آینه سیاه (مجموعه تلویزیونی)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
آینه سیاه
آهنگساز مکس ریشتر
کشور سازنده بریتانیا
زبان‌ها انگلیسی
تعداد قسمت‌ها ۱۳
تولید
مدت ۶۰ دقیقه
پخش کننده
شبکه اصلی فور تی وی
اجرای اصلی ۴ دسامبر ۲۰۱۱ – تاکنون

آینه سیاه (به انگلیسی:Black Mirror) سریال تلویزیونی گمانه‌زن و علمی‌تخیلی ساخت انگلیس است. این سریال آنتولوژی بوده و هر قسمت آن روایت یک داستان در مورد رابطه انسان و تکنولوژی است. آینه سیاه یکی از عجیب‌ترین و خلاقانه ترین سریال‌هایی است که تاکنون ساخته شده است. سریال به طور علنی نقدی آشکار بر روابط انسانی و تکنولوژی دارد و سعی دارد به بیننده در مورد این شیوه زندگی اسفبار هشدار دهد. سریال در هر قسمت خود بخشی از زندگی امروزه انسانها را به باد انتقاد می‌گیرد. اعتیاد به تکنولوژی، نظام سرمایه داری، زندگی سیاست مداران و قانون قضایی و پورنوگرافی و میل مردم به خشونت مجازی تنها بخشی از چیزهایی هستند که در سریال به آنها پرداخته می‌شود.در واقع سریال بدون هیچ ترسی و البته بدون هیچ تعارفی به تمام چیزهایی که هالیوود در سالهای اخیر سعی کرده آنرا به عنوان لایف استایل آمریکایی جا بیندازد حمله و به شدت از آن انتقاد میکند.آینه سیاه از محصولات کاملا اورجینال نتفلیکس محسوب میشود.سریال با استقبال به شدت بالای منتقدین و به خصوص تماشاگران همراه بوده است.داستانی تمامی قسمت ها را چارلی بوکر شخصا نوشته است و فیلمنامه اکثر قسمت ها هم اثر خود اوست.کارگردانان مطرحی همچون جو رایت و دان تراختنبرگ (کارگردان فیلم شماره ۱۰ خیابان کلورفیلد) و جیمز واتکینز ایپزودهای مختلف این سریال را ساخته اند.استفن کینگ نویسنده مشهور آمریکایی که بیشتر آثارش در ژانرهای ماورایی و ترسناک است در نوشته از این سریال تعریف کرد و آنرا "تاثیر گذار" و "خلاقانه" خواند.

در ۲۰ نوامبر ۲۰۱۲ این سریال جایزه بهترین مینی سریال تلویزیونی در جشنواره بین‌المللی امی[۱] را از آن خود کرد.

تاکنون سه فصل از این مجموعه پخش شده‌است فصل اول (محصول 2011) و فصل دوم (محصول 2013) هرکدام سه قسمت دارند اما فصل سوم (محصول 2016) در شش قسمت ساخته شده است. همچنین اپیزود ویژه کریسمس در سال 2014 پخش شد.

درباره سریال[ویرایش]

سازنده سریال چارلی بروکر در مورد عنوان سریال به روزنامه گاردین گفت: " اگر تکنولوژی مخدر هست و انسان را نشئه می‌کند پس دقیقاً،اثرات جانبی این ماده مخدر چیست؟ این فضای بین لذت و ناآرامی جایی است که آینه سیاه، سریال درام جدید من، قرار است درباره اش حرف بزند. "آینه سیاه" همان چیزی است که شما روی هر دیوار، هر میز، کف هر دست، صفحه نمایش سرد و براق تلویزیون، مونیتور، و گوشیهای هوشمند می‌بینید.آینه سیاه سریالی است که درست مثل یک آینه، سیاهی وجود انسان را به شما نشان خواهد داد.[۲]

فصل ها و قسمت ها[ویرایش]

فصل اول[ویرایش]

سرود جهانی

داستان در زمان حال و در لندن معاصر اتفاق میفتد.گروهی ناشناس شاهزاده دیانا را میربایند و بعد ویدیویی در یوتیوب منتشر میکنند که در جریان آن اعلام میشود اگر تا بعد از ظهر نخست وزیر انگلیس بر روی آنتن زنده تلوزیون با یک خوک رابطه جنسی نداشته باشد شاهزاده دایانا به قتل خواهد رسید!در حالی که جوی پر از وحشت و ترس بر لندن حاکم شده نخست وزیر سعی میکند با تیم های جاسوسی این افراد ناشناس را پیدا و قضیه را حل کند اما طولی نمیکشد که میفهمد چالش با تروریست های عجیب قصه سخت تر از آنی است که در ابتدا میپنداشته اند.در این قسمت انتقادهایی بسیار جدی به سیتم رسانه ای انگلستان و رقابت آنها برای پخش خبر مطرح میشود و نویسنده به طرز کاملا صریح و بی پرده نشان میدهد که مردم چقدر به دیدن تصاویر خشن و تهوع بر انگیز در اینترنت علاقه دارند.همچنین در این قسمت شاهد انتقاد واضح نسبت به صنعت پورن هستیم و سریال به وضوح نشان میدهد افراد فعال در این عرصه بر خلاف ظاهر قضیه چقدر در نزد مردم و مسئولین منفور هستند.

شایسته بودن پانصد میلیونی

داستان این قسمت در آینده ای نا معلوم و مکانی نامعلوم اتفاق میفتد.انتقاد اصلی در این قسمت متوجه سرمایه داری و باطن کثیف آن است.هیچ لوکشین خارجی در این قسمت وجود ندارد.شخصیت ها همگی در یک مکان در بسته هستند.همگی یک جور لباس میپوشند و یک نوع غذا میخورند.هر شخص یک امتیاز دارد و با استفاده از آن میتواند چیزهایی را که میخواهد بخرد و تنها راه افزایش امتیاز هم پا زدن بر روی دوچرخه هایی مخصوص است که برق ساختمان را تامین میکند.تنها راه فرار از این روزمرگی هم شرکت در مسابقه استعداد یابی است که مثلا قرار است استعدادها را کشف کند.در این قسمت شاهد هستیم که سرمایه داری چگونه با زیرکی تمام صدای مخالف خود را تبدیل به صدای موافقش میکند و از آن در جهت پیشبرد اهدافش استفاده میکند.از دیگر مسائلی که در این قسمت به آن پرداخته میشود بحث آزمون های استعداد همچون برنامه های استیج و خوانندگی است که شرکت کنندگان هنوز هم باور دارند میتوانند از طریق آن به جایی برسند در حالی که به قول شخصیت اصلی آنها فقط مترسک هایی هستند که برای سرگرم کردن خوش نشینان ادا درمیاورند!

خاطرات بی نقص تو

داستان در آینده ای نه چندان دور اتفاق میفتد.اصلی ترین تکنولوژی این زمانه لنزهایی مخصوص است که فرد با استفاده از آن میتواند خاطراتش را ضبط و هر وقت خواست آنها را تماشا کند.استفاده از این لنزها به نوعی تبدیل به قانون شده است و فرد به جای نشان دادن مدارک شناسایی خاطرات چندین ساعت خود را برای پلیس بازپخش میکند تا پلیس ببیند جرمی مرتکب شده است یا خیر!نوک تیز انتقادات در این قسمت به طرف زندگی زناشویی نشانه رفته است و نویسنده تاثیر مخرب تکنولوژی بر روایط را بررسی میکند.در این قسمت گریزی هم به استفاده بیش از حد از مشروبات الکلی و تاثیر آن در زندگی زده میشود که در جای خود قابل تامل است.

فصل دوم[ویرایش]

بازخواهم گشت

داستان در آینده ای بسیاز نزدیک اتفاق میفتد.تاثیر تکنولوژی بر زندگی مشترک و تفاوت دنیای واقعیت و دنیای مجازی اصلی ترین بحث این قسمت است.شخصیت مرد اصلی داستان چنان غرق در گوشی همراه و فضای اینترنت است که به طور کلی نیازهای همسرش را فراموش کرده است.نکته غم انگیز و البته قابل تامل اینجاست که نویسنده این اتفاق را نه به عنوان حادثه ای تلخ بلکه به عنوان یک اتفاق بسیار معمولی به بیننده نشان میدهد.چیزی همانند دنیای امروز.در این قسمت به بحث هوش مصنوعی پرداخته میشود و نشان میدهد این پدیده در صورت پیشرفت کردن تا چه حد میتواند خطرناک باشد.

خرس سفید

یکی از عجیب ترین اپیزودها در کل سریال اپیزود "خرس سفید" میباشد.این یکی از معدود اپیزودها در سریال است که علاوه بر موضوعات همیشگی از عناصری همچون ترس و وحشت و المان های همچون تعلیق برای پیشبرد قصه استفاده میشود.مسئله در این قسمت قانون قضایی است.در این قسمت شاهد هستیم که امروزه انسان ها دیگر نیازی به قانون ندارند و به صورت خودجوش آن طور که میخواهند دست به اجرای عدالت میزنند.در این قسمت به یک موضوع دیگر هم پرداخت میشود که به خصوص برای ما ایرانی ها میتواند جالب باشد و آن میل افسار گسیخته مردم برای فیلم گرفتن با موبایل از اتفاقات تلخ و وحشتناک است.


لحظه والدو

داستان در زمان حال و در میانه رقابت انتخاباتی اتفاق میفتد.لحظه والدو از اپیزودهایی است که با تحسین بسیار زیاد منتقدان و تماشاگران همراه بوده است.در این قسمت به دنیای سیاست میرویم و تاثیر تکنولوژی بر سیاست را بررسی میکنیم که در نوع خودش جالب توجه است.در این قسمت حرف های جالبی در مورد آزادی بیان و دموکراسی زده میشود و نویسنده نشان میدهد که عروسک های کارتونی و غیر واقعی بسیار تاثیر بیشتری در دنیا دارند تا آدم های واقعی!

اپیزود ویژه کریسمس[ویرایش]

کریسمس سفید

این قسمت در کریسمس سال 2014 پخش شد.داستان در آینده ای دور اتفاق میفتد.بیشتر زمان این قسمت در یک اتاق و صحبت های میان دو نفر میگذرد.آن ها خاطراتشان را برای هم تعریف میکنند.ابتدا همه چیز گنگ و بی ربط به نظر میرسد اما در اخر معلوم میشود داستان واقعا چیست.در این قسمت شاهد هستیم که نیروهای امنیتی به اسم امنیت عملا از یک تکنولوژی سواستفاده میکنند.ایده ای که در این قسمت در مورد عدالت بیان میشود بسیار بدیع و نو میباشد.

فصل سوم[ویرایش]

سقوط ناگهانی

داستان در آینده ای نسبتا نزدیک رقم میخورد.ارزش انسان ها را دیگر نه شغل و شخصیت آنها بلکه یک نرم افزار معین میکند که به تعداد لایک ها دیگران یک نمره شخصیت به فرد میدهد.پنج نهایت نمره این نرم افزار است.کسانی که حداقل میانگین نمره 3.5 به بالا دارند "شهروند خوب" و کسانی که میانگین نمره اشان از این عدد پایین تر باشد "شهروند بد" هستند!تقریبا همه چیز اعم از تجارت به این نمره ها بستگی دارد.برای مثال کسانی که نمره شخصیتی لازم را ندارند حتی در صورت نیاز فوری هم نمیتوانند در بیمارستان بستری شوند.در این قسمت انتقادهایی به شدت جدی و به دور از هر گونه شعار نسبت به سبک زندگی مجازی مطرح میشود.نرم افزار مورد استفاده در این قسمت شباهت زیادی به برنامه اینستاگرام دارد و نویسنده با زیرکی بیان میکند که ارزش شخصیت هرکس دیگر ربطی به رفتار و شخصیت ندارد و تعداد لایک و فالئور از همه چیز مهمتر است.طعنه ای که متوجه تمام جوامع و به خصوص کشورهای جهان سوم است.

تست بازی

گرچه داستان در زمان حال اتفاق میفتد اما با این حال المان های فانتزی در این قسمت دیده میشود.این اپیزود به نوعی حکم زنگ تفریح را در بین قسمت های سریال دارد!داستان در مورد توریستی که در سفرهای مختلفشان تصمیم میگیرد تا در یک آزمایش علمی شرکت کند که طی آن با استفاده از یک نرم افزار خاص ترس های شخص بازسازی میشود.این خط داستانی جذاب به نویسنده اجازه داده تا هرچه ایده ترسناک به ذهنش میرسد را به تصویر در بیاورد.در این قسمت انتقادها مربوط به پیشرفت های خطرناک در زمینه شبیه سازی رایانه و واقعیت مجازی است که این روزها بسیار در دنیا طرفدار پیدا کرده است.علاوه بر این نسبت به شرکت های تولید محصولات دیجیتالی که از انسان ها به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده میکنند هم انتقاداتی مطرح میشود.

خفه شو و برقص

یکی از برترین و زیباترین ایپزودها در هر سه فصل که با استقبال بی نظیر منتقدان و تمشاگران همراه بود همین اپیزود است.داستان در زمان حال اتفاق میفتد.پسر جوانی که به عنوان پیشخدمت در یک رستوران کار میکند هنگام کار با لب تاپش و چرخ زدن در سایت های هرزه نگاری توسط عده ای ناشناس که از طریق دوربین وب کمش از او فیلم میگرفتند مورد سوءاستفاده قرار میگرد.پسر برای لو نرفتن چاره ای جز تن دادن به درخواست آنها ندارد.او به ناچار با مردی همراه میشود که در وضعیتی مشابه او قرار دارد و همین ماجرا را پیچیده تر از قبل میکند.در این قسمت نویسنده و کارگردان به طور کاملا علنی بر چیزی که به اسم "امنیت در فضای مجازی" شناخته میشود لعنت میفرستند.در این قسمت به وضوح میبینم که خیلی ساده میتوان بدون اینکه شخص بفهمد دوربین وبکم لب تاپش را روشن و از او فیلم گرفت.همچنین انتقادهای جدی نسبت به سبک زندگی جوانان و حتی مردهای بزرگسال در فیلم مطرح میشود که بسیار جالب توجه است.

سن جونیپیرو

داستان در دو بازه زمانی اتفاق میفتد.ابتدا در زمان حال و سپس در آینده.در این قسمت شاهد صعود و سقوط یک رابطه عاشقانه بین دو زن هستیم که هردو مشکلات زیادی در زندگیشان دارند و آشنایی اتفاقیشان در یک بار باعث میشود پی ببرند که چقدر شبیه به یک دیگر هستند.در این قسمت علاوه بر مضامین کلی مثل همجنسگرایی گریزی به تکنولوژی و نقش آن در گذشته و آینده و احساسات انسان هم زده میشود.این اپیزود تنها اپیزودی است که نویسنده کمی دید مثبت تری نسبت به تکنولوژی دارد هرچند باز هم از انتقاد کردن به آن خسته نمیشود.

مرد در مقابل آتش

داستان در آینده ای نامشخص اتفاق میفتد.زمین رو به نابودی است و اندک بخش های قابل ساکن آن هم توسط ارتش و نیروهای نظامی که به پیشرفته ترین تجهیزات و سلاح های ممکن مجهز هستند اداره میشود.معضل اصلی کره زمین موجوداتی عجیب و غریب که شبیه به زامبی هستند میباشد که به آنها "سوسک" گفته میشود.سرباز سیاهپوست جوانی که به تازگی به ارتش پیوسته و با کابوس های عجیبش سر میکند در جریان یک ماموریت متوجه میشود جریان با چیزی که در ابتدا میپنداشته به کلی فرق میکند.در این قسمت نویسنده از نهایت فرصت استفاده کرده و تا توانسته به ارتش آمریکا و روحیه برتری جویانه و ظالمانه آنها طعنه میزند.علاوه بر این شاهد یک جور شست و شوی مغزی عجیب و تلقین اعتقادات در این قسمت هستیم که به خوبی در قلب داستان قرار گرفته است.

نفرت جهانی

طولانی ترین اپیزود در کل سریال میباشد.داستان در آینده ای بسیار نزدیک اتفاق میفتد.وقوع قتل های عجیب باعث میشود دو مامور پلیس زن که هر کدام سبک غیر متعارف خود را در کار دارند برای حل معما وارد پرونده شوند.اطلاعاتی که بدست میاورند آنها را به سوی یک شرکت الکترونیکی سوق میدهد که به تازگی توانسته با خلق زنبورهای الکترونیکی مجهز به هوش مصنوعی قدرتمند انقلابی در زمینه فناوری ایجاد کند.با وقوع قتل های بعدی و سرنخ های دیگر کار به تروریسم مجازی میرسد و معلوم میشود پای یک نفرت جهانی برای انتقام گرفتن از اشخاص معروف در میان است.جدا از بحث هایی همچون اجرای عدالت به شیوه خود سرانه که در این مجموعه بارها به آن پرداخته شده انتقاد اصلی متوجه فعالان در فضای اینترنت است که به راحتی با راه انداختن یک جنگ دیجیتال و با استفاده از هشتگ ها میتوانند قوانین را آنطور که میخواهند از نو بازتعریف کنند.نفرت جهانی یکی از برترین اپیزودهای این سریال و پایانی مناسب برای فصل سوم که تا اطلاع ثانوی فصل آخر سریال هست میباشد.



منابع[ویرایش]

{پانویس}}

ویکی‌پدیای انگلیسی

رده[ویرایش]

  1. Black Mirror and Pratchett film win International Emmys
  2. {{یادکرد وب|نشانی =http://www.denofgeek.com/tv/black-mirror/33368/black-mirror-interview-charlie-brooker-jon-hamm-rafe-spall Denofgeek.com]