آموزگار


آموزگار یا معلّم (به انگلیسی: Teacher) کسی است که پیشهاش آموزش به دیگران باشد و از راه آموزش دادن، به دانشآموزان کمک کند تا دانش، شایستگی یا هر گونه برتریای در دانش بهدست آورند. در لغتنامهٔ دهخدا معلم به معنی آموزاننده، مدرس و آموزگار معنی شده است.
هر شخص میتواند به صورت غیررسمی نقش آموزگار را بر عهده بگیرد (به عنوان نمونه، هنگام نشان دادن روش انجام یک کار به یک همکار). در برخی از کشورها، آموزش جوانان در سن مدرسه ممکن است بهجای یک محیط رسمی مانند مدرسه یا کالج، در محیطی غیررسمی مانند خانواده (آموزش در خانه) انجام شود. برخی از پیشهها نیز ممکن است نیازمند مقدار قابلتوجهی آموزش (به عنوان مثال کشیش) باشد.
در بیشتر کشورها، آموزش رسمی دانشآموزان بهطور معمول توسط آموزگاران حرفهای در ازای حقوق، انجام میشود. این مقاله درمورد کسانی است که این، پیشهٔ اصلی آنهاست و برای آموزش دیگران بهصورت رسمی، در یک محیط آموزشی مثل مدرسه یا دیگر جاهای آموزشی، حضور پیدا میکنند.
ریشهشناسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]واژهٔ آموزگار در فارسی نو، واژهای مشتق-مرکب است که از دو جزء تشکیل شده است: مادهٔ مضارع «آموز» (از مصدر آموختن) و پسوند فاعلی و اسمی «گار» که خود بازماندهٔ پسوند -kār در زبانهای ایرانی باستان است.[۱] این واژه در زبان فارسی میانه (پهلوی کتابی و مانوی) به صورت hammōzgār (به خط پهلوی: hmwckʾl) به معنی «آموزگار، مدرس، استاد و فرزانه» به کار میرفته است.[۲] جزء نخست این واژه، یعنی مادهٔ مضارع hammōz-، مستقیماً از فعل فارسی میانهٔ hāmmōxtan / hammōz- (به معنی یاد دادن، آموزش دادن و آموختن) مشتق شده است که پیشینهٔ کاربرد گستردهای در متون دورهٔ میانه دارد.[۳] در زبانهای ایرانی باستان، ریشهٔ اولیهٔ این فعل به صورت مادهٔ آغازی -ham-mauk یا -ham-mauč بازسازی میشود که از ترکیب دو تکواژ مجزا شکل گرفته است؛ جزء نخست پیشوند -ham (در معنای «با هم، همدیگر» یا به عنوان تکواژ تأکیدی فعل) است[۴] و جزء دوم ریشهٔ فعلی -mauk / -mauč است که در مفهوم «عادت کردن، آشنا شدن، یاد گرفتن یا آموزش دادن» به کار میرفته است.[۵] این ریشه در زبان پروتو-ایرانیک (ایرانی آغازین) به صورت -mauč یا -mauk بازسازی شده و در نیای کهنتر خود، به ریشهٔ زبان پروتو-هندو-اروپایی -h₁ewk* به معنای «خو گرفتن، اهلی شدن یا آشنا شدن» میرسد.[۶] ریشهٔ باستانی این واژه به دلیل پیوندهای تاریخی میان زبانهای آریایی و هندواروپایی، مشتقات همریشه و وامواژههای پرشماری را در زبانهای مجاور بر جای گذاشته است. برای نمونه در زبان سانسکریت باستان، فعل उच् (uc) به معنای «آشنا بودن و خو گرفتن» با این واژه همریشه است.[۷] همچنین این فعل در دوران باستان (احتمالاً در عهد اشکانی یا ساسانی) از زبانهای ایرانی به زبان ارمنی باستان (گرابار) وام داده شده و به صورت فعل hamozem (համոզեմ) به معنی «قانع کردن و متقاعد کردن» و اسم hamozaker (համոզակեր) به عنوان همتای مستقیم واژهٔ hammōzgār (آموزگار) درآمده است.[۸][۹]
تعریف
[ویرایش | اشتراکگذاری]کارترز، در فرهنگ آموزش چندین تعریف از آموزگار آورده است. در زیر به برخی از آنها اشاره میشود:
- آموزگار کسی است که بر پایهٔ توان ویژهای گماشته میشود تا خواستهای راهبری و راهنمایی آموختههای یادگیری دانشجویان را در یک نهاد آموزشی دولتی بر دوش گیرد.
- آموزگار کسی است که افزون بر شایستگیهای آموزشی و تواناییهای حرفهایِ خود، هنر تدریس و سازندگی همهسویهٔ شاگردان را در دست دارد. او پیوسته در جوشوخروش برای ساختن خود و پیدایش دگرگونی و پویایی در شاگردان است.[۱۰]
وظایف
[ویرایش | اشتراکگذاری]نقش یک معلم ممکن است در میان فرهنگها متفاوت باشد. معلمان ممکن است در زمینهٔ سواد و اعداد، کاردستی یا آموزش شغلی، هنرها، مذهب، مدنی، نقشهای جامعه یا مهارتهای زندگی آموزش دهند. وظایف رسمی آموزش شامل آمادهسازی دروس طبق برنامههای درسی توافق شده، دادن درس و ارزیابی پیشرفت دانشآموز است.
وظایف حرفهای یک معلم ممکن است فراتر از آموزش رسمی باشد. در خارج از کلاس معلمان ممکن است دانشآموزان را در سفرهای میدانی همراهی کنند، بر سالنهای مطالعه نظارت داشته باشند، به سازماندهی عملکرد مدرسه کمک کنند و به عنوان ناظر برای فعالیتهای فوقبرنامه خدمت کنند. در بعضی از نظامهای آموزشی، معلمان ممکن است مسئول نظم و انضباط دانشآموزان باشند.
صلاحیتها و کیفیتهای موردِنیاز
[ویرایش | اشتراکگذاری]تدریس فعالیتی بسیار پیچیده است.[۱۱] این امر تا حدی به این دلیل است که آموزش یک رویهٔ اجتماعی است که در یک زمینهٔ خاص (زمان، مکان، فرهنگ، اوضاع سیاسی-سیاسی-اقتصادی و غیره) صورت میگیرد و بنابراین با توجه به ارزشهای آن زمینهٔ خاص شکل میگیرد.[۱۲] عواملی که بر آنچه انتظار میرود (یا لازم است) از معلمان تأثیر بگذارد شامل تاریخ و سنت، دیدگاههای اجتماعی در مورد هدف آموزش، نظریههای پذیرفتهشده در مورد یادگیری و غیره است.[۱۳]توانایی و تاب آوری معلمان در وهله اول با ظرفیت بازگشتپذیری یا بهبود پس از تجربیات بحرانی مربوط نیست بلکه بیشتر با ظرفیت حفظ تعادل و تعهد و حس هدفمندی در رسالت آموزشی ایشان مرتبط میشود[۱۴]
صلاحیتها
[ویرایش | اشتراکگذاری]صلاحیتهای موردنیاز یک معلم تحتتأثیر روشهای مختلف درک نقش در سراسر جهان است. بهطور گسترده، به نظر میرسد چهار مدل وجود دارد:
- معلم به عنوان مدیر آموزش
- معلم به عنوان فردی دلسوز
- معلم به عنوان یک یادگیرندهٔ خبره
- معلم به عنوان فردی فرهنگی و مدنی[۱۵]
سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی استدلال کرده است که برای هدایت آموزش شغلی و توسعهٔ حرفهای معلمان، لازم است تعریفی مشترک از مهارتها و دانش موردنیاز معلمان ایجاد شود.[۱۶] برخی از مباحث بینالمللی مبتنی بر شواهد سعی در دستیابی به چنین درک مشترکی داشتهاند. به عنوان مثال، اتحادیهٔ اروپا سه حوزهٔ وسیع از شایستگیها را که معلمان به آنها نیاز دارند، شناسایی کرده است:
- کار با دیگران
- کار با دانش، فناوری و اطلاعات
- کار در جامعه و با آن[۱۷]
کیفیتها
[ویرایش | اشتراکگذاری]تحقیقات نشان میدهد که انگیزه و نگرش دانشآموز نسبت به مدرسه ارتباط تنگاتنگی با روابط دانشآموز و معلم دارد. معلمان مشتاق بهویژه در ایجاد روابط مفید با دانشآموزان خود مهارت دارند. توانایی آنها در ایجاد محیطهای یادگیری مؤثر که موجب پیشرفت دانشآموزان میشود، به نوع ارتباط آنها با دانشآموزانشان بستگی دارد.[۱۸][۱۹][۲۰][۲۱] تعاملات مفید معلم با دانشآموز در پیوند موفقیت تحصیلی با پیشرفت شخصی بسیار مهم است.[۲۲] در اینجا، موفقیت شخصی یک هدف درونی دانشآموز برای بهبود خود است، در حالی که موفقیت علمی شامل اهدافی است که از استاد برتر خود میگیرند. یک معلم باید دانشآموز خود را در همسویی اهداف شخصی خود با اهداف تحصیلی راهنمایی کند. دانشآموزانی که این تأثیر مثبت را دریافت میکنند، اعتمادبهنفس قویتر و موفقیت شخصی و تحصیلی بیشتری نسبت به افرادی که این تعاملات معلم را ندارند، نشان میدهند.[۲۱][۲۳][۲۴]
دانشآموزان احتمالاً روابط محکمتری با معلمان دوستانه و حامی برقرار میکنند و علاقهٔ بیشتری به دورههای تدریسشده توسط این معلمان نشان میدهند. معلمانی که وقت بیشتری را برای تعامل و کار مستقیم با دانش آموزان میگذرانند، به عنوان معلمان حامی و مؤثر شناخته میشوند. نشان داده شده است که معلمان مؤثر از مشارکت و تصمیمگیری دانشآموزان دعوت میکنند، اجازه میدهند طنز به کلاس خود وارد شود و تمایل به بازی نشان میدهند.[۱۹]
تربیت آموزگار
[ویرایش | اشتراکگذاری]تربیت معلم به نوعی مرکز آموزش عالی گفته میشود که هدف آن تربیت و پرورش آموزگار برای سطوح مختف آموزشی از دبستان تا دبیرستان است. در ایران دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه شهید رجایی تربیت معلمان و آموزش و بهسازی نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش را بر عهده دارد.[۲۵][۲۶]
ورود به تربیت معلم در ایران از دو مسیر انجام میشود. نخستین مسیر، شرکت در کنکور سراسری است. داوطلبانی که در آزمون سراسری نمره و تراز لازم را کسب کنند، به مرحلهٔ مصاحبهٔ اختصاصی دانشگاه فرهنگیان دعوت میشوند. پذیرش نهایی پس از ارزیابیهای علمی، عمومی و صلاحیتهای حرفهای اعلام میشود.
مسیر دوم، پذیرش از طریق آزمون «مادهٔ ۲۸» است. بر اساس ماده ۲۸ اساسنامه دانشگاه فرهنگیان، در صورت عدم تکمیل سهمیه نیروی انسانی آموزش و پرورش از طریق دانشجویان این دانشگاه، علاقمندان سایر دانشگاهها به حرفه معلمی با شرکت در آزمون استخدامی و دورههای یکساله دانشگاه فرهنگیان، به عنوان معلم در آموزش و پرورش استخدام میشوند. پذیرفتهشدگان پس از طی مراحل گزینش و ارزیابیهای تخصصی، برای گذراندن دو پودمان به مدت یک سال در دورههای مهارتآموزی به دانشگاه فرهنگیان معرفی میشوند و با شرکت در آزمون اصلح و دریافت مدرک صلاحیت تدریس پذیرش نهایی می شوند.[۲۷]
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ حسندوست، محمد (۱۳۹۳). فرهنگ ریشهشناختی زبان فارسی. ج. ۱. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی. ص. ۸۵.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ MacKenzie, D. N. (1971). A Concise Pahlavi Dictionary (in English). London: Oxford University Press. p. 42.
- ↑ Nyberg, H. S. (1974). A Manual of Pahlavi (in English). Vol. Part II: Glossary. Wiesbaden: Otto Harrassowitz. p. 93.
- ↑ Bartholomae, Christian (1904). Altiranisches Wörterbuch (in German). Strassburg: Karl J. Trübner. p. 1774.
- ↑ Cheung, Johnny (2007). Etymological Dictionary of the Iranian Verb (in English). Leiden: Brill. pp. 263–264.
- ↑ Pokorny, Julius (1959). Indogermanisches etymologisches Wörterbuch (in German). Bern: Francke Verlag. p. 347.
- ↑ Cheung, Johnny (2007). Etymological Dictionary of the Iranian Verb (in English). Leiden: Brill. p. 263.
- ↑ Hübschmann, Heinrich (1897). Armenische Grammatik (in German). Leipzig: Breitkopf & Härtel. p. 179.
- ↑ "آموزگار". Wiktionary, the free dictionary (in English). 2025-12-01.
- ↑ ۵۰۱ نکته برای معلمان، چاپ دوم، سال ۱۳۸۸، 978-964-536-494-4 :شابک
- ↑ For a review of literature on competences required by teachers, see F Caena (2011) 'Literature review: Teachers’ core competences:
requirements and development' accessed January 2017 at "Archived copy" (PDF). Archived (PDF) from the original on 9 ژانویه 2017. Retrieved 8 ژانویه 2017.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:عنوان آرشیو به جای عنوان (رده) - ↑ for a useful discussion see, for example: Cochran-Smith, M. (2006): 'Policy, Practice, and Politics in Teacher Education', Thousand Oaks, CA: Corwin Press
- ↑ see for example Cummings, W.K. (2003) 'The Institutions of Education. A Comparative Study of Educational Development in the Six Core Nations', Providence, MA: Symposium Books.
- ↑ Behnegarsoft.com (۲۰۲۳-۰۶-۲۸). «میگنا - تاب آوری معلم خاص نقش است». میگنا: پایگاه خبری روانشناسی و سلامت. دریافتشده در ۲۰۲۴-۰۶-۱۴.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ F Caena (2011) 'Literature review: Teachers’ core competences: requirements and development' accessed January 2017 at "Archived copy" (PDF). Archived (PDF) from the original on 9 ژانویه 2017. Retrieved 8 ژانویه 2017.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:عنوان آرشیو به جای عنوان (رده) citing Altet et al. , 1996; Conway et al. , 2010; Hansen, 2008; Seifert, 1999; Sockett, 2008 - ↑ «Attracting, Developing and Retaining Effective Teachers - Home Page - OECD». www.oecd.org. دریافتشده در ۲۰۲۲-۰۷-۳۰.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ F Caena (2011) 'Literature review: Teachers’ core competences: requirements and development' accessed January 2017 at "Archived copy" (PDF). Archived (PDF) from the original on 9 ژانویه 2017. Retrieved 8 ژانویه 2017.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:عنوان آرشیو به جای عنوان (رده) - ↑ Baker, J. A. , Terry, T. , Bridger, R. , & Winsor, A. (1997). Schools as caring communities: A relational approach to school reform. School Psychology Review, 26, 576-588.
- 1 2 Bryant, Jennings. 1980. Relationship between college teachers' use of humor in the classroom and students' evaluations of their teachers. Journal of educational psychology. 72, 4.
- ↑ Fraser, B. J. , & Fisher, D. L. (1982). Predicting students' outcomes from their perceptions of classroom psychosocial environment. American Educational Research Journal, 19, 498- 518.
- 1 2 Hartmut, J. (1978). Supportive dimensions of teacher behavior in relationship to pupil emotional cognitive processes. Psychologie in Erziehung und Unterricht, 25, 69-74.
- ↑ Osborne, E. ;. Salzberger, I. ; Wittenberg, G. W. 1999. The Emotional Experience of Learning and Teaching. Karnac Books, London.
- ↑ Baker, J. A.Teacher-Student Interaction in Urban At-Risk Classrooms: Differential Behavior, Relationship Quality, and Student Satisfaction with School. The Elementary School Journal Volume 100, Number 1, 1999 by The University of Chicago.
- ↑ Moos, R. H. (1979). Evaluating Educational Environments: Measures, procedures, findings, and policy implications. San Francisco: Jossey-Bass.
- ↑ «اساسنامه دانشگاه فرهنگیان» (PDF). بایگانیشده از اصلی (PDF) در ۷ مارس ۲۰۱۹. دریافتشده در ۱۷ ژوئن ۲۰۱۴.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ سازمان سنجش آموزش کشور (۱۴۰۴). «اطلاعیه پذیرش دانشجو معلم». سایت سازمان سنجش آموزش کشور. دریافتشده در ۱۴۰۴-۱۱-۰۵.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ معاون آزمونهای سازمان سنجش آموزش کشور (آذر ۱۴۰۴). «جذب 3000 دانشجوی مهارت آموز وزارت آموزش و پرورش». روابط عمومی سازمان سنجش آموزش کشور. دریافتشده در ۱۴۰۴-۱۱-۰۵.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)