هاینتس کوهوت
|
|
ممکن است این مقاله نیازمند ویکیسازی باشد تا با استانداردهای کیفی ویکیپدیا همخوانی یابد. خواهشمندیم با افزودن پیوندهای داخلی مرتبط، یا با بهبود چیدمان به بهبود آن کمک کنید.
برای جزئیات بیشتر روی [نمایش] کلیک کنید.
هیچ دلیلی برای این برچسب ویکیسازی ذکر نشدهاست. میتوانید دلیلتان را با استفاده از پارامتر
|
هاینتس کوهوت، روانکاو اتریشی بود که بعدها به تابعیت آمریکا درآمد. هاینتس کوهوت در ۱۳ مه ۱۹۱۳ در وین به دنیا آمد (به تلفظ صحیح این اسم دقت کنید: haaynts kohoot). او که تنها فرزند فلیکس کوهوت و الس لامپل بود، چند سال اول زندگی خود را با مادرش به تنهایی سپری کرد زیرا پدرش برای جنگ جهانی اول به جبههٔ روسیه اعزام شده بود. والدین یهودی او موزیسین بودند، اما پدرش، بعد از بازگشت از جبهه، مجبور شد شغل خود را کنار بگذارد. کوهوت در یک محیط لیبرال و دور از آداب و رسوم یهودی بزرگ شد. خودش میگفت که هرگز با یهودیت ارتباط برقرار نکردهاست. محیط اطراف او از لحاظ علمی و فرهنگی بسیار غنی بود اما کوهوت کودکی و نوجوانی خود را در تنهایی (اگر نگوییم در انزوا) سپری کرد. پدر و مادرش، با این که زیاد در خانه حضور نداشتند، اجازه ندادند به مدرسه برود زیرا به آموزش و پرورش عمومی اعتماد نداشتند و برایش معلم خصوصی گرفتند. به عقیدهٔ بسیاری از صاحب نظران، اهمیتی که کوهوت در نظریهٔ خود به همدلی میدهد، تا حد بسیار زیادی تحت تاثیر کمبود عاطفی در کودکی و نوجوانی بودهاست.
در ۱۹ سالگی، کوهوت وارد دانشکدهٔ پزشکی شد، و یک سال را در پاریس گذراند، و در آنجا، دورههای اینترنی مختلف را در بیمارستانهای پاریس گذراند. در سال ۱۹۳۸، مدرک پزشکی خود را دریافت کرد. یک سال قبل از آن، پدرش فوت کرد و کوهوت بسیار تحت تاثیر این فقدان قرار گرفت. اندکی بعد از فارغ التحصیلی، نازیها وارد اتریش شدند و کوهوت مجبور شد پنهان شود و اندکی بعد فرار کند. او ابتدا به لندن پناه برد، بعد به یکی از دوستان دوران نوجوانی خود در نیویورک پیوست. در ۱۹۴۰ برای همیشه در شیکاگو ساکن شد و اندکی بعد مادرش در آنجا به او پیوست.
در شیکاگو به عنوان انترن و بعد به عنوان رزیدنت در یک هتل مشغول به کار شد، و به این ترتیب، توانست در کارش تخصص یابد. در سال ۱۹۴۴ مدرک نورولوژی گرفت و سه سال بعد، مدرک روان پزشکی دریافت کرد. در طول این سالهای تحصیلی، و به رغم وضعیت اقتصادی نه چندان مناسب، شروع به روانکاوی با روت آیسلر کرد. بعد، با فریتز مالِنهاف شروع به روانکاوی کرد. در ۱۹۴۸، مدرک روانکاوی دریافت کرد، و در ۱۹۵۳، یک مدرک دیگر به عنوان استاد و مدرس روانکاوی دریافت کرد.
در طول تحصیلاتش در انستیتوی شیکاگو، با بتی مایر، همسر آیندهاش آشنا شد، که در آنجا به عنوان مددکار اجتماعی کار میکرد. آنها اسم تنها فرزند خود را توماس آگوست میگذارند که این نامگذاری، به احترام آگوست آیکهورن بود، کسی که کوهوت اولین روانکاوی خود را با او در وین انجام داده بود. آیکهورن که با نوجوانان کار میکرد، به شیوهٔ خاص خودش، از نوجوانان در بارهٔ تاثیر و اهمیت "خود شیفتگی" سئوال و جواب میکرد.
کاریزمای شخصی کوهوت، معلومات عموم و تخصصی وی، عشقی که به کارش داشت، و فرهیختگی عظیم وی، باعث شد به او لقب "آقای روانکاوی" بدهند. در انستیتوی روانکاوی شیکاگو، او را بسیار دوست داشتند و در عین حال، کارهایش با مخالفتهای زیادی مواجه میشد، با این حال، او تاثیر زیادی روی این انستیتو گذاشت، و خیلی زود، راه مخصوص به خودش را پیدا کرد و مفاهیم جدیدی را اختراع کرد. او میگفت که روانکاوی در یک بن بست از کانفورمیسم (همرنگی و همشکلی) گیر کردهاست و در انستیتوی روانکاوی، باید همهٔ افراد از رشتههای مختلف یا با نظریههای متفاوت بتوانند عضویت داشته باشند. به عقیدهٔ کوهوت، حتماً باید رشتهٔ روانکاوی را در رابطه با روان شناسی و سایر علوم، از نو تعریف کرد. در ۱۹۶۴، کوهوت رئیس انجم روان شناسی آمریکا، و در ۱۹۶۵، معاون انجم روانکاوی بینالمللی شد. او که ابتدا به نظریهٔ فرویدی وفادار بود، بعدها روان شناسی مختص به خودش را بر محور مفاهیمی مثل همدلی و خودشیفتگی بنا نهاد. او کتابهای زیادی نوشت، از جمله کتاب “The Self” را در ۱۹۷۱ به چاپ رساند که در آن، رسماً اعلام کرد از روانکاوی کلاسیک منشعب شدهاست. تفکر، نوشتهها، و تدریس او تاثیر زیادی در روان شناسان آمریکایی گذاشت. در ۱۹۷۸، اولین کنفرانس سالانه در بارهٔ روان شناسی "خود" تشکیل شد که باعث به حرکت درآمدن جنبش جدیدی به نام روان شناسی خود (self) شد. روان شناسی "خود" امروزه نیز طرفداران بسیار زیادی دارد.
در ۱۹۷۱ دو بدشانسی به طور همزمان برای وی روی دادند: خودش به سرطان مبتلا شد و مادرش نیز به اختلالات روانی مبتلا گشت. مادرش در ۱۹۷۲ درگذشت. چند سال بعد، کوهوت به یک بیماری دیگر نیز مبتلا شد و مجبور گشت قلبش را به تیغ جراحی بسپارد. از آن به بعد، و تا زمان مرگش در ۱۹۸۱، کوهوت به تدریج از انظار عمومی خودش را عقب کشید و وقتش را به بسط نظریهٔ خودش اختصاص داد.[۱]
منابع [ویرایش]
- ↑ کتاب نظریههای شخصیت، تالیف دکتر حمزه گنجی، انتشارات ساوالان، ۲۰۱۲