علیمردان‌خان (معاصر)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از علیمردان خان (معاصر))
پرش به: ناوبری، جستجو
شیر علی مردون
علی مردان خان چهارلنگ
تصویر علی مردان خان بختیاری
درگذشت ۱۳۱۳ خورشیدی
زندان قصر، تهران
سال‌های فعالیت مبارزه مسلحانه (۱۳۱۳-۱۳۰۸)
نقش‌های برجسته چهار لنگ بختیاری
لقب شیرعلی مردان
همسر بی بی عروس
والدین بی‌بی مریم بختیاری و علیقلی خان چهارلنگ


علیمردان خان از رؤسای ایل چهارلنگ بختیاری در جنوب غربی ایران بود که با ارتش رضاشاه درگیری داشت.[۱]

علی مردان خان در سال ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۳ به مدت ۵ سال مبارزه مسلحانه داشت. وی از خوانین طایفه اصلی ممصالح یا محمود صالح بود که این طایفه از شش تیره اصلی بنام های: آل داود، آدگار، ممجلاردین، اورش، کافلی تشکیل شده است . وی در آن زمان در منطقه که هم اکنون جز شمال غرب استان اصفهان (فریدن) در روستایی به نام چهل چشمه زندگی می‌کرد همچنین بناهایی در روستای اورگان بنا نمود که امروزه به عنوان یک بنای دولتی در این روستا مورد استفاده قرار می‌گیرد. اما این روستا‌ها فاصله کمی با مرکز استان چهار محال بختیاری داشته و البته در منطقه‌ای واقع شده که ان را می‌توان حد فاصله چهار لنگ و هفت لنگ نامید. در ضمن می‌توان اشاره کرد که طایفه ممصالح این مکان را به عنوان اییلاق خود انتخاب کرده و در زمستان‌ها به گرمسیر خوزستان مهاجرت می‌کردند. و در ان زمان این روستا‌ها جز استان چهار محال و بختیاری بوده اند


پیشینه[ویرایش]

فرزند بی بی مریم معروف به سردار مریم بختیاری و علیقلی خان چهارلنگ بود. پدرش عليقلي خان پسر محمد علي خان پسر الله كرم خان پسر محمد حسين خان پسر ابدال خان از طايفه ي محمود صالح يكي از شاخه هاي بزرگ چهارلنگ بود. مادرش بی بی مریم، معروف به سردار مریم بختیاری دختر حسینقلی خان ایلخانی بختیاری بود. بی بی مریم در جنگ اول جهانی که بخش‌هایی از ایران اشغال و زیر نفوذ نیروهای استعمارگر روسی و انگلیسی قرار گرفته بود، به طرفداری از نیروهای آلمان و عثمانی و علیه نیروهای اشغالگر روس و انگلیس قیام کرد.

پدرش در بین طوایف زیادی از چهارلَنگ و در بین هفت لَنگ‌ها نیز جایگاه خاصی داشت و مادر شجاعش بی‌بی مریم به سردار مریم بختیاری شهرت داشت. بی‌بی مریم فرزند یکی از سران بختیاری بود که به دست پسران ناصرالدین شاه (سلطان مسعود میرزا ملقب به ظل‌السلطان) کشته شد.

پدرش در جوانی در اثر توطئه‌ای فامیلی وفات یافت. علیمردان خان، کودکی خود را نزد دایی‌های خود علیقلی خان سردار اسعد و خسروخان سردار ظفر گذراند و به مکتب رفت تا اینکه در سال ۱۳۰۲ خورشیدی بعد از مجزا شدن طوایف چهارلنگ از هفت لنگ به همراه برادر خود محمد علی خان به عنوان روسای این طایفه تعیین گردیدند. علیمردان خان پس از چندی بر علیه دولت رضاشاه شورید و بختیاری و شمال خوزستان را تصرف کرد اما نهایتا با تهاجم ارتش و پا در میانی دیگر خوانینِ بختیاری پس از یکسال جنگ در قهفرخ، فرخ شهر کنونی حاضر به صلح و تسلیم شد و به زندان قصر منتقل گردید. سرانجام در سپیده دم سال ۱۳۱۳ خورشیدی و برخلافِ امان نامه‌ای که رضاشاه صادر کرده بود در برابر جوخه اعدام قرارگرفت.

مرگ علیمردان خان تأثیر زیادی بر ایل بختیاری گذاشت تا حدی که دلیری‌های او در میدان جنگ بمیانِ مثلها و شعرهای بختیاری نیز راه یافت و آهنگسازان برای او ترانه شیرعلیمردان را ساختند.وی توسط سردار اسد و سردار ظفر (دایی های خود) به دلیل حفظ قدرت که در آن مقطع در حکومت بدست آورده بودند رودست خورد و باتوجه به کمک طایفه خود و ایلخان بزرگ محمدتقی خان شجاع الممالک نتواست به هدف نهایی خود برسد.

اگرچه در میان بختیاری‌ها نارضایتی‌های درون ایلی کم نبود. اما قیام علی‌مردان‌خان صرفاً از عامل فوق نشأت نمی‌گرفت. این نارضایتی‌ها از دوره ناصرالدین شاه که با قدرت گرفتن شاخه هفت لنگ، چهارلنگ‌ها به میزان زیادی از قدرت سیاسی محروم گشتند، وجود داشت. با این حال، عامل اصلی نارضایتی مردم، اسکان اﺟﺒﺎری ﻋﺸﺎﻳﺮ و اقدام بهتخت قاپو (يک جا ماندن عشاير در يک منطقه بيشتر از شش ماه) و خلع سلاح آنها بود. علیمردان خان از طایفه محمود صالح و چهارلنگ بود که در دوره رضا شاه حکم ایبیگی راگرفت که در آن زمان حکم ایلخانی را به محمد تقی خان شجاع الممالک از طایفه محمود صالح نوه چراغعلی خان بختیاری گرفته بود.

علی مردان خان در کلام نویسندگان[ویرایش]

درسپیده دم یکی از روزهای اسفند 1313 حیاط زندان قصر فضای غم انگیزی بخود گرفته بود.در وسط سنگ فرش حیاط چوبه داری دیده می شد.که در فاصله معینی تعدادی نظامی مسلح در حالیکه تفنگهای خود رااماده شلیک می کردند جهت اجرای ماموریت مرگباری صف کشیده بودند.محکوم به مرگ که کسی جز علیمردان خان بختیاری نبود . به تعبیر بزرگ علوی جامه ای زیبا بر تن کرده و سر و رویی اراسته داشت با گامهای بلند و استوار حلاج وار بدون انکه ذره ئی ترس در وجودش داشته باشد به قتلگاه نزدیک می شد و در حقیقت او می رفت تا شهادت مظلومانه ی خود را بر صحیفه ی ر‍ژیم دیکتاتوری رقم زند. سید جعفر پیشه وری از قول یکی از زندانبانان که شاهد اعدام ان سر کرده دلیر بختیاری بود می نویسد: در اخرین لحظاتی که میخواستند وی را به چوبه دار ببندند کلاه پهلوی خود را به نشان نفرت از رژیم پهلوی مچاله کرد و دور انداخت و صدای رسایش که می گفت زنده باد ایران و آزادی با صفیر چند گلوله خاموش شد و لحظاتی بعد جسد بیجان مردی که دلی چون شیر و عزمی پولادین داشت و در میدان های جنگ هیچ رزمنده ای پشت او را ندیده بود دمر بپای چوبه دار بر زمین در غلطید.

علی مردان خان در شعر شاعران[ویرایش]

محسن پزشکیان:

برگ بلوط ها از پِشِنگه باروت
مُشبک است
آن کیست
راه بر نفسِ تنگه بسته؟
آن کیست
رِکه کرده
از کُچه بلند؟
وقتی دهان سنگرش از چهچه ی گلوله تهی ماند
دلم رُمبید
که را دلی است که در نعش شیر علی نگاه کند؟
آن سوی سنگ پوزه های مورب
آن سوی آفتاب
آنجا که کرکسان
قیقاج می زنند
مگر نعش شیر علی افتاده است؟
که را دلی است که در نعش او نگاه کند؟
جز بی عروس
که توریِ سپید را
از سر هنوز نگشوده است؟
بی عروس!
نعش شیر علی را
از زیر آفتاب
بردار
= مرثیه بختیاری =

تفنگ عليمردون هم باز صدا كرد سرهنگ كُله پوستي هنگ بِلا كرد

تفنگ عليمردون هم باز قُرمنيد سرهنگ كله پوستي چادر رُمنيد

بي عروس كل ايزنه كل بساكي سَنگران خين گِرِد تا كفت خاكي

بي عروس تو كل بزن كل بساكي تفنگچي ز مم صالح سُوار ز راكي

شُمشير عليمردون طلاي بي غَش به زمين بِرچ ايزنه به آسمون تَش

نظامي كله پوستي لنگا مَلاري ني تري جنگ بُكُني وا بختياري

طياره بال بال كنه سر كوه وِردُون اسم شانه كور كنه شير علي مردون

طياره بال بال كنه سر كوه فردون شُمشيرم به گِــل زنم سي كل ايرون

دودر گل سي كشتنم پلان بريدن گـــويلم ز داغ مـــو كمر بريدن

بالـونا بالا هوا بــالا تنيــده ددويل محمد علـــي پلا بريده

كُجه تيپ كُجه سپـاه كُجه فراشُم ره بدين دام و ددوم بيان سر لاشم

بيست و چهار تير خَردُمه هني بهوشم ليكه دام و ددوم اويــــد به گوشم

سِر تنگ تاته تنگ تانك و زره پوش ما بين شال و قوا خين ايزنه جوش

پانویس[ویرایش]

  1. در تاریخ ایل بختیاری علی‌مردان‌خان دیگری هم مشهور شده که پس از مرگ نادرشاه، خود را نایب السلطنه می‌پنداشت و پس از نزاع با کریم خان زند و شکست خوردن از وی در چهارمحال بختیاری ترور شد.

منابع[ویرایش]