ساتراپهای باختری
این مقاله در دست ترجمه از یک نسخهٔ زبانی دیگر از ویکیپدیا است. برای جلوگیری از تعارض ویرایشی، لطفاً تا زمانی که این برچسب در اینجا قرار دارد، صفحه را ویرایش نکنید. |
ساتراپهای بزرگ | |||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ۳۵–۴۱۵ میلادی | |||||||||||||||||||||
قلمرو تقریبی ساتراپهای غربی (۳۵–۴۱۵) در حدود ۳۵۰ میلادی.[۱] | |||||||||||||||||||||
| پایتخت | اوجائین بهروچ میناگارا | ||||||||||||||||||||
| زبان(های) رایج | زبان سکایی میانه[۲] پالی (خط خروشتی) سانسکریت پراکریت (خط براهمی) | ||||||||||||||||||||
| دین(ها) | دین سکایی هندوئیسم بودیسم | ||||||||||||||||||||
| حکومت | پادشاهی | ||||||||||||||||||||
| ساتراپ بزرگ | |||||||||||||||||||||
• ح. ۳۵ | آبهیراکا[الف] | ||||||||||||||||||||
• ۳۸۸–۴۱۵ | رودراسیمها سوم[ب] | ||||||||||||||||||||
| دوره تاریخی | باستان | ||||||||||||||||||||
• بنیانگذاری | ۳۵ | ||||||||||||||||||||
• فروپاشی | ۴۱۵ میلادی | ||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||
| امروز بخشی از | هند پاکستان | ||||||||||||||||||||
ساتراپهای باختری یا کْشَتْرَپههای باختری[پ] (خط براهمی:
![]()
![]()
، Mahakṣatrapa، «ساتراپهای بزرگ») حاکمان سکایی بخشهای باختری و مرکزی هند (از سائوراشترا[ت] در جنوب و مالوا [ث] در شرق، شامل ایالتهای امروزی سند، گجرات، مهاراشترا، راجستان و مادیا پرادش)، بین سالهای ۳۵ تا ۴۱۵ میلادی بودند. ساتراپهای باختری همزمان با کوشانیان بودند که بر بخش شمالی شبهقاره هند حکومت میکردند و احتمالاً دستنشانده کوشانیان بودند. آنها همچنین همزمان با ساتاوَهَنَه[ج] بودند که در مرکز هند حکومت میکردند. در تاریخنگاری امروزی به آنها ساتراپهای باختری گفته میشود تا از ساتراپهای شمالی[چ] که تا سده دوم میلادی در پنجاب و ماتورا حکومت میکردند، متمایز شوند.[ح]
قدرت ساتراپهای باختری در سده دوم میلادی پس از شکست حاکمان سکایی توسط امپراتور گائوتامیپوترا ساتاکارنی[خ] از دودمان ساتاوَهَنَه، رو به زوال نهاد.[۳] پس از آن، پادشاهی سکایی احیا شد، اما در نهایت در سده چهارم میلادی توسط چاندراگوپتا دوم[د] از امپراتوری گوپتا[ذ] شکست خورد.[۴]
نام
[ویرایش | اشتراکگذاری]
آنها در مقابل «ساتراپهای شمالی» که در اطراف پنجاب شرقی و منطقه ماتورا حکومت میکردند، مانند راجوولا[ر] و جانشینان او تحت فرمان کوشانیان، «ساتراپ بزرگ» خاراپالانا[ز] و «ساتراپ» وانِسپارا[ژ]، به عنوان ساتراپهای غربی نامیده میشوند.[۶]
اگرچه آنها خود را بر روی سکههایشان «ساتراپ» مینامیدند که منجر به نامگذاری امروزی «ساتراپهای غربی» برای آنها شد، اما بطلمیوس در کتاب جغرافیای سده دوم خود، آنها را همچنان هندوسکایی میخواند.[۷] کلمه Kṣatrapa ریشهای مشابه کلمه ساتراپ دارد و هر دو از زبان مادی xšaθrapāvan-، به معنای نایبالسلطنه یا فرماندار یک استان، مشتق شدهاند و به گفته جان مارشال، کلمه kṣatrapa به معنای نایبالسلطنه «شاه شاهان» است. عنوان Mahakṣatrapa یا «ساتراپ بزرگ» به ساتراپ حاکم و عنوان kṣatrapa به ولیعهد داده میشد. ساتراپهای غربی در میان هندیان به سکاها نیز معروف بودند.[۸]
سکاهای هند غربی به زبان سکایی میانه، که به عنوان ختنی نیز شناخته میشود، صحبت میکردند زیرا اولین بار در حوضه تاریم تأیید شده است.[۹]
یادداشت
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ آبهیراکا (Abhiraka) یک فرمانروای سکایی مهم از سلسلهٔ ساتراپهای غربی در هند باستان بود. آبهیراکا یک ساتراپ بود و خود را در سکهها با عنوان ساتراپِ کْشَهَرَتهَ معرفی میکرد. او به خاندان کْشَهَرَتهَ (Kshaharata) تعلق داشت که یکی از شاخههای اصلی فرمانروایان هندو-سکایی (Indo-Scythian) در غرب هند بودند. او تقریباً در اواخر قرن اول پیش از میلاد تا اوایل قرن اول میلادی، یعنی کمی قبل از فرمانروای مشهورتر این خاندان، یعنی نَهَپانا، حکومت میکرد. او قدرت خود را در منطقهٔ سائوراشترا و دیگر بخشهای گجرات امروزی تثبیت کرد. این منطقه به دلیل نزدیکی به سواحل و تجارت دریایی، برای ساتراپها حیاتی بود. سکههای مسی او که در این منطقه یافت شدهاند، به همراه طرحهای ترکیبی یونانی (مانند الهه نیکه) و هندی (مانند چاکرا)، نشاندهندهٔ آمیختگی فرهنگی در قلمرو او هستند.
- ↑ رودراسیمها سوم (Rudrasimha III) آخرین فرمانروای شناخته شده از سلسلهٔ ساتراپهای غربی (Western Satraps) بود که بر بخشهایی از غرب هند حکومت میکرد. رودراسیمها سوم آخرین مهاکْشَتْرَپه (Mahakṣatrapa) از شاخهٔ چاشْتَنهَ (Chashtana) بود که پس از سقوط خاندان کْشَهَرَتهَ، قدرت ساتراپها را در غرب هند حفظ کرده بودند. او در نیمهٔ دوم قرن چهارم پس از میلاد حکومت میکرد. اهمیت اصلی رودراسیمها سوم در تاریخ هند به دلیل نبردی است که به حکومت چندین قرنی ساتراپهای غربی پایان داد. او درگیر جنگ با امپراتوری قدرتمند گوپتا، به رهبری چاندراگوپتا دوم (Chandragupta II)، بود. چاندراگوپتا دوم توانست قلمرو ساتراپها، از جمله گجرات و مالوا، را تسخیر کند و در حدود سال ۳۹۵ پس از میلاد، رودراسیمها سوم را شکست داده و به قتل برساند. با کشته شدن او، سلطهٔ سکاییها بر غرب هند که از قرن اول پیش از میلاد آغاز شده بود، کاملاً پایان یافت. این پیروزی برای امپراتوری گوپتا بسیار مهم بود، زیرا دسترسی آنها را به بنادر تجاری ثروتمند غربی (مانند باریگازا) و ثروت عظیم تجارت دریایی باز کرد.
- ↑ واژه کْشَتْرَپه (Kshatrapa) در واقع یک کلمهٔ سنسکریت است که به عنوان یک لقب حکومتی در هند باستان، به ویژه توسط ساتراپهای باختری استفاده میشد. اما ریشهٔ این واژه هندی نیست و به زبانهای ایرانی باستان بازمیگردد. ریشهٔ این واژه به پارسی باستان و عنوان خَشَثْرَپاوَن (xšaθra-pāvan) بازمیگردد. این کلمه از دو بخش خَشَثْرَ، به معنای : کشور/قلمرو و پاوَن، به معنای : محافظ/نگهدارنده تشکیل شده است و معنای لغوی آن محافظ قلمرو یا همان شهربان است. این عنوان در دوره هخامنشیان به عنوان لقب حکمرانان استانها (ساتراپیها) استفاده میشد و پس از آن در دوران اشکانیان و سلوکیان و سایر حکومتهای ایرانیتبار رایج بود. وقتی سکاها (Saka) که گروهی از اقوام ایرانیتبار بودند، به شمال غربی هند رسیدند و سلسلهٔ ساتراپهای باختری را تأسیس کردند این عنوان را با خود به آن منطقه بردند. آنها این عنوان را وارد زبانهای رایج در آن زمان در هند کردند و به شکل Kshatrapa درآمد که یک کلمه در زبان سنسکریت و یا گونههای پراکریت (Prakrit) است که زبانهای ادبی و اداری رایج در شبهقاره هند بودند. بنابراین، خود واژه Kshatrapa (با تلفظ و نگارش هندی) در زبانهای هندی (سنسکریت و پراکریت) استفاده میشده، اما ریشه و منشاء آن به طور قطع ایرانی است.
- ↑ سائوراشترا (Saurashtra) نام یک منطقهٔ شبهجزیرهای در غرب هند است که امروزه بخش بزرگی از ایالت گُجَرات را تشکیل میدهد. این شبهجزیره اغلب با نام کاتیابار (Kathiawar) نیز شناخته میشود. این منطقه از سه طرف توسط دریا (دریای عرب و خلیجهای کَچ و خَمبات) احاطه شده و تنها از یک باریکهٔ زمینی به بدنهٔ اصلی گجرات متصل است. شهرهای مهمی مانند راجکوت و جوناگاد در این منطقه قرار دارند. منطقهٔ سائوراشترا قلب قلمرو حکومتی ساتراپهای باختری بود. ساتراپهای باختری (سکاهای ایرانیتبار) پس از استقرار در هند، بر این مناطق زرخیز و مسیرهای تجاری پررونق آن حاکم شدند. پایتختهای مهم آنها، مانند اوجائین (Ujjain)، در همین مناطق یا در نزدیکی آن واقع شده بود. بسیاری از مهمترین شواهد تاریخی، سکهها و کتیبههای این سلسله (مانند کتیبهٔ مشهور رودرادامان یکم، یکی از بزرگترین ساتراپها این منطقه) در منطقهٔ سائوراشترا و نواحی اطراف آن یافت شدهاند که نقش محوری این منطقه در حکومت آنها را تأیید میکند. واژهٔ Saurashtra ریشهای در زبان سنسکریت دارد: ریشهٔ لغوی: از ترکیب سو- (Su) به معنای "خوب/نیکو" و راشترا (rāṣṭra) به معنای "کشور/قلمرو" تشکیل شده است. بنابراین، معنای لغوی آن "کشور نیکو" یا "سرزمین خوب" است. برخی منابع نیز آن را به "سرزمین خورشید" (Saura Rashtra) نسبت میدهند، زیرا پرستش خورشید (که در میان سکاها و زرتشتیان رایج بود) در این منطقه بسیار اهمیت داشته است.
- ↑ 'مالوا نام یک فلات و منطقهٔ تاریخی در مرکز هند است. این فلات وسیع عمدتاً در بخش غربی ایالت مادیا پرادش (Madhya Pradesh) و بخشهایی از جنوب شرقی راجستان (Rajasthan) امروزی قرار دارد. منطقهٔ مالوا از لحاظ تاریخی همواره یک مرکز مهم تجاری، کشاورزی و فرهنگی بوده است و شاهراههای مهمی از طریق آن میگذشت. مالوا، به ویژه پایتخت مشهورش اوجائین (Ujjain)، یک مرکز کلیدی قدرت برای Western Kshatrapas بود. شهر اوجائین (Ujjayini) که در فلات مالوا قرار دارد، به یکی از پایتختها و مراکز اصلی حکمرانی ساتراپهای غربی تبدیل شد. اوجائین در آن زمان یک مرکز مهم برای نجوم، ریاضیات و تجارت بود. کنترل بر این شهر به ساتراپها امکان میداد تا بر مسیرهای تجاری حیاتی بین شمال و جنوب هند و همچنین دسترسی به بنادر ساحلی در سائوراشترا تسلط داشته باشند. منطقهٔ مالوا اغلب عرصهٔ جنگ و کشمکش شدید میان ساتراپهای غربی (از شمال) و دودمان ساتاوَهَنهَ (از جنوب) بود. حکمرانان قدرتمند ساتراپ، مانند ماهاکشترپه رودرادامان اول"'، برای حفظ کنترل بر این منطقه با ساتاوَهَنهَها میجنگیدند. اگر سائوراشترا مسیر دسترسی ساتراپها به دریا و تجارت دریایی بود، مالوا (با مرکزیت اوجائین) مرکز قدرت، ثروت و تسلط بر مسیرهای زمینی در قلب هند برای آنها به شمار میرفت.
- ↑ ساتاوَهَنهَ (Sātavāhana) نام یک امپراتوری هندی بومی و قدرتمند در جنوب و مرکز هند باستان بود. این دودمان نه تنها یک پادشاهی مستقل بود، بلکه بزرگترین و طولانیترین رقیب ساتراپهای باختری به شمار میرفت. این دودمان تقریباً از قرن دوم پیش از میلاد تا اوایل قرن سوم پس از میلاد (حدود ۴۵۰ سال) بر قسمتهای وسیعی از هند حکومت کرد. قلمرو اصلی آنها منطقهٔ دَکَن (Deccan) بود که عمدتاً شامل ایالتهای امروزی آندرا پرادش، تِلانگانا و مهاراشترا میشد. در اوج قدرت، نفوذ آنها تا بخشهایی از گجرات و سائوراشترا نیز گسترش یافت. پایتختهای مهم آنها شامل پِراتیشتانا (Pratishthana) و آمراواتی (Amaravati) بود. آنها حامیان بزرگ فرهنگ، هنر و معماری هند بودند. زبان رسمی دربار آنها پراکریت (به ویژه گویش شَوراسِنی) بود و از خطهای براهمی و خروشتی استفاده میکردند. ساتاوَهَنهَها اصلیترین نیروهای هندی بودند که در برابر هجوم اقوام خارجی (مانند سکاها) مقاومت میکردند و مرز آنها با ساتراپهای باختری اغلب در مناطق مورد منازعه مالوا و سائوراشترا در حال نوسان بود. درگیریهای میان این دو دودمان برای بیش از دو قرن ادامه داشت. در یک دوره، ساتاوَهَنهَها بخشهای زیادی از قلمرو سکاها، از جمله مالوا را تسخیر کردند. مشهورترین پادشاه آنها، گوتامیپوترا ساتاکارنی (Gautamiputra Satakarni)، توانست بسیاری از ساتراپهای باختری را شکست دهد و آنها را وادار به عقبنشینی کند. بعداً، ماهاکشترپههای قدرتمندی مانند رودرادامان یکم از ساتراپهای باختری، با شکست دادن ساتاوَهَنهَها، مجدداً کنترل بر مالوا و سائوراشترا را به دست آوردند.
- ↑ ساتراپهای شمالی نام گروهی دیگر از فرمانروایان سکایی بودند که اندکی پیش یا همزمان با ساتراپهای باختری، در بخشهای شمالی شبهقاره هند حکومت میکردند. آنها یک سلسلهٔ واحد نبودند، بلکه مجموعهای از خاندانهای فرمانروا بودند که در دو منطقهٔ اصلی مستقر شدند. ساتراپهای شمالی بر دو مرکز مهم قدرت تمرکز داشتند: ۱. ساتراپهای تِکسیلا (Taxila) و گَندهارا (Gandhara) که تقریباً از اواسط قرن اول پیش از میلاد و در منطقهٔ گَندهارا (شمال غربی هند باستان، شامل بخشهایی از پاکستان و افغانستان کنونی) میزیستند. پادشاهانی مانند ماوِس (Maues) و آزِس اول (Azes I) از مشهورترین آنها بودند که سکهها و آثار زیادی از خود بر جای گذاشتند. این ساتراپها پس از شکست پادشاهیهای هندو-یونانی در این منطقه قدرت را به دست گرفتند. ۲. ساتراپهای مَتورا (Mathura) که تقریباً از اوایل قرن اول میلادی و در منطقهٔ مَتورا (ایالت اوتار پرادش کنونی، در شمال هند) میزیستند. این ساتراپها اهمیت زیادی در تاریخ بودیسم و جَینیسم در منطقهٔ مَتورا داشتند. برخلاف ساتراپهای باختری که برای چند قرن دوام آوردند، حکومت ساتراپهای شمالی نسبتاً کوتاهتر بود و سرانجام با ظهور یک قدرت بسیار بزرگتر و قویتر، یعنی امپراتوری کوشان (Kushan Empire)، این مناطق توسط کوشانها تسخیر و جذب شدند و در نهایت نفوذ آنها در اوایل قرن دوم میلادی از بین رفت.
- ↑ جهتهای "شمالی" و "غربی" در اینجا به موقعیت جغرافیایی این حکومتها نسبت به شبهقاره هند و حکومتهای بزرگ بومی هندی اشاره دارد. ۱. ساتراپهای غربی (Western Satraps) منظور از "غرب" در اینجا، غرب شبهقاره هند است. این ساتراپها عمدتاً بر مناطق غربی و مرکزی هند، که شامل، سائوراشترا (Saurashtra) در شبهجزیرهٔ غربی در گجرات کنونی میشد و مالوا (Malwa) فلات مرکزی هند حکومت میکردند. این مناطق به دلیل نزدیکی به سواحل دریای عرب، برای تجارت دریایی با امپراتوری روم و ایران (شاهنشاهیهای اشکانی و ساسانی) بسیار حیاتی بودند. ۲. ساتراپهای شمالی (Northern Satraps) منظور از "شمال" در اینجا، شمال شبهقاره هند و مناطق مرزی آن است. این ساتراپها عمدتاً بر مناطق شمالی هند و مناطق مجاور آن حکومت میکردند، که شامل گَندهارا (Gandhara) در شمال غرب (بخشهایی از پاکستان و افغانستان کنونی) و مَتورا (Mathura) در دشتهای شمالی هند میشد. این مناطق مسیرهای مهم زمینی از آسیای مرکزی (سرزمینهای سکاها و بعداً کوشانها) به داخل هند بودند.
- ↑ گوتامیپوترا ساتاکارنی (Gautamiputra Satakarni) یکی از مشهورترین و قدرتمندترین پادشاهان دودمان ساتاوَهَنهَ بود. او به دلیل موفقیتهای بزرگ نظامیاش علیه فرمانروایان خارجی، به ویژه ساتراپهای غربی (Western Kshatrapas)، اهمیت تاریخی ویژهای دارد. او یکی از بزرگترین امپراتوران دودمان ساتاوَهَنهَ بود که در اوایل قرن دوم میلادی حکومت میکرد. در زمان او، دودمان ساتاوَهَنهَ در پی شکستهایی که از سکاها (ساتراپهای غربی) خورده بودند، تضعیف شده بود. گوتامیپوترا ساتاکارنی با موفقیت قدرت ساتاوَهَنهَها را احیا کرد و امپراتوری آنها را گسترش داد. عنوان گوتامیپوترا به معنای "پسر گوتامی" است. در دودمان ساتاوَهَنهَ، رایج بود که پادشاه نام مادر خود را پیشوند اسمش قرار دهد که نشاندهندهٔ اهمیت مادران در این خاندانها بود. اوج شهرت او به دلیل نبردهایش با ساتراپهای غربی است. او موفق شد نَهَپانا (Nahapana)، یک حکمران قدرتمند از شاخهٔ خاراتا (Kharata) ساتراپهای غربی را شکست دهد و قلمروهای وسیعی، از جمله بخشهایی از مالوا و کونکان را از آنها بازپس بگیرد. او پس از این پیروزی، سکههای نقرهای متعلق به نَهَپانا را جمعآوری کرده و نام خود را روی آنها حک کرد و دوباره به جریان انداخت. این یک سند تاریخی بسیار قوی برای اثبات پیروزی او است. به او لقبهایی چون "نابودیدهندهٔ غرور خَشاتْریاها (Kshatriyas) و کسی که سکاها (Sakas)، یَوَنهها (Yavanas) و پَهْلَوَهها (Pahlavas) را شکست داد" داده شده است.
- ↑ چاندراگوپتا دوم (Chandragupta II) یکی از بزرگترین و مشهورترین امپراتوران دودمان گوپتا (Gupta Dynasty) بود. دودمان گوپتا، که پس از ساتاوَهَنهَها به قدرت رسید، دورهای طلایی در تاریخ هند را رقم زد و چاندراگوپتا دوم کسی بود که نهایتاً به حکمرانی ساتراپهای غربی پایان داد. او از اواخر قرن چهارم تا اوایل قرن پنجم میلادی (حدود ۳۷۵ تا ۴۱۵ میلادی) فرمانروایی کرد. او سومین امپراتور بزرگ دودمان گوپتا، فرزند سامودراگوپتا، و کسی بود که قلمرو امپراتوری را به وسیعترین حد خود رساند. مشهورترین لقب او ویکرامادیتیا (Vikramaditya) بود که به معنای "خورشید دلاوری" است. او با پیروزی بر آخرین حکمران از خاندان ساتراپهای غربی، به طور کامل قلمرو آنها (شامل مالوا و سائوراشترا) را به امپراتوری گوپتا ضمیمه کرد. این پیروزی نه تنها تسلط گوپتاها بر مسیرهای تجاری پررونق غرب هند را تضمین کرد، بلکه به حکمرانی تقریباً ۴۰۰ سالهٔ سکاها (Sakas) در این منطقه پایان داد. او برای یادبود این پیروزی بزرگ، سکههای نقرهای جدیدی ضرب کرد که از سکههای نقرهٔ ساتراپهای مغلوب الگوبرداری شده بود، اما با نشانها و اسامی گوپتاها.
- ↑ امپراتوری گوپتا (Gupta Empire) یک سلسلهٔ قدرتمند هندی بود که در شمال و مرکز هند، پس از سقوط امپراتوریهای بزرگ پیشین مانند مائوریا و در پی افول ساتاوَهَنهَها و کوشانها، به قدرت رسید. این دوره (تقریباً ۳۲۰ تا ۵۵۰ میلادی) اغلب به عنوان "عصر طلایی هند" شناخته میشود. سری گوپتا (Sri Gupta) بنیانگذار این سلسله بود، اما اوج شکوه آن با پسر و نوهاش، سامودراگوپتا و چاندراگوپتا دوم رقم خورد. پایتخت اصلی آنها پاتالیپوترا (Pataliputra) (در ایالت بیهار کنونی) و یک پایتخت ثانویه در اوجائین (مالوا) بود. فرمانروایان گوپتا آگاهانه تلاش کردند تا عظمت و وسعت قلمرو امپراتوری مائوریای باستان را احیا کنند. گوپتاها توانستند پس از یک دورهٔ طولانی چندپارگی سیاسی در هند، بخشهای وسیعی از شمال شبهقاره را دوباره تحت یک حکومت مرکزی قدرتمند متحد کنند. علت اصلی شهرت امپراتوری گوپتا، نه به خاطر فتوحات نظامی، بلکه به خاطر پیشرفتهای خیرهکنندهٔ علمی و فرهنگی است. این دوره شاهد تولد برخی از بزرگترین دانشمندان و ریاضیدانان هند بود. آریابهاتا (Aryabhata) کسی که تئوری چرخش زمین به دور محور خود را مطرح کرد و مقدار عدد پی (\pi) را با دقت بسیار محاسبه نمود، و سهم عظیمی در ابداع مفهوم عدد صفر داشت. کالیداسا (Kalidasa) مشهورترین نمایشنامهنویس و شاعر سانسکریت هند در دربار چاندراگوپتا دوم زندگی میکرد. هنر گوپتایی به خاطر ظرافت، پالایش و آرامش روحانی مشهور است. نمونههای برجستهٔ مجسمهسازی و نقاشی (مانند نقاشیهای غارهای آجانتا) متعلق به این دوره هستند. گوپتاها حامیان بزرگ هندوئیسم بودند (بهویژه وایشنَویسم)، و دورهای بود که متون مهمی مانند پورانهها (Puranas) شکل نهایی خود را گرفتند. با این حال، آنها نسبت به بودیسم و جَینیسم نیز مدارا داشتند. امپراتوری گوپتا در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم میلادی، عمدتاً به دلیل حملات مداوم اقوام هون (Hunas)، که از آسیای مرکزی وارد میشدند، رو به ضعف نهاد و نهایتاً به پادشاهیهای کوچک منطقهای تجزیه شد.
- ↑ راجوولا یک فرمانروای قدرتمند از ساتراپهای شمالی (Northern Satraps) و یک حاکم سکایی (Saka) بود که نقش او در پایان دادن به حکومت یونانیان در هند اهمیت دارد. او عنوان مهاکْشَتْرَپه (Mahakṣatrapa) به معنی ساتراپ بزرگ را داشت که نشاندهندهٔ جایگاه بالای او در میان سایر والیان سکایی بود. نفوذ اصلی او در مناطق مَتورا (Mathura) بود. شهر مَتورا در آن زمان یک مرکز بسیار مهم سیاسی، تجاری و مذهبی (بهویژه برای آیین جَین و بودیسم) بود. او احتمالاً در اواخر قرن اول پیش از میلاد تا اوایل قرن اول پس از میلاد (حدود ۱۰ پس از میلاد) حکومت میکرد. مهمترین نقش تاریخی راجوولا، شکست نهایی آخرین پادشاهیهای هندو-یونانی در منطقهٔ پنجاب و تأسیس حکومت مستقیم سکاها در آن مناطق بود. او با شکست دادن استراتو دوم (Strato II)، آخرین فرمانروای یونانی باقیمانده در پنجاب شرقی، به عمر پادشاهی هندو-یونانی در شبهقاره هند پایان داد. مهمترین منبع اطلاعات دربارهٔ راجوولا، کتیبهٔ سرستون شیر مَتورا است که به او و ملکهٔ او، آیاسیا (Ayyasiya)، اشاره دارد و از او با عنوان ملکهٔ ارشد حاکم هندوسکایی ماتورا، ساتراپ راجوولا یاد شده است. این کتیبهها نشان میدهند که دربار او نیز مانند سایر ساتراپها، از زبانهای محلی (پراکریت) و خط بومی (براهْمی) برای امور رسمی استفاده میکردند. حکومت راجوولا راه را برای تسلط و فرمانروایی امپراتوری بزرگ کوشان در منطقهٔ مَتورا در قرنهای بعدی باز کرد. در واقع، جانشینان او در مَتورا (مانند خاراپالانا) به عنوان دستنشاندههای کوشانها حکومت کردند.
- ↑ خاراپالانا یک فرمانروای سکایی بود، اما نه به عنوان یک پادشاه مستقل، بلکه به عنوان یک ساتراپِ محلی (والی) که تحت حاکمیت امپراتوری قدرتمند کوشان فعالیت میکرد. در کتیبهها از او با عنوان مهاکْشَتْرَپه (Mahakṣatrapa) یا ساتراپ بزرگ یاد شده است. او تقریباً در اوایل قرن دوم پس از میلاد (حدود ۱۱۰ تا ۱۳۰ میلادی) بر منطقهٔ خود حکم میراند. او و همکارش، وانِسپارا (Vanaspāra)، مستقیماً زیر نظر امپراتور کانیشکا اول (Kanishka I)، یکی از بزرگترین شاهان کوشان، حکومت میکردند. اهمیت خاراپالانا در این است که نام او در کتیبهٔ سارنات (Sarnath Inscription)، که مربوط به سال سوم سلطنت کانیشکا است، ذکر شده است. این کتیبه تأیید میکند که خاراپالانا به همراه وانِسپارا، به عنوان والیان، بر مناطق شرقی امپراتوری کوشان، از جمله منطقهٔ بَنارَس (Benares) و مَتورا، حکم میراندند. وجود او نشان میدهد که پس از سقوط قدرت ساتراپهای مستقل شمالی (مانند راجوولا)، کوشانها به جای جایگزینی کامل، از نخبگان محلی سکایی برای ادارهٔ استانهای دوردست خود استفاده میکردند.
- ↑ وانِسپارا (Vanaspara) دقیقاً مانند خاراپالانا، یک ساتراپ محلی سکایی بود که به عنوان والی دستنشاندهٔ امپراتوری کوشان در بخشهای شرقی قلمرو آنها فعالیت میکرد. در حقیقت، خاراپالانا و وانِسپارا اغلب در منابع تاریخی با هم ذکر میشوند، زیرا شواهد مهمی که از آنها باقی مانده است، حضور مشترک آنها را در یک زمان و در یک منطقه تأیید میکند. او یک ساتراپ (Kshatrapa) بود، عنوانی که نشاندهندهٔ حکومت محلی او بود. او در کنار خاراپالانا به عنوان یک ساتراپ همکار و همرتبه در منطقهٔ مَتورا و استانهای شرقی کوشان (مانند بَنارَس) حکومت میکرد. وانِسپارا، مانند خاراپالانا، به امپراتور کانیشکا اول (Kanishka I) از خاندان کوشان وفادار بود و مناطق استراتژیک را برای او اداره میکرد.
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ Schwartzberg, Joseph E. (1978). A Historical atlas of South Asia. Chicago: University of Chicago Press. p. 145, map XIV.1 (h). ISBN 0226742210.
- ↑ Diringer, David (1953) [1948]. The Alphabet: A Key to the History of Mankind (in English) (Second and revised ed.). London: Hutchinson's Scientific and Technical Publications. p. 350.
- ↑ World history from early times to A D 2000 by B .V. Rao: p.97
- ↑ Ancient India by Ramesh Chandra Majumdar p. 234
- ↑ Burgess, Jas (1883). Archaeological Survey Of Western India. p. 103.
- ↑ Kharapallana and Vanaspara are known from an inscription discovered in Sarnath, and dated to the third year of Kanishka, in which they were paying allegiance to the Kushanas. Source: "A Catalogue of the Indian Coins in the British Museum. Andhras etc." Rapson, p ciii
- ↑ Ptolemy, "Geographia", Chap 7
- ↑ Marshall, John (1936). A guide to Sanchi. Patna: Eastern book House. p. 16. ISBN 978-81-85204-32-1.
{{cite book}}: ناسازگاری شابک و تاریخ (کمک) - ↑ Diringer, David (1948). Alphabet A Key To The History Of Mankind. p. 350.
Wikipedia contributors, "Western Satraps," Wikipedia, The Free Encyclopedia, (accessed April 30, 2009).