سپس هیچ‌کدام باقی نماندند

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از ده بچه زنگی)
پرش به: ناوبری، جستجو
سپس هیچ‌کدام باقی نماندند
And Then There Were None
And Then There Were None US First Edition Cover 1940.jpg
نویسنده آگاتا کریستی
برگرداننده خسرو سمیعی
ناشر

Collins Crime Club در بریتانیا

Dead Mind And Company در آمریکا
ناشر فارسی: کتاب‌های کاراگاه (وابسته به نشر هرمس) به نام ده بچهٔ زنگی
تاریخ نشر ۶ نوامبر ۱۹۳۹
تعداد صفحات ۲۵۶ (نشر اول)
سبک ادبیات داستانی جنایی
زبان انگلیسی
نوع رسانه چاپی
The Regatta Mystery
The Regatta Mystery
The Regatta Mystery
سرو غمگین

سپس هیچ‌کدام باقی نماندند (به انگلیسی: And Then, There Were None) که توسط انتشارات داد میند اند کمپانی در آمریکا با این نام و توسط انتشارات کولینز کرام کلوب با نام اصلی یعنی ده سیاه پوست کوچک به چاپ رسید، نام یک کتاب جنایی معمایی نوشته‌شده توسط آگاتا کریستی، نویسندهٔ اهل انگلستان معروف به ملکهٔ جنایت است. این کتاب یکی از آثار مشهور ادبی جهان است و ثأثیر بسیاری بر ادبیات جهان و رمان داشته است؛ و به گفتهٔ آگاتا کریستی سخت‌ترین و بهترین اثری است که خلق کرده است و در نوع خود یک شاهکار در ادبیات داستانی به حساب می‌آید.[۱] پایهٔ کتاب بر اساس شعر و داستانی کودکانه به نام ده هندی کوچک (به انگلیسی: Ten Little Niggers) است؛ لذا در بعضی از انتشارات کتاب به این نام نیز چاپ شده است. در ایران، انشارات کاراگاه این کتاب را با نام ده بچه‌زنگی منتشر کرد.

آگاتا کریستی دربارهٔ این رمان می‌گوید: این رمان نیازمند تکنیکی دشوار و برای من بسیار چالش‌برانگیز بود. من از نوشتن آن بسیار لذت بردم و امیدوارم این رمان بتواند رضایت سختگیرترین خوانندگان را جلب کند.

خلاصه داستان[ویرایش]

ده نفر، هفت مرد و سه زن، توسط افرادی به ظاهر مختلف دعوت می‌شوند که تعطیلات خود را در جزیره‌ای دورافتاده به نام «جزیرهٔ زنگی» (به انگلیسی: Nigger Island) بگذرانند. بعضی از آن‌ها قبلاً هم را سر موضوعی می‌شناخته‌اند؛ ولی بیشترشان قبل از رفتن به جزیره هیچ‌گاه یکدیگر را ندیده‌بوده‌اند. این ده نفر هر کدام به گونه‌ای در گذشتهٔ خود باعث قتل یک فرد شده‌اند. پس از گذشت مدتی در جزیره، آن‌ها متوجه می‌شوند که همه از سوی یک فرد به آن جا دعوت شده‌اند. فردی که با این که در جزیره نیست از راز همهٔ آن‌ها آگاه است؛ و اوضاع مغشوش می‌شود؛ وقتی که این فرد شروع به قتل رساندن تک‌تک آنها به روشی عجیب می‌کند. او قربانیان خود را با اقتباس از یک شعر کودکانه به نام ده سرخپوست کوچک به قتل می‌رساند.

این شعر به این صورت است:

ده سرخپوست کوچک شام می‌خوردند، یکی از آنها گلویش گرفت و سپس نه نفر باقی ماندند، نه سرخپوست کوچک تا دیروقت بیدار ماندند، یکی از آنها خوابش برد و سپس هشت نفر باقی ماندند، هشت سرخپوست کوچک به دوون سفر کردند، یکی آنجا ماند و سپس هفت نفر باقی ماندند، هفت سرخپوست کوچک هیزم می‌شکستند، یکی از آنها خودش را نصف کرد و سپس شش نفر باقی ماندند، شش سرخپوست کوچک با کندو بازی می‌کردند، یکی از آنها را زنبور نیش زد و سپس پنج نفر باقی ماندند، پنج سرخپوست کوچک به دادگاه رفتند، یکی از آنها قاضی شد و سپس چهار نفر باقی ماندند، چهار سرخپوست کوچک به دریا رفتند، یکی از آنها را شاه ماهی بلعید و سپس سه نفر باقی ماندند، سه سرخپوست کوچک به باغ وحش رفتند، یکی از آنها را خرس خورد و سپس دو نفر باقی ماندند، دو سرخپوست کوچک زیر آفتاب نشستند، یکی از آنها سوخت و سپس یکی باقی ماند، یک سرخپوست کوچک خودش تنها باقی ماند، رفت و خودش را دار زد و سپس هیچ‌کدام باقی نماندند.

هر کدام از این ده نفر بر اساس این شعر کودکانه با همان روش به طور عجیب به قتل می‌رسیدند و در پایان هیچ‌کس در جزیره باقی نمی‌ماند. ایده این کتاب جالب توجه است، یک فرد ناشناس ده نفر را که از عدالت فرار کردند را به جزیره دعوت می‌کند و سرانجام عدالت را درمورد آنها اجرا می‌کند.

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]