محمدرضا پهلوی
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| محمدرضا پهلوی | |
| بزرگارتشداران شاهنشاه محمدرضا پهلوی | |
|---|---|
|
|
|
| دوران | ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ |
| تاجگذاری | ۴ آبان ۱۳۴۶ (۲۶ اکتبر ۱۹۶۷) کاخ گلستان، تهران |
| زادروز | ۴ آبان ۱۲۹۸ (۲۶ اکتبر ۱۹۱۹) |
| زادگاه | تهران، ایران |
| مرگ | ۵ مرداد ۱۳۵۹ (۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰) |
| محل درگذشت | قاهره، مصر |
| آرامگاه | مسجد رفاعی، قاهره |
| پیش از | ندارد (حکومت پادشاهی در ایران با وقوع انقلاب ايران در سال ۱۳۵۷ برچیده شد) |
| پس از | رضا پهلوی |
| همسران | فوزیه بنت فواد (۱۹۴۱ تا ۱۹۴۸) ثریا اسفندیاری (۱۹۵۱ تا ۱۹۵۸) فرح دیبا (۱۹۵۹ تا ۱۹۸۰) |
| کاخ | سعدآباد |
| دودمان | پهلوی |
| پدر | رضاشاه پهلوی |
| مادر | تاجالملوک |
| فرزندان | شهناز پهلوی فرحناز پهلوی رضا پهلوی علیرضا پهلوی لیلا پهلوی |
| دین | اسلام |
محمدرضاشاه پهلوی (زادهٔ ۴ آبان ۱۲۹۸ در تهران، درگذشتهٔ ۵ مرداد ۱۳۵۹ در قاهره) از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا وقوع انقلاب ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب ایران برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب میآید.
فهرست مندرجات |
زندگینامه
آغاز زندگی و دورهٔ کودکی
او در روز ۴ آبان ۱۲۹۸ (۱ صفر ۱۳۳۸، ۲ عقرب ۱۲۹۸، ۲۶ اکتبر ۱۹۱۹) در تهران به دنیا آمد. پدر او «رضاخان میرپنج سوادکوهی» (بعدها رضاشاه پهلوی)[۱] و مادرش تاجالملوک آیرملو (بعدها «ملکهٔ مادر») بود. [۲]
محمدرضا از این پدر و مادر، دو خواهر و یک برادر به نامهای شمس(۱۲۹۶-۱۳۷۴)، اشرف (دوقلو با محمدرضا) و علیرضا (۱۳۰۱-۱۳۳۳) داشته است.[۳]
محمدرضا پس از به سلطنت رسیدن پدرش به مقام ولیعهدی رسید. تحصیل را در مدرسه نظام به همراه بیست نفر از همکلاسی های دست چین شده آغاز کرد[۴] و از کودکی زبان فرانسوی را نزد پرستار فرانسویاش مادام ارفع آموخت.[۵] در دوازده سالگی او را برای ادامه تحصیل به سوئیس فرستادند. او در سوئیس در مدارس "اکل نوول دوشی" و انستیتو لو روزه[۶] نزدیک شهر لوزان در سوئیس تحصیل کرد.
جوانی و ولیعهدی
محمدرضا در ۱۷ سالگی از سوئیس به ایران بازگشت و در دانشکده افسری تحصیل را ادامه داد. در سال ۱۳۱۸ با فوزیه خواهر ملک فاروق پادشاه مصر ازدواج کرد. حاصل این پیوند دختری به نام شهناز بود. [۷] طی این دوره از زندگی، محمدرضا به تدریج در کنار رضاشاه با فنون سلطنت و رموز سیاست آشنا میشد و جلسات روزانه منظمی میان آنان برقرار بود.
رسیدن به سلطنت
در سوم شهریور ۱۳۲۰ کشور ایران بوسیله قوای سه کشور انگلستان، شوروی و آمریکا اشغال گردید. رضاشاه دستور مقاومت داد و فرماندهی کل قوا و مسئولیت دفاع از تهران را به ولیعهدش واگذار نمود. محمدعلی فروغی از جانب انگلستان قول مساعد برای حفظ مقام سلطنت در خانواده پهلوی را به رضاشاه داد و سرانجام در روز پنجم شهریور دستور عدم مقاومت به تمام واحدها ابلاغ شد.
مذاکرات میان نمایندگان اشغالگران بر سر جانشینی رضاشاه مدتی به طول انجامید. گزینه اصلی بریتانیا به غیر از محمدرضا، پسر محمدحسن میرزا نوه محمدعلی شاه قاجار (ساکن انگلستان و افسر نیروی دریائی پادشاهی بریتانیا) بود. ولی در نهایت با توافق شوروی و آمریکا، محمدرضا پهلوی را به جای پدرش به سلطنت برگزیدند. رضاشاه پهلوی توسط انگلستان از سلطنت برکنار و به جزیره موریس و سپس به آفریقای جنوبی تبعید شد.[۸]
سالهای آغاز سلطنت
از زمان شروع سلطنت توسط محمدرضا پهلوی تا ترور وی در سال ۱۳۲۷، ایران یکی از آزادترین دوران پادشاهی خود را تجربه نمود. طی این دوران، شاه از محبوبیت بیشتری (نسبت به سالهای بعدی سلطنتش) نزد مردم برخوردار بود و در مجامع عمومی و بین مردم با کمترین محافظ تردد می نمود.
ماجرای طلاق فوزیه از شاه، پس از خروج فوزیه از ایران، سه سال طول کشید. فوزیه در سال ۱۳۲۴ تهران را برای همیشه ترک کرد. از سالها پیش از آن نیز روابط شاه با وی به سردی گرائیده بود.[۷] لذا سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ شاه زندگی خصوصی مجردی توام با خوشی ای را میگذرانید.[۹]
در طول این هفت سال، پست نخست وزیری چهارده بار (ولی فقط بین نه نفر) جابجا شد. نخست وزیران شاه در این دوره پایگاه مردمی محکمی نداشتند. تشکیل احزاب غیر مردمی، انتشار روزنامه کیهان و اصلاح و تشکیل گارد جاویدان به فرمان مستقیم شاه در این دوره صورت گرفت. شاه معتقد بود که غربی ها مایلند که شاهی ضعیف بر کشور حکومت کند.
طی این سالها، تا زمان خروج نیروهای متفقین از ایران، شاه حداکثر فقط در تهران حکومت میکرد. این موضوع باعث شده بود تا اقتدار پادشاهی وی به عنوان یک پادشاه به چالش کشیده شود. تا حدی که زمانی که سه مرد قدرتمند آن روزگار (چرچیل، روزولت و استالین) برای شرکت در کنفرانس تهران به تهران آمدند، چرچیل و روزولت برخلاف عرف دیپلماتیک، عملا وی را نادیده انگاشتند و به دیدار وی نرفتند. [۹]
مدت کوتاهی پس از آن و در جریان پیشه وری و خودمختاری آذربایجان، شاه اینبار با کمک آمریکا فرصت یافت تا اقتدار از دست رفته را به خود بازگرداند. با اولتیماتوم آمریکا، شوروی دست از حمایت مستقیم پیشه وری برداشت و با اعتراضات مردم حکومت پیشه وری در آدربایجان و قاضی محمد در کردستان سقوط کرد.به گفته برخی با اصرار شاه و ارتش قاضی محمد بر خلاف نظر قوام السلطنه محاکمه و اعدام شد. [۹] [۱۰]
دربهمن ماه ۱۳۲۷ ماجرای ترور شاه در دانشگاه تهران اتفاق افتاد. شاه بعدها در محافل خصوصی و به طور مبهم، رزم آرا را مسئول ترور خود و هژیر معرفی میکرد. برخی معتقدند این ترور (با توجه به تعداد گلولههای شلیک شده (پنج گلوله) و ناموفق بودن آن و همچنین گلوله باران شدن ضارب توسط محافظین شاه پس از اتمام گلوله هایش!) احتمالا توسط خود شاه تدارک دیده شده است. روایت رسمی این بود که یک متعصب مذهبی وابسته به حزب توده مسئول ترور بوده است. [۱۱].
با وقوع ماجرای ترور شاه دربهمن ماه ۱۳۲۷ سران حزب توده دستگیر یا فراری شدند و مذهبی ها اولین دوران زندانی و تبعید خود را تجربه کردند. [۱۲] احزاب سياسى را به بهانه همين ترور ممنوع كردند كه نتوانند به برنامه شاه براى كسب قدرت مطلقه اعتراض كنند.[نیازمند منبع] آنگاه حكومت نظامى برقرار شد و در دوران حكومت نظامى انتخابات مجلس مؤسسان دوم در سال ۱۳۲۸ برگزار شده در همين سال مجلس مؤسسان دوم تشکیل شد. سپس اين مجلس مؤسسان اختیارات محمدرضا شاه را افزود و به وی، حق انحلال مجلس شورای ملی و مجلس سنا را تفویض کرد. شاه بعدها در زمان كودتاى 28 مرداد از همين اختیارات استفاده نمود.
اين اولين گام شاه زيرچتر حمايت انگليس و آمريكا براى به دست آوردن قدرت ديكتاتورى به شمار ميرود[نیازمند منبع]، حتى قوام السلطنه نيز طى نامه سرگشاده ايى به اين عمل اعتراض كرده و آن را دفن كردن بقاياى مشروطيت دانست.
شاه و ملی شدن صنعت نفت
نهضت ملی شدن صنعت نفت آنقدر در روحیه شاه اثر گذاشت که بخش عمدهای از کتاب پاسخ به تاریخ که پس از سقوط سلطنت نوشته است، را نیز به خود اختصاص داده است. [۱۳] در سالهای ۱۳۲۷ تا ۱۳۲۹ مذاکراتی بین نویل گس و عباسقلی گلشائیان، وزیر دارائی دولت انجام شد و حاصل آن قراردادی بود که به قرارداد الحاقی گس-گلشائیان معروف شد. طبق این قرارداد، حق امتیاز ایران از نفت جنوب افزایش مییافت ولی در عین حال قرارداد اصلی یعنی قرارداد ۱۹۳۳ تغییری نمیکرد. شاه مایل به تصویب همین قرارداد بود ولی نمایندگانی از جبهه ملی مثل حسین مکی، مظفر بقائی و ابوالحسن حائریزاده از تصویب آن جلوگیری کردند. [۱۴]
به پیشنهاد جمال امامی در مجلس شورایملی، مصدق نخستوزیر شد. قدرت شاه در دوره نخستوزیری مصدق روزبهروز کمتر شد. به خاطر محبوبیت مصدق و امر ملی شدن نفت، شاه نیز در ظاهر از او پشتیبانی میکرد ولی عملا در برکناری او میکوشید. در رویداد ۳۰ تیر ۱۳۳۱ ارتش به طرفداران مصدق و کمونیستها تیراندازی کرد و عدهای کشته شدند. سرانجام بجای قرارداد گس-گلشائیان، با امضای همه اعضای کمیسیون مخصوص نفت در مجلس شورای ملی ایران در ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ قانون ملی شدن صنعت نفت به تصویب رسید. مجلس سنا نیز این قانون را در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ تصویب کرد.
در سال ۱۳۲۹ شاه با همسر دوم خود ثریا اسفندیاری ازدواج کرد. او فرزند یکی از خوانین بختیاری از همسری آلمانی بود. [۱۵] اولین بار، شاه به همراه فوزیه وی را زمانی که کودکی بیش نبود، ملاقات نموده بود.[۷] برخی از مورخین اعتقاد دارند که ثریا محبوبترین همسر شاه بوده است. [۱۶]
کودتای ۲۸ مرداد
کودتای ۲۸ مرداد، که با طرح و حمایت مالی و اجرائی سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، علیه دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ انجام شد، موجب برکناری دولت دکتر مصدق شد و محمدرضا که پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد به رم رفته بود به ایران بازگشت [۱۷]و دوران حکومت مطلقه خود را آغاز کرد. [۱۸]
حکومت محمدرضا پهلوی
در شرایط سرکوب و خفقان پس از ۲۸ مرداد، قرارداد کنسرسیوم تصویب شد. با پایان یافتن موقت بحث نفت، شاه با روشهای گوناگونی مورد حمایت قرار گرفت. دولت آیزنهاور با ارسال کمکهای مالی و نظامی حکومت او را تقویت کرد. «پیمان بغداد» میان کشورهای ایران، عراق، ترکیه و پاکستان منعقد شد.
شاه عملا به تدریج به تصمیم گیرنده اصلی اوپک تبدیل شد. پولهای فراوان نفتی به کشور سرازیر گردید. با خروج انگلستان از خلیج فارس جزایر سه گانه مجددا به حاکمیت ایران بازگشتند. متقابلا بحرین (که پیش از آن عملا تحت حاکمیت ایران نبود) رسما از ایران جدا شد. [۱۹]
نخست وزیران این دوره، عملا تنها آلت دست شاه بودند.[۲۰] تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور معروف به «ساواک» با کمک آمریکا و اسرائیل[نیازمند منبع]نقش مهمی در سرکوبها و نیز گسترش نارضایتی داشت. دوباره انتخابات مجلس شورای ملی، همچون دوره رضاشاه، بر اساس فهرست تائیدشده توسط شاه انجام گرفت.[نیازمند منبع]
در عین حال شاه به مدرنیزه کردن ایران پرداخت و مراکز علمی و فرهنگی کشور را گسترش داد. انجام اصلاحات سیاسی و اجتماعی از جمله تصویب قانون اصلاحات ارضی و اعطای حق رای به زنان از مهمترین فعالیتهای حکومت وی بود.
دو سال پس از کودتای ۲۸ مرداد، دانشگاه کلمبیا در نیویورک به شاه ایران دکترای افتخاری داد.[۲۱] شاه از ثریا که توان بچه دار شدن نداشت جدا شد و با فرح دیبا ازدواج نمود. شاه از فرح دارای دو پسر و دو دختر گردید و رضا پسر ارشد وی ولیعهد ایران شد.
انقلاب و ترک ایران
سید روحالله خمینی روحانی شیعه رهبری قیامی را عهده دار شد که حکومت شاه را سرنگون ساخت. این حرکت که با قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ شروع شد، سرانجام منجر به خروج نهایی شاه از کشور (به توصیه آمریکا)[چه کسی تائید کرده؟] در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۵۷ گردید و سرانجام در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ نظام حکومتی شاهنشاهی سقوط کرد. [۲۲]
علل پیروزی انقلاب ایران بسته به دیدگاه تحلیلگران شامل نارضایتی مردم از حکومت شاه و مظاهر غیر اسلامی آن،[۲۳] مشکلات روحی شاه که منجر به خطاهای تصمیم گیری توسط وی شد[چه کسی تائید کرده؟][۲۴] تصمیمات غلط آمریکا در خصوص حقوق بشر در ایران[چه کسی تائید کرده؟] [۲۵]و سرانجام قطع حمایت سران غرب در کنفرانس گوادلوپ از شاه بود.[چه کسی تائید کرده؟] [۲۶]
مرگ
شاه پس از خروج از کشور ابتدا مدتی را در منطقه ماند، به امید آنکه مجددا به حکومت بازگردد. با شدت یافتن بیماری سرطان طحال، وی مجبور شد بر خلاف تمایل دولتمردان آمریکا، برای درمان پزشکی به مرکز سرطان مموریال اسلون-کترینگ در ایالات متحده آمریکا برود. با بروز بحران گروگانگیری، هیچ کشوری علاقه به پناه دادن یک سلطان بی تاج و تخت نداشت. روزنامه نیویورک تایمز اورا به هلندی سرگردانی تشبیه کرد که به دنبال بندری برای پهلوگرفتن میگردد. شاه پس از خروج از بیمارستان ابتدا به مرکز پزشکی ویلفورد هال در پایگاه نیروی هوایی لاکلند در تگزاس، و سپس به پاناما و مکزیک سپس از آن جا به مصر رفت. او در سن ۶۱ سالگی در ۵ مرداد ۱۳۵۹ (۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰) در اثر بیماری ماکرو گلوبولینمی والدنشتروم در مصر درگذشت. جسد وی در مسجد الرفاعی مصر دفن شدهاست. [۲۷]
اقدامات مهم شاه
حقوق بشر و سیاست داخلی
در دوران اولیه سلطنت وی و تا پیش از کوتای ۲۸ مرداد وی مخالفت چندانی با فعالیت حزبی و سیاسی در کشور نداشت و نشریات از آزادی نسبی بر خوردار بودند.این آزادی در دوران نخست وزیری محمد مصدق به اوج خود رسید.اما پس از کودتای ۲۸ مرداد تا پایان دوران سلطنت وی فعالیت جبهه ملی ، حزب توده و بسیاری دیگر از احزاب کشور ممنوع شد و روزنامهها و نشریات نیز به شدت تحت فشار و سانسور قرار گرفتند.فعالیت سیاسی به احزاب ایران نوین و ملیون ( و دو حزب کوچک دیگر) محدود شد. شاه در سال ۱۳۵۳ همان دو حزب را نیز منحل و حزب رستاخیز را تاسیس کرد. وی طی سخنانی گفت که هر کس مایل نیست به عضویت حزب رستاخیز درآید یا بطور رایگان پاسپورت گرفته و از ایران برود و یا جایش در زندان است.[۲۸] [۲۹]
انقلاب سفید
محمد رضا شاه پهلوی در ژانویه سال ۱۹۶۲ به انجام اصلاحاتی پرداخت که بعدها به طور رسمی «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و مردم» نام گرفت.
مهمترین این اصلاحات، تصویب قانون اصلاحات ارضی و اعطای حق رأی برای اولین بار در تاریخ به زنان ایرانی بود.
سایر اقدامات
- انعقاد معاهده الجزایر و تعیین خط مرزی ایران و عراق و تثبیت حاکمیت ایران در آبهای اروندرود
- حضور نظامی ایران در جزایر ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک
- به رسمیت شناختن استقلال بحرین
- برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران
- تغییر مبدا تاریخ ایران از هجری خورشیدی به تاریخ شاهنشاهی
- افزایش سطح قدرت نظامی ارتش ایران.[۳۰]
- مشارکت در تأسیس اوپک .[۳۱]
- توسعه نیروهای نظامی ایران.[۳۲]
- تأسیس سازمان انرژی اتمی ایران
- تاسیس مجلس سنا
- رفع اختلافات مرزی در مرزها- پیمان مثلثی عراق - ترکیه -ایران
- ایجاد تاسیسات زیربنایی همچون سدها و فرودگاهها و دانشگاههای مختلف
- تاسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک)
شاه و زنان
او در مصاحبهای گفته است که در زندگی یک مرد، زن به حساب نمیآید مگر آنکه زیبا و دلربا باشد و هیچ زنی هرگز او را تحت تاثیر خود قرار ندادهاست. [۳۳] محمدرضا شاه در مصاحبهای دیگر با باربارا والترز این مصاحبه را تحریف شده دانست.[۳۴]
تا سال ۱۹۶۳ زنان ایرانی حق شرکت در انتخابات را نداشتند. در این سال، شاه فرمانی صادر کرد که بر اساس آن به زنان نیز مانند مردان حق شرکت در انتخابات داده شد.[۳۵] با وقوع انقلاب سفید، زنان ایرانی علاوه بر حق انتخاب کردن، دارای حق انتخاب شدن نیز شدند. با احکام صادره از سوی شاه، دو زن در سنا منصوب گشته، و ۶ زن نیز با کسب آرای لازم به مجلس بیست و یکم راه یافتند. اندکی بعد فرخرو پارسا) عنوان اولین وزیر زن در تاریخ معاصر ایران را کسب نمود و در سال ۱۹۷۱، نخستین دیپلمات زن راهی الجزایر گردید.[۳۶]
«قوانین حمایت از خانواده» که چند همسری را دشوارتر مینمود[۳۷] و افزایش سن ازدواج قانونی زنان از ۱۳ سال به ۱۸ سال از دیگر قوانینی است که در دوره وی به تصویب رسید.[۳۸]
دین و مذهب
محمدرضا مسلمان و شیعه بود. اگرچه او واجبات شخصی اسلام همچون نماز را بجا نمیآورد ولی عمیقا به خدا اعتقاد داشته و تا حدی نیز قضاوقدری بودهاست. [۳۹] او بارها در کتابها و مصاحبههای گوناگون به مکاشفاتی اشاره میکند که به آن وسیله با ائمه و بزرگان مذهبی در ارتباط بودهاست و خود و سلطنتش را تحت حمایت آنان میدیدهاست.[۴۰]
او روش رضاشاه را در قلع و قمع روحانیت شیعه در پیش نگرفت و به آنان (همچون آیت الله بروجردی) احترام میگذاشت. ولی پس از فوت آیت الله بروجردی و مرجعیت آیت الله خمینی فاصله شاه با روحانیت زیاد شد.[۴۱] مخالفت آیت الله خمینی و روحانیون با لوایح ششگانه انقلاب سفید شاه در سال ۱۳۴۲ سراغاز این فاصله بود که درگیری های شدیدی در قم، تهران و چند شهر دیگر و در نهایت در سال ۵۷ پیروزی انقلاب به رهبری ایشان را منجر شد.[۴۲] هشت ماه حبس خانگی و به دنبال آن تبعید چهارده ساله آیت الله خمینی از ایران هم از اقدامات شاه در این دوره بود.[نیازمند منبع]
احمد خمینی در این باره میگوید: « عمده آخوندها تا دهه ۱۳۵۰ غیر سیاسی بودند، نه با شاه مخالفت میکردند و نه آشکارا پشتیبان او بودند اما ناگهان به انقلاب پیوستند زیرا رژیم در رویایی با فساد اخلاقی و زدودن خیابان ها از بی بند و باری شکست خورده بود.»[۴۳]
برخی از روحانیون منجمله آیت الله خمینی، آیت الله مرتضی مطهری، آیت الله منتظری و آیت الله محمد بهشتی از مخالفین سرسخت محمدرضا شاه بودند.[۴۴]
سوءقصدها
محمدرضا پهلوی بار دیگر در ۲۱ فروردین سال ۱۳۴۳ در برابر پلههای کاخ اختصاصی مورد سوءقصد یکی از افراد گارد جاویدان قرار گرفت. این فرد به نام «شمسآبادی» ابتدا با مسلسل بطرف شاه شلیک کرد و وقتی دید که هیچیک از گلولههایش به شاه برخورد نکرده است، قصد داشت خشاب دیگری را به سوی وی شلیک کند که با دخالت دو نفر از محافظان گارد، متوقف شد. محرک اصلی وی فردی به نام «پرویز نیکخواه» بود که بعدها به عضویت ساواک درآمد.[۴۵]
کتابشناسی
جُستارهای وابسته
پانویسها
- ↑ از سوادکوه تا ژوهانسبورگ. نجفقلی پسیان و خسرو معتضد. (ISBN 964-6404-20-0)و (IEN 9789646404205) انتشارات ثالث ۱۳۷۸ تهران
- ↑ از سوادکوه تا ژوهانسبورگ. نجفقلی پسیان و خسرو معتضد. (ISBN 964-6404-20-0)و (IEN 9789646404205) انتشارات ثالث ۱۳۷۸ تهران
- ↑ چهرهها در آینه (من و برادرم). خاطرات اشرف پهلوی. نشر علم. ۱۳۷۶ تهران
- ↑ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی. انتشارات اطلاعات. تهران. ۱۳۶۹
- ↑ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی. انتشارات اطلاعات. تهران. ۱۳۶۹
- ↑ Institut Le Rosey
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ فوزیه . خسرو معتضد. نشر البرز. 1375
- ↑ شترها باید بروند. سر ریدر بولارد. حسین ابوترابیان. نشرنو. ۱۳۶۲
- ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ شکست شاهانه. ماروین زونیس. عباس مخبر. طرح نو. زمستان ۱۳۷۰
- ↑ قاضی محمد تجزیه طلب نبود ، انگلیسی ها او را کشتند نه قوام السلطنه!. اخبار روز (در تاریخ ۱۴ مهر ۱۳۸۶).
- ↑ شکست شاهانه. ماروین زونیس. عباس مخبر. طرح نو. زمستان ۱۳۷۰
- ↑ دوران مبارزه. اکبر هاشمی رفسنجانی. زیر نظر محسن هاشمی. (ISBN 964-91543-1-0) دفتر نشر معارف انقلاب. ۱۳۷۶
- ↑ پاسخ به تاریخ. محمدرضا پهلوی. حسین ابوترابیان.
- ↑ نفت و نطق مکی. حزب ایران. حسین مکی. انتشارات امیرکبیر. 1357. تهران
- ↑ کاخ تنهایی. ثریا اسفندیاری بختیاری. نادعلی همدانی. تهران 1371. ناشر=مترجم
- ↑ شکست شاهانه. ماروین زونیس. عباس مخبر. طرح نو. زمستان 1370
- ↑ عملیات چکمه. سی. ام. وودهاوس. فرحناز شکوری. نشر نور. 1367. تهران (عنوان اصلی: Sometings Ventured)1982 لندن
- ↑ گفتگوهای من با شاه. امیراسدالله علم. جلد اول. طرح نو. عبدالرضا هوشنگ مهدوی. 1373
- ↑ گفتگوهای من با شاه. امیراسدالله علم. جلد اول. طرح نو. عبدالرضا هوشنگ مهدوی. 1373
- ↑ معمای هویدا. عباس میلانی. نشر اختران. (isbn 964-93170-7-4) تهران 1380
- ↑ ایرانیان دات کام
- ↑ ماموریت در ایران. ویلیام سولیوان. محمود طلوعی. نشر علم. تهران
- ↑ دوران مبارزه. اکبر هاشمی رفسنجانی. زیر نظر محسن هاشمی. (ISBN 964-91543-1-0) دفتر نشر معارف انقلاب. 1376
- ↑ شکست شاهانه. ماروین زونیس. عباس مخبر. طرح نو. زمستان 1370
- ↑ ماموریت در ایران. ویلیام سولیوان. محمود طلوعی. نشر علم. تهران
- ↑ پاسخ به تاریخ. محمدرضا پهلوی. حسین ابوترابیان.
- ↑ آخرین سفر شاه. ویلیام شوکراس. عبدالرضا هوشنگ مهدوی. نشر البرز1370 تهران
- ↑ حزب رستاخیز و سقوط نهایی رژیم پهلوی. موسسه مطالعات تاریخ ایران.
- ↑ نه شيطان بزرگ، نه فرشتهٔ نجات. ایران امروز (در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۳۸۲).
- ↑ An historical interpretation of the Iranian Revolution Moghadam Camb. J. Econ..1988; 12: 401-418
- ↑ خون و نفت. منوچهر فرمانفرمائیان. مهدی حقیقت خواه. ققنوس. (ISBN 964-311-149-0) تهران 1377
- ↑ افتتاح نخستین پایگاه هوایی ایران پس از انقلاب (بیبیسی فارسی)
- ↑ مصاحبه با تاریخ. اوریانا فالاچی. پیروز ملکی. امیرکبیر. ۱۳۵۷ تهران
- ↑ Barbara Walters interview, cited in Elaine Sciolino, The Last Empress, May 2, 2004
- ↑ Women in Iran: Gender Politics in the Islamic Republic. Hammed Shahidian. Greenwood Publishing Group, 2002 ISBN 0-313-31476-4, 9780313314766. pp.42-43
- ↑ Women in Iran: Gender Politics in the Islamic Republic. Hammed Shahidian. Greenwood Publishing Group, 2002 ISBN 0-313-31476-4, 9780313314766. pp.43
- ↑ مصاحبه با تاریخ. اوریانا فالاچی. پیروز ملکی. امیرکبیر. ۱۳۵۷ تهران
- ↑ Neither East Nor West: One Woman's Journey Through the Islamic Republic of Iran. Christiane Bird. Simon and Schuster, 2001 ISBN 0-671-02756-5, 9780671027568 pp.157
- ↑ گفتگوهای من با شاه. امیراسدالله علم. جلد اول. طرح نو. عبدالرضا هوشنگ مهدوی. ۱۳۷۳
- ↑ مصاحبه با تاریخ. اوریانا فالاچی. پیروز ملکی. امیرکبیر. ۱۳۵۷ تهران
- ↑ نخست وزیران ایران از مشیرالدوله تا بختیار، باقر عاقلی، انتشارات جاویدان، چاپ ۱۳۷۰، صفحه ۹۴۳-۹۴۷
- ↑ نخست وزیران ایران از مشیرالدوله تا بختیار، باقر عاقلی، انتشارات جاویدان، چاپ ۱۳۷۰، صفحه ۹۴۳-۹۴۷
- ↑ آبراهمیان/یرواند – ایران بین دو انقلاب ص ۵۸۴
- ↑ روحانیت، مقابل حاکمیت :: جلال افشار
- ↑ بازیگران سیاسی عصر رضاشاهی و محمدرضاشاهی. ناصر نجمی. انتشارات انیشتین. ۱۳۷۳ تهران
منابع
| در ویکیانبار منابعی در رابطه با موجود است. |
- عظیمی، فخرالدین. بحران دموکراسی در ایران. تهران: نشر البرز ۱۳۷۲
- سفری، محمدعلی. قلم و سیاست. تهران: نشر نامک، ۱۳۷۱
پیوند به بیرون
|
|||||||||||||
|
|||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
