محسن پزشکیان
| محسن پزشکیان | |
|---|---|
![]() |
|
| زادروز | سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۲۶ خورشیدی[۱] محله گنبد شهر کازرون |
| درگذشت | خرداد ماه ۱۳۵۸ خورشیدی در تصادفی در راه قم |
| آرامگاه | بهشت زهرای کازرون |
| محل زندگی | کازرون، بوشهر، تهران |
| ملیت | ایرانی |
| پیشه | معلم ادبیات، استاد هنر، بازیگر تئاتر |
| سالهای فعالیت | دهه ۴۰ و ۵۰ |
| نقشهای برجسته | او از مفاخر کازرون است و در ارتقای شناخت عمومی از فرهنگ کازرون نقش مهمّی داشته |
| سبک | شعر محلّی کازرونی، در هنرهای دیگر نیز سبکهایی از خود به جا گذاشته[۲] |
| لقب | «شاعر و مبارز فقید انقلابی»[۳] |
| دوره | قرن ۱۴ |
| آثار | شش دفتر مجموعه اشعار از ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۸ |
| همسر | ملیحه کشاورز |
| فرزندان | نازنین و منصوره |
| والدین | آقابزرگ و فاطمه |
| جایزهها | لوح جشن فرهنگ استان فارس سال ۱۳۸۴ و جایزه کتاب فصل از طرف علیرضا قزوه |
محسن پزشکیان فرزند آقابزرگ (زادهٔ ۶ بهمن ۱۳۲۶ در کازرون – درگذشتهٔ خرداد ۱۳۵۸) معلم، نویسنده، نمایشنامهنویس، بازیگر تئاتر، متفکر سیاسی، طراح، کاریکاتوریست، مجسمه ساز، خطاط، نقاش و شاعر معاصر و از مفاخر مهم کازرون است. انجمن ادبی–هنری بیشاپور واقع در کازرون، در یک گزارش آنلاین، و هفته نامه بیشاپور در شماره ۱۸ مورخ ۲۲ خرداد ماه ۱۳۸۵ و یک ویژه نامه همراه شماره ۱۹ مورخ ۲۹ خردادماه ۸۵ در مورد محسن پزشکیان چنین منتشر کردهاند.
محتویات |
زندگی نامه [ویرایش]
محسن پزشکیان فرزند آقابزرگ در روز سهشنبه ۶ بهمن ۱۳۲۶ خورشیدی[۱] در محلهٔ گنبد شهر کازرون زاده شد. وی که تا ۱۴ سالگی در کازرون زندگی و تحصیل میکرد، در سال ۱۳۴۰ برای ادامه تحصیل به تهران رفت. در ۱۵ سالگی به خاطر تسلّط بر طرّاحی به عنوان طراح مراکز تربیت معلّم حرفهای ارتش استخدام شد و آثاری نیز، در انتشارات آن سازمان از خود به جا گذاشت. او در پایان سال اوّل دبیرستان به بوشهر بازگشت و به ادامهٔ تحصیل پرداخت. تحصیلات کارشناسی را در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران به پایان رساند و پس از پایان خدمت سربازی در دبیرستانهای کازرون مشغول تدریس شد.[۱].
از جمله فعالیتهای سیاسی و اجتماعی وی میتوان به نمایشنامهای با رنگ و بوی سیاسی اشاره کرد که خود نوشت و در دانشگاه تهران بازی کرد. او به دلیل شرکت در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و به روی صحنه بردن نمایشنامه آموزگاران به کمک همفکرانش در حدود یک سال در زندان اوین و قزلحصار تهران به سر برد. اشعارش (که اغلب در سالهای ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۸ سروده شده) نیز غالبا رنگ و بوی سیاسی دارند.
نگاهی به آثار او به خوبی، یکپارچگی و یکدستی زبان و تنوع تجارب شعری و تسلط او را بر اصول و مبانی شعر قدیم و جدید نشان میدهد و جایگاه او را به عنوان یکی از شاعران پیش گام و برجسته تثبیت میکند و در قیاس با بسیاری از شاعران متعهد آن زمان اشعار پزشکیان یک سروگردن بالاتر میایستد.
پزشکیان، در تجربه کردن و سرک کشیدنهایش به آفاق شعر امروز ایران با اشعار برخی شاعران بزرگ معاصر آشنایی و الفت خاصی داشته است و به خصوص در دو دفتر اول کتاب این حالت تجربی مشهود است. چنان که از همان شعر آغازین کتاب دل بستهٔ سهراب سپهری و خیالات نازک اوست. در انتهای دفتر نخست، تاثیرات سهراب به تدریج رنگ میبازد، هم در لحن و زبان و سطح واژگان شعری و هم درون فضا و وزن و موضوع. در دفتر دوم گاه گداری نشانههایی از توجه شاعر به زبان و لحن مهدی اخوان ثالث دیده میشود، گرچه بسیار کمرنگ و گذرا. این همه، روند تکاملی این دفتر بیانگر تلاش شاعر برای رسیدن به پختگی و پرداختگی زبانی و دستیابی به تکیه گاهی مطمئن در ذهن و زبان است. تعهد و دردمندی که در کسوتی شاعرانه بروز کرده است، از ویژگیهای اشعار این دفتر است.
در دفتر سوم پزشکیان به تدریج خود را از افسون وزنهای گوش نواز و پایان بندیهای تمیز و رعایت دقیق اسلوبهای نیمایی می رهاند و گوشه چشمی نیز به تجارب و آزمونهای فروغ فرخزاد در شکست اوزان نیمایی دارد و در عین حال از تاثیر لحن و فضای شعر فروغ نیز برکنار نمانده است شاعر در دفتر پنجم، که حاوی واپسین سرودههای اوست، از زبان نسبتا ورز یافته و تثبیت شدهٔ خود در بیان عصیانها و اعتراضهای اجتماعی بهره برده است. این زبان اما، همچون اغلب شعرهای میانهٔ دههٔ پنجاه در مواردی، سخت وام دار احمد شاملو است. از اقسام شعر، اگر چه پزشکیان به شعر نو نیمایی گرایش بیشتری دار د، چیره دستی او در قالب کهن مثل غزل و رباعی، و به ندرت مثنوی و قصیده، یادکردنی است. غزلهای اولیهٔ شاعر حاکی از علاقهٔ او به مفاهیم تغزلی با عنایت به شیوهٔ سخن سرایی سعدی است، اما به تدریج گرایش او به مفاهیم اجتماعی عمق و تازگی خاصی به غزلهای نو کلاسیک او بخشیده است و از این لحاظ و با توجه به جدیت و پیگیری شاعر طی یک دهه فعالیت مستمر شاعری در قالب غزل میتوان مرحوم پزشکیان را از کسانی دانست که در دههٔ پنجاه در احیای این قالب سنتی و تلفیق آن با دستاوردهای نو گرایانه همت گماردهاند. گو اینکه، به لحاظ انتشار نیافتن شعرهایش در زمان سرایش نمیتوان برای او نقشی تاثیر گذار قائل شد. البته با توجه به آشنایی شاعر همشهری اش، مرحوم نصرالله مردانی، با توجه به شعرهای او به ویژه در حوزهٔ غزل نو میتوان گفت مرحوم پزشکیان به طور غیرمستقیم در احیای قالب غزل در دههٔ شصت نقش داشته و تجربههای او از طریق مردانی به نسل بعد، که نسل اول انقلاب بودند، منتقل شده است.
زبان پزشکیان در غزلهایش زبانی تراش خورده و پر انرژی است. غزلهای اولیهٔ شاعر، در دفتر اول و دوم، رنگ و بویی رمانتیک و شخصی دارد، با اوزانی نرم و نسیم گونه اما، به مرور (از نیمههای دفتر دوم)، صبغهٔ اجتماعی غزلهای او روشن تر و پر رنگ تر میشود. غیر از غزل، بیشترین گرایش شعری پزشکیان در قالبهای قدیم و رباعی و دوبیتی است. البته، رباعیات و دوبیتیهای او، به رغم شور و فروزندگی شاعرانهای که دارند، همپای غزلهای او نیستند. ولی از کنار کوششهای شاعر در احیای این دو قالب کهن نباید بی اعتنا گذشت و نام پزشکیان را باید در زمرهٔ آن دسته از شاعران نو پرداز معاصر یاد کرد که سعی در دمیدن روحی تازه در پیکر فرسودهٔ شعر کهن فارسی داشتهاند. حرکتی که با رباعیات سیاوش کسرایی آغاز شد در رباعیات منصور اوجی تثبیت شد و با رباعیات شاعران دورهٔ انقلاب همچون سید حسن حسینی و قیصر امین پور، در نیمهٔ نخست دههٔ شصت، به اوج خود رسید.
در سرتاسر پنج دفتر شعر محسن پزشکیان، رویکرد شاعر به واژگان بومی و استخدام آنها در شعرهای نو به خوبی نمایان است، حال و هوایی که یادآور شعرهای جنوبی منوچهر آتشی نیز هست. اقامت شاعر در بوشهر، زادگاه آتشی، مُهر تاییدی پای آشنایی نزدیک او با فضای شعرهای آتشی میگذارد.
پزشکیان آنقدر عمر کرده که ثمرهٔ تلاشهای ملت ایران را در نظام فکری و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی کشور در بهمن سال ۱۳۵۷ نظاره گر باشد، اما فرصت نیافت که سرنوشت آن را دنبال کند وی در سال ۱۳۵۸ در سن ۳۲ سالگی به همراه تنی چند از افراد خانواده خویش، و نیز جمعی دیگر از مردم کازرون، جهت دیدار با روح الله خمینی به قم سفر کرد، امّا در راه تصادف کرد و کشته شد. بدن وی را در بهشت زهرای کازرون به خاک سپردند.
شهرت [ویرایش]
وی به سه دلیل تا سه دهه بعد از فوتش ناشناخته ماند:
- کم کیفیت بودن نوارهای ضبط شده از او
- فعالیتهای سیاسی اش در ۱۰ سال قبل از انقلاب اسلامی ایران و مرگ زودرسش پس از پیروزی انقلاب که فرصت چاپ دفاتر شعر و آثار هنری اش را از او گرفت.
- وفاداری اش به سبک محلّی[نیازمند منبع]
با این وجود او در کازرون همواره شناخته شده بودهاست. تاکنون هم یک خیابان و یک مدرسه و یک هنرستان در سطح شهر کازرون به نام او نامگذاری شده؛ و یادوارهای نیز در آبان ماه ۱۳۷۸ در ادارهٔ ارشاد کازرون با حضور شاعر معاصر منوچهر آتشی برای وی برگزار شده. در این یادواره از او به نام شهید یاد شده. زیرا او در شعر «شهادت» که نیمی را در شب و نیمی را در روز سفر به قم سروده چنین آورده: «در گیر و دار خویش و خدا بودم، که ناگهان، صدای خشک دندههایم را، در حال خرد شدن، در زیر پای اژدهای آهن، بر آسفالت شنیدم، و نهنگ دریای شهادت شدم.» از جمله غزلیات مشهور وی به لهجهٔ محلّی، غزل «حضرت کازرونی» ست که در آن مردم این شهر را به اتّحاد دعوت کرده[۱]. مطلع شعر چنین است[۴]:
| حَضَرات کازرونی بِیلیم گِلِه پیش هم نَکنیم | دِ بَسَن یکی وُ دوتُ کَمُ و بیش هم نکُنیم |
برادر وی حسین پزشکیان از ارتباط بسیار نزدیک او با منوچهر آتشی، علی باباچاهی،محمدرضا نعمتی زاده و دیگر شعرای مطرح جنوب خبر دادهاست.
مرحوم نصرالله مردانی نیز تحت تأثیر غزلهای نو پزشکیان، به سرودن غزل روی آورد و نامش را در میان احیا کنندگان غزل در دهه شصت به ثبت رسانید.
حبیب الله بهزادی در سال ۱۳۵۹ در شماره ۱۳۰ روزنامه خبر جنوب درباره محسن پزشکیان چنین مینویسد: از صفات برجستهٔ محسن، احساس عمیق او برای محرومان و سیه روزان جامعه بود. به این انگیزه، ضمن تحصیل در دانشگاه، در شبهای سرد تهران، کت و کفش و موجودی پول خود را به گرسنگان و پابرهنههایی که در گوشه خیابان به انتظار مرگ، خوابیده بودند، میبخشید و با پای برهنه و نیمه لخت، به خانه بر میگشت و از شدّت اندوه، گرسنه میخوابید. به سخن دیگر، زیبایی خلقت در حد شگفتی در محسن متجلّی بود.
منو چهر مظفریان در باره او مینویسد: متوجه شدم که بار دیگر در خارستان جنوب گلی روییده که مشام جانها را نوازش میدهد شاعری پا گرفته که سخنش با همه لطافت خاری است که بر چشم دشمن مینشیند و عقدهٔ دل دوست را میترکاند و او را به تلاش توفنده وا میدارد.
و حسن حاتمی درباره پزشکیان مینویسد: هر چند در منطقه بدلیل عدم دسترسی و شتاخت کافی به همه آثار محسن پزشکیان او را بیشترشاعری موفق در محلی گویی میشناسند. اما باید اشاره کنم که پزشکیان علاوه بر اینکه شعر کلاسیک و آزاد را موفق تجربه کرده بود. درهنر طراحی، نقاشی، قصّه و حتی خوشنویسی هم دستی توانا داشت. محسن پزشکیان، با تکیه و تاکید بر اصالت کلام، تفکر و خلاقیتهای شگفت انگیزش بود که توانست خود را به عنوان هنرمندی تأثیر گذار در جامعه مطرح سازد. اشعار محلی پزشکیان پا به پای بومی سرایان سترگِ هم اقلیمی او(بیژن سمندر- ایرج شمسی زاده- فرج الله کمالی) سینه به سینه مردم میچرخد.
در سال ۱۳۸۵ قیصر امین پور گفت: "کاش این مجموعه در همان سالها منتشر شده بود".
در سال ۱۳۹۱ کتاب شش دفتر پزشکیان مورد نقد و بررسی قرار گرفت که صابر امامی، محمدرضا ترکی و محمد تمدن در این جلسه حضور داشتند
محمد تمدن در این نشست گفت: دوستی من با پزشکیان در سال ۴۹ آغاز شد. در همان سالها او در دانشکدهٔ ادبیات نمایشگاهی برگزار و طراحیهای خود را عرضه کرد. آن آثار بسیار عالی بودند، به اعتقاد من اگر نسخههایی از آنها در دسترس بود، بسیار موثرتر از این اشعار بودند. پزشکیان در آن سالهای خفقان، طرحهایی جسورانه ارائه کرده بود. از جمله طرحی بود به نام ذوالاکتاف؛ در آن صفی از مردمی را تصویر کرده بود که به جای طناب شاپور ذوالاکتاف، لولههای نفت از کتفشان رد شده بود. آن جسارت و البته زمزمهٔ اشعارش در برخی محافل، باعث شد که رژیم به او حساس و مقدمات زندانی شدنش فراهم شود.
در سال ۱۳۹۱ بزرگداشتی از طرف حوزه هنری برای پزشکیان برگزار گردید.
در این بزرگداشت مصطفی رحماندوست در خصوص خاطرهای که از پزشکیان در ذهنش بود گفت: من و محسن پزشکیان هر دو در سال ۴۹ وارد دانشگاه شدیم آن زمان به شعرهای محسن حسودیم میشد. یادم هست در یکی از سالهای دوران دانشجویی در زاهدان خشکسالی آمده بود و ما که در آن زمان شور انقلابیگری داشتیم برای کمک به آنجا رفته بودیم. در این سفر و در راه بازگشت، من شعری گفته بودم که هرگز در هیچ کجا هم منتشرش نکردم؛ برای اینکه بسیار بد بود، اما به خاطر دارم که محسن تحت تاثیر آنچه دیده بود شعری بسیار تاثیر برانگیز سروده بود و من در جا حفظش کردم و هرگز از خاطرم نرفت. محسن در زمان دانشجویی برایم معلمی غیرمستقیم بود که وقتی فهمیدم از دست رفته بسیار تاسف خوردم و مطمئنم که اگر زنده میماند بسیاری از قلهها را فتح میکرد.
محمدرضا ترکی نیز در این بزرگداشت با بیان اینکه مرحوم پزشکیان در ابتدا به گروههای چپگرای روزگار خود گرایش داشت، گفت: تحول روحی در آثار وی مشهود است و گرایش به عرفان و خوانش ابنعربی تاثیر شگرفی در شعر پزشکیان داشت.
و محمد تمدن از همکلاسیهای پزشکیان در بارهٔ ایشان چنین گفت: من و محسن در دوران دانشجویی نمایشنامهای کار میکردیم که به نام صیادان بود نوشته زنده یاد اکبر رادی و به کارگردانی فرامرز طالبی خاطرم است محسن در این نمایشنامه دیالوگی داشت که اهانت به افرادی بود که میخواستند تعدادی از صیادان را استثمار کنند و هر وقت محسن این دیالوگ را میگفت دستش را بلند میکرد و خطاب به عکس شاه ایران که در بالای سن نصب شده بود این دیالوگ را ادا میکرد.
و یوسفعلی میر شکاک ادامه داد: شعرهای فارسی پزشکیان با آنکه حاصل بیش از یک دهه شاعری است در سالهای اولیه چهره آشکاری ندارد. تاثیرپذیری از شاعرانی مانند سهراب سپهری، مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو و نیما یوشیج در آثار او مشهود است. آشنایی پزشکیان با مرحوم محمدرضا نعمتی زاده و منوچهر آتشی باعث شد که اندک اندک محور بومیگرایی و واژههای محلی برشعرهایش چیره شوند و بتوان به او برای چهره شاخص ادبی شدن امید بست. وی افزود به یقین پزشکیان اگر میماند یکی از درخشانترین شاعران فارسی لقب میگرفت.
علیرضا قزوه نیز در پاییز ۱۳۹۱ جایزه کتاب فصل خود را به محسن پزشکیان تقدیم کرد.
آثار [ویرایش]
آثار وی شامل تحقیقات، اشعار و نقاشی هاست:
- تابلوهای خط و نقاشی از مناظر محلی و آداب و رسوم، معماری بومی و... - چاپ ۱۳۸۳
- چندین دفتر شعر به لهجه محلی (کازرونی)، شعر آزاد نیمایی، دوبیتی، رباعی، قصیده، مثنوی و غزل. روحیهٔ انقلابی در اغلب غزلیات وی قابل رویت است. اشعار پزشکیان را میتوان از نظر یکپارچگی زبان، سواد ادبی، تسلط بر اصول و مبانی شعر قدیم و جدید و تنوع تجارب شعری جزء بهترین و قویترین آثار عصرش به شمار آورد. تسلط او بر قالبهای کهن همچون غزل و رباعی ستودنی است.
- کتابها
- شش دفتر: مجموعه اشعار محسن پزشکیان (۱۳۲۶-۱۳۵۸)، به کوشش عمادالدین شیخالحکمایی و علی میرافضلی، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی/انتشارات کازرونیه، ۱۳۹۰[۶]
پینوشت [ویرایش]
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ حبیب الله بهزادی، رشد معلم
- ↑ کازرون نما
- ↑ ستین لر
- ↑ خبر گزاری کازرون (kazerounnews)
- ↑ قصههای مردم کازرون
- ↑ پزشکیان، شیخالحکمایی و میرافضلی، شش دفتر.
منابع [ویرایش]
- پزشکیان، محسن، (به کوشش:) عمادالدین شیخالحکمایی و علی میرافضلی. شش دفتر: مجموعه اشعار محسن پزشکیان (۱۳۲۶-۱۳۵۸). تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی/انتشارات کازرونیه، ۱۳۹۰. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۶۱۴۳۱۶-۳.
پیوند به بیرون [ویرایش]
| متن مربوطه در ویکینبشته: محسن پزشکیان |
