سمغان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سمغان
اطلاعات کلی
کشور ایران
استانفارس
شهرستانکازرون
بخشبخش چنار شاهیجان
دهستانسمقان
مردم
جمعیت۱۱۸۸ نفر (سرشماری ۹۵)
کد آماری۰۸۰۲۱۹

سمغان، سُمغان (دهی در بالای کوه شاپور نزدیک کازرون) و به باور مردم این منطقه همان سمنگان شاهنامه فردوسی است که رستم دنبال رخشش پیاده تا آنجا رفت و از دژهای سپید و پهلو که در حوالی ممسنی امروزی است (یا بودنش در قدیم ثابت شده)، این روستا قدیمی، تاریخی و اصیل کوهمره ای با تشکیل بخش کوهمره نودان درسال ۱۳۲۷تا سال۱۳۸۸ از توابع بخش کوهمره نودان بود که با تأسیس بخش چنارشاهیجان درسال۱۳۸۸ به بخش چنار شاهیجان شهرستان کازرون در استان فارس ایران پیوست. این روستا به‌دلیل کوهستانی بودن و موقعیت سوق‌الجیشی در زمان‌های قدیم از اهمیت زیادی برخوردار بوده‌است. بنا بر سخن مؤلف تاریخ نادری این روستا در زمان نادرشاه افشار و در یکی از لشکرکشی‌های وی به مناطق جنوبی ایران به آتش کشیده شد. دلیل این أمر عدم اطاعت طایفه سمغانی از شاه افشار شمرده شده‌است ). نادر پس از سرکوبی برخی از شورش‌های داخلی از جمله شورش‌های بختیاری‌ها، در لشکرکشی خویش به جنوب فارس، منطقه ای که ایل سمغانی‌ها در آن ساکن شده بودند را به آتش کشید و به گواه بسیاری از مردم این منطقه هنوز هم آثار این آتش‌سوزی در خاک این منطقه هویداست. البته در شاهنامه نادری به این واقعه اشاره ای نشده‌است و فقط به لشکرکشی نادر به منطقه فارس اشاره شده‌است: رسانید کاین نامه شکوه بار// بود عرضع خان شیراز و لار// درو آنچه باشد رقم سر بسر// نباشد جزین مدعای دگر// نبایست هرگز برروزی چنین// شتابند بر فارس اصحاب دین// سزاوار دشمن جز آزار نیست//ببد اصل نیکی سزاوار نیست// بدان را نباشد بجز بد سزا// جفا پیشگانرا بغیر از جفا// بداندیش چون زیر دست تو شد//ز اقبال فرخنده پست تو شد// مکن رحم بر وی فریبش مخور//بتیغ جفایش سر از تن ببر// که با خاک یکسان بداندیش به//سرش دور از تن جگر ریش به// (شاهنامه نادری، ۱۱۷) نکته جالبی که شاید هیچ‌کدام از مورخان آن دوره بدان اشاره نداشته‌اند علت پیوستن برخی از ساکنان منطقه جنوب غربی استان فارس به افغان هاست. بسیاری از ساکنان جنوب غرب فارس و منطقه سمغان در کازرون فارس به دلیل کینه دیرینه از صفویان و ظلم و ستم آنان به مردم زرتشتی مذهب سمغانی، سرانجام به افغان‌ها پیوستند تا بدین طریق هم کیش خود را حفظ کنند و هم انتقام خویش و حمله‌های گسترده صفویان به دیار سمغان و پناهنده شدن این ایل بزرگ به مناطق کوهستانی شاپور را به نوعی تلافی کنند. شیراز از اولین شهرهایی بود که در لشکرکشی نصرالله خان به آن دیار به تصرف نیروهای غلزایی درآمد البته پس از مدتی فرستاده محمود یعنی نصرالله خان در یورش شیراز زخمی شد و محمود متأسف و محزون گردید (حسینی صفائی، ۱۳۷۸، ۱۵۹) پس از آن زیردست خان سمغانی جانشین نصرالله خان شد، وی که فردی زرتشتی بود و کینه زیادی از صفویان داشت به محاصره شهر شیراز ادامه داد و به گفته دکتر حسینی صفایی «وی به معیت تفنگ چیان سمغانی و گرمسیرات زرتشتی و سنی مذهب فارس، مثل جویم، خنج و فشور و غیره، شیراز را محاصره کردند و پس از محاصره ای طولانی مدت درنهایت شیراز به تصرف افاغنه درآمد (همان، ۱۶۰).

بیشتر ساکنان این روستا پس از این واقعه تلخ به شهرهایی چون کازرون، سپیدان (اردکان)، بیضا، خرامه و مزری در برازجان نقل مکان کردند. اسم روستای سمغان در واقع «سه مغان» بوده و این بدین معنی است که در زمان‌های باستان و در دوره ساسانیان سه مغ زرتشتی در این روستا زندگی می‌کرده‌اند (مغ‌ها بزرگترین روحانیان زرتشتی در زمان ساسانیان بوده‌اند که موبد موبدان نیز نامیده می‌شده‌اند) و اسم سمغان از آن جا گرفته شده‌است. قدیمیترین بزرگان و ریش سفیدان این روستا، عبدالرحمان پورقیومی، سیاهمرز بازیار، حسین آقایی، عیوض نادری.

جمعیت[ویرایش]

این روستا در دهستان سمغان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲٬۱۲۸ نفر (۴۱۴خانوار) بوده‌است.

منابع[ویرایش]

- مروی، محمد کاظم، عالم آرای نادری، تصحیح دکتر محمد امین ریاحی، تهران: زوار، ۱۳۶۴. ج۱و۲.
- مینوریسکی، تاریخچه نادرشاه، ترجمه رشید یاسمی، تهران: سیمرغ، چ۲، ۱۳۵۶.

- هنوی، جونس، زندگی نادرشاه، ترجمه اسماعیل دولتشاهی، تهران: علمی و فرهنگی، چ۲، ۱۳۷۷.

  • «نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۸۵». درگاه ملی آمار ایران. بایگانی‌شده از اصلی در ۱ ژانویه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۱ ژانویه ۲۰۱۳.