فضل‌الرحمن ملک

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

فضل الرحمن ملک (۲۱ سپتامبر ۱۹۱۹ - ۲۶ ژوئیه ۱۹۸۸) یکی از متفکران و پژوهشگران اسلامی در قرن بیستم است. فضل‌الرحمن به خاطر اندیشه‌های تجدد متجددانه‌اش درباره اسلام و همچنین مطالعاتی که در مورد هرمنیوتیک و فهم قرآن انجام داده است، شهرت دارد.

او عضو انجمن مرکزی مطالعات اسلامی کراچی است[۱] و جز نویسندگان تاریخ اسلام کمبریج بوده است[۲]

زندگی‌نامه[ویرایش]

فضل الرحمن ملک متولد شهر هزاره هند (امروز در پاکستان واقع شده است) بود و تحصیلات اولیه خویش را نیز در همان جا سپری کرد. فضل الرحمن از متفکرین اهل سنت و پدرش نیز از علمای اهل سنت بوده است.

وی سپس به دانشگاه آکسفورد رفت و تحصیلات خویش را در آن جا ادامه داد. فضل الرحمن رساله دکترای خود را با موضوع فلسفه ابن سینا نوشت. او تا قبل از دعوت رییس جمهور تقریباً لائیک پاکستان برای بازگشت به این کشور، بیشتر درگیر مباحث تئوری و فلسفی و منطقی و فقهی و تفسیر قرآن و امثال آن بود. کشور پاکستان در آن تاریخ (حدود ۱۹۶۰) از هندوستان جدا شده بود و مسأله اصلی در پاکستان ایجاد جمهوری اسلامی و انجام حکمرانی بر اساس آموزه‌های قرآنی و اسلامی و فقهی بود. از سوی دیگر نوگرایان پاکستانی معتقد بودند که فقه معارض حقوق بشر آن دوره (که هنوز هم در برخی تداوم می یابد) نمی‌تواند برای ایجاد حکومت و حکمرانی در دنیای مدرن کافی و وافی باشد. لکن برخی دیگر زیر بار این حرف نمی‌رفتند که دین کامل نیست و توان اداره جامعه را ندارد و... سنتیها مخالف مدرنیزاسیون در پاکستان بودند و دنیای جدید و پدیده‌های عصر مدرنیته مخالفت می نمودند. [نیازمند منبع]

در چنین درگیری فکری بین دو طیف اصلی (اسلام گرایان سنتی و نوگرایان لائیک و نواندیشان دینی مثل فضل الرحمن) حکومتهای متعددی بر پاکستان حاکم شدند. پس از استقلال پاکستان این کشور مشهور به کشور کودتا شد. چرا که هر از چند گاهی دولتی موافق دین (دینگرا) و گاهی دیگر دولتی مدرنتر و لائیکتر حاکم می شدند. و مسأله حکمرانان حفظ رضایت و هماهنگ کردن و همراه کردن فقها و علمای دینی با خودشان بود تا بتوانند بر کشوری که صفت اسلامی (جمهوری اسلامی پاکستان) را با خود به همراه داشت، حکومت کنند.

در این جریان رییس جمهوری بر پاکستان حاکم شد که اندکی لائیک بود و از روشنفکران خارج از پاکستان برای کمک فکری و عملی دعوت به عمل آورد و از جمله فضل الرحمن در این مقطع به پاکستان دعوت شد.

پس از بازگشت فضل الرحمن به پاکستان و دعوت از او برای ریاست موسسه تحقیقات اسلامی، اندک اندک با مشکلات عملی و مسایل جاری حکومت و تعارض بین دین و دنیا و تعارض بین فقه و حقوق اسلامی و نگاه مدرن مستقیماً درگیر و مواجه شد.

فضل الرحمن در سمت ریاست موسسه تحقیقات اسلامی پاکستان از سوی تندروها و اسلام گرایان سنتی پاکستان تحمل نگردید و مجبور شد تا پاکستان را ترک کند و این بار به دانشگاه شیکاگو مسافرت نمود.

آثار[ویرایش]

از کتابهای مهم فضل الرحمن می توان به اسلام، اسلام و مدرنیته، وحی در اسلام: فلسفه و سنت، روش‌شناسی اسلامی در تاریخ، زمینه‌های اصلی قرآن و مقالات مهم او دربارهٔ زکات اشاره کرد.

اندیشه[ویرایش]

در فهم فضل الرحمن از دین و قرآن می توان چند نکته چالش برانگیز که با فهم سنتی از اسلام تعارض دارد اشاره نمود: اول: موضوع زکات است که از نگاه فضل الرحمن زکات نوعی مالیات است و لازم است که مصادیق زکات را گسترش دهیم و تقابل بین زکات و مالیات ایجاد نکنیم. دوم: حد سرقت در زمان صدر اسلام به دلیل اینکه دزدی تنها دزدی نبوده و حیثیت و شرف و اعتبار افراد با دزدی زیر سوال می رفته است، از این رو مجازات و برخورد شارع با پدیدهٔ دزدی سخت و شدید بوده است، حد سرقت امروزه به دلیل اینکه مالکیت با شرف و حیثیت گره نخورده و موضوع جدیدی شده است، پدیدهٔ دزدی موضوعیت سابق را ندارد و حکم جدید می طلبد و لازم نیست با شدت و حدت همان حکم قطع دست و... را اجرا کنیم. حتی نوع برخورد فقهای اسلامی با مسأله اثبات سرقت و محدود کردن شیوهٔ اثبات سرقت و تنگ کردن دایره اجرای آن نشان از غیرعادلانه بودن قطع دست به دلیل دزدی در عصر جدید دارد. به عبارت دیگر می توان احکام اسلامی متناسب با شرایط زمان و مکان قدیم را دوباره بازخوانی نمود و متناسب با شرایط زمان و مکان جدید و فهم عادلانه و مصلحانه و معقول از دین داشته باشیم.

فهم قرآن[ویرایش]

نقطه عزیمت فضل الرحمن تفسیر قرآن و بازخوانی از قرآن است. فضل الرحمن از آنجا که تفسیر قرآن را نوعی بازخوانی از قرآن می داند، سعی نمود که نوعی بازسازی اجتهاد در دین را سامان دهد. گرچه او اهل سنت است و اجتهاد به معنای شیعی را قبول ندارد، اما سعی کرد نوعی منطق فهم قرآن ارایه دهد و حتی با بهره گیری از نظریات هرمنوتیکی امثال بتی و گادامر سعی نمود بین دو دیدگاه جمع نماید. یکی دیدگاه امثال بتی که قایل اند می توان متون قدیمی را فهمید و دیگری امثال گادامر که فهم متون قدیمی را به دلیل اینکه خواننده درشرایط و موقعیت و فضای فکری و فرهنگی متن نیست امکان پذیر نمی‌دانند.

به هر رو فضل الرحمن نواندیشی دینی است که با نگاههای سنتی و قرائتهای متحجرانه از قرآن مبارزه می کرد. یکی از این افراد که با فضل الرحمن چالش نوشتاری و فکری نیز داشت، مرحوم ابوالاعلی مودودی متفکر برجستهٔ پاکستان است که انتقادات فراوانی بر فضل الرحمن وارد نمود. در عین حال جالب اینجاست که در مقدمه کتاب اسلام؛ فضل الرحمن ضمن ابراز تأسف از شنیدن خبر فوت ابوالاعلی مودودی می نویسد که جهان اسلام اندیشمند بزرگی را از دست داده است. (و این نشاندهنده انصاف علمی فضل الرحمن است که حتی منتقد سرسخت خود را یاد می‌کند و احترام می گذارد و درگذشت او را تأسف آور می خواند.[۳]۱۳۸۸).

پانویس[ویرایش]

  1. cambridge history of islam , volume 2b , page v , First published : 1970 , Cambridge University Press
  2. Rahman, Fazlur
  3. فرزانه حجازی، مقاله اندیشه فضل الرحمن، دانشگاه شهیدبهشتی، دانشکده حقوق،

منابع[ویرایش]

  • عبدالله سعید، مقاله فضل الرحمان و اندیشه‌های وی در باب فهم و تفسیر قرآن، ترجمه مهرداد عباسی، مجله مدرسه، شماره ۴، مهر ۱۳۸۵.
  • حسین کمالی، مقاله فایده تاریخ در آموزه‌های اصلاحگرایانه فضل الرحمان، مجله مدرسه، شماره ۴، مهر ۱۳۸۵.
  • سعید شهاب، مدرنیستی معتدل احیاگری اخلاق گرا، گفتگو با فروغ جهانبخش، مجله مدرسه، شماره ۴، مهر ۱۳۸۵.
  • فریدریک ماتیوس دنی، مقاله میراث فضل الرحمان، ترجمه حمیدرضا نمازی، مجله مدرسه، شماره ۴، مهر ۱۳۸۵.
  • فضل الرحمان، مقاله اسلام و مدرنیته (خلاصه کتاب)، ترجمه ابوالفضل والازاده، مجله مدرسه، شماره ۴، مهر ۱۳۸۵.
  • سیدعلی آقایی، کتابشناسی فضل الرحمان، مجله مدرسه، شماره ۴، مهر ۱۳۸۵.
  • فرزانه حجازی، مقاله اندیشه فضل الرحمن، دانشکده حقوق دانشگاه شهیدبهشتی، ۱۳۸۸.
  • حجت محمدشاهی، مقاله مقایسه آرا و اندیشه های فضل الرحمن و محمد منصورنژاد؛ دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۸۸.