پاتریک گدس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

سر پاتریک گدس (به انگلیسی: Patrick Geddes) (زاده ۲ اکتبر ۱۸۵۴ - درگذشتهٔ ۱۷ آوریل ۱۹۳۲زیست‌شناس، جامعه‌شناس، انسان‌شناس و برنامه‌ریز شهری اهل اسکاتلند بود. وی به عنوان یک زیست‌شناس و برنامه‌ریز، برخوردی ارگانیک با شهر داشته و بیشتر بر روابط متقابل شهر و روستا تمرکز داشت؛ از این رو گدس را به عنوان یکی از پایه گذاران علم برنامه‌ریزی منطقه‌ای به شمار می‌آورند. همچنین وی یکی از بنیان‌گذاران برنامه‌ریزی فیزیکی به حساب می‌آید چرا که تأکید وی بر کاربری زمین در شهرها بوده‌است. وی در زمان خود پیروان زیادی همچون لوییز مامفورد و سر پاتریک ابرکرامبی داشته‌است.

مفاهیم شهرسازی یا انتقاداتی که امروز سنتی گشته‌اند از پاتریک گدس به جای مانده است. مفاهیمی از قبیل[ویرایش]

  • شهر –منطقه (Conurbation): این واژه توسط پاتریک گدس برای نامیدن مجموعه‌های زیستی شهری ابداع شده است که تحت تأثیر و کشش یک شهر بزرگ منطقه را اشغال می‌کنند.
  • نظریه وحدت شهر و محیط طبیعی آن[۱]

روش کار پاتریک گدس بر پایه سه گام بود[ویرایش]

  • برداشته و پیمایش منطقه ای
  • تجزیه و تحلیل ویژگی‌ها گرایش‌های موجود شهر و منطقه
  • ارائهٔ طرحی واقع گرا

پاتریک گدس همچنین خاطرنشان ساخت که ارگانیسم شهری را می‌باید «تجمعی بشری» دانست که در روند تحول خود، همواره از محیط‌های دور و نزدیک خویش متأثر است. پاتریک گدس بر پایه باور به نظریه تکامل انواع، نظریه تکامل شهرها را پیش نهاد. تحلیل او از تکامل تدریجی شهرها وی را به سوی استنتاجی نو رهنمون ساخت.

پاتریک گدس نظریه تکامل تدریجی شهرها را در ۶ مرحله بیان نمود[ویرایش]

  • مرحله نخست- نوزاد شهر (ائوپولیس): که در حقیقت شهر در آن یک جامعه شبه روستایی است.
  • مرحله دوم- شهر (پولیس): که با آمیزش و اجتماع و تشکل روستاها و بر اساس روش دفاعی مناسبی برای حفظ شهر و ساکنان پیرامون آن پدیدار می‌شود.
  • مرحله سوم- مادر شهر (متروپولیس): در این مرحله شهر در ناحیه معینی نسبت به شهرهای دیگر از جهت رشد پیشی گرفته و در این مرحله «مادر شهر» ،با تضاد جامعه شهری و برخوردهای طبقاتی روبرو است و در عین‌حال دارایی بنیادهای مالی و اداری معتبری نیز می‌باشد.
  • مرحله چهارم- کلانشهر (مگاپولیس): در این دوره، مادرشهر در پی تأثیری تکامل اقتصادی و افزونی ثروت و قدرت و حکومت، رشد شگفت‌انگیزی می‌یابد که در واقع دوره پیش از زوال شهری است.
  • مرحله پنجم- مستبد شهر (تیرانوپولیس): در این مرله رفتارهای فردی و اجتماعی در شهر به مرحله تحمل ناپذیری رسیده و شهر، انگلی درون ناحیه و کشور شمرده می‌شود.
  • مرحله ششم- آخرین مرحله – مرده شهر (نگروپولیس): در پی گسترش جنگ و بیماری و قحطی در این مرحله، شهر دیگر یارای ماندان نداشته و از پای می‌افتد و در این هنگام شهر در واقع به گورگاه تمدن بشری تبدیل می‌شود.[۲]


منابع[ویرایش]