پرش به محتوا

اسکار یکم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
اسکار یکم
اسکار در مقام ولیعهد، اثر یوزف کارل اشتیلر، ۱۸۲۳
پادشاه سوئد و نروژ
دوران۸ مارس ۱۸۴۴ تا ۸ ژوئیهٔ ۱۸۵۹
تاج‌گذاری۲۸ سپتامبر ۱۸۴۴
پس ازکارل چهاردهم و سوم یوهان
پیش ازکارل پانزدهم و چهارم
زاده۴ ژوئیهٔ ۱۷۹۹
پاریس، فرانسه
درگذشته۸ ژوئیهٔ ۱۸۵۹ (۶۰ سال)
کاخ سلطنتی استکهلم، استکهلم، سوئد
آرامگاه
ملکهژوزفین لوختنبرگ
فرزند(ان)کارل پانزدهم
گوستاف، دوک اوپلاند
اسکار دوم
اوژنی، شاهدخت سوئد و نروژ
آگوست، دوک دالارنا
نام کامل
ژوزف فرانسوا اسکار برنادوت
دودمانخاندان برنادوت
پدرکارل چهاردهم و سوم یوهان
مادردزیره کلاری، ملکه دزیدریا
امضاءامضاء اسکار یکم

اسکار یکم (سوئدی: Oscar I یا Oskar I، ۴ ژوئیهٔ ۱۷۹۹ تا ۸ ژوئیهٔ ۱۸۵۹) پادشاه سوئد و نروژ از ۸ مارس ۱۸۴۴ تا هنگام مرگ بود. او دومین فرمانروای خاندان برنادوت و تنها فرزند کارل چهاردهم یوهان، مارشال پیشین فرانسوی ژان باتیست برنادوت، و دزیره کلاری بود. اسکار در پاریس به دنیا آمد و پس از انتخاب پدرش به ولیعهدی سوئد در ۱۸۱۰ به خاندان سلطنتی این کشور پیوست. وجود او به عنوان وارث مذکر یکی از عواملی بود که در انتخاب برنادوت برای جانشینی تاج و تخت سوئد اهمیت داشت.[۱][۲]

دورهٔ سلطنت اسکار با مرحله‌ای از نوسازی اجتماعی، اقتصادی و حقوقی در سوئد و تغییراتی در روابط میان دو پادشاهی عضو اتحاد سوئد و نروژ هم‌زمان بود. در نخستین سال‌های حکومت او اصلاحاتی مانند برابری بیشتر زنان و مردان در ارث، کاهش محدودیت‌های صنفی، اصلاح نظام نگهداری از فقرا و ادامهٔ اصلاح زندان‌ها و حقوق کیفری پیش رفت. اسکار که در دورهٔ ولیعهدی در میان اصلاح‌طلبان چهره‌ای نسبتاً لیبرال شناخته می‌شد، پس از ناآرامی‌های انقلابی ۱۸۴۸ موضع سیاسی محافظه‌کارانه‌تری اتخاذ کرد و کوشش او برای تغییر نظام نمایندگی طبقاتی سوئد به نتیجه نرسید.[۲]

در سیاست خارجی، اسکار در جنگ اول شلسویگ از دانمارک حمایت کرد و در دههٔ ۱۸۵۰ سیاست سنتی نزدیک به روسیه را به سوی همکاری بیشتر با فرانسه و بریتانیا تغییر داد. پیمان نوامبر ۱۸۵۵ در جریان جنگ کریمه تضمین حمایت قدرت‌های غربی از تمامیت ارضی سوئد و نروژ را در برابر فشار روسیه فراهم کرد. در نروژ نیز سلطنت او با افزایش برابری نمادین دو پادشاهی در اتحادیه، تصویب پرچم مستقل‌تر نروژ و تأسیس نشان سنت اولاف همراه بود.[۳]

سال‌های نخست و ولیعهدی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

ژوزف فرانسوا اسکار برنادوت در ۴ ژوئیهٔ ۱۷۹۹ در پاریس، در ماه‌های پایانی حکومت دایرکتوار فرانسه، به دنیا آمد. پدرش اندکی پیش از تولد او وزیر جنگ جمهوری فرانسه شده بود و سپس در ارتش ناپلئون به درجات بالاتر رسید. ناپلئون بناپارت بنا به درخواست دزیره کلاری از پدرخوانده‌های اسکار شد. به سبب مأموریت‌های نظامی پدر، اسکار بخش بزرگی از دوران کودکی خود را همراه مادر و خانوادهٔ کلاری در فرانسه گذراند.[۲]

انتخاب ژان باتیست برنادوت به عنوان ولیعهد سوئد در ۱۸۱۰ زندگی اسکار را دگرگون کرد. وجود پسری که بتواند تداوم دودمان تازه را تضمین کند در بحث‌های مربوط به انتخاب برنادوت اهمیت داشت. اسکار در آغاز ۱۸۱۱ به سوئد آمد و عنوان شاهزادهٔ موروثی و دوک سودرمانلاند را دریافت کرد. آموزش او با هدف آماده‌کردنش برای ایفای نقشی در دولت سوئد سازمان یافت. از جمله آموزگارانش دانشمند و شیمی‌دان یونس یاکوب برسلیوس بود. اسکار زبان سوئدی را به خوبی فرا گرفت و بعدها در دانشگاه اوپسالا در درس‌های چهره‌هایی چون تاریخ‌نگار اریک گوستاف گی‌یر شرکت کرد. آموزش نظامی، تاریخ، حقوق و ادارهٔ دولت نیز بخش مهمی از تربیت او بود.[۲]

پس از آنکه پدرش در ۱۸۱۸ با نام کارل چهاردهم یوهان در سوئد و کارل سوم یوهان در نروژ به پادشاهی رسید، اسکار ولیعهد هر دو کشور شد. او در سال‌های بعد به تدریج در امور دولتی مشارکت یافت. در ۱۸۲۴ برای چند ماه نایب‌السلطنهٔ نروژ بود و اقامتش در این کشور نخستین تجربهٔ گستردهٔ او از اختلاف‌های سیاسی و قانون اساسی میان دربار و استورتینگ را فراهم کرد. اسکار بعدها نیز چندین بار از نروژ دیدن کرد و در مقایسه با پدرش تمایل بیشتری به پذیرش برخی خواسته‌های نروژیان برای برابری در اتحادیه نشان داد.[۳][۲]

خاندان برنادوت در ۱۸۳۷، اثر فردریک وستین. اسکار، ژوزفین و پنج فرزندشان در کنار کارل چهاردهم یوهان و ملکه دزیدریا دیده می‌شوند.

اسکار در سفر اروپایی خود در ۱۸۲۲ با ژوزفین لوختنبرگ، دختر اوژن دو بوآرنه و نوهٔ ژوزفین، نخستین همسر ناپلئون، نامزد شد. ازدواج با نماینده در ۲۲ مه ۱۸۲۳ در مونیخ انجام شد و مراسم ازدواج در ۱۹ ژوئن همان سال در کلیسای جامع استکهلم تأیید شد. ژوزفین مذهب کاتولیک خود را حفظ کرد. این پیوند همچنین خاندان تازهٔ برنادوت را با چند خاندان سلطنتی اروپایی مرتبط می‌کرد.[۲][۳]

این زوج پنج فرزند داشتند. کارل، که بعدها کارل پانزدهم شد، گوستاف دوک اوپلاند، اسکار دوم، شاهدخت اوژنی و آگوست دوک دالارنا. دو پسر آنان در دوره‌های مختلف به پادشاهی سوئد و نروژ رسیدند.[۱][۳] اسکار در دورهٔ ولیعهدی با امیلی هوگکویست، بازیگر تئاتر، نیز رابطه داشت و از این رابطه دو پسر به نام‌های هیالمار و ماکس هوگکویست زاده شدند. منابع زندگینامه‌ای سوئدی این رابطه را در زمان خود رازی آشکار در محافل درباری توصیف کرده‌اند.[۲]

آغاز سلطنت و اصلاحات

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

کارل چهاردهم یوهان در ۸ مارس ۱۸۴۴ درگذشت و اسکار در همان روز در چهل و چهار سالگی به تاج و تخت سوئد و نروژ رسید. شعار سلطنتی او «عدالت و حقیقت» بود. اسکار و ملکه ژوزفین در ۲۸ سپتامبر ۱۸۴۴ در کلیسای جامع استکهلم تاج‌گذاری کردند.[۱][۲] برنامه‌ای برای تاج‌گذاری آنان در نروژ نیز تهیه شد، اما این مراسم برگزار نشد. یکی از مسائل اصلی مخالفت هانس ریدروولد، اسقف تروندهایم، با تاج‌گذاری ژوزفین کاتولیک در مراسم لوتری بود و پس از چند بار تعویق، طرح تاج‌گذاری نروژ کنار گذاشته شد.[۳]

تاج‌گذاری اسکار یکم و ملکه ژوزفین در استکهلم در ۲۸ سپتامبر ۱۸۴۴، اثر فریتس فون داردل.

به سلطنت رسیدن اسکار در میان بخش‌هایی از جریان لیبرال سوئد امید زیادی به اصلاحات برانگیخت. او در دورهٔ ولیعهدی دربارهٔ آموزش عمومی، اصلاح زندان‌ها، سیاست اجتماعی و آزادی بیشتر فعالیت‌های اقتصادی مواضع اصلاح‌طلبانه‌ای اتخاذ کرده بود. در نخستین سال‌های سلطنت چند اصلاح مهم به تصویب رسید. در ۱۸۴۵ قانون ارث تغییر کرد و حق ارث دختر و پسر در روستاها برابر شد. اسکار این قانون را با وجود مخالفت اشراف و بخشی از شورای دولت تأیید کرد. مقررات اقتصادی ۱۸۴۶ نیز قدرت انحصاری اصناف سنتی را کاهش داد و امکان فعالیت اقتصادی آزادتر را گسترش داد.[۲]

اصلاح نگهداری از فقرا در ۱۸۴۷ از برنامه‌هایی بود که منابع زندگینامه‌ای سوئدی نقش مستقیم اسکار در آن را برجسته کرده‌اند. قانون جدید مسئولیت بیشتری برای نهادهای عمومی در حمایت از نیازمندان در نظر گرفت. او همچنین به اصلاح حقوق کیفری و شرایط زندان توجه ویژه داشت. پیش از رسیدن به سلطنت، در ۱۸۴۰ رسالهٔ Om straff och straffanstalter را منتشر کرده بود که در آن نظام زندان و هدف بازپروری محکومان را بررسی می‌کرد. این اثر به چند زبان اروپایی ترجمه شد و در بحث‌های اصلاح زندان در سوئد اثر گذاشت. اسکار با مجازات‌های بدنی مخالفت داشت و هنگام بررسی احکام اعدام نیز گرایش به استفاده از اختیار سلطنتی برای تخفیف مجازات نشان می‌داد.[۲][۳]

او در اصلاح آموزش عمومی نیز سابقه‌ای طولانی داشت. در اواخر دههٔ ۱۸۳۰ از ایجاد نظام سازمان‌یافته‌تر مدرسهٔ ابتدایی حمایت کرده بود. این مسئله بخشی از مجموعهٔ گسترده‌تری از تغییرات اجتماعی بود که در دههٔ ۱۸۴۰ در سوئد جریان داشت. اسکار هم‌زمان می‌کوشید قدرت سیاسی سلطنت را حفظ کند و اصلاحات را تحت رهبری شخص پادشاه پیش ببرد. این رویکرد زمینهٔ اختلاف او با بخش‌هایی از لیبرال‌ها را فراهم کرد که خواستار نقش قوی‌تر پارلمان و تغییر بنیادین‌تر ساختار نمایندگی بودند.[۲]

بحران ۱۸۴۸ و سیاست داخلی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

نظام پارلمانی سوئد در آغاز سلطنت اسکار همچنان بر چهار طبقهٔ اشراف، روحانیان، شهرنشینان و کشاورزان استوار بود. مسئلهٔ جایگزینی این ساختار با نظامی جدید یکی از مناقشه‌برانگیزترین مسائل سیاسی دوران او شد. اسکار از مدلی دو مجلسی حمایت می‌کرد که در آن بخشی از مجلس بالا زیر نفوذ مستقیم تاج‌وتخت قرار می‌گرفت. این طرح حمایت کافی از جناح‌های سیاسی به دست نیاورد و اصلاح نظام نمایندگی در دورهٔ سلطنت او به سرانجام نرسید.[۲]

اسکار یکم در مقام پادشاه، نسخه‌ای از پرترهٔ کارل تئودور اشتاف که در ۱۸۵۶ به دست گوتفرید ویرگین کشیده شد.

انقلاب‌های ۱۸۴۸ در اروپا بر فضای سیاسی سوئد نیز اثر گذاشت. در مارس همان سال ناآرامی‌هایی در استکهلم روی داد. اسکار شخصاً برای گفت‌وگو با جمعیت به خیابان رفت، اما در ادامه دستور استفاده از نیرو برای فرونشاندن ناآرامی‌ها صادر شد و چندین نفر کشته شدند. این حوادث تأثیر عمیقی بر نگرش سیاسی او گذاشت. پس از ۱۸۴۸ اعتماد اسکار به جریان‌های لیبرال کاهش یافت و او به نیروهای محافظه‌کار نزدیک‌تر شد.[۲]

این چرخش به معنی توقف کامل اصلاحات اجتماعی و اقتصادی نبود. در دههٔ ۱۸۵۰ دولت و پارلمان تغییراتی در تجارت، زیرساخت، راه‌آهن، تولید مشروبات الکلی و آزادی مذهبی پیش بردند. اسکار در برخی از این حوزه‌ها نقشی فعال داشت و در برخی موارد با مسیر انتخاب‌شده از سوی وزیران و پارلمان موافق نبود. برای نمونه، او اهمیت راه‌آهن را درک می‌کرد، ولی در آغاز بیشتر طرفدار توسعهٔ خطوط از راه سرمایه‌گذاری خصوصی بود، در حالی که سیاست دولت به سوی مشارکت مستقیم‌تر دولت در ساخت شبکهٔ اصلی راه‌آهن حرکت کرد.[۲]

سلطنت اسکار در نتیجهٔ همین تحولات مرحله‌ای از تغییر در جایگاه عملی پادشاه نیز بود. او در آغاز حکومت می‌کوشید جزئیات کار دولت را شخصاً دنبال کند و از شبکه‌ای از مشاوران رسمی و غیررسمی استفاده می‌کرد. در دههٔ ۱۸۵۰ قدرت جمعی وزیران افزایش یافت و شخصیت‌هایی با استقلال سیاسی بیشتر وارد دولت شدند. این روند به تدریج محدودهٔ کنترل شخصی پادشاه بر سیاست روزمره را کاهش داد.[۲]

نروژ و اتحاد دو پادشاهی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

اسکار از زمان ولیعهدی تجربهٔ مستقیمی از سیاست نروژ داشت و در مقام پادشاه برای رفع شماری از نابرابری‌های نمادین در اتحاد سوئد و نروژ اقدام کرد. در امور رسمی نروژی، عنوان او به صورت «پادشاه نروژ و سوئد» به کار می‌رفت و نشان نروژ جایگاهی برابرتر در نشان اتحادیه پیدا کرد. او همچنین قانون مربوط به پرچم نروژ را تأیید کرد که استفادهٔ گسترده‌تر از نماد ملی این کشور را امکان‌پذیر می‌ساخت.[۳]

در ۱۸۴۷ اسکار نشان سنت اولاف را به عنوان نشان افتخار مستقل نروژ تأسیس کرد. این اقدام به یکی از نشانه‌های برجستهٔ تلاش برای تأکید بر جایگاه برابرتر نروژ در اتحادیه تبدیل شد. روابط دولت و استورتینگ در دورهٔ او نسبت به دوران پدرش تنش کمتری داشت و اسکار از حق وتوی سلطنتی با احتیاط بیشتری استفاده می‌کرد. در همین دوره توسعهٔ ارتباطات، راه‌ها و آغاز صنعتی‌شدن نروژ نیز شتاب گرفت.[۳]

با این همه، اختلاف‌های ساختاری اتحادیه از میان نرفت. استورتینگ خواهان لغو مقام فرماندار کل نروژ بود، اما اسکار از تأیید این تغییر خودداری کرد. پس از مرگ سورین لوونسکیولد در ۱۸۵۶، ولیعهد کارل به عنوان نایب‌السلطنه در نروژ منصوب شد. اسکار در اواخر عمر به دشواری ایجاد یک هویت سیاسی مشترک برای دو پادشاهی آگاه‌تر شده بود و کوشش‌هایش برای نزدیک‌تر کردن نهادهای اتحادیه به نتیجهٔ پایدار نرسید.[۳][۱]

سیاست خارجی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

اسکار علاقهٔ زیادی به سیاست خارجی داشت و در این حوزه نسبت به بسیاری از امور داخلی نقش شخصی‌تری ایفا می‌کرد. نخستین آزمون مهم او جنگ اول شلسویگ بود که در ۱۸۴۸ میان دانمارک و نیروهای آلمانی آغاز شد. اسکار پس از مدتی احتیاط به حمایت از تمامیت قلمرو دانمارک روی آورد. نیروهای سوئدی و نروژی به جزیرهٔ فونن منتقل شدند و فعالیت دیپلماتیک او در مذاکراتی که به آتش‌بس مالمو انجامید نقش داشت.[۲]

روابط سوئد و نروژ با امپراتوری روسیه بخش مهم‌تری از سیاست خارجی دههٔ بعد را تشکیل داد. سیاست کارل چهاردهم یوهان پس از جنگ‌های ناپلئونی بر حفظ روابط نزدیک با روسیه استوار بود. اسکار به تدریج از این جهت‌گیری فاصله گرفت و به فرانسه و بریتانیا نزدیک‌تر شد. آغاز جنگ کریمه در ۱۸۵۳ فرصتی برای تغییر این موازنه فراهم کرد. سوئد و نروژ رسماً بی‌طرف باقی ماندند، اما سیاست اسکار به سود قدرت‌های غربی متمایل شد.[۲][۳]

در نوامبر ۱۸۵۵ سوئد و نروژ با بریتانیا و فرانسه پیمانی امضا کردند که معمولاً «پیمان نوامبر» نامیده می‌شود. دولت‌های متحد متعهد شدند در صورت طرح ادعای ارضی روسیه علیه دو پادشاهی از آنان حمایت کنند و سوئد و نروژ نیز پذیرفتند بخشی از قلمرو خود را به روسیه واگذار نکنند. اسکار در این دوره امیدهایی به تغییر موقعیت فنلاند، که از ۱۸۰۹ زیر سلطهٔ روسیه بود، داشت. پایان سریع جنگ کریمه امکان ورود سوئد و نروژ به جنگ را از میان برد و این برنامه‌ها عملی نشدند.[۲][۳]

پس از جنگ کریمه، اسکار توجه بیشتری به همکاری کشورهای اسکاندیناوی نشان داد. او در ۱۸۵۷ پیشنهاد پیمان دفاعی میان سوئد و نروژ و دانمارک را مطرح کرد که هدف آن حفاظت از دانمارک و شلسویگ بود. دولت دانمارک به دلیل خارج ماندن هولشتاین از ضمانت پیشنهادی آن را نپذیرفت. بیماری اسکار در همان سال فعالیت دیپلماتیک شخصی او را نیز متوقف کرد.[۲]

خانواده و فعالیت‌های فرهنگی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

زندگی خانوادگی و علایق هنری بخش مهمی از سال‌های ولیعهدی اسکار را تشکیل می‌داد. او به موسیقی علاقهٔ جدی داشت، پیانو می‌نواخت، آواز می‌خواند و حدود بیست قطعهٔ موسیقی از او بر جای مانده است. اسکار همراه با آهنگساز سوئدی آدولف فردریک لیندبلاد در تکمیل موسیقی اپرای Ryno اثر ادوارد برندلر مشارکت کرد. او همچنین به نقاشی، لیتوگرافی و تئاتر علاقه داشت، هرچند فعالیت هنری پس از رسیدن به سلطنت بخش کوچک‌تری از زندگی روزانهٔ او را تشکیل می‌داد.[۲]

اسکار نوشته‌هایی دربارهٔ ارتش، آموزش، ادارهٔ محلی و نظام کیفری منتشر کرد. شناخته‌شده‌ترین اثر او رسالهٔ ۱۸۴۰ دربارهٔ مجازات و زندان بود که خارج از سوئد نیز مورد توجه قرار گرفت. نگاه او به جرم و مجازات تحت تأثیر اندیشه‌های اصلاحی سدهٔ نوزدهم قرار داشت و بر نقش شرایط اجتماعی و امکان بازپروری محکومان تأکید می‌کرد.[۲]

اسکار و ژوزفین همچنین از هنر و فعالیت‌های خیریه حمایت می‌کردند. در نروژ کاخ اسکارشال در بیگدوی در دورهٔ آنان ساخته شد و به نمایشگاهی برای هنر و صنایع دستی نروژی تبدیل شد. دژ اسکارسبورگ نیز نام خود را از اسکار گرفت. کاخ سلطنتی کریستیانیا، اسلوی امروزی، در ۱۸۴۹ تکمیل شد و اسکار نخستین پادشاهی بود که از آن به عنوان اقامتگاه سلطنتی استفاده کرد.[۳]

بیماری، مرگ و ارزیابی تاریخی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

اسکار در بیشتر عمر از سلامت ضعیفی برخوردار بود. در ۱۸۵۲ اعضای خاندان سلطنتی در جریان اقامت در کریستیانیا به بیماری تیفوس مبتلا شدند و پسر دوم او، شاهزاده گوستاف، درگذشت. وضعیت سلامت خود اسکار نیز در سال‌های بعد رو به وخامت گذاشت. منابع زندگینامه‌ای سوئدی بیماری نهایی او را با تومور مغزی مرتبط دانسته‌اند و از دوره‌هایی از اختلال حافظه در سال‌های پایانی زندگی یاد کرده‌اند.[۲][۳]

در ۱۸۵۷ توانایی او برای ادارهٔ امور دولت به شدت کاهش یافت. ولیعهد کارل ابتدا ریاست دولت موقت را بر عهده گرفت و اسکار در ۲۵ سپتامبر همان سال عملاً ادارهٔ کشور را به او واگذار کرد. این نیابت تا مرگ پادشاه ادامه یافت. اسکار در ۸ ژوئیهٔ ۱۸۵۹ در کاخ سلطنتی استکهلم درگذشت و در کلیسای ریدارهولمن، آرامگاه سنتی بسیاری از فرمانروایان سوئد، به خاک سپرده شد. پسر بزرگش با نام کارل پانزدهم در سوئد و کارل چهارم در نروژ جانشین او شد.[۲][۳]

ارزیابی تاریخی از سلطنت اسکار تغییر کرده است. تاریخ‌نگاری قدیمی‌تر توجه زیادی به ناکامی او در اصلاح نظام نمایندگی و بلندپروازی‌های کم‌نتیجهٔ سیاست خارجی دههٔ ۱۸۵۰ داشت. پژوهش‌های بعدی نقش دورهٔ او در اصلاحات اجتماعی و اقتصادی دههٔ ۱۸۴۰، تحول قوانین ارث و فعالیت اقتصادی، اصلاح زندان‌ها و گسترش وظایف اجتماعی دولت را برجسته‌تر کرده‌اند. هم‌زمان کاهش تدریجی توان پادشاه برای هدایت شخصی دولت در دورهٔ او یکی از مراحل تحول طولانی نظام سیاسی سوئد از سلطنت فعال به حکومت مشروطهٔ پارلمانی‌تر بود.[۲]

آثار برگزیده

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  • P.M. om fält-tjenstens öfvande، ۱۸۳۶، نوشته‌ای دربارهٔ آموزش و خدمت نظامی.[۲]
  • Några ord om municipal-styrelser، ۱۸۳۹، دربارهٔ ادارهٔ محلی و تجربهٔ نروژ.[۲]
  • Om straff och straff-anstalter، ۱۸۴۰، دربارهٔ مجازات، زندان و اصلاح نظام کیفری.[۲]

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  1. 1 2 3 4 "Oskar I" (in انگلیسی). دربار سلطنتی سوئد. Retrieved 29 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  2. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 Tjerneld, Andreas. "Oscar I". Svenskt biografiskt lexikon (in سوئدی). آرشیو ملی سوئد. Retrieved 29 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  3. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 Bratberg, Terje; Mardal, Magnus A. "Oscar 1". Store norske leksikon (in نروژی). Retrieved 29 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • Ulvros, Eva Helen (2007). Oscar I: en biografi (in سوئدی). Stockholm: Historiska Media. p. 303. ISBN 978-91-85507-10-8.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • Tjerneld, Andreas. "Oscar I". Svenskt biografiskt lexikon (in سوئدی). آرشیو ملی سوئد. Retrieved 29 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • Bratberg, Terje; Mardal, Magnus A. "Oscar 1". Store norske leksikon (in نروژی). Retrieved 29 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • "Oskar I" (in انگلیسی). دربار سلطنتی سوئد. Retrieved 29 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  • "Oscar I" (in انگلیسی). دانشگاه لوند. Retrieved 29 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)

پیوند به بیرون

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]