بدن‌نمایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
زن جوانی در بوداپست بدن‌نمایی می‌کند.
زنی در یک ماردی گرا در نیواورلئان سینه‌هایش را نشان می‌دهد

به تمایل فرد به نمایش بدن یا اعضای جنسی و یا رفتار جنسی خود به دیگران در ملا عام یا اماکن نیمه عمومی بدن‌نمایی یا خودنمایشگری[۱] (انگلیسی: Exhibitionism گفته می‌شود. مخاطبان ممکن است گروهی از دوستان، رهگذران یا غریبه‌ها باشند. فرد بدن‌نما با انجام بدن‌نمایی، لذت می‌برد. این لذت لزوماً به ارگاسم منجر نمی‌شود.[۲]

تاریخ[ویرایش]

بدن‌نمایی زنان ریشه در تاریخ دارد و از دوران کلاسیک، گزارشهایی در این زمینه وجود دارد.[۳] هرودوت مورخ یونانی چنین رفتارهایی را در زنان و مردان در تاریخ هرودوت از قرن پنجم پیش از میلاد روایت کرده است.[۴]

روایتی از آنچه به صورت کلینیکی به خودنمایشگری تعبیر می شود بوسیله کمیسیونی برای مقابله با توهین به مقدسات در سال 1550 میلادی در ونیز ثبت شده است[۵].

همچنین در پیشنویس لایحه اصلاحیه در سال 1824 در بریتانیا، برای تجدید نظر در قانون ولگردی (Vagrancy Act of 1824) تبصره ای اضافه شد که نمایشگری در صورتی که در اثر تمایلات بیمارانه باشد از مجازات معاف شود.[۶]

دیدگاه روان‌شناسی[ویرایش]

تا قرن هجدهم، خودنمایشگری به عنوان یک رفتار مجرمانه و پلید تلقی می‌شد. برخی این گونه می‌پنداشتند که بدن نمایی ناشی از ضعف در برقراری رابطه موفق با جنس مخالف است و بیشتر کسانی که در برقراری رابطه با جنس مخالف دچار شکست و یا سرخوردگی شده‌اند، با به نمایش گذاشتن بدن خود به‌ویژه عورت، سعی در جلب توجه و جبران کمبودهای جنسی خود دارند. اولین بار در سال ۱۸۷۷ روانشناس فرانسوی Charles Lasègue (۱۸۰۹–۱۸۸۳) به این پدیده به عنوان یک بیماری یا اختلال جنسی نگریست و آن را مورد مطالعه و تحقیق قرار داد.[۷][۸] پس از او روانشناسان متعددی (از جمله فروید) بر روی این مساله تحقیق نموده‌اند. با تحقیقات جدید تر مشخص شده است که تمایل به نمایشگری در همه انسانها خصوصاً در کودکان و پسر بچه‌ها تا حدودی وجود دارد. تحقیقاتی در زمینهٔ ارتباط نمایشگری با اختلال کم‌توجهی - بیش‌فعالی (ADHD) انجام شده است همچنین مطالعاتی در مورد علاقه پسربچه‌ها در به نمایش گذاشتن ادرار کردن خود ثبت شده است.[۹]) اما این تمایل می بایست به صورت طبیعی در سن بلوغ، در رابطهٔ جنسی با همسر ادغام شده و محو شود. ادامهٔ این رفتار در بزرگسالان یک اختلال جنسی تلقی می‌شود که باید مورد درمان قرار بگیرد. هنوز در بسیاری از کشورها نمایشگری یک جرم محسوب شده و منجر به دستگیری می‌شود.[۸]

افرادیکه اختلال نمایشگری در آنها به صورت خفیف وجود دارد افرادی هستند که با پوشیدن لباسهای عجیب یا انتخاب رنگهای تند و زننده، وهمچنین با بیرون گذاشتن قسمتی از بدن خود از قبیل؛ سینه (در زنان) و غیره صفات جنسی خود را به عمد در معرض تماشا و نظاره دیگران قرار می‌دهند و در ضمن اینکه با این عمل موجبات تحریک جنسی خود را فراهم می‌کنند، و یا دیگران را تحریک می‌کنند. میزان و حد این نمایش با معیارهای فرهنگی متفاوت است. در برخی فرهنگها نمایش بقه باز و موی سینه مردان نیز ممکن است نمادی از اختلال نمایشگری خفیف تلقی شود. [۱۰]

ملاکهای تشخیص[ویرایش]

ملاک‌های تشخیصی "DSM-IV-TR" برای نمایشگری: الف) درطول یک دوره حد اقل ۶ ماهه تخیلات برانگیزنده قوی و عود کننده جنسی، امیال شدید جنسی یا رفتارهای نمایش آلت تناسلی به یک بیگانه غیر منتظر روی می‌دهد. ب) شخص بر اساس این تمایلات جنسی دست به عمل بزند، یا این تمایلات یا خیال پردازی‌های جنسی سبب ناراحتی شدید یا بروز اشکالات بین فردی شوند.[۱۱]

محیط پیرامون[ویرایش]

محیط‌هایی که افراد بدن‌نما در آنها خود را به نمایش می‌گذارند فرق می‌کنند. نمایشگران مرد معمولاً جلوی مدارس دخترانه یا کلیساها، در بین جمعیت، ودر پارک‌ها عورت نمایی می‌کنند، امکان دارد فرد نمایشگر در این محیط‌ها وانمود کند که مشغول ادرارکردن است. گاهی آنها در یک فروشگاه بزرگ فقط بارانی بر تن می‌کنند، سوتی را بر می‌دارند، ودرآن می‌دمند، وزمانی که خریداران زن به جهت سوت زننده نگاه می‌کنند، بارانی خودرا باز می‌کنند؛ یا با آلتی که به حالت نعوظ درآمده است به پنجره خانه ضربه می‌زنند وخود را به نمایش می‌گذارند؛ یا کنار یک زن در سینمای تاریک می‌نشینند واستمناء می‌کنند. نمایشگر زن ممکن است در ورزشگاهها، پارکها، ساحل دریا و یا اتوبوس نمایشگری کند.[۱۲]

برداشت فرهنگی جامعه[ویرایش]

نشان دادن اندامهای تناسلی یا بدن عریان در مکان عمومی، بر حسب اینکه این عمل توسط یک مرد انجام شده باشد یا یک زن، توسط جامعه به صورت کاملاً متفاوتی برداشت می‌شود. چنانچه یک مرد در مقابل زنی بی خبر لباس خود را در آورد، او عورت نما و زن قربانی محسوب می‌شود اما اگر که یک زن در مقابل مردی بی خبر عریان شود، مرد تماشاگر جنسی و زن دوباره قربانی قلمداد می‌شود. به همین دلیل، عورت‌نمایی و تماشاگری جنسی عمدتاً اختلالهای مردانه تلقی شده و جرمهایی هستند که غالباً مردان به آن متهم می‌شوند.[۱۳] حال آنکه به نظر می‌رسد این اختلال جنسی در هر دو جنس زن و مرد وجود دارد. برداشت مردانه بودن اختلال نمایشگری با فرهنگ ضعیف پنداری زنان مرتبط است. با توجه به تفاوتهای فرهنگی در میزان معمول پوشش مردان و زنان در اجتماعات مختلف حد و مرز تشخیص رفتار نمایشگرانه برای مرد و زن متفاوت است. فرهنگ بسیاری از جوامع غربی نمایشگری را تا حدود بسیاری برای زنان پذیرفته شده میداند، به گونه ای که امروزه میزان نمایش اعضای متمایز جنسی در لباس زنان بسیار بیشتر از مردان این جوامع است. در برخی فرهنگهای شرقی حالت معکوس وجود دارد. در اروپای قرون وسطی لباس رسمی مردان نمایشدهنده آلت جنسی و لباس زنان سراسر پوشیده بود. الگوی فرهنگی جامعه در هر زمان و سرزمین معیار متفاوتی برای تشخیص مرز نمایشگری با پوشش عادی ایجاد می کند.[۱۴]

اختلالات همراه[ویرایش]

اختلالاتی که نمایشگری اجباری با آنها همراه می‌شود شامل وسواس دزدیدن، سندرم توره و اختلال بیش فعالی و کم توجهی (ADHD) است.[۱۵]

سبب‌شناسی[ویرایش]

رویکرد روانکاوی اظهار می‌دارد که عوامل روان‌پریشی بدن‌نمایی اجباری، اظهار هویت جنسی ازطریق نشان دادن عضو جنسی و مشاهده واکنش مخاطبان نظیر ترس، تعجب، لذت یا تنفر است. در چنین موقعیتی نمایشگر به طور ناخودآگاه احساس اختگی وناتوانی جنسی می‌کند. در سایر فعالیت‌های جنسی این افراد نیز موضوع اصلی از نشان دادن ونگاه کردن مایه می‌گیرد.[۱۶]

به عبارت دیگر، این قبیل افراد با نشان دادن عضو جنسی خود به یک غریبه، می‌کوشند تا از راه تحت تاثیر قرار دادن او به یک احساس توانایی و تسلط جنسی دست یابند؛ زیرا اغلب روان شناسان و روانپزشکان معتقدند که افراد نمایشگر از نظر شخصیتی دچار احساس نا ایمنی و عدم اطمینان نسبت به توانایی جنسی و دچار احساس حقارت، فقدان قاطعیت و از نظر اجتماعی منزوی هستند.[۱۷]

مانند اکثر رفتارهای جنسی در بزرگسالی، ریشه این رفتار را نیز می‌توان در دوران کودکی جستجو کرد. تمایلات نمایشگری از روابط فرد با والد غیر هم جنسش حاصل می‌شود که غالباً سلطه جو و بیش از اندازه مراقب حال او بوده است، به علت وجود مادر یا پدری تهدید کننده، فرد مبتلا به نمایشگری تا آن حد مضطرب می‌شود که احساس اختگی و تسلیم می‌کند.[۱۸] توضیع این اختلال در جوامع مختلف نشانگان فرهنگی - اجتماعی دارد و این مساله نشان می‌دهند که فرهنگ و روش تربیتی کودک مرسوم در هر چامعه‌ای بر میزان شیوع این اختلال تاثیر مستقیم دارد.

فروید معتقد بود که ریشه نمایشگری در مرحله خودشیفتگی به وجود می‌آید، بدین شرح که لیبیدو (زیست مایه) در سیر تکامل خود، ابتدا در دهان، سپس در مقعد و بعد از آن در عضو تناسلی طفل متمرکز می‌شود. به نظر فروید نوزاد در مرحلهٔ دهانی سراسر اید است و نمی‌تواند خود را از محیط تمیز بدهد. نوزاد تحت کنترل تکانه‌های زیست شناختی است وبه طور کامل موجودی خود خواه است. در این دوره که مرحله قبل از توجه طفل به افراد و اشیای خارج در محیط پیرامون است، طفل پیوسته به خود توجه دارد و از نگریستن به اعضای بدن خود و لمس کردن آنها لذت می‌برد و در واقع به خود عشق می‌ورزد. و اینکه مادر چگونه به خواسته‌های کودک پاسخ دهد، که در این زمان فقط خواسته‌های نهاد است، ماهیت دنیای کودک وتثبیت یا گذر کودک از این مرحله و شخصیت او در بزرگسالی را تعیین می‌کند. حال اگر در این مرحله که طفل فقط به خود توجه دارد و در واقع مظاهر "نارسیسم" یا خود شیفتگی در او متجلی است، لیبیدو تثبیت گردد، خاصیت روانی خود شیفتگی نیز در او باقی خواهد ماند.[۱۹]

فروید علاوه بر عامل خودشیفتگی، محرومیت‌های جنسی را نیز باعث پیدایش اختلال نمایشگری می‌دانست، به همین علت است که دکتر"لوئی" دانشمند فرانسوی عقیده دارد که اگر در فاحشه خانه‌های پاریس بسته شود، درهرکوچه وخیابان شهر پاریس نمونه‌های شگفت انگیزی از اشخاص نمایشگر خودنمایی خواهند کرد. کارل آبراهام معتقد است که ریشه انحراف خود نمایی را در مردان عقدهٔ اختگی و در زنان رشک آلت مردی بوجود می‌آورد، فروید نیز دراین مورد با آبراهام و دکتر میشل هم عقیده است، بنابراین این مورد از نظر فروید باید سومین منشا نمایشگری باشد.[۲۰]

مطالعۀ موردی[ویرایش]

کارل آبراهام با ذکر یک پرونده زن مبتلا به اختلال بدن‌نمایی اجبارگونه به شرح زیر عقیده خود را درباره منشا این انحراف به اثبات رسانده است: خانمی ۲۸ ساله که دارای روابط بسیار صمیمانه با شوهرش بوده، اظهار می‌دارد: {{برای اولین مرتبه در سن ۱۷ سالگی موقعی که در مقابل آینه‌ای برهنه شده بودم، ناگهان متوجه شدم که پسر همسایه مشغول تماشای من است. با کشف این موضوع دچارهیجان وافری شدم که نزدیک بود از فرط لذت غش کنم و به خوبی احساس کردم که لذت این عمل برای من به مراتب زیادتر از لذت جنسی در موقع مجامعت است. در تابستان که برای آب تنی به کنار دریا رفته بودم، نیزچند بار با این عمل لذت فوق العادهای بردم.}} پس از مراجعه به روان‌پزشک معلوم شد که خانم نامبرده دارای اختلال رشک آلت مردی است، یعنی در دوران کودکی (مرحله سوم از رشد روانی جنسی یا مرحله آلتی) با پی بردن ساختار جنسی جنس مقابل، و به دلیل عدم شناخت کامل از همجنسان خود، به توهم فقدان عضو جنسی که در مردان وجود دارد دچار می‌شود، احساس حقارت به او دست می‌دهد و بعلت اینکه اساس خلقت آن با مرد ان تفاوت دارد و فاقد عضو نرینه است، دچار کمپلکس و ناراحتی می‌شود و این ناراحتی که بر اثر واپس خوردن، به ناخودآگاه رانده می‌شود، در هنگام مقتضی تجلی و تظاهر می‌کند و فرد مذکور سعی می‌کند فقدان عضو نرینه را در خود، با توجه و نمایاندن سینه‌ها و دیگر اندام‌هایش جبران کند. پس از اینکه روان کاو، وضع او را تشریح کرد و عقده او را به ضمیرآگاهش آورد، بیمار پس از مدت کوتاهی درمان شد.[۲۱]

رویکرد رفتاری[ویرایش]

این رویکرد عورت‌نمایی اجبارگونه را محصول یادگیری در کودکی تربیت اشتباه می داند؛ یعنی زمانی که فرد هنگام نشان دادن خودش تحریک جنسی شده و ناراحتی و رفتار تند دیگران (والدین) از این رفتار، موجب برانگیختگی او شده است. با گذشت زمان، تکرار این رفتار به قدری تقویت شده که به صورت عادت درآمده است.[۲۲] روانشناسان بر اساس همین رویکرد، برای پیشگیری از رفتار نمایشگری، به والدین توصیه می‌کنند از هرگونه رفتار تند و خشن با کودک در برخورد با نمایش برهنگی یا بر انگیختگی جنسی اش خود داری کنند. کودک رفتاری مجرمانه و ناشایست ندارد و باید به آرامی فرهنگ پوشش را به او آموخت.

رویکرد زیستی[ویرایش]

بیماریهای مغزی نیز ممکن است سبب آزاد سازی تکانه‌های انحرافی گردد.[۲۳]، گزارشهایی در دست است که به همراهی عورت نمایی با اختلال عصب شناسی اذعان کرده‌اند. این گزارشها آسیب مغزی، بویژه آسیبهای قطعهٔ گیجگاهی، را با عورت نمایی مرتبط دانسته‌اند. لازم به ذکر است، که این اختلال عصب شناسی با اختلال میل جنسی به کودکان (بچه خواهی)، اختلال یادگارپرستی، مبدل پوشی جنسی و آزارگری-آزارخواهی جنسی (سادومازوخیسم) نیز همراه شده است.[۲۴]، در گزارش دیگری به مواردی از اختلال میل جنسی به کودکان، اختلال یادگارپرستی، مبدل پوشی جنسی و آزارخواهی جنسی در افراد مبتلا به سندرم توره و اختلال بیش فعالی و کم توجهی اشاره شده است که عوامل ژنیتیکی را در ایجاد این رفتارهای جنسی موثر دانسته‌اند.[۲۵]

درمان روانکاوی[ویرایش]

پایه کار در روان کاوی و روان درمانی بر اساس هشیار کردن ناهشیار است. یک نمونه آن با مورد نمونه در بالا (Case Study) ذکر شده است.

درمان رفتاری[ویرایش]

برای درمان عورت نمایان رویکرد رفتاری، معمولاکاربرد اصول یادگیری، مانند شرطی سازی تقابلی و شرطی سازی بیزاری آور را در بر دارد. فرد باید پیوند بین لذت جنسی و رفتار نمایشگری را یادگیری زدایی کند، که این کار یا از طریق برقراری پیوندهای تازه بین تمایل جنسی و محرک‌های مناسب و یا از طریق مرتبط کردن درد و شرمندگی، به جای لذت، با رفتار عورت نمایی صورت می‌گیرد. برای مثال، درمانگر ممکن است از "شرطی کردن نا آشکار" یا "حساس سازی پنهان "نوعی روش رفتاری، استفاده کند که به موجب آن، درمانجو تجسم می‌کند در حالی آشنایان او را می‌بینند، که مشغول رفتارهای عورت نمایی است، و بدین طریق درمانجو شرم و خجالت زیادی را متحمل می‌شود.[۲۶] این درمان منتقدانی نیز دارد. شرمساری جنسی چنانچه بیش از حد تقویت شود خود باعث مشکلات و اختلالات بسیاری در روابط زناشویی و ارتباطات اجتماعی خواهد شد.

«روش ارضا» یا «شرطی سازی دوباره ارگاسمی» روشی است که به صورت متداول به کاربرد شده است. و شکلهای گوناگونی دارد. در این روش، مراجع با استفاده از خیالپردازیهای غیر نمایشگرانه به خودارضایی تا حد رسیدن به ارگاسم می‌پردازد و سپس در حالی که خیالپردازیهای نمایشگرانه را با صدای بلند بیان می‌کند به خودارضایی ادامه می‌دهد. نتایج نشان داده‌اند که ارضای کلامی به تنهایی نیز دارای آثار قابل مقایسه‌ای با ارضای عملی بوده است، درحال حاضر، روشهای ارضاگری را تحت عنوان "نوارهای ملال آور" در چهارچوب بسیاری از برنامه‌های درمانگری، گنجانده‌اند.[۲۷]

دلزدگی استمنایی: دراینحالت فرد به مدت نیم ساعت بعد از انزال به استمنا کردن ادامه می‌دهد –که تکلیفی ملال انگیز است– و در عین حال هر نوع تغییر در عورتنمایی را با صدا ی بلند شرح می‌دهد.[۲۸]

درمان دارویی[ویرایش]

علاوه بر مداخله‌های روان شناختی، شواهد بالینی متعددی وجود دارد که پاروکستین می‌تواند رفتارهای بی اختیار و تمایلات نمایشگری را کاهش دهد.[۲۹]. همچمین کلومیپرامین جهت کنترل اختلال خودنمایشگری (در صورت همراهی با افسردگی اساسی) مورد مطالعه قرار گرفته است. [۳۰]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. برابر فرهنگستان زبان فارسی.
  2. Baunach, Dawn Michelle. "Exhibitionism" in "exhibitionism"+shock+viewer&source=bl&ots=z2IVN8dkTR&sig=WLp55qxi2r4I2GSE9qBk9QSSjak&hl=en#v=onepage&q="exhibitionism"%20shock%20viewer&f=false Sex and Society. Tarrytown, New York: Marshall Cavendish, 2010. ISBN 978-0-7614-7906-2. p.۲۲۰
  3. "Origin of the world". Rutgerspress.rutgers.edu. 1977-09-23. Retrieved 2012-08-01. 
  4. Herodotus. The Histories. Trans. R. Waterfield. Oxford: Oxford UP, 1998. Book Two, Chapter 60, Page 119.
  5. Bloch, Iwan (1914). "Fall von Exhibitionismus im 16. Jahrhundert". Zeitschrift fur Sexualwissenschaft (Born): i.289. 
  6. Rooth, F.G. (1970). "Some Historical Notes on Indecent Exposure and Exhibitionism". The Medico-Legal Journal. Part 4 38: 135-139. 
  7. Lasègue C. Les Exhibitionistes. L'Union Médicale (Paris), series 3, vol. ۲۳; ۱۸۷۷. Pages 709–714.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ Aggrawal, Anil (2009). Forensic and Medico-legal Aspects of Sexual Crimes and Unusual Sexual Practices. Boca Raton: انتشارات سی‌آرسی. ISBN 1-4200-4308-0. 
  9. Freund, K. , Watson, R. , & Rienzo, D. (۱۹۸۸). The value of self-reports in the study of voyeurism and exhibitionism. Annals of Sex Research, 2, ۲۴۳–۲۶۲.
  10. انصاری،۱۳۷۱
  11. کاپلان، سادوک، ۲۰۰۷\ رضاعی، ۱۳۸۷
  12. روزنهان، سلیگمن\ سیدمحمدی،۱۳۸۰
  13. روزنهان، سلیگمن\ سیدمحمدی،۱۳۸۰
  14. روزنهان، سلیگمن\ سیدمحمدی،۱۳۸۰
  15. ضیاء الدینی، خردمند،۱۳۸۷
  16. کاپلان، سادوک، ۲۰۰۷\ رضاعی، ۱۳۸۷
  17. نیکخو،۱۳۸۷
  18. ستوده، میرزایی، پازند، ۱۳۷۶
  19. انصاری،۱۳۷۱
  20. انصاری،۱۳۷۱
  21. انصاری،۱۳۷۱
  22. هالجین، ویتبورن\سید محمدی،۱۳۸۸
  23. کاپلان، سادوک،۲۰۰۷| رضاعی،۱۳۸۷
  24. لیندزی، پاول\آوادیس یانس، نیکخو،۱۳۷۷
  25. ضیاءالدینی، خردمند، افشار،۱۳۸۷
  26. هالجین، ویتبورن \سید محمدی،۱۳۸۸
  27. دادستان،۱۳۸۲
  28. روزنهان، سلیگمن\ سید محمدی،۱۳۸۰
  29. هالجین، ویتبورن \سید محممدی،۱۳۸۸
  30. "Exhibitionism treated with clomipramine". American Psychiatric Association. 1993-08-01. Retrieved 2014-01-11. 
جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ بدن‌نمایی موجود است.