صد سال تنهایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
صد سال تنهایی
Cien años de soledad (book cover, 1967).jpg
First edition
نویسنده(گان) گابریل گارسیا مارکز
عنوان اصلی Cien años de soledad
برگرداننده Gregory Rabassa
کشور کلمبیا
زبان زبان اسپانیایی
گونه(ها) واقع‌گرایی جادویی، رمان
ناشر انتشارات هارپر (آمریکا)
Jonathan Cape (بریتانیا)
تاریخ انتشار ۱۹۶۷
منتشر شده
به انگلیسی
۱۹۷۰
شماره اوسی‌ال‌سی ۱۷۵۲۲۸۶۵

صد سال تنهایی (به اسپانیایی: Cien años de soledad) نام رمانی به زبان اسپانیایی نوشته گابریل گارسیا مارکز که چاپ نخست آن در سال ۱۹۶۷ در آرژانتین با تیراژ ۸۰۰۰ نسخه منتشر شد. تمام نسخه‌های چاپ اول صد سال تنهایی به زبان اسپانیایی در همان هفته نخست کاملاً به فروش رفت. در ۳۰ سالی که از نخستین چاپ این کتاب گذشت بیش از ۳۰ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته و به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده‌است. جایزه نوبل ادبیات ۱۹۸۲ به گابریل گارسیا مارکز به خاطر خلق این اثر تعلق گرفت.[۱]

دربارهٔ صد سال تنهایی[ویرایش]

در این رمان به شرح زندگی شش نسل خانواده بوئندیا پرداخته شده‌است که نسل اول آن‌ها در دهکده‌ای به نام ماکوندو ساکن می‌شود.

ناپدید شدن و مرگ بعضی از شخصیت‌های داستان به جادویی شدن روایت‌ها می‌افزاید. صعود رمدیوس به آسمان درست مقابل چشم دیگران کشته شدن همه پسران سرهنگ آئورلیانو بوئندیا که از زنان در جبهه جنگ به وجود آمده‌اند توسط افراد ناشناس از طریق هدف گلوله قرار دادن پیشانی آنها که علامت صلیب داشته و طعمه مورچه‌ها شدن آئورلیانو نوزاد تازه به دنیا آمده آمارانتا اورسولا از این موارد است. به اعتقاد بسیاری او در این کتاب سبک رئالیسم جادویی را ابداع کرده‌است. داستانی که در آن همهٔ فضاها و شخصیت‌ها واقعی و حتی گاهی حقیقی هستند، اما ماجرای داستان مطابق روابط علّی و معلولی شناخته شدهٔ دنیای ما پیش نمی‌روند.

شخصیت‌ها[ویرایش]

سرهنگ آئورلیانو بوئندیا

سرهنگ آئورلیانو بوئندیا (به اسپانیایی: Colonel Aureliano Buendía) پسر دوم اورسولا و خوزه آرکادیو بوئندیا است که اولین فرزندی ست که در ماکوندو به دنیا می‌آید. این شخصیت فاقد هرگونه احساس عشق، نفرت، ترس، تنهایی و امید است. وی از کودکی تحت تأثیر برادر بزرگتر خود خوزه آرکادیو قرار دارد و در اوج داستان توسط برادرش که در نقطه مقابل دیدگاه سیاسی وی قرار دارد و به نوعی نماینده تمام نمای دشمنان او نیز به حساب می‌آید از اعدام نجات پیدا می‌کند.

وی بارها و بارها از مرگ می‌گریزد. نه جوخه اعدام و نه زخم و سم و خودکشی نمی‌تواند وی را بکشد. وی به نوعی نماد شخصیت کسی است که باید زنده بماند و عذاب بکشد تا پل بین سنت مدرنیته در شهر خیالی ماکوندو باشد.

وی در طول جنگ‌های داخلی در تمام جبهه‌های جنگ با زنان بیشماری خوابیده و ۱۷ پسر که همه نام کوچک وی و نام خانوادگی مادرانشان را دارند از وی بوجود آمده‌اند. گویی که در تمام مسیر پیشروی جبهه تخم جنگ را پراکنده‌است.

اما همه این ۱۷ پسر که یک کشیش روی پیشانی آن‌ها علامت صلیب را با خاکستر حک کرده‌است به سرعت کشته می‌شوند. در نهایت سرهنگ در اوج تنهایی و فراموش شدگی می‌میرد.

خوزه آرکادیو بوئندیا

خوزه آرکادیو بوئندیا جد خانواده بوئندیا به سبب کشتن پرودنسیو آگیلار با چند خانواده از شهرش خارج شد به سوی مکانی بی نام و نشان رفت. جد وی و اورسولا با هم شریک بودند و به دلیل این که دایی و خاله اورسولا با هم ازدواج کرده و بچه آنها با دو به دنیا آمد، خانواده نمی گذاشتند این دو بچه دار شوند. اورسولا هم شلوار بلندی با زنجیری به دورش میپوشید. روزی خوزه آرکادیو با پرودنسیو آگیلار خروس جنگی بازی کردند و خوزه برو و پرودنسیو حرفی به او درباره عقیم بودنش زد و خوزه عصبانی شد و با نیزه او را کشت. ولی روح آگیلار همیشه در خانه اش بود و خوزه به خاطر او با چند خانواده به دنبال مکانی جدید برای زندگی رفت. وی پس از گذر از کوهستان به جایی رسید و در آنجا اقامت کرد و به دلیل خوابش آن جا را ماکوندو نام نهاد.

تفاوت شخصیت‌ها[ویرایش]

شخصیت اورسولا و پیلار ترنرا از بقیه افراد خانواده تفاوت دارد زیرا این دو نفر با حس ششم خود و گرفتن فال ورق می‌توانند آینده افراد را پیش بینی کنند.

بعد از مرگ اورسولا این فرناندا دل کارپیو است که کنترل زندگی افراد خانواده را برعهده می‌گیرد و نظراتش را بر آنها تحمیل می‌کند. چون او از ارتباط دخترش رناتا رمدیوس با مائوریسیا بابیلونیا ناراضی ست و نمی‌خواهد مردم دهکده در جریان رابطه آن دو قرار بگیرند مرگ آن جوان را سبب می‌شود و دخترش را به یک صومعه پیش عده‌ای راهبه می‌فرستد تا در آنجا تا پایان عمرش بماند. وقتی راهبه‌ای به خانه فرناندا می‌آید و نوه او که فرزند رناتا و مائوریسیا است را با خود می‌آورد با وجود آن که فرناندا در ابتدا قصد کشتن آن کودک را دارد اما از فکر خود منصرف می‌شود و آن بچه در آن خانه بزرگ می‌شود.

سبک صد سال تنهایی[ویرایش]

داستان از زبان سوم شخص حکایت می‌شود. سبک این رمان رئالیسم جادویی است. مارکز با نوشتن از کولیها از همان ابتدای رمان به شرح کارهای جادویی آنها می‌پردازد و شگفتی‌های مربوط به حضور آنها در دهکده را در خلال داستان کش و قوس می‌دهد تا حوادثی که به واقعیت زندگی در کلمبیا شباهت دارند با جادوهایی که در این داستان رخ می‌دهند ادغام شده و سبک رئالیسم جادویی به وجود آید.

در زبان فارسی[ویرایش]

مارکز در سال ۱۹۹۹

این کتاب چندین بار توسط مترجمان گوناگون به فارسی ترجمه شده‌است که البته به جز نسخه‌های کاوه میرعباسی و کیومرث پارسای، بقیه از روی نسخه اسپانیایی (زبان اصلی) آن ترجمه نشده‌اند.

  1. بهمن فرزانه. انتشارات امیرکبیر.[نیازمند منبع]
  2. کیومرث پارسایی. انتشارات آریابان.[نیازمند منبع]
  3. رضا دادویی. نشر آدورا.[نیازمند منبع]
  4. مریم فیروزبخت. انتشارات حکایتی دگر. تهران.[نیازمند منبع]
  5. بیتا حکمی. انتشارات پارسه.[نیازمند منبع]
  6. کاوه میرعباسی. کتاب سرای نیک.[نیازمند منبع]
  7. جهانپور ملکی. انتشارات نیک فرجام[نیازمند منبع]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • صد سال تنهایی- گابریل گارسیا مارکز- ترجمه بهمن فرزانه- انتشارات امیر کبیر- چاپ چهارم- ۱۳۵۷- تهران.
  • صد سال تنهایی - گابریل گارسیا مارکز- ترجمهٔ کیومرث پارسای- انتشارات آریابان- چاپ بیست و سوم - ۱۳۹۳- تهران.
  • صد سال تنهایی - گابریل گارسیا مارکز - برگردان رضا دادویی - نشر آدورا - چاپ اول - ۱۳۹۱ - تهران.
  • احمد گلشیری. «مقدمه مترجم». در گابریل گارسیا مارکز (بهترین داستان‌های کوتاه). چاپ سوم. تهران: نگاه، ۱۳۸۶. ۱۱. ISBN 964-351-202-9. 

پیوند به بیرون[ویرایش]