مشروعیت (علوم سیاسی)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مشروعیت به‌معنای قانونی‌بودن یا طبق قانون‌بودن است. سیسرون این واژه را برای بیان قانونی‌بودن قدرت به‌کار برد. بعدها واژهٔ مشروعیت در اشاره به روش‌های سنتی، اصول قانون اساسی و انطباق با سنت‌ها به‌کار برده شد. پس از آن، عنصر «رضایت» نیز به معنای آن افزوده شد و رضایت، پایه و اساس فرمانروایی مشروع دانسته شد. در دوران مدرن برای نخستین بار ماکس وبر مفهوم مشروعیت را به صورت مفهومی عام بیان کرد. به عقیدهٔ او، مشروعیت بر «باور» مبتنی است و از مردم اطاعت می‌طلبد. قدرت فقط وقتی موثر است که مشروع بوده‌باشد.[۱]

منابع مشروعیت[ویرایش]

ماکس وبر سه منبع آرمانی برای مشروعیت ارائه کرده‌است که عبارتند از:

  1. مشروعیت سنتی
  2. مشروعیت کاریزمایی
  3. مشروعیت عقلانی ـ قانونی

مشروعیت سنتی[ویرایش]

بر اعتقاد به تقدس سنت‌های قدیمی و مشروعیت پایگاه کسانی که از زمان‌های قدیم جامعه تحت حکومت آنان بوده است، استوار است. مثل: حکومت مبتنی بر وراثت، پدرسالاری یا پیرسالاری.

مشروعیت فرهمند[ویرایش]

نوشتارهای وابسته: فرهمندی و کاریزماتیک

بر سرسپردگی به تقدسی ویژه استثنایی و شخصیتی ویژه و نمونه و منحصر به فرد که نماد دلاوری و الگوهای هنجاری در جامعه است، استوار است و این الگوها توسط او آشکار یا مقرر می‌گردد افرادی مانند اسکندر، ژولیوس سزار، هیتلر، گاندی، جمال عبدالناصر، قذافی و...

مشروعیت عقلانی و قانونی[ویرایش]

بر اعتقاد به قانونی‌بودن الگوهای قواعد هنجاری و حق کسانی که تحت چنین قواعدی برای صدور دستور اقتدار یافته‌اند، استوار است. دولت بوروکراتیک امروزی که براساس قواعد و هنجارهای قانونی استوار است نمونهٔ بارز مشروعیت عقلانی و قانونی است.

مبانی مشروعیت و مقبولیت در جمهوری اسلامی[ویرایش]

  • در تئوری حکومتهای غیردینی تنها یک مولفه برای بقای حکومت موثر است که از آن به مشروعیت تعبیر می‌شود که در نظامهای غیردینی مردمی، منشا آن رای مردم و در نظامهای غیردینی غیرمردمی، منشا آن فردی و بر مبنای استبداد است.

در تئوری حکومت اسلامی(که خود اعم از جمهوری اسلامی است)، حاکمیت برپایه دو مولفه پایه ریزی و ادامه می‌یابد.

مشروعیت[ویرایش]

  • این مولفه به سلسله طولی نصب حاکم جامعه اسلامی از طرف خدا اطلاق می‌شود که به معنای این است که صرف نظر از رای و اراده مردم، در همه حال فردی از جانب خدا برای حکومت نصب شده‌است.

شیوه یافتن حاکم[ویرایش]

اگر اصل مشروعیت و جزییات آن را بپذیریم، سوالی پیش می‌آید و آن اینکه چگونه می‌توان فهمید که بر اساس سلسله طولی نصب حاکم از جانب خدا، در زمانی مشخص مثل امروز، برای حاکمیت بر مردم، چه شخصی از طرف خدا منصوب شده‌است.

راه حل[ویرایش]

اساسا هیچ راه قطعی و صد در صدی برای یافتن این شخص وجود ندارد، اما بر اساس انچه در روایات وجود دارد و همچنین با استفاده از استدلالهای کلامی، می‌توان به شیوه کشف رسید.

نظریه کشف[ویرایش]

نظریه کشف که توسط بسیاری از حوزویها و همچنین غیر آنها(از جمله مرحوم دکتر شریعتی در مقاله انتظار مذهب اعتراض) ابراز شده‌است، حاوی این مطلب است که جمعی از متخصصین علم حقوق و فقه اسلامی، از میان شرایط و مولفه‌هایی که در روایات شیعه، برای حاکم اسلامی شمرده شده‌است، کسی را که به این صفات و شرایط نزدیک تر است را برگزینند.

خدشه به نظریه کشف[ویرایش]

در این باره مقالاتی از دکتر سروش نگاشته شده که البته پایه و اساس چندانی ندارد.

مقبولیت[ویرایش]

  • این مولفه که همان رای مردم است و در فرهنگ اسلامی از آن تعبیر به بیعت می‌شود برای تشکیل حکومت و ادامه آن لازم است گرچه بعد از بیعت، همه باید از حاکم اطاعت کنند و او را منصوب از جانب خدا بپندارند.

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]