علی ابراهیمی (کارآفرین)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

علی ابراهیمی (متولد ۱۳۲۰ سبزوار) کارآفرین ایرانی در هیوستون آمریکا و رئیس شرکت ارسا گرای (Ersa Grae) است.

علی ابراهیمی در ۱۳۲۰ در سبزوار متولد شد. پدر و مادرش از بزرگان و اعیان شهر بودند. پدرش از خانواده‌ای ملّاک بود و مادرش از خاندانی تاجر. در واقع، برادران رضایی دایی‌های او بودند. او دهمین فرزند خانواده بود. مادرش ۲۰ بار حامله شد، ولی تنها سه فرزند دوران طفولیت را به سر رساندند که در این میان، علی تنها پسر خانواده بود. مادرش مذهبی بود ولی پدرش خوشگذران.[۱]

علی ۱۲ ساله بود که به اصرار خود به تهران رفت تا در مدرسه البرز تحصیل کند. در آنجا به خاطر لهجه‌اش مسخره می‌شد ولی به کمک قدرت بدنی‌اش از پس مشکلات بر می‌آمد. گذشته از آن، علی در درس‌هایش موفق بود. به گفتهٔ خود، «هیچ‌وقت بهترین دانش‌آموز کلاس نبود، ولی همیشه جزو بهترین‌های کلاس بود». درس محبوبش ریاضی بود. اهل بگو بخند و شوخی بود، ولی به روشنفکری هم علاقه داشت، هرچند در حسرتش ماند. به تاریخ علاقه نشان می‌داد، به‌ویژه تاریخ ادیان و مضرات تاریک‌پرستی ‏(en). اهل مطالعه و ورزش نیز بود. فوتبال و کشتی فرنگی ورزش‌های مورد علاقه‌اش بودند.[۲]

در ۱۸ سالگی (۱۳۳۸) به آمریکا رفت. پدرش در فرستادن او به خارج مردد بود و مادرش بر آن مصصم. علی که در اوج جوانی راه و چاه را بلد نبود، پس از ناکامی در ثبت‌نام در چند دانشگاه مشهور، در کالج دیویس و الکینز ‏(en) در ویرجینیای غربی ثبت‌نام کرد. کالج متعلق به کلیسای پرسبیتری بود و دانشجویان موظف بودند سه‌بار در هفته در کلیسا حاضر شوند. هرچند کالج از لحاظ علمی، معتبر نبود، دوسوم دانشجویانش دختر بودند که این موضوع می‌توانست برای علی جذاب باشد. با این حال، علی پس از یک سال آنجا را ترک کرد و در دانشگاه مریلند در رشتهٔ مهندسی عمران ثبت‌نام کرد. هرچند در سال اول اقامتش در آمریکا، به کارهای مختلفی از جمله آموزش کشتی فرنگی و کار در شهربازی پرداخته بود، منبع اصلی تأمین مخارجش، کمک والدینش بود. اما از سال ۱۳۴۱ که در جریان انقلاب سفید ایران، اصلاحات ارضی صورت گرفت دیگر نمی‌توانست به کمک والدینش متکی باشد، لذا شروع به کار در یک رستوران کرد. اما مشکل بزرگ‌تر این بود که علی باید خانوادهٔ جدیدش در آمریکا را نیز تأمین می‌کرد. او در همان سال اول ورودش به آمریکا، یک دختر آمریکایی را به زنی گرفت و آن‌ها خیلی زود بچه‌دار شدند. علی خانوادهٔ جدیدش را از خانواده‌ٔ قدیمش مخفی نگه داشته بود چون می‌دانست که هضم این قضیه برای مادر مذهبی‌اش که سخت به تک‌پسرش عشق می‌ورزید باید خیلی سخت باشد.[۳]

علی در تابستان ۱۳۴۳ برای مدتی کوتاه به ایران بازگشت و چون دید تغییرات شگرفی در وضع مملکت و اقتصاد و مدرن‌سازی آن در جریان است، به فکر بازگشت دائم به ایران افتاد.[۴]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • Milani, Abbas (2008). Eminent Persians: The Men and Women who Made Modern Iran, 1941-1979 : in Two Volumes. Syracuse University Press. ISBN 978-0-8156-0907-0.