجا که پیشوند - مگالا بیانگر کمیتی اغراق‌شده در اندازه است. مناطق مگاپلیتن در گزارش رابرت ای. لانگ و دآن دهاول از مؤسسه مگاپلیتن در ویرجینیا تِک در ژوئیه ۲۰۰۵ مورد بررسی قرار گرفتند. مقالهٔ لانگ و نلسون در سال ۲۰۰۷ از ۲۰ منطقهٔ مگاپلیتن که در ۱۰ ابرمنطقه ادغام شده‌اند استفاده می‌کنند. این مفهوم برپایه مدل اصلی مگالاپلیس است. مسیرهای حمل‌ونقل به‌هم‌پیوستهٔ مدرن، مانند خطوط راه‌آهن و بزرگراه‌ها، غالباً به توسعه مگالاپلیس‌ها کمک می‌کند. این استفادهٔ هرروزه از مسیرهای عبوری به سراسر مگالاپلیس را به صورت غیررسمی مگالوپینگ (نوعی مصدرسازی؛ به معنی ورود و خروج دائمی و هر روزه از حاشیه به درون مگالاپلیس) می‌نامند. این اصطلاح توسط دیوید گاردن و استفان برتو ساخته شده‌است.

عوامل مؤثر در تشکیل بافت زنجیری از حوزه‌های مادرشهری و ایجاد مگالاپلیس، شامل شرایط طبیعی، زمینه‌های مساعد طبیعی، عوامل اقتصادی، جغرافیای فرهنگی و گذشته تاریخی ناحیه است. هنگام تشکیل یک مگالاپلیس، چشم‌اندازهای طبیعی بین حوزه‌های مادرشهری، به سرعت توسط واحدهای مسکونی، تأسیسات و سازمان‌های شهری اشغال می‌شوند و بافت زنجیری حوزه‌های مادرشهری تقویت می‌شوند. همچنین ممکن است میان حوزه‌های مادرشهری در محدوده مگالاپلیس، زمین‌های نیمه بایر، ملک‌های وسیع، پارک‌های طبیعی و پایگاه‌های نظامی، گسیختگی ایجاد کند. مگالا پلیس‌ها معمولاً به شکل خطی یا کریدوری هستند و اغلب در طول ساحل طبیعی و حوزه‌های منابع معدنی شکل می‌گیرد. مگالاپلیس‌ها تراکم عظیمی از مردم، بانکها، امور تجاری، شرکت‌های بیمه، عمده فروشی، خرده فروشی، مراکز پذیرایی و تفریحی و فعالیت‌های شدید حمل و نقل را در خود جای داده‌اند. همچنین در مگالوپلیس‌ها فعالیت‌های دیگری نظیر مدیریت، نمایندگی‌های مسافربری، سازمان‌های تبلیغاتی، دفاتر وکلای حقوقی، دانشکده‌ها، دانشگاه‌ها و مؤسسات تحقیقاتی نیز صورت می‌گیرد.

منابع[ویرایش]

  1. Fielder, W.; Feeney, Georgiana (1976). Inquiring about Cities: Student text. Holt, Rinehart and Winston. pp. 193, 299. ISBN 978-0-03-089784-9. Archived from the original on 2018-06-25. Retrieved 2018-06-25.