اشکجان پهلو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از اشکمجان پهلو)
پرش به: ناوبری، جستجو
اشکجانپهلو
اطلاعات کلی
کشور  ایران
استان گیلان
شهرستان سیاهکل
بخش بخش مرکزی
دهستان توتکی
مردم
جمعیت ۳۱۰ نفر
اطلاعات روستایی
کد آماری ۰۱۳۶۳۴
پیش‌شمارهٔ تلفن ۰۱۴۲۳۲۹

اشکجانپهلو، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سیاهکل در استان گیلان ایران است. این روستا در چند کیلومتری شهر سیاهکل در مکان نارنجدارک و همسایگی روستای مرهبن واقع شده است این روستا در دهستان توتکی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۱۰ نفر (۸۱خانوار) بوده‌است.

اشکجانپهلو به نقل از دهخدا[ویرایش]

دهی جزء دهستان سیاهکل دیلمان شهرستان لاهیجان واقع در ۴۰۰۰ گزی جنوب سیاهکل است. محلی جلگه‌ای، معتدل، مرطوب و مالاریائی سکنه آن ۲۷۱ تن است مذهب اهلی شیعه و زبان آنان فارسی با لهجه گیلکی است. اب ان از چشمه و ححصول ان لبنیات است. شغل اهالی گله داری و شال بافی است. در تابستان ییلاق به دیلمان می‌روند

بررسی نام اشکجانپهلو[ویرایش]

بررسی نام اشکجانپهلو

نام روستا از سه کلمه جدا اشک، جان، پهلو تشکیل شده است که هر کدام معنای جداگانه‌ای دارد ولی با کنار گذاشتن آن می‌توان به معنی واحدی رسید؛ بگذارید از پهلو شروع کنیم که که به نقل " فرهنگنامه عمید" به معنی پهله یا پارت یا قوم پارت که در زمان اشکانیان وساسانیان است و از دیگر لحاظ به معنای یک طرف بدن یا در زبان‌های دیگر به معنای پهلو گرفتن یا استراحت کردن می‌باشد.

و اما جان که در زبان فارسی امروزی نیز رایج است که به معنای علاقه داشتن به چیزی یا کسی می‌باشد که از جانانه می‌باشد و اگر بخواهیم از جنبه‌های دیگر نیز ان را بررسی کنیم به جان یا همان نیروی که به زنده نگه داشتن بدن نقش دارد، اگر دقت کرده باشید اگر خود یا کسی دیگر به جای خوش اب وهوا سفر کنیم ناجداگاه کلماتی مثل دوباره زنده شدم یا جان گرفتم را بکار می‌بریم.

حال به سراغ اشک می‌رویم اشک از لحاظ تاریخی نام یکی از دودمان‌های ایرانی به نام اشکانیان است و اگر در قسمت پهلو به پارت توجه کنید این نام دولت اشکانیان است اما از نظر فعل بودن در "عمید " به نام شکار کردن که از کلمه اشکار گرفته شده است یا اشکردن.

((حال تفسیر))

فکر نکنم تفسیر این اسم برای شما آنچنان مبهم باشد زیرا من قبل از مطالعه در مورد این نام خودم این را استراحت گاه اشکانیان نامیده بودم ولی حالا دیگر مطمئن هستم راه دوری نرفته‌ایم واگر باور ندارید با ما همراه باشید همان طور که در بالا خواندیم پهلو از کلمه پهله یا پارت گرفته می‌شود پارت نام دولتی است که اشکانیان تاسیس نمودند، و از نظر دیگر نیز به معنای آرامیدن یا استراحت کردن می‌باشد و جان نیز به معنای علاقه داشتن به چیزی می‌باشد و اما کلمه‌ای که حرف مرا تایید می‌کند اشک که با کمک فرهنگنامه "عمید" پی بردیدم که از کلمهٔ اشکار یا اشکردن به معنای شکار وشکارگاه می اید و دیگر این که اشک از ارشک نام پادشاه اشکانی یا همان نام سلسله ان می‌باشد و از جنبه دیگر حرف ما را آثار باستانی که در زمان قدیم کشف شده است تایید می‌کند

اما این مطلب از دانشنامه ویکی‌پدیا را حتمی بخوانید...

اشکانیان (۲۵۰ پ. م ۲۲۴ م.) که از تیره ایرانی پرنی و شاخه‌ای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای حدود باختر بودند، از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان فعلی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبه‌های داریوش پَرثَوَه آمده است که به زبان پارتی پهلوی می‌شود. چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز می‌توان خواند. ایالت پارتی‌ها از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقی دریای مازندران و از شمال به ترکستان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به کویر نمک و سیستان محدود می‌شد. قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در مشرق دریای مازندران می‌زیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند

اماکن[ویرایش]

دریاچه کولکشه

رودخانه خاسکت

چشمه میرزا اقا (میرزا آقا چشمه)

گرگرچشمه

چلچشمه

باغات چای

جنگل‌های اطراف

سد باستانی(که تقریباً تخریب شده است)

منابع[ویرایش]

فرهنگ لغت دهخدا کتاب روزنگاران زرین کوب