مالش دوستی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مالش دوستی (به انگلیسی:frotteurism) به استمنایی اشاره دارد که مالیدن به دیگری را شامل می‌شود. مالش دوست در مورد مالیدن یا نوازش کردن دیگری، امیال جنسی شدید، مکرر و خیالپردازیهای بر انگیزنده جنسی دارد. قربانی مالش دوست، شریک جنسی راضی نیست، بلکه فرد غریبه‌ای است. مالش دوست در مکانهای پر جمعیتی مانند اتوبوس یا مترو، قزبانی از همه جا بی خبر را انتخاب می‌کند و معمولا خود را به او می‌مالد تا انزال کند. او در حال مالیدن خود به قربانی اش تجسم می‌کند با وی رابطه جنسی نزدیکی دارد. او برای اجتناب از اینکه شناسایی شود، سریع عمل می‌کند و قبل از اینکه قربانی اش پی ببرد چه اتفاقی در حال وقوع است آماده گریختن است. معمولا این رویارویی خیلی کوتاه است و قربانی از آنچه اتفاق افتاده بی خبر می‌ماند.[۱] در مطالعه‌ای روی دانشجویان مرد دانشگاه‌های حومه شهر مشخص شد که لمس آلت، پس از تماشاگری جنسی، از نظر میزان شیوع مقام دوم را در میان انحرافات جنسی داراست (تمپلمن و استینت،۱۹۹۱). لمس آلت به معنای لمس کردن یا مالیدن آلت در حضور یک زن به شکلی شهوانی و در یک مکان شلوغ است-مثل ایستادن در یک اتوبوس و یا مترو به هنگام اوج ترافیک. بسیاری از قربانیان حتی متوجه نمی‌شوند که چه اتفاقی افتاده‌است. بنابراین این رفتار به ندرت مورد توجه مراجع قانونی قرار می‌گیرد. اگر چه تنها ۶ در صد نوجوانان و ۴ درصد بزرگسالان در یک نمونه بالینی بیان داشتند که مشکل لمس آلت دارند، اما ممکن است کم این تعداد به این دلیل باشد که بسیاری از مردان این رفتار را یک مشکل تلقی نمی‌کنند یا تصور نمی‌کنند که برای قربانیان شان آسیب‌زا است (ابل و همکاران،۱۹۹۳). البته آنهائی که گرفتار این عمل می‌شوند، به طور مکرر آنرا انجام می‌دهند. نوجوانان بیان داشتند که ۱ تا ۱۸۰ بار،(به طور میانگین ۳۱ بار) دست به این کار زده‌اند.

نظریه مالش دوستی[ویرایش]

نظریه یادگیری در مورد مالش دوستی نیز مانند نابهنجاریهای جنسی دیگر الگوی مفیدی در اختیار می‌گذارد. طبق این دیدگاه این رفتار در مقطعی از زندگی مالش دوست از طریق تجربه لذت بخش شایدغیر عمدی فراگیری شده و هر بار تکرار این رفتار تقویت بیشتری فراهم می‌کند.[۲]

درمان مالش دوستی[ویرایش]

درمان به صورت یادگیری زدایی این تداعی‌ها از طریق روش‌هایی چون خاموشی و شرطی سازی نا آشکار اجرا می‌شود.[۳]

منابع[ویرایش]

  1. ریچارد پی. هالجین و سوزان کراس ویتبورن(2003). آسیب شناسی روانی. مترجم، یحیی سید محمدی(1384)، جلد دوم، انتشارات نشر روان، تهران، صفحات 19-20
  2. ریچارد پی. هالجین و سوزان کراس ویتبورن(2003). آسیب شناسی روانی. مترجم، یحیی سید محمدی(1384)، جلد دوم، انتشارات نشر روان، تهران، صفحات 19-20
  3. ریچارد پی. هالجین و سوزان کراس ویتبورن(2003). آسیب شناسی روانی. مترجم، یحیی سید محمدی(1384)، جلد دوم، انتشارات نشر روان، تهران، صفحات 19-20