آینه سیاه (مجموعه تلویزیونی)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
آینه سیاه
کارگردان جو رایت، دان تراختنبرگ، جیمز واتکینز و…
آهنگساز مکس ریشتر
کشور سازنده بریتانیا
زبان‌ها انگلیسی
تعداد قسمت‌ها ۱۳
تولید
مدت ۶۰ دقیقه
پخش کننده
شبکه اصلی فور تی وی
اجرای اصلی ۴ دسامبر ۲۰۱۱ – ۲۰۱۶

آینه سیاه (به انگلیسی:Black Mirror) سریال تلویزیونی گمانه‌زن و علمی‌تخیلی ساخت انگلیس است. این سریال آنتولوژی بوده و هر قسمت آن روایت یک داستان در مورد رابطه انسان و تکنولوژی است. آینه سیاه یکی از عجیب‌ترین و خلاقانه‌ترین سریال‌هایی است که تاکنون ساخته شده است. سریال به طور علنی نقدی آشکار بر روابط انسانی و تکنولوژی دارد و سعی دارد به بیننده در مورد این شیوه زندگی اسفبار هشدار دهد. سریال در هر قسمت خود بخشی از زندگی امروزه انسانها را به باد انتقاد می‌گیرد. اعتیاد به تکنولوژی، نظام سرمایه داری، زندگی سیاست مداران و قانون قضایی و پورنوگرافی و میل مردم به خشونت مجازی تنها بخشی از چیزهایی هستند که در سریال به آنها پرداخته می‌شود. در واقع سریال بدون هیچ ترسی و البته بدون هیچ تعارفی به تمام چیزهایی که هالیوود در سالهای اخیر سعی کرده آنرا به عنوان لایف استایل آمریکایی جا بیندازد حمله و به شدت از آن انتقاد می‌کند. آینه سیاه از محصولات کاملاً اورجینال نتفلیکس محسوب می‌شود. سریال با استقبال به شدت بالای منتقدین و به خصوص تماشاگران همراه بوده است. آینه سیاه در وبسایت راتن تومیتوز نمره خیره کننده ۱۰۰/۱۰۰ را گرفته است[۱] و در متاکریتیک هم نمره ۹۰/۱۰۰ را از منتقدان دریافت کرده است[۲] همچنین این سریال از نظر کاربران سایت IMDB یکی از 250 سریال برتر تاریخ است[۳] داستان تمامی قسمت‌ها را چارلی بوکر شخصاً نوشته است و فیلمنامه اکثر قسمت‌ها هم اثر خود اوست. کارگردانان مطرحی همچون جو رایت و دان تراختنبرگ (کارگردان فیلم شماره ۱۰ خیابان کلاورفیلد)[۴] و جیمز واتکینز ایپزودهای مختلف این سریال را ساخته‌اند. استفن کینگ نویسنده مشهور آمریکایی که بیشتر آثارش در ژانرهای ماورایی و ترسناک است در نوشته از این سریال تعریف کرد و آنرا «تأثیر گذار» و «خلاقانه» خواند.[۵][۶]

در ۲۰ نوامبر ۲۰۱۲ این سریال جایزه بهترین مینی سریال تلویزیونی در جشنواره بین‌المللی امی[۷] را از آن خود کرد.[۸][۹][۱۰]

تاکنون سه فصل از این مجموعه پخش شده‌است فصل اول (محصول ۲۰۱۱) و فصل دوم (محصول ۲۰۱۳) هرکدام سه قسمت دارند اما فصل سوم (محصول ۲۰۱۶) در شش قسمت ساخته شده است. همچنین اپیزود ویژه کریسمس در سال ۲۰۱۴ پخش شد.

دربارهٔ سریال[ویرایش]

سازنده سریال چارلی بروکر در مورد عنوان سریال به روزنامه گاردین گفت: " اگر تکنولوژی مخدر هست و انسان را نشئه می‌کند پس دقیقاً، اثرات جانبی این ماده مخدر چیست؟ این فضای بین لذت و ناآرامی جایی است که آینه سیاه، سریال درام جدید من، قرار است درباره‌اش حرف بزند. "آینه سیاه" همان چیزی است که شما روی هر دیوار، هر میز، کف هر دست، صفحه نمایش سرد و براق تلویزیون، مونیتور، و گوشیهای هوشمند می‌بینید. آینه سیاه سریالی است که درست مثل یک آینه، سیاهی وجود انسان را به شما نشان خواهد داد.[۱۱]

فصل‌ها و قسمت‌ها[ویرایش]

فصل اول[ویرایش]

سرود جهانی[ویرایش]

داستان در زمان حال و در لندن معاصر اتفاق میفتد. گروهی ناشناس شاهزاده دیانا را می‌ربایند و بعد ویدیویی در یوتیوب منتشر می‌کنند که در جریان آن اعلام می‌شود اگر تا بعد از ظهر نخست وزیر انگلیس بر روی آنتن زنده تلویزیون با یک خوک رابطه جنسی نداشته باشد شاهزاده دایانا به قتل خواهد رسید! در حالی که جوی پر از وحشت و ترس بر لندن حاکم شده نخست وزیر سعی می‌کند با تیم‌های جاسوسی این افراد ناشناس را پیدا و قضیه را حل کند اما طولی نمی‌کشد که می‌فهمد چالش با تروریست‌های عجیب قصه سخت‌تر از آنی است که در ابتدا می‌پنداشته‌اند. در این قسمت انتقادهایی بسیار جدی به سیتم رسانه‌ای انگلستان و رقابت آنها برای پخش خبر مطرح می‌شود و نویسنده به طرز کاملاً صریح و بی پرده نشان می‌دهد که مردم چقدر به دیدن تصاویر خشن و تهوع برانگیز در اینترنت علاقه دارند. همچنین در این قسمت شاهد انتقاد واضح نسبت به صنعت پورن هستیم و سریال به وضوح نشان می‌دهد افراد فعال در این عرصه بر خلاف ظاهر قضیه چقدر در نزد مردم و مسئولین منفور هستند.

شایسته بودن پانصد میلیونی[ویرایش]

داستان این قسمت در آینده‌ای نا معلوم و مکانی نامعلوم اتفاق میفتد.انتقاد اصلی در این قسمت متوجه سرمایه داری و باطن کثیف آن است. هیچ لوکشین خارجی در این قسمت وجود ندارد. شخصیت‌ها همگی در یک مکان در بسته هستند. همگی یک جور لباس می‌پوشند و یک نوع غذا می‌خورند. هر شخص یک امتیاز دارد و با استفاده از آن می‌تواند چیزهایی را که می‌خواهد بخرد و تنها راه افزایش امتیاز هم پا زدن بر روی دوچرخه‌هایی مخصوص است که برق ساختمان را تأمین می‌کند. تنها راه فرار از این روزمرگی هم شرکت در مسابقه استعداد یابی است که مثلاً قرار است استعدادها را کشف کند. در این قسمت شاهد هستیم که سرمایه داری چگونه با زیرکی تمام صدای مخالف خود را تبدیل به صدای موافقش می‌کند و از آن در جهت پیشبرد اهدافش استفاده می‌کند. از دیگر مسائلی که در این قسمت به آن پرداخته می‌شود بحث آزمون‌های استعداد همچون برنامه‌های استیج و خوانندگی است که شرکت کنندگان هنوز هم باور دارند می‌توانند از طریق آن به جایی برسند در حالی که به قول شخصیت اصلی آنها فقط مترسک‌هایی هستند که برای سرگرم کردن خوش نشینان ادا درمیاورند!

خاطرات بی نقص تو[ویرایش]

داستان در آینده‌ای نه چندان دور اتفاق میفتد. اصلی‌ترین تکنولوژی این زمانه لنزهایی مخصوص است که فرد با استفاده از آن می‌تواند خاطراتش را ضبط و هر وقت خواست آنها را تماشا کند. استفاده از این لنزها به نوعی تبدیل به قانون شده است و فرد به جای نشان دادن مدارک شناسایی خاطرات چندین ساعت خود را برای پلیس بازپخش می‌کند تا پلیس ببیند جرمی مرتکب شده است یا خیر! نوک تیز انتقادات در این قسمت به طرف زندگی زناشویی نشانه رفته است و نویسنده تأثیر مخرب تکنولوژی بر روایط را بررسی می‌کند. در این قسمت گریزی هم به استفاده بیش از حد از مشروبات الکلی و تأثیر آن در زندگی زده می‌شود که در جای خود قابل تأمل است.

فصل دوم[ویرایش]

بازخواهم گشت[ویرایش]

داستان در آینده‌ای بسیاز نزدیک اتفاق میفتد. تأثیر تکنولوژی بر زندگی مشترک و تفاوت دنیای واقعیت و دنیای مجازی اصلی‌ترین بحث این قسمت است. شخصیت مرد اصلی داستان چنان غرق در گوشی همراه و فضای اینترنت است که به طور کلی نیازهای همسرش را فراموش کرده است. نکته غم‌انگیز و البته قابل تأمل اینجاست که نویسنده این اتفاق را نه به عنوان حادثه‌ای تلخ بلکه به عنوان یک اتفاق بسیار معمولی به بیننده نشان می‌دهد. چیزی همانند دنیای امروز. در این قسمت به بحث هوش مصنوعی پرداخته می‌شود و نشان می‌دهد این پدیده در صورت پیشرفت کردن تا چه حد می‌تواند خطرناک باشد.

خرس سفید[ویرایش]

یکی از عجیب‌ترین اپیزودها در کل سریال اپیزود «خرس سفید» می‌باشد. این یکی از معدود اپیزودها در سریال است که علاوه بر موضوعات همیشگی از عناصری همچون ترس و وحشت و المان‌های همچون تعلیق برای پیشبرد قصه استفاده می‌شود. مسئله در این قسمت قانون قضایی است. در این قسمت شاهد هستیم که امروزه انسان‌ها دیگر نیازی به قانون ندارند و به صورت خودجوش آن طور که می‌خواهند دست به اجرای عدالت می‌زنند. در این قسمت به یک موضوع دیگر هم پرداخت می‌شود که به خصوص برای ما ایرانی‌ها می‌تواند جالب باشد و آن میل افسار گسیخته مردم برای فیلم گرفتن با موبایل از اتفاقات تلخ و وحشتناک است.

لحظه والدو[ویرایش]

داستان در زمان حال و در میانه رقابت انتخاباتی اتفاق میفتد. لحظه والدو از اپیزودهایی است که با تحسین بسیار زیاد منتقدان و تماشاگران همراه بوده است. در این قسمت به دنیای سیاست می‌رویم و تأثیر تکنولوژی بر سیاست را بررسی می‌کنیم که در نوع خودش جالب توجه است. در این قسمت حرف‌های جالبی در مورد آزادی بیان و دموکراسی زده می‌شود و نویسنده نشان می‌دهد که عروسک‌های کارتونی و غیر واقعی بسیار تأثیر بیشتری در دنیا دارند تا آدم‌های واقعی!

فصل سوم[ویرایش]

سقوط ناگهانی[ویرایش]

داستان در آینده‌ای نسبتاً نزدیک رقم می‌خورد. ارزش انسان‌ها را دیگر نه شغل و شخصیت آنها بلکه یک نرم‌افزار معین می‌کند که به تعداد لایک‌ها دیگران یک نمره شخصیت به فرد می‌دهد. پنج نهایت نمره این نرم‌افزار است. کسانی که حداقل میانگین نمره 3.5 به بالا دارند «شهروند خوب» و کسانی که میانگین نمره اشان از این عدد پایین‌تر باشد «شهروند بد» هستند! تقریباً همه چیز اعم از تجارت به این نمره‌ها بستگی دارد. برای مثال کسانی که نمره شخصیتی لازم را ندارند حتی در صورت نیاز فوری هم نمی‌توانند در بیمارستان بستری شوند. در این قسمت انتقادهایی به شدت جدی و به دور از هر گونه شعار نسبت به سبک زندگی مجازی مطرح می‌شود. نرم‌افزار مورد استفاده در این قسمت شباهت زیادی به برنامه اینستاگرام دارد و نویسنده با زیرکی بیان می‌کند که ارزش شخصیت هرکس دیگر ربطی به رفتار و شخصیت ندارد و تعداد لایک و فالئور از همه چیز مهمتر است. طعنه‌ای که متوجه تمام جوامع و به خصوص کشورهای جهان سوم است.

تست بازی[ویرایش]

گرچه داستان در زمان حال اتفاق میفتد اما با این حال المان‌های فانتزی در این قسمت دیده می‌شود. این اپیزود به نوعی حکم زنگ تفریح را در بین قسمت‌های سریال دارد! داستان در مورد توریستی که در سفرهای مختلفشان تصمیم می‌گیرد تا در یک آزمایش علمی شرکت کند که طی آن با استفاده از یک نرم‌افزار خاص ترس‌های شخص بازسازی می‌شود. این خط داستانی جذاب به نویسنده اجازه داده تا هرچه ایده ترسناک به ذهنش می‌رسد را به تصویر در بیاورد. در این قسمت انتقادها مربوط به پیشرفت‌های خطرناک در زمینه شبیه‌سازی رایانه و واقعیت مجازی است که این روزها بسیار در دنیا طرفدار پیدا کرده است. علاوه بر این نسبت به شرکت‌های تولید محصولات دیجیتالی که از انسان‌ها به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده می‌کنند هم انتقاداتی مطرح می‌شود.

خفه شو و برقص[ویرایش]

یکی از برترین و زیباترین ایپزودها در هر سه فصل که با استقبال بی نظیر منتقدان و تمشاگران همراه بود همین اپیزود است. داستان در زمان حال اتفاق میفتد. پسر جوانی که به عنوان پیشخدمت در یک رستوران کار می‌کند هنگام کار با لب تاپش و چرخ زدن در سایت‌های هرزه نگاری توسط عده‌ای ناشناس که از طریق دوربین وب کمش از او فیلم می‌گرفتند مورد سوءاستفاده قرار میگرد. پسر برای لو نرفتن چاره‌ای جز تن دادن به درخواست آنها ندارد. او به ناچار با مردی همراه می‌شود که در وضعیتی مشابه او قرار دارد و همین ماجرا را پیچیده‌تر از قبل می‌کند. در این قسمت نویسنده و کارگردان به طور کاملاً علنی بر چیزی که به اسم «امنیت در فضای مجازی» شناخته می‌شود لعنت می‌فرستند. در این قسمت به وضوح می‌بینم که خیلی ساده می‌توان بدون اینکه شخص بفهمد دوربین وبکم لب تاپش را روشن و از او فیلم گرفت. همچنین انتقادهای جدی نسبت به سبک زندگی جوانان و حتی مردهای بزرگسال در فیلم مطرح می‌شود که بسیار جالب توجه است.

سن جونیپیرو[ویرایش]

داستان در دو بازه زمانی اتفاق میفتد. ابتدا در زمان حال و سپس در آینده. در این قسمت شاهد صعود و سقوط یک رابطه عاشقانه بین دو زن هستیم که هردو مشکلات زیادی در زندگیشان دارند و آشنایی اتفاقیشان در یک بار باعث می‌شود پی ببرند که چقدر شبیه به یک دیگر هستند. در این قسمت علاوه بر مضامین کلی مثل همجنسگرایی گریزی به تکنولوژی و نقش آن در گذشته و آینده و احساسات انسان هم زده می‌شود. این اپیزود تنها اپیزودی است که نویسنده کمی دید مثبت تری نسبت به تکنولوژی دارد هرچند باز هم از انتقاد کردن به آن خسته نمی‌شود.

مرد در مقابل آتش[ویرایش]

داستان در آینده‌ای نامشخص اتفاق میفتد. زمین رو به نابودی است و اندک بخش‌های قابل ساکن آن هم توسط ارتش و نیروهای نظامی که به پیشرفته‌ترین تجهیزات و سلاح‌های ممکن مجهز هستند اداره می‌شود. معضل اصلی کره زمین موجوداتی عجیب و غریب که شبیه به زامبی هستند می‌باشد که به آنها «سوسک» گفته می‌شود. سرباز سیاهپوست جوانی که به تازگی به ارتش پیوسته و با کابوس‌های عجیبش سر می‌کند در جریان یک مأموریت متوجه می‌شود جریان با چیزی که در ابتدا می‌پنداشته به کلی فرق می‌کند. در این قسمت نویسنده از نهایت فرصت استفاده کرده و تا توانسته به ارتش آمریکا و روحیه برتری جویانه و ظالمانه آنها طعنه می‌زند. علاوه بر این شاهد یک جور شست‌وشوی مغزی عجیب و تلقین اعتقادات در این قسمت هستیم که به خوبی در قلب داستان قرار گرفته است.

نفرت جهانی[ویرایش]

طولانی‌ترین اپیزود در کل سریال می‌باشد. داستان در آینده‌ای بسیار نزدیک اتفاق میفتد. وقوع قتل‌های عجیب باعث می‌شود دو مأمور پلیس زن که هر کدام سبک غیر متعارف خود را در کار دارند برای حل معما وارد پرونده شوند. اطلاعاتی که بدست می‌آورند آنها را به سوی یک شرکت الکترونیکی سوق می‌دهد که به تازگی توانسته با خلق زنبورهای الکترونیکی مجهز به هوش مصنوعی قدرتمند انقلابی در زمینه فناوری ایجاد کند. با وقوع قتل‌های بعدی و سرنخ‌های دیگر کار به تروریسم مجازی می‌رسد و معلوم می‌شود پای یک نفرت جهانی برای انتقام گرفتن از اشخاص معروف در میان است. جدا از بحث‌هایی همچون اجرای عدالت به شیوه خود سرانه که در این مجموعه بارها به آن پرداخته شده انتقاد اصلی متوجه فعالان در فضای اینترنت است که به راحتی با راه انداختن یک جنگ دیجیتال و با استفاده از هشتگ‌ها می‌توانند قوانین را آنطور که می‌خواهند از نو بازتعریف کنند. نفرت جهانی یکی از برترین اپیزودهای این سریال و پایانی مناسب برای فصل سوم که تا اطلاع ثانوی فصل آخر سریال هست می‌باشد.

اپیزود ویژه کریسمس[ویرایش]

کریسمس سفید[ویرایش]

این قسمت در کریسمس سال 2014 پخش شد. داستان در آینده‌ای دور اتفاق میفتد. بیشتر زمان این قسمت در یک اتاق و صحبت‌های میان دو نفر می‌گذرد. آن‌ها خاطراتشان را برای هم تعریف می‌کنند. ابتدا همه چیز گنگ و بی ربط به نظر می‌رسد اما در آخر معلوم می‌شود داستان واقعاً چیست. در این قسمت شاهد هستیم که نیروهای امنیتی به اسم امنیت عملاً از یک تکنولوژی سوءاستفاده می‌کنند. ایده‌ای که در این قسمت در مورد عدالت بیان می‌شود بسیار بدیع و نو می‌باشد.

منابع[ویرایش]

ویکی‌پدیای انگلیسی

رده[ویرایش]