شاباش
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
شاباش به نقل، سکههای بیارزش، پول، سکه نقره، سکه طلا و حتی جواهری گفته میشود که به رقاص داده و یا بر سر عروس و داماد میریختند. در گذشته به آن آقچه (کلمه مغولی به معنی زر یا سیم مسکوک) میگفتند. از سعدی شیرازی آمدهاست:[۱]
| مزدگانی که گل از غنچه برون میآید | صد هزار آقچه ریزند عروسان بهار |
در رسوم قدیم تهران، شاباش روز عقدکنان، «حق خانواده عروس» و شاباش شب عروسی «حق خانواده داماد» بود. گاه که مطرب و رقاص به بزمی دعوت میشدند، آنقدر در گرفتن شاباش ابرام و اصرا میکردند که کار به رسوایی میکشید. از این روی بعضی کسان، هنگام آوردن مطرب، حق گرفتن شاباش را از آنان سلب میکردند.[۲]
[ویرایش] منابع
- ↑ محمود کتیرایی. از خشت تا خشت. تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی. ۳۵۱.
- ↑ محمود کتیرایی. از خشت تا خشت. تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی. ۳۵۰.