ابلوموف

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ابلوموف
Обломов.jpg
صفحه عنوان
نویسندهایوان گانچاروف
عنوان اصلیОбломов
کشورروسیه
زبانروسی
تاریخ انتشار
۱۸۵۹
نوع رسانهچاپی
پیش ازФрегат "Паллада

ابلوموف یا آبلوموف [۱] (به روسی: Обломов) نام رمانی است نوشته ایوان گنچاروف نویسنده روس به سال ۱۸۵۹ میلادی. انتشارات گالیمار در سال ۱۹۸۰ این رمان را در فرانسه به چاپ رساند. نیکیتا میخایلکوف، کارگردان روس، در ۱۹۷۹ بر اساس این رمان فیلمی یا عنوان چند روز از زندگی ابلوموف ساخته است. نمایش‌نامهٔ آبلوموف از مارسل کوولیه، هم از رمان مزبور اقتباسی شده‌است.

خلاصه داستان[ویرایش]

ایلیا ایلیچ ابلوموف دوران کودکی را در املاک پدرش در روستا در کنار خانواده و دوستش آندرهٔ می‌گذارند. در جوانی در سن پترزبورگ به استخدام دولت در می‌آید. پس از سال‌ها خدمت در کار دولتی، ابلوموف بازنشسته همه روز در خانه روی کاناپه می‌لمد. لمیدگی برای او نه از روی خستگی یا کسالت، بلکه خو و عادت اوست. هر وقت در خانه است، که همیشه هست، بر روی کاناپه لمیده یا در خواب است.

آندرهٔ می‌کوشد ابلوموف را با زندگی اجتماعی آشنا کند و او را از سستی و خمودگی نجات دهد. اما تلاش او بی‌ثمر می‌ماند. عشق اولگا هم نمی‌تواند او را از رخوت و سستی بدر آورد. ابلوموف همچنان به زندگی راحت و خمودگی خود ادامه می‌دهد. با بیوه‌ای ازدواج می‌کند و تا آخر زندگی با تن آسایی خود، که آندرهٔ آن را ابلوموفیسم می‌نامد، بسر می‌برد.

نقد وبررسی[ویرایش]

ابلوموف هجوی است دربارهٔ اشراف قرن نوزدهم روسیه که زندگی را با تن‌پروری و خمودگی می‌گذاراند. رمان گنچاروف در روسیه بسیار مورد توجه مردم و منتقدان ادبی قرار گرفت. تولستوی آن را شاهکار بزرگ ادبی می‌نامد و داستایفسکی زاده ذهنی سرشار می‌خواندش. در رمان ابلوموف، نوستالژی (خاطره‌های دور)، رؤیا، و تخیل موج می‌زند و نگاه جزیی نگر گنچاروف و توصیف وی از رویدادها و شخصیت‌ها از منظر روانشناختی قابل تأمل است. اَبلوموف نمایانگر مسخ انسان است.

نیکولای دوبرولیوبوف منتقد روس نقد مفصلی با نام آبلومویسم چیست نوشته است و آنرا با بحث مرد زیادی در هم آمیخته است. لنین (ضمن نطقی در ۱۹۲۲) گفت: «روسیه سه انقلاب را از سر گذرانده‌است، اما هنوز آبلوموف‌ها باقی مانده‌اند» منظور وی این بود که روحیه تنبلی و کرختی چنان با طبع و سرشت برخی از افراد، حتی افراد روشنفکر و فرهیخته، عجین شده‌است که انقلاب هم نتوانسته آن را ریشه‌کن کند. دکتر غلامحسین ساعدی با اشاره به آبلوموف گفته‌است گنچاروف در دنیای دیکتاتوری سیاسی، بزرگترین کتاب را نوشته‌است.[۲]

پانویس[ویرایش]

  1. آبلوموف برگردان سروش حبیبی
  2. شب‌های شعر انجمن گوته، مهر ماه سال ۱۳۵۶، بحث «شبه هنرمند»

منابع[ویرایش]